شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
08 October 2016
مجله کارگر

«جان بهنام ابراهیم زاده در خطر است»

۱۳۹۳ دی ۰۱

بهرنگ زندی-شادیار عمرانی/ رادیو کوچه

 

محمد اشرفی: «برای حمایت از بهنام ابراهیم زاده هر کاری که می‌توانید انجام دهید»

گفت‌وگو با محمد اشرفی سخن‌گوی کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بهنام ابراهیم‌زاده فعال کارگری زندانی و فعال حقوق کودکان در اعتراض به انتقال خود به بند یک زندان رجایی شهر کرج و عدم تفکیک جرایم دست به اعتصاب غذا زده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بهنام ابراهیم‌زاده روز چهارشنبه ۱۲ آذر ماه پس از بازگشت از دادگاه، از سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج که به زندانیان سیاسی و عقیدتی تعلق دارد، به بندی که به زندانیان با جرایم سنگین و بزهکاران تعلق دارد منتقل شد.

وی از‌‌‌ همان روز دست به اعتصاب غذا زده و اکنون در شرایط جسمی نا‌مساعدی بسر می‌برد.

در همین رابطه گفت‌وگویی داشتیم با محمد اشرفی سخن‌گوی کمیته حمایت از شاهرخ زمانی که بیش‌تر به جزییات این اعتصاب غذا اشاره دارد.

«بهنام ابراهیم زاده کارگر زندانی، فعال کارگری و فعال حقوق کودک که هم‌اکنون در بند ١٢رجایی‌شهر در زندان است، به مدت ١۵ روز است که در اعتصاب غذا به سر می‌برد و بنا بر گزارشی که کمیته حمایت از شاهرخ زمانی منتشر کرده است در وضعیت جسمی بسیار خطرناکی به سر می‌برد. در همین رابطه کمیته حمایت از شاهرخ زمانی بیانیه‌ای را منتشر کرد که گلایه‌هایی را هم از تشکل‌ها و اتحادیه‌های کارگری و کمیته‌های دفاع از کارگران زندانی کرده بود. در این بیانیه که خطاب به بیرون منتشر شده بود،  به وضعیت بهنام ابراهیم زاده هم اشاره شده است. در این رابطه گفت‌وگویی داریم با آقای محمد اشرفی سخن‌گوی کمیته حمایت از شاهرخ زمانی»

behnam

بهنام ابراهیم زاده

بهرنگ زندی: «آقای اشرفی سوال اول من این هست که انگیزه بهنام ابراهیم زاده از اعتصاب غذا در حالی که وارد شانزدهمین روز خود می‌شود چه بوده است و الان در چه وضعیتی به سر می‌برد؟»

محمد اشرفی: «موضوع در رابطه با اعتصاب غذای جدید بهنام مربوط می‌شود به ماجرای چند ماه قبلی که در بند ٣۵٠ زندان اوین اتفاق افتاد و یکی از زندانیانی که شدیدن مورد ضرب و شتم واقع شد و چندین ماه در انفرادی نگهداری شد بهنام ابراهیم زاده بود. بعد از آن تنبیهات و اذیت و آزاری که در انفرادی انجام شد و شکنجه‌هایی که اخبارش منتشر شد و بر علیه بهنام در زندان اوین اتفاق افتاد، بعد ایشان را به زندان گوهردشت منتقل کردند. آن موقع هم بهنام  نسبت به انتقال غیرقانونی‌اش دست به اعتصاب غذا زد. البته وقتی می‌گوییم انتقال غیرقانونی، انتقال از یک زندان به زندان دیگر به عنوان مجازات محسوب می‌شود و طبق قانون هیچ مجازاتی خارج از حکم دادگاه نباید وجود داشته باشد. ولی در جمهوری اسلامی چنین تبعیض‌ها و چنین انتقال‌هایی اتفاق می‌افتد، به خصوص بر علیه کارگران زندانی اتفاق می‌افتد، بدون این‌که دستور دادگاهی یا تفهیم اتهامی وجود داشته باشد. به هر صورت همان موقع بهنام را به زندان گوهردشت منتقل کردند، منتها به بند یک. بهنام دست به اعتصاب غذا زد و موفق شد آن‌ها را وادار کند که بند ١٢ منتقلش کنند. تا این‌که حدود یک ماه قبل بهنام را دوباره به دادگاه خواستند، واین دادگاه پرونده‌سازی علیه بهنام در رابطه با مواردی بود که در ٣۵٠ اتفاق افتاده بود. بعد از دادگاه بهنام را به بند یک برگرداندند و او را به بند ١٢ سیاسی ندادند. و بهنام در اعتراض به این مساله دست به اعتصاب غذا زد و حداقل این بار خواسته‌اش این هست که باید او را به بند ١٢ برگردانند. به عنوان حق قانونی هر زندانی که طبق قانون افکیک جرایم باید بهنام به عنوان زندانی سیاسی در بند ١٢ باشد، نه در بند یک که محل نگهداری زندانیان جنایت‌کار یا زندانیان خطرناک است. می‌دانید که جمهوری اسلامی چندین سال است که از همان بدو تشکیلش جرم سیاسی را به رسیمت نشناخته و همیشه اعلام کرده‌اند که ما زندانی سیاسی نداریم و این یکی از مطالباتی است که تمامی زندانیان سیاسی تلاش می‌کنند که به جمهوری اسلامی تفهیم کنند که جرم سیاسی وجود داردو این‌ها زندانی سیاسی هستند. جمهوری اسلامی هم با عناوین مختلف دست به جنایت می‌زند که اجازه ندهد چنین موضوعی ثابت شود. برای همین جمهوری اسلامی در چندین سال اخیر تلاش می‌کند که بندهای سیاسی را در زندان‌ها مختالف را منحل کند. از جمله در بند ٣۵٠ زندان اوین منحل کرد، هم‌اکنون در زندان ارومیه  زندانیان به خاطر همین موضوع دست به اعتصاب زده‌اند و در زندان‌های دیگر هم از این خواسته اعلام حمایت کردند. و امروز تلاش جمهوری اسلامی در این هست که اگر بتواند بند ١٢ زندان گوهردشت را که سیاسی است نیز منحل کند. ویکی از مواردی که سعی می‌کند زندانیان سیاسی را به بندهای مختلف منتقل کرده و به بند ١٢ منتقل نکند این مورد است. از طرف دیگر وجود زندانی سیاسی در بند سیاسی با بقیه‌ی زندانیان قدرت مبارزه به زندانی می‌دهد و کمک می‌کند که از آن پراکندگی نجات پیدا کند. این یکی از مهم‌ترین موارد زندانیان سیاسی امروز ایران است.»

ashrafi

محمد اشرفی

بهرنگ زندی:« آقای اشرفی همان‌طور که می‌دانید دیگر کارگران زندانی از جمله آقای رضا شهابی و آقای شاهرخ زمانی در بند ١٢ زندان گوهردشت به سر می‌برند. آیا این زندانیان سیاسی که در بند ١٢ هستند اقدامی تا این لحظه در حمایت از بهنام انجام دادند؟»

محمد اشرفی:« رضا شهابی فعلن در زندان یست و به صورت مرخصی به خاطر بیماری در بیرون از زندان به سر می‌برد. ولی اگر او را به زندان برگردانند، به بند ١٢ منتقلش می‌کنند. حمایت‌هایی در گذشته یعنی در ٢ هفته پیش از طرف زندانیان سیاسی بند ١٢ از بهنام اتفاق افتاد، بیانیه‌ای بیرون دادند. همچنین رضا شهابی از طریق سخن‌گویش اعلام حمایت کرد، منتها این کم‌رنگ دیده شد. به همین دلیلی ما گلایه‌ای داشتیم از بقیه‌ی تشکل‌ها که چرا حمایت‌ها را منعکس نمی‌کنند و چرا امروز که بهنام نیاز به کمک‌های زیادی دارد به صورت گسترده کمکی نمی‌کنند. همچنین اخیرن ٢١ نفر از زندانیان سیاسی گوهردشت بیانیه‌ای در حمایت از اعتصاب غذای زندانیان ارومیه صادر کردند که در آن هم اعلام حمایت از بهنام ابراهیم زاده صورت گرفته است.»

بهرنگ زندی:« من می‌خواهم این پرسش اساسی را مطرح کنم، چرا تشکل‌های کارگری در محیط کار از جمله سندیکاها و اتحادیه‌های کارگری در داخل ایران به خصوص اقدام عملی در جهت حمایت از این کارگران زندانی بر نمی‌دارند؟ تنها بهنام ابراهیم زاده نیست. در مورد شاهرخ زمانی و رضا شهابی هم همین اتفاق افتاد. شما علت این مساله را در چه چیزی می‌بینید؟»

محمد اشرفی:« متاسفانه سازمان‌دهی و هم‌بستگی به صورت ارگانیک میان تشکل‌های موجود وجود ندارد و از طرفی اکثریت مجامع کارگری یا شرکت‌های که کارگران در آن‌جا کار می‌کنند و یا حتی به اعتراضاتی هم دست می‌زنند ارتباط‌ها و پیوندهای ارگانیکی با هم ندارند و این کمبود تقصیر تمامی فعالان پیشرو کارگری است که نوتانستند چنین پیوندی را برقرار کنند. در حال حاضر یک اختلاف نظری وجود دارد و اکثریت کارگران به صورت توده‌ای با خود اینگونه فکر می‌کنند یا حتا اعلام می‌کنند که مشکل ما چیز دیگری هست، ارتباطی با فعالان سیاسی کارگری یا فعالان کارگری که دارای افکار و اندیشه‌های سیاسی هم هستند ندارد و ما مشکل‌مان نان و غیره است و این‌ها کوتاهی است که ما نتوانستیم توضیح دهیم یا کارگران متوجه شوند که این دو از هم جدا نیست و فعال کارگری برای این‌که بتواند به توده‌های کارگر و فعالان کارگری کمک کند مجبور است که دارای فکر و اندیشه هم باشد. این باعث شده است که اکثریت کارگران یا حتی تشکل‌های موجود نتوانند آن آگاهی طبقاتی که می‌تواند همبستگی طبقاتی را ایجاد کند کسب کنند. و به نظر من تشکل‌های کارگری به خصوص کمیته‌های حمایت و دفاع امروز وظیفه‌ی بسیار سنگینی دارند در رساندن توده‌ی کارگران به این درک که بدون حمایت از کارگران زندانی و بدون حمایت از فعالان امروزی طبقه کارگر امکان رسیدن به تشکل‌های کارگری و همبستگی طبقاتی و یا تشکلی که مورد نیاز طبقه کارگر است نخواهد بود.»

مطالب مرتبط

نان گران شد، هزینه خانوار کارگری از سه میلیون تومان گذشت

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,