شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
کافه کوچه هفتم

«مرد سوم و مثلث نوابغ»

۱۳۹۳ دی ۰۴

آزاد عزیزیان/رادیو کوچه

با همکاری: پردیس شهرابی

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

تاریخ سینما:

«کارول رید» در دهه‌ی چهارم قرن بیست از تیاتر به سینما آمد. نخستین فیلم‌های او از نظر سبک به شدت تیاتری بودند .فیلم «قطار شبانه» محصول سال ۱۹۳۹ نقطه عطفی در کارهای وی بود. فیلمی که تا حدود زیادی به سبک آثار هیچکاک ساخته شده است. «رید» انگلیسی اولین فیلمش «در پاریس اتفاق افتاد» را در سال ۱۹۳۵ کارگردانی کرد. در فیلم «قطار شبانه» وی جنبه‌ی تازه‌ای در دوربین کشف کرد. ایجاد هیجان با انتخاب زاویه‌های غیرمنتظره و عکس‌بندی و هم‌‌چنین تغییر ناگهانی محل دوربین.

«کارول رید» به خوبی از قدرت دوربین برای نشان دادن نقطه نظر و بیان آشوب یا رنج و پریشانی درونی آگاه بود. وی همیشه برای فیلم‌هایش حاشیه‌ی صدا تهیه می‌کرد و این تا حد زیادی به قوت فیلم‌هایش می‌افزود.

از بهترین فیلم‌های «رید» می‌توان به «مرد سوم»، « جدا افتاده»، « بت افتاده» و «الیور» اشاره کرد.

1

کارول رید در کنار گراهام گرین

وی در سال ۱۹۴۹ برای فیلم «مرد سوم» برنده‌ی نخل طلا از جشنواره‌ی فیلم کن شد و در سال ۱۹۶۸ جایزه‌ی اسکار بهترین کارگردانی را برای فیلم «الیور» از آن خود کرد.

 

فیلم هفته:

-مرد سوم

«مرد سوم» را می‌توان بهترین اثر «رید» دانست. بسیاری «رید» را با این فیلم می‌شناسند. «مرد سوم» ساخته‌ی ۱۹۴۹ با سناریویی فوق‌العاده از «گراهام گرین» است. پس از نوشتن این فیلم‌نامه «گرین» بر این اساس رمانی نوشت و پس از آن بود که رمان «مرد سوم» منتشر شد. این فیلم به «وین» پس از جنگ جهانی دوم می‌پردازد. پس از جنگ جهانی دوم و استقرار نیروهای متفقین در شهر وین، این شهر به چهار ناحیه تقسیم شده است و هر ناحیه توسط یکی از نیروهای متفقین اداره می‌شود. در چنین موقعیتی نویسنده‌ی داستان‌های عامه‌پسند آمریکایی «هالی مارتینز» به دعوت دوستش به وین می‌آید. همان روز به وی خبر می‌رسد که دوستش در یک تصادف رانندگی مرده است. این فیلم در ژانر «نوآر» ساخته شده است. چنین ژانری می‌تواند سیاهی آن روز‌های پس از جنگ را به خوبی به نمایش بگذارد و در این محصول مشترک «گرین» و «رید» توانسته است در مقابل سینمای وقت و تعاریفش به خوبی قد علم کند. سینمایی که در آن شخصیت‌های خوب داستان همواره انسان‌هایی مرتب، منظم و از خود گذشته، فداکار و بی‌توجه به مادیات و عشق و زن و… هستند و شخصیت‌های بد انسان‌هایی با چهره‌های چین و چروک و کثیف و… می‌باشند. شخصیتی که در این داستان به آرمان دوستی خیانت می‌کند، خود خالق چنین شخصیت‌هایی در وسترن‌های عامه‌پسندش است.

2

اورسن ولز در مرد سوم

کاراگاه موجود در این نوآر یعنی «هالی» در شرایطی قرار می‌گیرد که به ناچار نقش کاراگاه را عهده‌دار می‌شود. «هالی» به جستجوی دوستش «هری» می‌پردازد و پس از آن‌که از طریق یکی از همسایگان متوجه می‌شود که در بازگویی مرگ «هری» توسط دوستانش تناقضاتی با توصیف صحنه‌ی تصادف توسط مرد همسایه وجود دارد، داستان باز می‌شود و ما با «هری» بیشتر آشنا می‌شویم. دوران پس از جنگ اینجاست که به کار می‌آید. قحطی دارو و در این‌جا «پنی سیلین» و نقش بازار سیاه در چنین شرایطی. «هری» توسط پزشکی در بیمارستان ارتش «پنی سیلین» تهیه کرده و پس از رقیق کردن آن، به فروشش در بازار سیاه می‌پرداخته است. این نیز برای «هالی مارتینز» که دوستش «هری» را دوست دارد قابل باور نیست. وی باید به جستجو ادامه دهد. در نهایت دو راهی‌ای که «هالی» در آن باید قرار بگیرد و تصمیم نهایی را اتخاذ کند به وجود می‌آید. «هری» نمرده است و «هالی» یا باید او را لو دهد و یا در مقابل آن‌چه وی انجام می‌دهد سکوت کند و با وی به همکاری بپردازد. «هالی» با دوستش «هری» قرار ملاقاتی تنظیم می‌کند و در یک گریز و فرار در فاضلاب اصلی وین «هری» کشته می‌شود.

«رید» به خوبی توانسته است در این فیلم  با استفاده از دوربین‌اش وین پس از جنگ جهانی دوم را به نمایش بگذارد. زاویه‌های غیر عادی دوربین، سایه‌های بزرگی که روی کف باران خورده‌ی خیابان‌ها حرکت می‌کنند و… به خوبی این فضا را توصیف کرده‌اند.

3

در سکانس چرخ و فلک که دو دوست دیرین با هم روبه‌رو می‌شوند، «هری» به روشنی به بیان نوع نگاهش‌ می‌پردازد. انسان‌ها از بالای چرخ و فلک کوچک دیده می‌شوند و از دید وی از بین رفتن تعدادی از این نقاط هیچ تاثیری در دنیا ندارد. این سکانس را باید با سکانس فاضلاب شهر و محل مرگ «هری» مقایسه کرد. آن‌جا دیگر خبری از چرخ و فلک نیست و «هری» در نهایت در فاضلاب اصلی شهر وین کشته می‌شود.

حضور «رید»، «گراهام گرین» و «اورسن ولز» در این فیلم مثلثی را تشکیل داده که سبب شده است این فیلم تا به امروز هم یکی از شاهکارهای سینما باشد.

از دیگر نکات جالب فیلم این است که موسیقی فیلم تنها با یک ساز و آن هم «سیتر» تهیه شده است. موسیقی‌ای فوق‌العاده که توسط «آنتون کاراس» نواخته شده است.

«مرد سوم» از بهترین‌های سینمای کلاسیک است که حول محور مفاهیمی هم‌چون خیر و شر، حقیقت و مصلحت، عشق و تنهایی، رفاقت و عدالت و… می‌‌گردد.

مطالب مرتبط

روزی روزگاری در غرب

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , , , , ,