شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
کافه کوچه هفتم

« نیوریالیسم ایتالیایی، آلمان سال صفر»

۱۳۹۳ دی ۰۷

آزاد عزیزیان/رادیو کوچه

با همکاری: پردیس شهرابی

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«رم شهر بی‌دفاع»، «پاییزا» و حتی «آلمان سال صفر» فیلم‌هایی آموزشی بودند. زیرا من در این فیلم‌ها کوشش داشتم حوادثی را که شخصن درگیر آن بودم و غرق اندیشه‌ام می‌ساخت را کشف و درک کنم. این فیلم‌ها کشف وقایع تاریخ بودند. یا بیشتر کشف چگونگی این وقایع بودند. کشف نوع رفتاری که از طریق شرایط یا موقعیت تاریخی خاص معین می‌شوند.( تریلوژی جنگ-ترجمه‌ی وازریک درساهاکیان)

«آلمان سال صفر» با این عبارات شروع می‌شود:

هرگاه یک آرمان از قوانین جاودانی اخلاقیات و نوع‌دوستی مسیحی‌وار- که اساس زندگی انسانی را شکل می‌دهند- منحرف شود، نباید سرانجامی جز جنونی جنایت‌آمیز داشته باشد.

این سرانجام حتی حزم ذاتی کودکی را لوث می‌کند، که از جنایتی مهیب به جنایتی مشابه رانده شده و در آن به خاطر صفای پاکی، به رهایی از گناه می‌اندیشد. این فیلم در تابستان ۱۹۴۷ در برلین فیلم‌برداری شد. قصد این است که این فیلم در نهایت سادگی، تصویری عینی و واقعی از این شهر نیمه‌ویران باشد که در آن سه و‌نیم میلیون تن زندگی وحشتناک و بسیار سختی را می‌گذرانند، بی آن‌که بدان آگاه باشند. آن‌ها چنان در فلاکت و بدبختی زندگی‌ می‌کنند، که گویی اصل طبیعی زندگی‌شان است. اما بدون خستگی و بدون نیروی عقل یا ایمان. این فیلم نه اتهامی به مردم آلمان وارد می‌کند و نه قصد دفاع از آنان را دارد. بلکه تنها نمایانگر واقعیت‌هاست. اما کسی که تمام ماجرای «ادموند کویلر» را می‌بیند، متوجه می‌شود که باید کاری کرد که کودکان آلمان دوباره عشق به زندگی را بیاموزند. آن زمان است که سازندگان آن فیلم پاداش تلاش خود را گرفته‌اند.

«آلمان سال صفر»، فیلمی در مورد فقر است. این یکی از ویژگی‌های مهمی است که در واقع می‌توان آن را اساس شکل‌گیری جنبش نیوریالیستی ایتالیا دانست. جنگ و تاثیر آن بر زندگی مردم و سینما. نیوریالیسم هم خودش محصول چنین جنگی است. جنگی که سبب شد استودیوهای «چینه‌چیتا» نابود شوند و هیچ پولی در کار نباشد که به حمایت سینما بپردازد. در چنین شرایطی است که نیوریالیسم شکل می‌گیرد. اولین لوکیشنی که در فیلم با آن مواجه می‌شویم گورستانی در شهر برلین است.  در همین سکانس کارگردان به تماشاگرش می‌گوید که در این فیلم از مرگ خواهم گفت. «ادموند» ۱۲ ساله از سر فقر به گورکنی روی آورده است و به دلیل نداشتن مجوز کار اخراج می‌شود. سکانس بعدی افرادی را نشان می‌‌دهد که به جان اسبی در وسط خیابان افتاده‌اند و می‌خواهند گوشتش را تقسیم کنند. وضعیت آلمان در سال صفر بدین‌گونه است.

1

روبرتو روسلینی

 

تصاویر واقعی از برلین ۱۹۴۷ آمده‌اند که پوچی سخنان نازیست‌ها را به نمایش بگذارد. آنان که می‌گفتند برترین‌ها هستند، اکنون با جنگ‌شان چیزی جز بدبختی به جای نگذاشته‌اند. به قول کارگری که در فیلم سخن می‌گوید، «ما قبلن ناسیونال سوسیالیست» بودیم و اکنون «نازی». نازیست‌هایی که توانسته بودند در مقیاسی وسیع کارگران و مردم عادی جامعه را به نفع چیزی که هیچ ربطی به آنان نداشت، سازمان دهند و پس از جنگ نیز تمام آوار بر سر آنان خراب ‌شود.  صدای هیتلر را سربازان خارجی می‌خرند تا آن را در موزه‌های‌شان به نمایش بگذارند و هیتلر و جنبش‌اش اما برای مردم آلمان آن روزها بدبختی‌ای واقعی به جای گذاشته‌اند. «آلمان سال صفر» محصول جنگ و نازیسم است. سال صفر آلمان است و در سال صفر چیزی برای خوردن یافت نمی‌شود. پدر «ادموند» مریض و در بستر افتاده است. خواهرش تن به خیابان داده و برادر بزرگ‌ترش به علت معرفی نکردن خود برای کار، در خانه خود را مخفی کرده است. «ادموند» در شرایطی که کاری برای وی وجود ندارد، به دزدی روی می‌آورد. آن‌ها جیره‌ی خوراک سه نفر را دریافت می‌کنند و این جیره برای چهار نفر کافی نیست. معلم قدیمی «ادموند» به صورتی تلویحی به وی می‌گوید که عامل بدبختی خانواده‌‌اش پدر بیمارش است. پدر وی ضعیف است و اقویا باید ضعفا را نابود کنند. «ادموند» کودک، پدر خود را می‌کشد. متعاقبن رنجی بزرگ و سپس خودکشی «ادموند» که آخرین سکانس فیلم است. «آلمان سال صفر» فیلمی به شدت ناراحت کننده اما واقعی‌ست. نمایش واقعی تصاویر و مستندگونه بودن از ویژگی‌های بارز این فیلم است. فیلمی که به شدت بوی مرگ می‌دهد.

 مهمان این برنامه: ادریس عبدی

مصاحبه را به طور کامل در فایل صوتی بشنوید.

سوال اول: کسی که فیلم‌های جنبش نیوریالیسم ایتالیایی را دنبال کرده باشد به نقش اساسی کودک در این فیلم‌ها پی می‌برد. همچنان‌که در این فیلم یعنی «آلمان سال صفر» نقش اصلی را «ادموند» کودک بازی می‌کند. چرا نقش اول فیلم روسلینی یک کودک است؟

ادریس عبدی: همان‌طور که تو نیز اشاره کردی، کودک در اکثر فیلم‌های نیوریالیستی مانند فیلم‌های «دزد دوچرخه» و «آلمان سال صفر»، نقش اصلی‌ای را ایفا می‌کند. فیلم‌های این جنبش فیلم‌هایی واقع‌گرا هستند و بیش‌تر خاستگاه پیدایش این سبک، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و حتی وضعیت سیاسی جامعه‌ی پس از جنگ ایتالیا است . کودکان نیز در جامعه‌ی ایتالیا و در این فیلم‌ها کسانی هستند که بیش‌ از افراد دیگر مورد ظلم و اضمحلال قرار گرفتند. به این دلیل است که به طور مثال در فیلم «آلمان سال صفر»، مشاهده می‌کنیم که «ادموند» کودکی است که واقعن کودکی نمی‌کند و مانند بزرگسالان زندگی می‌کند و مدام در تلاش است که زندگی خود و خانواده‌اش را حفظ کند و به دلیل کودک بودن و بی‌تجربه بودنش از طرف شخصیت‌های دیگر در فیلم به آسانی تحت تاثیر قرار می‌گیرد و مسیر زندگیش تغییر می‌کند.

سوال: جمله‌ای اولی که فیلم با آن شروع می‌شود و همچنین کشیشی که در ویرانه‌های برلین پس از جنگ پیانو می‌زند، این را در ذهن مخاطبش ایجاد می‌کند که انگار روسلینی برای مسیحیت و اخلاقیاتش نوعی نقش رهایی‌بخش در نظر گرفته است. در حالی که خود روسلینی در بسیاری جاها گفته است که کارش فقط نشان دادن واقعیت بوده است و به تبلیغ هیچ نوع نگاهی نپرداخته است. اگر این‌طور است این نوع نگاه رهایی بخش به مذهب از کجا ناشی می‌شود؟

2

آلمان سال صفر

 

ادریس عبدی: اولن خود روسلینی در یک مصاحبه‌ای گفته است که به هیچ وجه انسان مذهبی‌ای نیست. روسلینی پس از  آن‌که فیلم «مسیح موعود» را ساخت، یک خبرنگار با وی مصاحبه‌ای انجام داد و وی اذغان کرده بود که به هیچ وجه انسان مذهبی‌ای نیست. این را باید بگویم که اکثر کارهای روسلینی در هنگام تولید، چه از طرف منتقدان و چه از طرف برخی از مردم و حتی شخصیت‌های سیاسی، مورد استقبال قرار نگرفتند و به کارهای وی بسیار خرده گرفته بودند. بعدها وقتی این فیلم‌ها دوباره تحلیل شدند، منتقدان به این پی بردند که این فیلم‌ها، فیلم‌های قابل تاملی هستند. به طور مثال «استفانو رونکرونی» می‌گوید: آلمان سال صفر آخرین پرده‌ی اعتراف است. پذیرش تمام و کمال درام است که بعدتر اتفاق می‌افتد. وقتی همه چیز تغییر کرده، وقتی سیاست پاک کردن خطاهای گذشته آغاز شده است.

هم‌چنین «آندره بازن»، یکی از بزرگترین منتقدان سینما خیلی شیفته‌ی کارهای روسلینی بوده است.

روسلینی چه از طرف چپ‌ها و چه از طرف راست‌گرایان مدام متهم شده است. به طور مثال کمونیست‌ها در آن دوران می‌گفتند که روسلینی از فاکتور‌های اصلی سینمای نیوریالیسم که به موضوعات اجتماعی و واقعیت‌هایی که در جامعه ایتالیا اتفاق می‌افتند، هم‌چون مسایل کارگران و طبقه‌ی پایین و متوسط جامعه و تاثیرات جنگ بر زندگی‌ این طبقات می‌پردازند، دور شده است و راست‌گرایان می‌گفتند که فیلم‌‌های وی گزافه‌گویی‌هایی کمونیستی بیش نیست. بعدها با فیلم‌هایی چون «رم شهر بی‌دفاع»، «پاییزا» و «آلمان سال صفر» به این پی بردند که واقعن بدین‌گونه نیست. روسلینی در اکثر مصاحبه‌هایش می‌گوید که من به دنبال مشاهده هستم و نمی‌گویم این خوب است یا این بد است. آیین بد است یا خوب است. این که یک کشیش را در یک کلیسای یا خانه‌ی ویرانه‌ی که مشغول پیانو زدن است نمی‌تواند این معنا را برساند که اگر ما انسا‌ن‌ها به آیین مسیحیت یا هر آیین دیگری پایبند باشیم، زندگی آرام می‌شود و دوباره صلح و آشتی برمی‌گردد. دغدغه‌ی روسلینی به عنوان یک کارگردان بیشتر این بوده است که به دنبال کشف ناگفته‌هایی باشد که جواب دادن به آن‌ها در جامعه‌ی آن‌ روزهای ایتالیا بسیار مشکل بوده است. به نظر من گفته‌ای که در ابتدای فیلم می‌آید و هم سکانس مربوط به کشیش نشان دفاع روسلینی از دین نیست.

سوال: بارزترین ویژگی‌هایی که سبب می‌شوند «آلمان سال صفر» را در کاتاگوری فیلم‌های جنبش نیوریالیستی دسته‌بندی کنیم، کدام‌ها هستند؟

edrisabdi

ادریس عبدی

 

 

ادریس عبدی: برای پاسخ دادن به این سوال باید به مولفه‌های سینمای نیوریالیستی پرداخت. من ابتدا می‌خواهم به زمینه‌ی هنری این مکتب اشاره بکنم. در دروان حکومت فاشیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها در ایتالیا، نوعی سینما رایج بود که ارتباط مخاطبان را با واقعیت کاملن قطع کرده بود و تمام هم و غم آن ترویج تصویری خوب از ایتالیا بود. فاشیست‌ها سانسور می‌کردند و تمام آن فیلم‌هایی که به شیوه‌ای تصویر بدی از ایتالیا به مخاطبان نشان می‌دادند، ممنوع اعلام شده بودند و از تولید چنین فیلم‌هایی جلوگیری می‌شد. مولفه‌ی دیگر زمینه‌های اقتصادی و سیاسی بود که قبلن هم بدان اشاره کردم. در دوران حکومت «موسولینی»، سیطره‌ی فاشیسم  بر صنعت فیلم‌سازی باعث شکل‌گیری استودیو‌های بسیار بزرگی به اسم «چینه‌ چیتا» شده بود. با شروع جنگ جهانی دوم همه‌ی این استودیوها ویران شدند. در چنین شرایطی فیلم‌سازان سبک نیوریالیستی مجبور شدند که از لوکیشن‌ها و میزانسن‌های واقعی استفاده کنند. این به آن‌ها کمک کرد که به آن واقعیتی که مد نظرشان بود، برسند. همه‌ی لوکیشن‌های فیلم «آلمان سال صفر» لوکیشن‌های واقعی بودند که شهر برلین پس از جنگ را نشان می‌دهد که ویرانه‌ای بیش نیست. همین بسیار کمک کرده بود که مخاطب بیشتر با تم و درون‌مایه‌ای که روسلینی مدنظرش بود، ارتباط برقرار کند. در این فیلم روسلینی در کنار استفاده از بازیگران حرفه‌ای، از بازیگران آماتور نیز استفاده کرد.

ما معمولن در فیلم‌های قبل از نیوریالیسم در ایتالیا، قاب‌بندی‌های کاملن آراسته و تعریف‌شده ‌ای را مشاهده می‌کردیم، اما در فیلم‌های نیوریالیستی و این‌جا «آلمان سال صفر»، قاب‌ها نا آراسته و نامتعارف هستند. نورپردازی نامتعارف بود و حتی نگاتیوی که در ضبط و تولید این فیلم مورد استفاده قرار گرفته بود، به لحاظ دانه دانه بودن و گین بالایی که داشت، حس طبیعی بودن و مستند بودن فیلم را دوچندان کرده بود. یک مولفه‌ی دیگر درون‌مایه‌ی فیلم بود که داستان یک خانواده‌ای را روایت می‌کند که در یک وضعیت بحرانی به سر می‌برند و این وضعیت از جنگ تاثیر گرفته است. آن‌ها به طور کاملن بدوی‌ای زندگی می‌کنند. به طوری که برای امرار معاش، «ادموند» مجبور است دست به هر کاری بزند. یعنی آن تم و درون‌مایه‌ای که اکثر فیلم‌های نیوریالیستی دارند یعنی مشکلات طبقاتی و مشکلات اجتماعی را منعکس می‌کند. یکی دیگر از مولفه‌هایی سینمای نیوریالیستی نوع روایت است. در فیلم‌های قبل از سینمای نیوریالیسم روابط‌های موجود در روایت دارای یک نوع رابطه‌ی علت و معلولی هستند و این در حالی است که در سینمای نیوریالیستی و «آلمان سال صفر» واقعه‌هایی که در فیلم اتفاق می‌افتند، تاکید بر عنصر تصادف دارند. این عنصر تصادف، یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های سینمای نیوریالیستی است.

مطالب مرتبط

مرد سوم و مثلث نوابغ

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , , , , , ,