Saturday, 18 July 2015
21 September 2020
عشق و چشمان باز رویا

«انتشار عاشقانه‌های رزه آوسلندر»

2015 January 08

گزارش / رادیو کوچه

 

اواخر پاییز امسال دفتری از اشعار عاشقانه رزه آوسلندر (Rose Ausländer)، با نام «عشق و چشمان باز رویا» در ایران توسط انتشارات سرزمین اهورایی منتشر شد. اشعار این مجموعه که توسط خسرو کیان‌راد از آلمانی به فارسی برگردانده شده انتخابی از سروده‌های سال ۱۹۸۷ م. این شاعرِ یهودی‌تبار و تبعیدی است.

رُزالی بئاتریسِ شِرتسِر یازدهم می‌ِ سال ۱۹۰۱ میلادی خانواده‌ای آلمانی- یهودی‌ ساکن شهر چرنوویتس/ بوکووینا (در امپراتوری اتریش- مجارستان آن زمان/در کشور اوکراین امروزی)،‌ زاده شد. پدر خانواده زیگموند، یهودی متعصبی بود که مسئولیت شرکتی تجاری را بر عهده داشت و مادر رزالی، زنی خانه‌دار اما علاقه‌مند به شعر وادبیاتِ آلمان بود.

در هنگامه جنگ نخست جهانی خانواده او به بوداپست گریختند و از آن‌جا رهسپار وین شدند. رُزالی در وین به مدرسۀ حسابداری رفت. او پس از چهارسال به زادگاه‌اش برگشت و نزد یک وکیل مشغول به‌کار شد. چرنوویتس پس از جنگ جهانی اول جزء قلمرو رومانی شده بود. رزالی همزمان در دانشگاه فلسفه و ادبیات خواند. اما پس از یک سال به دلیلِ مرگِ پدرش دانشگاه را‌‌ رها کرد. تحصیلات مقدماتی در شهر زادگاهی، و همچنین بوداپست و وین باعث شد تا کودکی و نوجوانی رُزالی در فضایی آمیخته از فرهنگ‌های مختلفِ اوکراینی، آلمانی، مجاری و رومانیایی سپری شود.

1

زیستن در این رنگین‌کمان جمعیتی و همچنین حضور شاعران و نویسندگان شناخته شده‌ای چون الیزیر اشتاین بارگ، ایتسیگ مانگر، آلفرد مارگول اشپربر و پُل سلان تاثیر فراوانی در شکل‌گیری شخصیت فرهنگی و ادبی رزه آوسلندر داشت. او یکی از دلایل روی‌آوری به نوشتن را گستره ویژه و انسان‌های خاص زادگاه‌اش می‌داند. آوسلندر این شهر را چنین توصیف می‌کند: «چرنویتسی که در آن به چهار زبان تکلم می‌شد. شهری هنری که مأوای بسیاری از شاعران، هنرمندان و دوستداران هنر و ادبیات و فلسفه به‌شمار می‌رفت.»

تحصیلات عالی در رشته ادبیات‌وفلسفه و آشنایی با ایگناتس آوسلندر، پای رزه آوسلندر را به گروهی فلسفی کشاند که آثار اسپینوزا را تحلیل و بررسی می‌کرد. او بعد‌ها نقدهایی بر آثار اسپینوزا، برونر، افلاطون و حتا فروید نگاشت که به گفته خودش به همراه بسیاری دیگر از یادداشت‌ها، نامه‌ها و اشعارش قربانی جنگ شد. اما با این وجود این دوران تاثیر خودش را داشت و پایه‌های فکری آوسلندر را اندیشه‌های اسپینوزا و کنستانتین برونر پایه‌ریزی کردند. همان‌گونه که بعد‌ها از نظر ادبی او ماندگار‌ترین تاثیرات را از فرانتس کافکا و فریدریش هولدرین گرفت.

به هر روی در ۱۹۲۱ با دوست‌اش ایگناتس آوسلندر به‌دلیل ناامنی به امریکا مهاجرت کرد. در امریکا هم‌زمان در کنار شغل حسابداری، به نوشتن نیز روی آورد ولی به‌عنوان منشی، کارمند بانک و روزنامه‌نگار روزهای سخت و کسالت‌باری را در غربت تجربه کرد. در نیویورک با ایگناس ازدواج کرد و نامِ آوسلندر گرفت. همچنین او توانست تابعیت امریکا را به‌دست آورد. در آن سرزمین بود که در برخی نشریات آلمانی و آمریکایی به چاپ اشعارش پرداخت. زندگی مشترک پس از هفت سال به جدایی انجامید و رُزه سه سال بعد در ۱۹۳۱ به زادگاه‌اش بازگشت و شروع به همکاری با نشریات محلی و همچنین ترجمه و تدریس انگلیسی کرد.

2

پس از مدتی به رومانی رفت و در یک شرکت شیمیایی در بخارست به‌عنوان منشی و مترجم استخدام شد. در ۱۹۳۹ توانست نخستین کتاب شعرش یعنی «رنگین‌کمان» را با حمایت‌های مارگول اشپربر منتشر کند، که البته فروش چندانی نداشت. در سال ۱۹۴۰ نیروهای شوروی زادگاه‌اش را محاصره و رزه آوسلندر را به اتهامِ جاسوسی برای امریکا بازداشت کردند. اما او پس از چهارماه آزاد شد و به‌عنوانِ پرستار در یک کیلینیک چشم‌پزشکی به‌کار مشغول گردید. حتا مدتی به‌عنوان منشی یک شرکت مواد شیمیایی استخدام گردید.

با جایگزین شدن ارتش رومانی به‌جای ارتش شوروی، آوسلندر به‌عنوانِ یهودی به یک شهرک یهودی‌نشین در زادگاه‌اش فرستاده شد. او برای چند سال در یک پناهگاه زیرزمینی در آن شهرک خود را نهان ساخت تا مجبور به کار اجباری در اردوگاه نگردد. شرایط نابسامان جنگ جهانی دوم و دست‌به‌دست شدن زادگاه شاعر میان نازی‌ها و کمونیست‌ها، زندگی دشوار در اردوگاه‌های یهودی، سرانجام او را به فرار و کوچ دوباره به امریکا ناچار ساخت. در واقع با ورود ارتش سرخ به رومانی یهودی‌های آن‌جا آزاد شدند و آوسلندر توانست به نیویورک به‌رود. در تبعید افزون بر سرودن شعر و کار به‌عنوانِ منشی، به ترجمه اشعار بانوی آلمانی الزه لاسکرشولر به انگلیسی نیز همت گماشت.

پس از نیویورک، شهرهای وین، میلان، پاریس، نیویورک، روتردام، آمستردام و شهرهای دیگری در یونان، ایتالیا و اسپانیا مقصدهای بعدی این شاعر سرگردان بودند. این بی‌سرزمینی و درد و رنج ناشی از شرایطِ زندگیِ دشوارِ آن روزگار، در بسیاری از اشعار آوسلندر ملموس است. او به گفتۀ خودش، دیگر به جای موطنِ پدری در سرزمینِ مادری یا سرزمینِ واژه‌ها می‌زیست. او که تا سال ۱۹۵۶ اغلب به انگلیسی شعر می‌نوشت در سال ۱۹۵۷ پس از آشنایی با پُل سلان شاعر در پاریس و تحت تاثیر او از شعر کلاسیک فاصله گرفت و به شعر جدید و همچنین سرودن بیشتر به زبان آلمانی روی آورد.

3

پس از سال‌ها سرگردانی سرانجام در ۱۹۶۵ به دوسلدورفِ آلمان بازگشت. در بازگشت به آلمان اثرِ دیگری با نام «تابستانِ کور» را منتشر کرد که در سوگ دوست‌اش الیزر اشتاین‌برگ سروده شده بود و بسیار مورد توجه قرار گرفت. به دنبال آن در سال ۱۹۶۷ دفتر دیگری از اشعار او نیز روانه بازار شد.

در ۱۹۶۸ برای آخرین‌بار راهی امریکا شد و یک سال در آن‌جا ماند. پس از بازگشت دوباره به آلمان در ۱۹۷۲ در خانۀ نلی‌زاکس که آسایشگاهی متعلق به یهودیان در شهر دوسلدورف بود ساکن شد. در ۱۹۷۷ پس از شکستگی لگنِ پا تصمیم گرفت دیگر از اتاق خود بیرون نرود و تنها بنویسد و بنویسد. او تا زمان مرگ‌اش در ۱۹۸۸ سه‌هزار شعر در قالب بیش از بیست مجموعه شعری چاپ نمود. همچنین در طی این مدت جوایز ادبی فراوانی را در آلمان از آن خود کرد. در واقع دهه پایانی زندگی او یعنی از زمان سکونت در آسایشگاه سالمندان که با انتشار دفترهای بیشتر و نوشتن نقدهایی درباره اشعارش همراه است زمان آشنایی واقعی جامعه ادبی آلمان با آثار رزه آوسلندر محسوب می‌شود و پیش از آن شاعر چندان نام‌آشنایی در کشور آلمان نیست.

آوسلندر کمتر شعرهای بلند نوشته و سطرهایی با واژگان اندک از ویژگی ظاهری شعر اوست. از نظر زبانی هم سادگی و بی‌پیرایه‌گی خاصی در آثار او به چشم می‌خورد. زبانی که اما در عین سادگی، مفاهیمی ژرف را منتقل می‌کند. به گفتۀ مارگول اشپربر، «شعر آوسلندر تنها شعر است و شکل و محتوای آن با هیچ یک از جریانات رایج ادبی که همه زمان و مکان خاصی دارند، مطابقتی ندارد.» شاید او را تنها بتوان در کنار شاعران دیگری چون برتولت برشت، پل سلان، ماشا کالِکو، اریش فرید، هیلده دُمین و…. از چهره‌های شاخص شعرِ در تبعید آلمان در میانه‌های سده بیستم میلادی دانست.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,