Saturday, 18 July 2015
02 August 2021
سرخی تو از من

«آتش، نماد مهر و نور و گرمی»

2012 March 13

محمدعلی دادخواه / رادیوکوچه

جشن‌های ایرانی با همه جشن‌های جهان متفاوت است. هر جشنی که در دیگر ملت‌ها برپا می‌شود یا به پشتوانه یک اعتقاد است یا به حمایت قدرت است. جشن‌های ایرانی تنها جشن‌هایی است که فاقد هر‌دوی این نیروی حمایتی است و مبتنی بر طبیعت است و هر انسانی را مورد خطاب قرار می‌دهد. جشن را با زمان با هم فرا می‌خوانند:

جشن فرخنده فروردین است                       روز بازار گل و نسرین است

آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار        هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

چهارشنبه سوری نخستین گامی است که برای آغاز جشن‌های مداوم نوروز بر می‌داریم. قبل از آن باید خانه تکانی کرد و جایی که در آن زندگی می‌کنیم را بیاراییم. از بدی و پلشتی پیراسته داریم. خانه‌ی گل را می‌آراییم، سپس خانه‌ی دل را باید بپیراییم. ایرانیان قدیم از اوایل اسفند ماه به غبار ‌روبی کل خانه می‌پرداختند. خانه را مهیای «فروهرهایی» می‌کردند که روح‌های گذشته بودند و همواره نیکی  وشادی را پاسبان بودند.

بعد از خانه‌ی گل باید خانه‌ی دل را از بدی و زشتی و کینه و حسد و نیرنگ بپیراییم. به همین علت آتشی را می‌افروزیم. ما سعی می‌کنیم بدی‌ها را در آتش بریزیم تا اثری از آن‌ها باقی نماند.

باید به عدد چهار بپردازیم. تصور نیاکان این بوده که جهان بر چهار عنصر: آب، آتش، باد و خاک است. اگر کسی نیکی را پیشه خود قرار دهد این چهار عنصر در اختیار او قرار می‌گیرد و او را تایید خواهد کرد:

گر به حق رفتی به دنبالت شود                        نور و ظلمت، آب و آتش، باد و خاک

آتش نماد مهر و شادی و گویای گرمی و دوستی است. که در چهارشنبه‌سور‌ی رخ می‌‌نماید. کسی درونش از بد‌خواهی و بدگرایی و بد‌منشی تهی شده باشد، در آن مهر و وفاق و دوستی جای خواهد گرفت. چهارشنبه سوری هیزمی است که می‌سوزد و سردی شما را می‌گیرد و به شما گرمی می‌دهد. وقتی خانه بیرونی را منزه کردی خانه‌ی درونی را نیز منزه گردان و به نوگرایی درونت بپرداز:

شست‌ و شویی کن و آنگه به خرابات خرام             تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده

این نخستین پیام چهارشنبه سوری است که سال پارینه را دور بیاندازیم و سال جدید را بپردازیم همراه با زیبایی، پاکی و آن‌چه طبیعت با گرایش نو، زایش نو دارد ما هم این پیوند و هماهنگی را داشته باشیم.

در چهارشنبه سوری سه کپه‌ی آتش قرار دهیم. در کپه‌ی اول عهد می‌کنیم که در اندیشه‌ی خود بد فکری را کنار بگذاریم . درباره‌ی دوست و آشنا بد نیندیشیم تا زندگی را سالم ادامه دهیم. پس از آن به آتش دوم می‌آییم و میثاق می‌بندیم که گفتارمان با زشتی همراه نباشد و خود را پاک کنیم. از گفتن کلمات ناروا دوری کنیم:

اینش سزا نبود دل غم‌گسار من                         کز حق گزار خود سخن ناسزا شنید

پاکی را نه در اندیشه که در گفتار هم اعمال کنیم و ظهور انسان مهرورز باشیم که همانند آتش که نورافشانی می‌کند، هیچ تبعیضی را روا نمی‌دارد. مناره و منار جایگاه نور بوده تا کسانی که از دور وارد شهر می‌شوند راه را گم نکنند. نور عامل روشنایی، پاکی و راستی است.

در کپه‌ی سوم پیمان می‌بندیم که رفتار ما همراه با تلخی و زیان برای دیگران نباشد. وقتی سه کپه را طی کردیم یک انسان نو شدیم که برای همه شادی می‌خواهد. با گسستن از بدی‌ها و پیوستن به شادی‌ها یک انسان جدیدی شوید. شیخ بهایی می‌گوید:

در خانه نشینید و مگردید زهر در                           زیرا که شما خانه و خود خانه خدایید

استاد ابراهیم پور‌داوود  می‌گوید که این آتش افروزی پس از اسلام به شب چهارشنبه منتقل شد و ایرانیان در پی آن نبودند که شنبه باشد یا آدینه. اما در این هیچ شکی نیست که قبل از  ورود به نوروز باید با تفکری نو و عزمی مصمم رهنمود زمان تازه بکنیم تا از تاریک‌خانه تن به مامن عشق و نور و روشنایی راه‌ پیدا کنیم.

خواهی که بینی رخ اندر رخ معشوق                     زنگار به آیینه به سیقل بزدا

ما باید آیینه دل را پاک کنیم. کسی که چهارشنبه سوری را بر مبادی عهد بستن با سه کوپه آتش طی نمود، حق دارد به کپه هفت سین راه پیدا کند.

مواردی مانند قاشق‌زنی و فال‌گوش ایستادن هم در چهارشنبه سوری بوده است. اما برافروختن آتش اولین رخسار این جشن کهن است. آتش دلالت بر زدودن بدی و آغاز گرمی و  روشنایی است. اما در این روزگار از واقعیات عمیق و ژرف دور افتاده‌ایم. بسیاری از اقداماتی که در چهارشنبه سوری انجام می‌دهیم نه با روح تمدن کهن ایرانی هماهنگی دارد نه با یک برداشت معقول و منطقی.

برای جشن نوروزی به پا شد                             به هر باغی چراغان شکوفه

شادی راز بزرگ زندگی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,