Saturday, 18 July 2015
19 October 2020

«طجرشت، محله‌ای بیاد ماندنی»

2010 March 17

در گذر ایام تجریش در زمان ناصرالدین‌شاه پر از درخت انجیر وگیلاس و مزرعه‌های با‌صفا. اصل این نقاشی در موزه صاحب‌قرانیه موجود است هزار سال پیش تجریش، طجرشت خوانده می‌شد.‌ چنان‌که راوندی مورخ تاریخ در شرح سلطنت طغرل سلجوقی آورده است: «آن‌گاه سلطان از تبریز به سوی ری رفت تا زفاف به دار‌الملک باشد. اندک مایه رنج بر وی مستولی شد، به قصران بیرونی، به در ری به دیه طجرشت از جهت خنکی هوا نزول فرمود، چه حرارت هوا بغایت بود. به سال 455 ق جالب این‌جاست که طغرل در همان تجریش وفات یافت و جنازه‌اش برای دفن به ری منتقل شد.

نمایی از شمیران قدیم

کهن‌سالان درباره محل قدیمی تجریش اعتقاد دارند که نزدیک پل رومی در جاده قدیم شمیران رو به شمال طرف راست، روی تپه باغی بزرگ به نام «گلِ باوکان» بود‌. (ظاهرن محلی که نماز عید فطر سال 56 در آن برگزار شد.) دو دهکده تجریش و دزاشیب سابقن آن‌جا بودند. از گل باوکان تا امامزاده قاسم‌ هم باغی دیگر به نام «جنت گلشن» بود. در اراضی اطراف این باغ‌ها گرگ‌های زیادی بودند که باعث زحمت اهالی تجریش می‌شدند. بدین لحاظ اهالی این منطقه دهکده را ترک کردند و به حوالی امامزاده صالح در جنت گلشن منتقل شدند و تجریش فعلی شکل گرفت.

این دهکده کم‌کم رونقی گرفت و چنان شد که حتی طغرل نیز برای فرار از گرمای منطقه جنوب کوه‌های البرز و ری به آن‌جا پناه آورد. صدها سال بعد طهران پایتخت قاجاریان شد این منطقه، ییلاق اهالی آنجا تبدیل گردید و اشراف این شهر باغ‌های زیادی جهت تابستان در آنجا احداث کردند.

سر پل تجریش در حدود سال ۱۳۰۰شمسی

تجریش قدیم دارای سه محله بود:‌

1.محله بالا 2. محله پایین 3. محله قلعه‌نو

و حومه آن که به نام‌های زیر خوانده می‌شد‌:

زعفرانیه، محمودیه، ناودانک، جعفرآباد

محله بالا شامل: باغ فردوس، چهار راه حسابی، زعفرانیه، الهیه.‌

و محله پایین شامل: ظهیرالدوله، سه‌راه دزاشیب، سه راه قیطریه، اسدی و فردوسی بود.

کم‌کم کوچ مردم از سایر مناطق کشور به طهران و حومه آن افزایش یافت به طوری که تعدادی از آنان در تجریش سکنی گزیدند. در آمارگیری نفوس سال 1335 اهالی آن‌جا و تیره‌های مهاجر از افراد زیر تشکیل شده بود:‌

بومی‌ها، ترقی‌ها، نایینی ها، اصفهانی‌ها، خراسانی‌ها، شیرازی‌ها، یزدی‌ها، طالقانی‌‌ها و لرها.‌

میدان تجریش

ساختمان‌های تجریش قدیم مانند روستای تاریخی ماسوله بود، یعنی ساختمان‌های روستا طوری بود که مردم از روی بام‌های یک‌دیگر طی مسیر می‌کردند.‌ جمعیت در تجریش قدیم در دو محله به صد و پنجاه خانواده می‌رسید. از محله بالا حدود بیست خانوار تابستان‌ها بر سر باغ‌های خود می‌رفتند و زمستان‌ها به ده باز می‌گشتند. کوچه‌ها و معابر بسیار تنگ و پر پیچ و خم بود. شاید نمونه‌ای که بتوان با آن قیاس کرد روستای فعلی پس قلعه در دربند باشد. خانه‌های خشت و گلی یا چینه‌ای تجریش، در زیر دست و سمت شرق پل تجریش تا زیر دست ایستگاه جاده قدیم بنا شده بود.

پل تجریش و خانه‌های اطراف آن – دوره پهلوی

مرکز تجریش امام‌زاده صالح‌ بود. این امام‌زاده مرکزیت معنوی این ناحیه بود.‌ بازار شکل گرفته در حاشیه آن کانون اقتصادی این محل است.‌ حسن ملقب به صالح از نوادگان امام موسی کاظم علیه‌السلام است درباره امام‌زاده صالح می‌گویند که وی تحت تعقیب حسن نامی از پل کرخ یا کرج امروزی بود. تعقیب‌کننده بالاخره وی را در باغ جنت گلشن زیر چنار‌بزرگ نزدیک چشمه ساری گرفتار کرده، وی را شهید می‌کند. اهالی محل به احترام انتساب وی به ائمه برای وی مرقد و بارگاهی می‌سازند که در طول زمان منشا خیر و برکت برای اهالی این منطقه گردید . بنای اصلی این مرقد را هلاگو میرزا فرزند فتحعلی شاه به سال 1210 ق بنا کرده است.

بارگاه امامزاده صالح و درخت چنار معروف آن – دوره پهلوی

چنار امامزاده صالح کهن‌سال‌ترین چناری است که تاکنون دیده شده است. این چنار حتی اعجاب مسافرین خارجی را نیز بر می‌انگیخته است. چنان‌که دیالافوا در سفرنامه‌اش در ایران به سال 1881م درباره‌ی این درخت می‌‌نویسد:‌

در مسجد (بقعۀ امامزاده صالح) تجریش چنار عجیب و غریبی است که کمتر نظیر آن در دنیا پیدا می‌شود. قطر فوق‌العاده آن را نمی‌توان دقیقن با رقم معین کرد. تقریبن محیط آن به پانزده متــر می‌رسد. هریک از شاخه‌های آن مانند تنه درخت کهن‌سالی در بالای بنای مسجد و سایر اطراف سر به آسمان کشیده است‌. این درخت عده کثیری را در سایه خود پناه می‌دهد. مومنین در زیر آن نماز می‌خوانند. مکتب‌دار اطفال را در آن‌جا جمع کرده درس می‌دهد. قهوه‌چی سماور و استکان و لوازم خود را در درون آن قرار داده است. سقا هم کوزه‌های پر آب خود را در گوشه‌ای از تنه گذارده است.‌ چنار کهن‌سال امام‌زاده صالح که چند سال قبل قطع شد. این چنار عظیم تا سالیانی پیش نیز در حیاط امام‌زاده به چشم می‌خورد ولی به علت‌های مختلف چه طبیعی و چه تخریب انسانی از آن چیزی باقی نمانده است.‌ سال‌ها پس از این دیدار دیولافوا از تهران، منطقه تجریش و سر پل آن به محل تفرج‌گاه تهرانیان فراری از گرما تبدیل شد.‌ این محل که سال‌ها محل سکنای اشراف قاجاری و ییلاق سفارت‌خانه‌های خارجی در تهران بود از دوره رضا شاه رو به گسترش رفت. جاده قدیم آن (دکتر‌شریعتی)، آباد شد و سنگ‌فرش گردید و راه‌های دسترسی آسان شد. ماشین‌های کرایه افزایش یافت. بسیاری از باغ‌های آباد و معمور آن تبدیل به ویلا شد و در سال‌های اخیر این ویلاها نیز به حامیان آن وفا نکرد. ویلاها تخریب شد و باغچه‌های آن تبدیل به برج‌های بلند گردید. این روزها تقریبن از محله تجریش چیزی باقی نمانده  بجز ساختمان‌های سر به فلک کشیده که به جای چنارهای بلند سر برآورده‌اند. تتمه آن دربند و ارتفاعات تهران است که باز مجالی برای تنفس تهرانیان فراهم می‌کند.

میدان تجریش

منابع:

1. حسین کریمان، تهران در گذشته و حال

2. منوچهر ستوده، جغرافیای تاریخی شمیران

3. کریستف لودو، شمیران یا باغ‌های گمشده

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,