شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
25 August 2016
کافه کوچه هفتم

«در بارانداز یا توبه‌نامه‌ کازان»

۱۳۹۳ اسفند ۱۱

آزاد عزیزیان/رادیو کوچه

با هم‌کاری: پردیس شهرابی

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

برای آگاهی یافتن از بخش‌های کلیدی یک اثر، اولین امکانی که در اختیار انسان قرار می‌گیرد، مراجعه به بستر تاریخی‌ای است که اثر در آن شکل می‌گیرد. در مجموعه‌ برنامه‌هایی که به سینمای «نیوریالیسم ایتالیایی» پرداختیم، از شرایطی صحبت به میان آوردیم که در آن ایتالیا پس از جنگ دوم جهانی دچار ویرانی شده و در چنین بستری از نیوریالیسم حرف زدیم.

پیروزی نیروهای متفقین در جنگ به طور کلی و پیروزی آمریکا که یکی از این نیروها بود سبب شد که نفوذ آمریکا به عنوان یک ابرقدرت آغاز شود. شوروی‌ای که در جنگ هم‌گروه وی بود نیز سعی در کنترل بخش دیگری از جهان داشت. این شروعی بر جنگ سرد بود. از طرفی شوروری ادعای کمونیست بودن داشت و آمریکای ضدکمونیسم قصد داشت به هر شیوه‌ای برای اعمال قدرت بیشتر از نفوذ شوروی جلوگیری کند. سال ١٩۴۵ جنگ جهانی دوم پایان یافت و در سال ١٩۴۶ استالین شروع به نفوذ در اروپای شرقی کرد. در همان سال بود که «چرچیل» از «پرده‌ی آهنین» میان شرق و غرب سخن به میان آورد. در زمان ریاست جمهوری «آیزنهاور» سیاست‌های جنگ سرد در تمامی بخش‌ها و از جمله در سینما خودنمایی کرد و کمیته‌ای با نام «کمیته‌ی فعالیت‌های ضد آمریکایی» در سینما پدید آمد تا سینماگرانی را که سمپات اندیشه‌های کمونیستی یا سمپات شوروری بودند شناسایی کرده و تنبیه نماید. در دوران سناتوری «مک کارتی»، «الیا کازان» به عنوان یکی از افراد لیست سیاه «کمیته‌ی مقابله با فعالیت‌های ضد آمریکایی» احضار شد. وی به یک سال عضویت خود در حزب کمونیست آمریکا اقرار کرد و تعدادی از دوستان سینماگر خود را لو داد تا بتواند به فعالیت‌اش به عنوان کارگردان ادامه دهد. وی باید انتخاب می‌کرد: یا ادامه تدادن و یا لو دادن برای ادامه دادن.

1

همفری بوگارت و لورن باکال در اعتراضات علیه مک کارتیسم

 

سال ١٩۴٧ تا ١٩۵٧ «جوزف مک‌کارتی» سناتور ایالت «ویسکانسین» بود. در اوج جنگ سرد بود که وی اعلام کرد که کمونیست‌ها در دولت ایالات متحده نفوذ دارند و همین یک سخن کافی بود که «کمیته‌ی فعالیت‌های ضد آمریکایی» و جنبشی که به «مک کارتیسم» معروف شد، شروع به فعالیت کند.

سوال این بود. آیا عضو حزب کمونیست هستید؟ یا هرگز بوده‌اید؟ و فرد باید به این سوال جواب «آری» یا «خیر» می‌داد. لیستی سیصد نفره که پس از بازرسی‌ها تنها حدود ده درصد آن‌ها توانستند به فعالیت‌های خود در هالیوود ادامه دهند و تعدادی ممنوع‌الکار شده و تعدادی به تبعید اجباری روی آورند.

یکی از افرادی که لو داد و ماند و ادامه داد، « الیا کازان» بود.

در این برنامه نگاه کوتاهی خواهیم داشت به «در بارانداز» ساخته‌ی «الیا کازان»:

«در بارانداز» محصول سال ١٩۵۴ به کارگردانی «الیا کازان» است. کارگردانی که عمده‌ی شهرت وی به دلیل بازی گرفتن از بازیگران فیلم‌هایش بود. «الیا کازان» اولین فیلم بلندش یعنی «درختی در بروکلین می‌روید» را در سال ١٩۴۵ ساخت. «کازان» قبل از ورودش به سینما در تیاتر موفقیت‌های زیادی کسب کرده بود و به یکی از چهره‌های معروف «برادوی» تبدیل شده بود.

وی با ساخت «توافق یک جنتلمن» در سال ١٩۴٨ اولین جایزه اسکار کارگردانی‌اش را دریافت کرد و پس از آن بود که «اتوبوسی به نام هوس» را از نمایش‌نامه‌ی «تنسی ویلیامز» اقتباس کرد و جلوی دوربین برد. نمایش‌نامه‌ای که قبلن آن را بر روی سن تیاتر کارگردانی کرده بود. از دیگر آثار مهم وی می‌توان به «زنده باد زاپاتا» و «در بار انداز» اشاره کرد. «در بارانداز» فیلمی علیه اتحادیه است. فیلمی که می‌توان آن را توبه‌‌نامه‌ی کازان علیه سابقه‌اش و اندیشه‌های سیاسی‌اش نام نهاد.

kazan

الیا کازان

 

در نگاه اول فیلم گول‌زننده به نظر می‌رسد انگار کازان هم‌چنان «کازان» قبلی است و هیچ چیز متفاوتی در اثرش نسبت به آثار قبلی دیده نمی‌شود. فیلم به کارگران بارانداز هوبوکن نیوجرسی می‌پردازد. با لوکیشن‌های واقعی و بازیگرانی که تعدادی از آن‌ها بار انداز‌ها هستند. فیلم ٨ جایزه‌ی اسکار از جمله «بهترین فیلم» را دریافت کرده و «مارلون براندو» بالاخره پس از آن‌که چهار دوره‌ی پیاپی نامزد دریافت بهترین بازیگر مرد بود، در این دوره و برای بازی در نقش «تری مالوی» اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرد. «مارلون براندو»یی که توسط «کازان» به سینما معرفی شد و بازی وی در این فیلم از بهترین بازی‌های دهه‌ی پنجاه سینمای آمریکاست.

فیلم با قتل یک کارگر بار انداز آغاز می‌شود. «تری مالوی» که در خدمت روسای اتحادیه‌ی کارگران بارانداز قرار دارد، با گول زدن دوست خود و کشاندنش به محلی که قاتلین در انتظار وی هستند، سبب مرگ وی می‌شود. اتحادیه‌‌ای که باید در خدمت کارگران باشد، علیه کارگران به تصویر کشیده می‌شود.

ممکن است مخاطب بگوید که «کازان» به نقد اتحادیه پرداخته است و در این فیلم سعی داشته است به نفوذ اتحادیه‌های کارگری و احتمال فساد از طرف آن‌ها اشاره کند. در چنین شرایطی بهترین راه‌حل برای جواب دادن به این سوال انتقال اثر به زمان تاریخی‌اش است.

داستان فیلم به پیش می‌رود، «مالوی» عاشق خواهر مقتول می‌شود و از سوی دیگر در ادامه ما می‌فهمیم برادر وی که در صدر اعضای اتحادیه قرار دارد در یک معامله‌ی مافیایی از قهرمان شدن «مالوی» در مسابقات بوکس جلوگیری کرده و به قول «مالوی» از آن به بعد تبدیل به یک مفت خور شده و نقش «لمپن پرولتاریا» را عهده‌دار شده است.

3

در بارانداز

 

نکته‌ی جالب دیگر در این فیلم حضور کشیش یعنی «پدری باری» و تلاش وی برای سازماندهی کارگران برعلیه فساد موجود در اتحادیه است. وی کارگران را دور خود جمع کرده و به آن‌ها می‌گوید که نباید کر ولال باشند و باید علیه اتحادیه بپا خیزند و «قناری» شوند و این فساد را به گوش پلیس جنایی برسانند. پس از آن‌که «مالوی» به کمک معشوقه و کشیش متوجه اشتباه خود می‌شود، بحران آغاز می‌شود و آن‌چه که سبب می‌شود یکی از ویژگی‌های «مارلون براندو» به عنوان یک ستاره نمایانگر شود، چنین موقعیت‌هایی است. انگار براندو را باید در موقعیت‌های بحرانی انداخت تا بازی‌اش نمایان شود.

پس از قتل برادر «مالوی» توسط رییس اتحادیه یعنی «جانی فرندلی» بالاخره او تصمیم می‌گیرد پیش پلیس جنایی برود و ماجرا را برای آن‌ها تعریف کند. وی بر علیه اتحادیه قامت راست می‌کند و تحت سلطه‌ی کشیش کاتولیک و خواهر متقول تبدیل به انسانی راستگو می‌شود که باکی ندارد دیگران در موردش چه فکر می‌کنند، بلکه باید برود و فاش کند.

سکانس نهایی فیلم اما واقعیت قضیه را نشان می‌دهد. کارگران به رهبری «مالوی» بر علیه اتحادیه طغیان کرده و به آغوش سرمایه‌دار بازمی‌گردند.

فیلم‌نامه‌ی این فیلم توسط «اشولبرگ» براساس داستانی از «مالکوم جوهانسن» نوشته شده است. فیلم‌نامه‌ای که پایانش اما شبیه داستان نیست.

4

در بارانداز

 

«کازان» آمده است که در این فیلم علیه اتحادیه بایستد و کارگران را به آغوش صاحب کشتی بازگرداند آن هم در سکانسی که کاملن هالیوودی است. «مالوی» زخمی شده و به شدت از تمام بدنش خون جاری است وی در حال رفتن به سوی صاحب کشتی است و کارگران دیگر به دنبال وی در حرکت هستند. دوربین در یک کلوزآپ معشوق وی و کشیش را می‌گیرد که می‌خندند در حالی که امکان مرگ «مالوی» هر لحظه وجود دارد. باید قهرمان «کازان» به هر قیمتی به مقصودش برسد.

مطالب مرتبط

خرس طلایی را چگونه سوار تاکسی کنیم

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , , ,