Saturday, 18 July 2015
14 July 2020
یک نمایشگاه و دو دیدگاه

«گالری / رنگ و زن مفهومی از احساس و تلاش»

2015 March 07

آرش پیرنهاد / رادیو کوچه

 

یک نمایشگاه نقاشی در پراگ، موضوع زن و دید دو هنرمند به آن. این موضوعی است که باعث شد به سراغ یکی از این دو نفر برویم. از او و نقش‌هایش، از نگاهش و این که آدم‌های تصویرش چه روایتی دارند بپرسیم.

ریحانه قوی پنچه طراح، گرافیست و نقاش یکی از این دو زن برگزار کننده این نمایش‌گاه است.

آن چه در پی می‌آید گفت و شنودی با ریحانه است:

ریحانه قوی پنچه در کوتاه کلام از کی و کجا آغاز کرده است؟

با سلام خدمت شما، ریحانه قوی پنجه هستم متولد شهر بابل از استان مازندران، فارغ التحصیل رشته گرافیک دیزاین. من نقاشی را از دوران کودکی شروع کردم و همیشه برای نمایش احساساتم با کلام تصویر بیشترین لذت را می‌بردم و می‌برم. در سال ۲۰۰۶- ۲۰۰۷ایران را به مقصد مالزی ترک کردم، در انجا با هنر شرق دور بیشتر آشنا شدم که این خودش نقطه عطف خیلی از طرح‌ها و رنگ‌ها و کارهای من شد و در سال ۲۰۱۳ مالزی را به مقصد اروپا ترک کردم و در حال حاضر ساکن کشور چک شهر زیبا و تاریخی پراگ هستم.

انتخاب یک موضوع زنانه در این نمایشگاه به چشم می‌خورد. عناصر زنانه، مجموعه‌ای از زنان در حالت‌ها و رفتارهای متفاوت تصاویر چه بخشی از زنانگی را می‌خواهد پررنگ‌تر نشان دهد؟

بله، اول قبل از هر صحبتی باید ذکر کنم که این نمایشگاه نشان دهنده احساسات زنانه است، احساساتی که همیشه با بانوان هست و خواهد بود و مهم‌ترین بخش این نمایشگاه نشان دهنده نوع متفاوت احساسات زنانه در کشور‌های همسایه. باید ذکر کنم که نام این نمایشگاه جاده ابریشم بوده و ما ٢ آرتیست از ایران و کشور قزاقستان (Yeve Drovossekova)بودیم.

Yeve_photo

Yeve Drovossekova

 

هدف از برگزاری این نمایشگاه این بوده که این جاده تاریخی که بین کشور ما و قزاقستان می‌گذرد و با پیشینه تاریخی کمی مشابه چه داستان‌هایی را از زبان زنان این سرزمین به گوش ما می‌خواهد برساند. دقیقن ٢ دیدگاه مختلف که مستلزم شرایط محیطی در این ٢ کشور خواهد بود، دغدغه‌های زنان سرزمین من و زنان سرزمین همسایه که این یکی از نکته‌های مهم این نمایشگاه بود. بطور مشخص کارهای من از مشکلات و دردهای زنان سرزمین من صحبت می‌کند، خواسته‌ها و آزادی‌هایی که متاسفانه وجود ندارد اما هنرمند قزاقستان به دنبال نوع پوشش و نمایش زیبایی و جذابیت جواهرات و شکوه زنانه است چیزی که در حال حاضر در کشور من کم‌رنگ شده. زیبایی در کشور من محکوم به خاموش شدن و پنهان بودن است. به همین سادگی می‌شود تفاوت‌ها را دید و کمی حس کرد که چرا ما دو کشور همسایه با تاریخ و داستان‌های مشابه و در مسیر یک جاده چطور به این اندازه متفاوت می‌شویم و چه می‌شود دغدغه‌های ما با هم متفاوت می‌شود. من از آزادی و حق زن صحبت می‌کنم در جایی که همسایه من تقریبا به آن‌ها رسیده و در حال رشد و محکم‌تر شدن این جایگاه است.

بر روی بعضی از آثار وجود یک زن فاخر و شاید اریستوکرات با انگشترهای رنگین را می‌شود دید. این طبقه از مجموعه گروه زنان این نمایشگاه کمی مجزا هستند. رابطه آن‌ها در چیست؟

بله من فکر می‌کنم در سوال قبلی جواب را دادم دقیقن مهم‌ترین بخش این نمایشگاه است که ما می‌خواستیم بازدید کننده گان حس کنند و از خود بپرسند چرا؟ کمترین خواسته ما همین مکث کوچک بود. و بخش دوم سوال شما در مورد رابطه، باید ذکر کنم که به صورت معجزه آسایی رنگ‌های ما بسیار نزدیک هستند که نشان دهنده ریشه اصلی زنانه هست. ما زنانی با دیدگاه مختلف و خواسته‌های مختلف هستیم اما به‌‌ همان اندازه شبیه، زیبا و با وقار. کشورهای ما تقریبا یک تاریخ را به دوش می‌کشند، لباس‌ها و جواهرات ما بسیار نزدیک به هم هستند پس چه می‌شود زن ایرانی از درد صحبت می‌کند و کوچک‌ترین حق خود برای زندگی و زن قزاق از شکوه و زیبایی؟ این سوالیست که ما باید از خود بپرسیم.

فکر برگزاری این نمایشگاه از کجا به سر ریحانه زد؟

باید بگم من همیشه به دنبال برگزاری نمایشگاه با سوژه زن بودم. چراکه اول خودم زن هستم و این نقاشی‌ها اصولا خود من و زنان پیرامون من هستند. داستان‌ها و دردهایی که خودم به نوعی آن‌ها را لمس کرده بودم؛ با اینکه سالهاست از کشورم دورم اما همچنان این احساس‌ها برای من تازه هستند چون من قسمتی از این خاک هستم. زمانی که به اروپا آمدم این حس در من بیشتر و بیشتر شد. وقتی آزادی‌ها و حق برابری را می‌بینم زمانی که به عنوان یک زن در کنار یک مرد با آرامش قدم می‌زنم بدون هیچ تفکیک جنسیتی. این باعث شد که این مجموعه از کارهای من شکل بگیرد. از خبر‌ها ی ایران تا داستان اسید پاشی و مهاجرت، حق آزادی‌های زنانه از حجاب تا… واینگونه شد که من شروع به کار در این مورد کردم و تمام حس و درد خودم را به تصویر کشیدم تنها چیزی که کمی من را آرام می‌کرد. هر روز کارهای من بیشتر می‌شد و من متوجه تاثیر کار‌هایم بر روی اطرافیانم می‌شدم و می‌دیدم بیننده گان چطور مرا حس می‌کنند به خصوص که از کشور من نبودند. واین نقطه عطفی برای برگزاری این نمایشگاه شد.

بعضی معتقدند محدودیت‌ها عامل مهمی در شکل گیری خلاقیت است. زنان شما برهنه‌اند، بخش‌های زنانه‌شان در معرض نگاه مخاطب است. اگر قرار بود این نمایشگاه در ایران برگزار شود چطور می‌توانستید ایده خودت رو به نمایش بذاری؟

برای من توضیح بخش اول کمی سخت است چرا که ما می‌بینیم بدون محدودیت هم می‌شود خلاق بود به نظر من محدودیت درد و غم می‌آفریند چرا که اگر به عنوان یک هنرمند من آزاد باشم دنیای من زیبا‌تر و محکمتر خواهد بود. محدودیت حتی در نوع نشان دادن احساس هم دخالت دارد. زنان کارهای من بیانگر حس زیبایی زنانه هستند خارج از جنبه جنسیتی آن‌ها چیزی که ما باید کم کم با آن مواجه شویم. بدن من زن با بدن مرد در یک راستاست چه می‌شود که مرد عریان کاملا برای ذهن بیننده آشناست اما زن کاملا نظر را تغییر می‌دهد. من می‌خواستم این تابو را نشان دهم. می‌خواهم اعلام کنم اگر بدن عریان من را می‌بینین یک فرصتی به خود بدهید و بیایید نگاه دیگر را هم امتحان کنید. زیبایی و ذات وجود زنانه. من دنبال آن ریشه اصلی زیبایی هستم ذات انسانی اگر با دیدن بدن عریان من به آن خواهی رسید پس آزادانه ببین چرا که اگر دقت کنیم زنان نیمه عریان من با چشمانی بسته ظاهر می‌شوند چون می‌خواهند به شما این اجازه را بدهند که بنگرید کنکاش کنید اما قضاوت نکنید اگر با دیدن این عریانی ذات زشت درونمان خاموش می‌شود و ذهن مارا آماده واقعیت می‌کند. اجازه می‌دهم که من را نظاره کنید. در پاسخ به این سوال اگر قرار بود در ایران برگزار شود چه می‌کردم؟ باید بگویم اصلا در موردش فکر نکردم چرا که من همین هستم چه در ایران چه در اینجا اگر باید دیده شود همینگونه خواهد بود من سانسور نمی‌بینم من چیزی برای پنهان کردن ندارم این واقعیت است این زبان و صدای من و همنظران من است زنان من گردن‌های کشیده دارند چرا؟ این‌‌ همان سکوت است، بغض و حرفهای نگفته هر چه کشیده‌تر بغض‌های ما بیشتر چطور می‌توانم با باورهای خودم یکی نباشم در ایران یا هر کجای دنیا من اینگونه به نمایش خواهم در آمد با همین ظاهر بدون هیچ پاک کنی بدون هیچ تغییری من نمی‌خواهم شیرین شوم و دل انگیز من را همانگونه هستم باید پذیرفت تلخ یا شیرین.

rihana-3

ریحانه قوی پنچه

 

رنگ‌ها عمومن گرم است این‌ها می‌خواهند چه بگویند؟

بله می‌خواهند از حس زندگی و جریان عشق بگویند از امید از باور زیبایی‌ها و دنیایی بهتر چون ما به عنوان زن ایرانی ثابت کردیم در این سال‌ها برای خواسته‌های خود تلاش می‌کنیم. ما از سرزمین گرم و پر شور ایران هستیم از سرزمین آتش و خورشید ما در طول تاریخ ثابت کردیم عشق به زندگی را. رنگهای ما سمبل زیبایی و تاریخمان هستند پر از شور زندگی و امید.

تعریف خود شما از زنانگی چیست؟

زنانگی یعنی زیبایی، عشق، بلوغ، زن یعنی آرامش یعنی حس خانه، روح زندگی. از هر فردی چه موافق و چه مخالف اگر سوال شود در کجا بیشترین احساس آرامش را دارند نمی‌توانند منکر شوند آنجا تنها آغوش مادر بوده و هست زن بودن یعنی عشق پاک، ذات خدایی، زن سمبل شکوه خلقت است.

فمینیسم رو چگونه می‌بینید؟

تا حدی که از جاده و مسیر برابری خارج نشود زیباست اما هر گروه یا کمپینی بخواهند فقط به یک بعد شدن برسند را قبول ندارم چون تاریخ ثابت کرده اگر قدرت دست یک گروه باشد باعث سو استفاده می‌شود زن و مرد باید به برابری و احترام به حقوق هم برسند من خواستار برابری حقوق زن و مرد هستم.

مخاطبان شما در برابر تابلو‌های شما چه احساسی داشتند؟

یکی از زیبا‌ترین لحظات زندگیم زمانی بود که می‌دیدم مخاطبان من با هر فرهنگ و دیدگاهی کاملن توانسه بودند من را درک کنند و کاملن با مضمون نمایشگاه همراه شده بودند آن‌ها گه‌گاه بیش‌تر از تصویر پیش رو غرق در سوژه آن شده بودند و این چیزی بود که من می‌خواستم نه ترحم و نه هیچ. من حس همراهی را می‌خواستم می‌خواستم بینندگان فقط برای چند لحظه این حس را در خود داسته باشند بتوانند لمس کنند چون لازم به ذکر است در اینجا این مسائل فقط شنیده می‌شود غریب به اتفاق این مردم دیدگاهی در این مورد‌ها ندارند و لمسش برای آن‌ها کمی سخت است اما من فکر می‌نکم برای انتقال احساسم موفق بوده‌ام این بهترین چیزی بود که می‌شود گفت.

فکر می‌کنید اون چیزی که می‌خواستید رو تونستید به مخاطب منتقل کنید؟

من فکر می‌کنم تمام تلاشم را کردم و احساس می‌کنم موفق هم بودم امیدوارم در کارهای آینده بهتر هم بشوم.

این نمایشگاه در کجا و کی برگزارشد و آیا کسی از شما حمایت هم کرد؟

 

این نمایشگاه در پراگ برگزار شد در زمان ۶ فوریه تا ۱۶ فوریه ۲۰۱۵ و نمایشگاه کاملن با پشتوانه خودمان برگزار شد بدون کمک از گروه یا اشخاص خاصی.

برنامه بعدی ریحانه قوی پنجه چیه؟

خوش‌بختانه بعد از برگزاری نمایشگاه و استقبال بسیار خوب، از ما دعوت شد برای روز جهانی زن در شهر پراگ (۳ مارس تا ۲۷ مارس ۲۰۱۵) در نمایشگاه گروهی شرکت کنیم با هشت هنرمند زن که من تنها ایرانی این گروه هستم که این خودش باعث خوشحالی من است و نشان دهنده یک گام به سوی جلو اما اینکه من چه برنامه ایی برای آینده دارم؟ مسلما گذاشتن نمایشگاه‌های بعدی در کشورهای مختلف و انجام کارهای بهتر است و امیدوارم بتوانم مورد حمایت هم میهنان خودم هم قرار بگیرم به نظر من به عنوان یک هنرمند نشان دادن هر چه بیشتر کار‌هایم به دنیا یک آرزوی بزرگ است و من برای رسیدن به این آرزو بیشترین تلاش خودم را می‌کنم.

زنان تابلوهای شما ایرانی هستند؟

باید اعلام کنم این زنان اصولن خودم و زنان پیرامون من هستند دختران سرزمین من و همچنین دختران و زنان خاور میانه این تصاویرصدا و درد زنان آن اقلیم است (زنان ایران، زنان افغان، زنان کورد و…) به نظر من نقاشی‌های من متعلق به تمام زنان درد کشیده است زنان سرزمین من بخش عمده این نقاشی‌ها هستند..

اگر بخواهید حرف‌های مجموعه نمایشگاه را در یک پارگراف خلاصه کنید چه می‌گویید؟

بیایید با هم دنیایی بهتر بسازیم خارج از هر تعصب، مذهب،‌نژاد و تفکیک جنسیتی و مهم‌تر از همه بیایید درد دیگران را حس کنیم لمس کنیم اگر نمی‌بینیم دلیل بر انکار نیست این‌ها هستند وجود دارند در همین دنیای مدرن ما.

زن بودن چه حسی دارد؟

خوشحالم که زن هستم. زن بودن حس خلقت است زن بودن یعنی همیشه دست و پنجه نرم کنید با دنیای پیرامون. زن بودن یعنی بودن و انکار نشدن.

سبک کار شما چیست؟

من سبک خاصی را دنبال نمی‌کنم می‌توانم بگویم کارهای من روح من هستند حس من هستند گه‌گاه می‌تواند نزدیک به تصویر سازی باشد و گه‌گاه آبستراکت هر چه هست فقط می‌دانم حس لحظه من است در ۲ کلمه حس و روح است. اما در مورد تکنیک کار باید بگویم. تمام کارهای من بر روی چوب کار شده و میکس متریال هستن. و کار‌ها بیشتر به صورت کلاژ است به صورتی که بیننده می‌تواند به راحتی آن را لمس کند. از آینه و اکریل در خیلی از آن‌ها استفاده شده که نشان دهنده ایران و خاور میانه می‌باشد. و مولو از طرح‌های شرقی و ایرانی بر روی لباس و بدن آن‌ها می‌باشد که با زخمه زدن بر چوب ورنگ به تصویر کشیده می‌شود..

و در آخر تشکر می‌کنم از تمام دوستان و همسرم برای همراهی و پشتوانی.
1

2

3

4

5

6

7

8

 

 

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

 

19

20 21

22

23

24

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , , , , , ,