Saturday, 18 July 2015
14 August 2020
تفاهم‌نامه لوزان

«بن‌بست مسابقه اتمی رژیم و ناسیونالیسم شیعه‌گرا»

2015 April 11

جلال ایجادی / مقاله وارده / رادیو کوچه

 

امضای تفاهم نامه اتمی ایران و غرب در تاریخ ۲ مارس ۲۰۱۵ یک رویداد مثبت است. برخی می‌گویند این تفاهم نامه به زیان منافع ملی ایران بوده و دست خارجیان را در امور داخلی مربوط به صنعت و تحقیق باز ساخته است. من پیشنهاد می‌کنم به صورت دیگری این توافقنامه را نگاه کنیم. اگر سیاست اتمی بخاطر خطرات و زیان‌های بی‌شمار آن در ایران و جهان نادرست است پس هر رویدادی که در این سیاست وقفه و تزلزل و کندی بوجود آورد مثبت است. بیائیم فعالیت اتمی نظامی را از زاویه صلح جهانی و از زاویه حقوق بشری مورد مخالفت قرار دهیم و بیائیم فعالیت تولید انرژی اتمی را از نظر تکنولوژیکی کهنه و پرمخاطره برای زندگی انسانی و محیط زیست مورد انتقاد و رد قراردهیم؛ در این صورت هر رویدادی که در این برنامه اتمی مانع تراشی کرده و سستی بوجود آورد، مثبت است. البته در این تفاهمنامه نسبت به تعهدات دو جانبه و حسن نیت دو طرف می‌توان شک داشت و بازی‌ها و نیرنگ‌ها و تناسب قوا در دو جبهه دیپلوماتیک می‌تواند این توافق را به تنگنا بیاندازد، بخصوص اینکه جمهوری اسلامی در پی بمب اتمی شیعه بوده و عقب نشینی بمعنای فراموشی این هدف و پایان شگردهای مخفی توسعه اتمی نیست. با توجه به آنچه بیان شد جنبه‌های گوناگون این توافق را نگاه کنیم:

یکم، در مدت بیش از چهل سال، حکومت پهلوی و سپس جمهوری اسلامی سرمایه‌های کلانی را در برنامه اتمی مصرف کردند و با تخمینی از هزینه‌ها می‌توان گفت این برنامه اتمی صد‌ها میلیارد دلار را بلعید. مبلغی بزرگ که مانع سرمایه گذاری‌های اساسی دیگر در کشور شد. آبادی روستا‌ها، ساماندهی اقتصاد، حفاظت از محیط زیست، کیفیت آموزش برای کودکان و نوجوانان، طرح‌های واقعی برای اشتغال بیکاران، توسعه بهداشت و مسکن، توسعه انرژی‌های پاک و غیره فراموش شد تا برنامه اتمی فربه شود. روشن است که این تفاهم، پایان هزینه‌های بیهوده نیست، بلکه شاید زیر کنترل و فشار، آهنگ افزایش سرسام آور بودجه اتمی را محدود کند.

nirogah-boshehr

دوم، این برنامه اتمی که دارای هدف نظامی و هژمونی طلبانه برای طبقه آخوند شیعه و سرداران سپاهی است پیوسته در جستجوی سیراب کردن اهداف نظامی و سیاسی و امیال این طبقه در ایران و منطقه بوده است. محدود شدن برنامه اتمی و فشار بین المللی برای حذف جنبه نظامی آن، عاملی برای محار زدن به این سیاست است. البته بازی حکومت اسلامی و شگرد‌ها و کلک‌های اسلامی هرگز پایان نخواهد داشت ولی این تفاهم کند کننده است. آخوندیسم جاه طلب و متمایل به سلطه طلبی و توسعه طلبی است و بار‌ها از زمان انقلاب تا امروز شعار «جهاد» و «نابودی اسرائیل» و «راه کربلا» را شنیده‌ایم. این شعار‌ها هم فانتاسم و رویای جهانگشائی اولیگارشی شیعه است و هم بیان یک تمایل مشخص استیلاگرائی ایدئولوژی شیعه بشمار می‌آید. به این ترتیب شاید این توافق عمومی سرآغازی اجباری در راستای کم دامنه نمودن برنامه اتمی باشد.

سوم، همیشه جمهوری اسلامی شگردهای تبلیغاتی متعددی داشته و برای فریفتن مردم دشمن تراشی خیالی و بحران سازی‌های حرفه‌ای نموده است و پیوسته خواسته نشان دهد که حرف رهبری این حکومت مستبد و فاسد یکی است. خمینی به جنگ ادامه تا به کربلا برود ولی بالاخره جام زهر را نوشید. خمینی و خامنه‌ای تصمیم گرفتند که سلاح هسته‌ای داشته باشند، ولی بالاخره زیر فشار بین المللی ناچار به عقب نشینی شدند. ایران برخلاف تبلیغات خود، این تفاهم اخیر را پذیرفت و در عمل عمده خواست کشورهای «پنج + یک» را قبول کرد و به آن‌ها قول داد تا بخش مهم صنایع و تحقیقات اتمی نظامی خود را زیر بازرسی جهانی قرار دهد. استراتژی دروغ همیشه کارساز نیست و آخوند وقیح رسوا‌تر گردید. استراتژی عریان تبلیغاتی علیه غرب و قدرقدرتی حکومت به بن بست رسید و بقول یکی از آخوند‌ها «استخاره» شد و برای مذاکرات و رسیدن به توافق خوب آمد.

چهارم، فشارهای دیپلماتیک و سیاسی جهانی، ویرانگری بخش‌های اقتصادی داخلی و نیز تحریم‌های اقتصادی جهانی تنگناهای بسیاری در ایران بوجود آورد. نارضایتی صنعتگران، تولیدکنندگان داخلی، فرارمغز‌ها، مهاجرت جوانان و دانشجویان، افزایش مداوم بیکاری، محدویت شدید ارزهای ناشی از فروش نفت، و نیز خواست مصلحت گرایان و تکنوکرات‌های اسلامی، نظام ولایت فقیه را مجبور به قبول تفاهم نمود. سیاست حکومت ولایت فقیه تغییر می‌کند زیرا اجبارهای جهانی سنگین است. رژیم به پول احتیاج دارد تا بودجه خود را تنظیم کند. منطق شیعیان حاکم این است که اگر اتم در بن بست است، پس برای بقای خود، باید برای بوروکراسی و هزینه‌های رایج کشوری پول داشت و قوای سرکوب را پیوسته آماده نگه داشت و در خاورمیانه به تروریست‌ها و گروههای بنیادگرای شیعه کمک نظامی و مالی رساند و مبارزه رقابتی را علیه عربستان و سنی‌ها بشکل دیگری ادامه داد.

yaman

پنجم، سی و پنج سال دروغ و سانسور و نبود شفافیت در عرصه اتمی، مانع از آن شد که مخالفان بتوانند از طریق رسانه‌های کشوری نظر خود را به جامعه برسانند و مانع از آن شد تا بخش‌های آگاه شهری تردید‌ها و مخالفت‌های خود را بیان کنند و در جامعه تبادل فکری صورت گیرد. بنابر این جمهوری اسلامی به کلاه گذاری بر سرجامعه و کلاهبرداری ادامه داد. در تمام دنیا سیاست‌های اتمی فاقد شفافیت بوده و تسلط تکنوکرات‌ها و شبکه‌های نفوذ، مانع از بحث باز و دمکراتیک می‌گردد. در ایران نظام ولایت فقیهی جز دروغ و جعلسازی در این زمینه کاردیگری نکرد و کسانی را که خواهان آزادی و دمکراسی بودند را شکنجه و اعدام کرد و کسانی را که می‌گفتند «غنی سازی حق مسلم ماست» در رسانه دولتی و راهپیمائی‌های فرمایشی برجسته نمود و توده ناآگاه و خرافی را پشت سرخود بسیج نمود.

ششم، سی و پنج سال خشونت و دروغ اتمی و سی و پنج سال هدر دادن پول و ثروت این مملکت توسط باندهای فاسد و تبهکار جمهوری اسلامی، سی و پنج سال جدال جناح‌های اصولگرا و اصلاح طلب و تکنوکرات برای تقسیم قدرت و توافق همه آن‌ها برای ادامه سیاست خانمانسوز اتمی و سکوت مرگبار، سی و پنج سال همسوئی بسیاری از نواندیشان دینی در مورد پرونده اتمی و نشاندادن این برنامه خطرناک و ناسالم بعنوان برنامه بازتاب دهنده منافع و مصالح ملی فراجناحی، سی و پنج سال سکوت و یا حمایت در قبال فعالیت اتمی از جانب طیف بزرگی از مذهبی‌ها و چپ‌ها و ملی گرا‌ها و جمهوری خواهان و باصطلاح «مرزبندی با اسرائیل» و بالاخره پس از سی و پنج سال تلاش در فریب جامعه ایران و جامعه بین المللی، مذاکرات منجر به پذیرش اغلب خواستهای امریکا و اروپا از جانب «دولت روحانی و ظریف» می‌گردد. طی این سال‌ها یک اقلیت بسیار کوچک از شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی و اکولوژیستی پیوسته علیه برنامه اتمی مبارزه نمود، ولی متاسفانه اکثریت جامعه و نخبگان، فریفته ایدئولوژی اتم بوده و می‌باشد و این فریفتگی خود را با ناسیونالیسم کور شیعه گرا همبستر و هم رنگ می‌بیند. ما با آسیب عمیق ایدئولوژیکی و روانی و رفتاری مواجه می‌باشیم.

haiat-dawlat

هفتم، در جهان امروز بیش از ۳۰۰۰۰ بمب اتم در دست ۹ کشور وجود دارد و حکومت اسلامی می‌خواست دهمین کشور باشد. تمام تلاش جامعه جهانی صلح طلب باید در راستای خلع سلاح عمومی اتمی باشد. نیروگاههای اتمی تولید انرژی در جهان با هزینه بسیار سنگین بوده، با خطرات تکنولوژیکی متعدد همراه می‌باشد و زباله‌های اتمی ناشی از سوخت راکتور‌ها جز خطر مهلک برای زندگی انسان‌ها و محیط زیست نتیجه دیگری ندارد. اقتصاد پویا و مدرن و مسئول در زمینه اجتماعی و اکولوژیکی احتیاج به بمب و راکتور اتمی ندارد. تلاش ما باید در جهت کاهش جدی انرژی فسیلی و توقف انرژی اتمی باشد و تمام شیوه‌های علمی و فنی جدید و تکنولوژی نوین در جهت انرژی‌های پاک و تجدید شونده تشویق شوند. برنامه جمهوری اسلامی در زمینه انرژی فسیلی به چپاول درآمدهای نفتی خلاصه می‌شود و در زمینه اتمی به نابودی ثروتهای ملی و فساد محدود می‌گردد.

این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است

مطالب دیگر این نویسنده در رادیو کوچه را از اینجا دنبال کنید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,