شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
06 October 2016
چشم سوم

«یمن، دروازه ورود جمهوری اسلامی به دنیای ابرقدرت‌ها»

۱۳۹۴ فروردین ۲۷

شادیار عمرانی – بهرنگ زندی / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

حملات عربستان سعودی با حمایت مستقیم ایالات متحده به حوثی‌های یمن، به بهانه‌ی سرکوب آن چه آنان «شورش زیدی‌های تحریک شده توسط جمهوری اسلامی علیه دولت قانونی یمن» می‌خوانند، موج اعتراضات جهانی را در پی داشته است. جنبش‌های ضدجنگ در سراسر جهان، کمپین‌های متعددی علیه دخالت آمریکا و دخالت مسلحانه عربستان سعودی در یمن آغاز به کار کرده‌اند. از کمپین بزرگ « دست از یمن بکشید Hands Off Yemen» در بریتانیا، ایالات متحده و اروپا گرفته، تا انتشار بیانیه‌های متعدد احزاب، سازمان‌ها و جنبش‌های چپ، لیبرال‌های ضدجنگ و حتا اسلام‌گرایان شیعی. موضوع بحث غالب مخالفان حمله‌ و دخالت عربستان و ایالات متحده در یمن، بیشتر حول دخالت امپریالیسم غرب در منطقه، تلاش غرب با هم‌دستی نماینده‌اش در خاورمیانه_ یعنی عربستان سعودی و قطر_ برای گسترش سیطره‌ی قدرت خود در خاورمیانه، کشته شدن مردم بی‌دفاع یمن و سرکوب انقلابیون یمن عنوان شده است. از دیگرسو، برخی از جریانات و احزاب چپ به محکوم کردن هر دو سوی این مخاصمه، یعنی جمهوری اسلامی ایران در حمایت از حوثی‌های یمن و عربستان سعودی و ایالات متحده در حمایت از گروه‌های سنی‌ مذهب مدافع دولت یمن، پرداخته‌اند. گروهی نیز این میدان خونین منازعات را جنگی محلی و داخلی بین طایفه‌ها و اقوام یمن برشمرده، دخالت در آن را موجب بالاگرفتن این نزاع داخلی می‌دانند. و البته جریانات اولترا راست که از این حمله، به بهانه‌ی کوتاه کردن دست جمهوری اسلامی از یمن، تمام قد دفاع می‌کنند.

اما واقعیتی که در یمن رخ می‌دهد چیست؟ چه عاملی، یمن را به عنوان فقیرترین کشور خاورمیانه با اقتصادی تک محصولی که کفاف تامین حداقل نیازهای مردم این کشور را هم نمی‌دهد، برای قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای مهم کرده است؟ و چرا بهشت عدن، خوش آب و هواترین منطقه در شبه جزیره‌ی عربستان، و مهد هنر و موسیقی عربی و یکی از پایتخت‌های موسیقی جهان، به جهنم عدن و شهرمردگان بدل شده است؟ در یمن چه کسانی با چه کسانی و برای چه می‌جنگند و چه کسانی می‌میرند؟

یمن، آرایش جمعیتی، جغرافیای اقتصادی، سیاسی و سوق الجیشی

یمن امروز، در جنوبی‌ترین نقطه‌ی شبه جزیره‌ی عربستان و در همسایگی با شاخ آفریقا (شرق آفریقا) با مساحت تنها پانصد و بیست و هفت‌هزار و نهصد و هفتاد کیلومتر مربع و نزدیک به دو هزار کیلومتر مربع ساحل و بیش از دویست جزیره، جمعیتی نزدیک به ٢۴میلیون نفر را در خود جای داده است.

yaman

این جمعیت غالبا جوان که بیش از ۴۶ درصد آن زیر ١۵ سال سن دارند _ یعنی جمعیتی زیر سن کار که به عنوان نیروی کار به حساب نمی‌آیند، شامل  اقوام از نژادهای مختلف، با مذهب و حتا پیشینه‌ی تاریخی متفاوتی می‌شود. غالب جمعیت یمن را عرب‌ها و عرب‌های آفریقایی تشکیل می‌دهند؛ اقلیتی از یهودیان و هندیان مهاجر نیز در یمن زندگی می‌کنند، که جمعیت یهودیان یمن در جریان قتل عام یهودیان در جهاد پاک سازی یهودیان از سرزمین‌های عرب در اواسط قرن بیستم از یمن گریخته، به اسراییل یا دیگر کشورها کوچ کردند. با این‌حال یمن یکی از معدود کشورهای پناهنده پذیر خاورمیانه است که پناهندگانی را از سومالی، عراق، اتیوپی و سوریه در خود پناه داده است. بخش قابل توجهی از جمعیت یمن، به خصوص ساکنان در شهر عدن، پایتخت جدید یمن از فوریه ٢٠١۵، را ایرانی‌تبارها تشکیل می‌دهند.

با آن که مذهب رایج در یمن اسلام است که ۶۵ درصد جمعیت آن را سنی شافعی و ٣۵ درصد آن را شیعیان غالبا زیدی (پنج امامی) تشکیل می‌دهند، جز معدود کشورهای خاورمیانه است که جمعیتی رسمی از آتئیست‌ها (بی‌خدایان) را نیز در خود جا داده است.

اما این تفاوت نژادی و مذهبی خط کشی‌های جغرافیایی مشخصی در پراکندگی جمعیتی یمن کشیده‌اند؛ به طوری که زیدی‌های پنج امامه در یمن شمالی سابق _شمال غربی و غرب_ ساکن اند، سنی مذهبان در یمن جنوبی سابق _ شمال شرقی، شرق و جنوب_ ایرانی‌تبارها در عدن و حومه، و دیگر اقلیت‌ها در مرکز ساکن‌اند.

گرچه اقتصاد پرتلاطم و امروزه فقیر یمن بر پایه استخراج و صادرات نفت در کنار محصولات کشاورزی استوار است، با احتساب ٢۵ درصد تولید ناخالص داخلی که از طریق استخراج و فروش نفت تامین می‌شود و این رقم ۶٣ درصد درآمد دولت را شامل می‌شود، تامین الباقی تولید ناخالص داخلی بر دوش بخش خدمات و کشاورزی است. در واقع، کوچک و انحصاری کردن بخش اعظم صنعت و پتروشیمی و استخدام بخش کوچکی از جمعیت ٧ میلیونی نیروی کار در این حوزه‌ها و بخش‌های اقتصادی، نه تنها از خطر تشکل‌یابی کارگران صنعتی برای بورژوازی حاکم کاسته است، بلکه سود حاصله از آن نیز به طور مستقیم به خزانه‌ی دولتی تزریق شده، جمعیت بزرگ کشور که در بخش کشاورزی محصولاتی چون غلات، حبوبات، گیاه قات (خط)، انبه، پنبه و قهوه مشغول به کارند، این کشور را با اقتصادی تک محصوله‌ی نه نفتی، بلکه کشت غلات به جهان معرفی می‌کنند.

دو محصول مهم کشاورزی یمن، یعنی قات و قهوه، که اولی به عنوان گیاهی مخدر که بیشتر آب‌های زیرزمینی منطقه صنعا را می‌مکد، و دومی نیز به عنوان گیاهی شادی‌آور هر از گاهی توسط بزرگ‌ترین مشتری سابق صادرات یمن، یعنی عربستان سعودی، حرام یا مکروه اعلام می‌شود، چرخه‌ی اقتصادی یمن شمالی را می‌چرخاند. در حالی که تا زمانی که کانال سوئز به دریای سرخ بسته نشده بود و عدن هم‌چنان، جدای از دروازه‌بانی شاهراه تجارت آبی خلیج فارس-دریای عمان-خلیج یمن و دریای سرخ به مدیترانه و آب‌های آزاد غرب، بزرگ‌ترین بندر تجاری یمن و قلب تجارت این کشور محسوب می‌شد، اتحاد جماهیر شوروی سابق و چین خریداران اصلی صادرات این کشور بودند، امروزه، بزرگ‌ترین خریداران صادرات یمن را ایالات متحده، چین، تایلند و هند تشکیل می‌دهند، در حالی که این کشور محلی برای واردات و سرمایه‌گذاری ایالات متحده آمریکا، چین، اتحادیه اروپا، امارات متحده عربی و سوییس شده است. یمن با تمام فقری که امروز بدان دچار است و کسری بودجه‌ی ١٠ درصدی، تورمی ١١ درصدی دارد_ نرخی به مراتب کمتر از ایران.

اما دو شاخصه‌ی پراکندگی قومی و مذهبی و اقتصاد استوار بر کشاورزی که بر تزلزل‌های اقتصادی این کشور می‌افزاید، در کنار موقعیت ژئوپولتیک این کشور در منطقه، یمن را از اهمیت خاصی در تقابل قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی تبدیل کرده است.

تنگه‌ »باب المندب»، در جنوب غربی یمن و در همسایگی آبی با سومالی، جیبوتی و اریتره در شرق آفریقا، خلیج عدن را به دریای سرخ متصل می‌کند. این تنگه اهمیت فوق العاده‌ای دارد. از این رو که مسیر شاهراه نفتی خاورمیانه را کنترل می‌کند. به بیان دیگر، بخش اعظم نفت‌کش‌های خلیج فارس و دریای عمان از طریق ورود به دریای عرب ، در مرز آبی عمان، هم‌پیمان همیشگی ایران، به خلیج عدن در مرز آبی جمهوری یمن جنوبی سابق (که سنتا در دست سنی مذهبان یمن است) باید از تنگه‌ی باب المندب گذشته، به دریای سرخ که حریم مشترک یمن شمالی (که سنتا در دست شیعی مذهبان یمن است)، عربستان سعودی، اریتره (محل منازعه‌ی ایران و اسراییل)، عربستان سعودی، سودان و مصر، وارد شده از کانال سوئز به دریای مدیترانه و از آن‌جا به آب‌های آزاد غرب برود. از این تنگه علاوه بر نفت‌کش‌ها، ناوگان‌های نظامی غرب، کشتی‌های تجاری و در کل تجارت آبی حوزه‌ی خلیج فارس-دریای عمان، اقیانوس هند و دریای عرب را به حوزه‌ی مدیترانه وصل می‌کند.

33

مراسم دومین سالگرد پیروزی انقلاب یمن

 

این تنگه در طی ادوار مختلف و تحت تاثیر مناقشات و منزاعات سیاسی، دیپلماتیک، تجاری و… بارها در برابر دیگر منطقه‌ی حساس بر روابط تجاری-سیاسی بین المللی یعنی کانال سوئز، به عنوان ابزاری کارگشا در پایان و بُرد قدرت‌های جهانی نقش بازی کرده است.

در واقع بسته شدن این تنگه می‌تواند بخش عظیمی از تجارت آبی و نفتی جهان را دستخوش بحرانی جدی کند.

در یمن چه نیروهایی در برابر هم صف کشیده اند؟

با استناد بر خط کشی‌های قومی و نظام اجتماعی قبیله‌ای به خصوص در یمن شمالی سابق که غالب جمعیت آن را زیدی‌ها و شیعیان تشکیل می‌دهند که خود بالغ بر ۴٠٠ قبیله هستند، اقتصاد محلی که تحت تسلط این قبایل بر منابع و زمین‌ها است و تقابل تاریخی این اقوام، که زمانی به شکل‌گیری دو یمن شمالی و جنوبی و باری دیگر به ادغام آن دو انجامید، برخی از مفسرین مخاصمات این روزها در یمن را نوعی جنگ داخلی و منازعات قبیله‌ای توصیف می‌کنند. اما واقعیت موجود نه این بوده و نه امروز هست. یمن، با شرایطی که پیشتر ذکر شد، منطقه‌ای حیاتی برای قدرت‌های سیاسی-اقتصادی منطقه و قدرت‌های جهانی بوده است. امروزه، جمهوری اسلامی ایران و هم‌پیمانان آن، نه تنها به عنوان نماینده‌ی حکومت اسلامی شیعی سیاسی، بلکه در جایگاه یکی از مهم‌ترین دولت‌های عضو اوپک و عضوی قدرتمند در کنفرانس سران اسلامی در برابر عربستان سعودی که در سوی مخالف جمهوری اسلامی ایران، به عنوان نماینده‌ی مستقیم منافع غرب در منطقه در حال زورآزمایی با جمهوری اسلامی ایران است، نه تنها یمن را به جبهه‌ای خارج از مرز برای منازعات بدل کرده‌اند، دست‌یابی به قدرت کنترل تنگه باب المندب را در صدر سیاست‌های خارجی خود برای تضمین قدرت خود در میان مرزهای کشور خود، منطقه و حتا سطح جهان قرار داده‌اند.

جمهوری اسلامی ایران، که از سال ١٩٨١، تنها دو سال پس از پیروزی انقلاب در ایران، اولین نفوذهای خود را در منطقه، در لبنان با نقش‌آفرینی در  تاسیس و حمایت از حزب‌اله لبنان آغاز کرد، طی چهاردهه توانسته است سیطره‌ی سیاسی، نظامی و اقتصادی خود را تا شاخ آفریقا بگستراند. در حالی که بیشتر توجهات به مرزهای جغرافیایی ایران با همسایگان و نفوذ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عراق و سوریه معطوف شده است، جمهوری اسلامی ایران به آرامی و با کمک نیروهای موجود در دیگر کشورهای منطقه توانسته است حوزه‌ی نفوذ خود را در بحرین، و حال در یمن تضمین کرده، محدوده‌ی وسیعی از شرق مدیترانه (لبنان، فلسطین، سوریه) تا عراق، بحرین و یمن (تنگه باب المندب و دریای سرخ) را زیر پوشش نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک خود درآورد. این تحرکات که امروز با اقتدار وارد حوزه‌ی تغییر حکومت‌ها، سازمان‌دهی جنبش‌ها و تغییر جهت معادلات سیاسی منطقه شده است، محصول چهار دهه سرمایه‌گذاری نظامی، سیاسی و دیپلماتیک نظام اسلامی ایران است.

44

تظاهرات ضد دخالت های خارجی در یمن در شهر طائز

 

زمانی که بسیاری سیاست‌های خارجی جمهوری اسلامی در ایجاد روابط مستحکم اقتصادی و دیپلماتیک با کشورهای شاخ آفریقا، به خصوص سومالی، جیبوتی، سودان و اریتره را به تمسخر می‌گرفتند و حتا اصرار بر سر مساله هسته‌ای را که منجر به تحمل تحریم‌ها شد ناهوشیاری و به قول آن‌ها «وطن‌فروشی» حاکمان جمهوری اسلامی ایران در ایجاد روابط با قطب‌های قدرتمند سرمایه‌داری جهانی برمی‌شمردند، مقامات ایرانی می‌دانستند که با ذکاوت برای گرفتن امتیازات امروز از این قدرت‌ها، بدون از کف رفتن سیطره‌ی قدرت خود و تضعیف در برابر نارضایان داخلی باید جای دیگری سرمایه‌گذاری کنند.

انصاراله، گروهی متشکل از زیدی‌ها (شیعیان پنج امامه)، شیعیان اسماعیلی و شیعیان اثنی عشری هستند که از ائتلاف قبایل یمن شمالی در اوایل دهه‌ی ٩٠ میلادی با حمایت مستقیم جمهوری اسلامی ایران شکل گرفتند. این گروه که یکی از تاثیرگذارترین گروه‌ها در تغییر معادلات سیاسی، تغییر نظام حکومتی و حتا ادغام دو یمن بوده و هستند، پر اهمیت‌ترین اپوزسیون یمن را تشکیل داده‌اند. تحرکات نظامی، از بمب‌گذاری‌ها گرفته، تا خیزش‌های خیابانی، تا جایی که به سقوط دو دولت در یمن انجامید از جمله فعالیت‌های این گروه است. شعار انصاراله که خود را دنباله‌روی حزب‌اله و حکومت اسلامی ایران می‌دانند، همان شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر یهود (دقت شود که نه تنها ضدیت با اسراییل بلکه ضدیت با یهودیان) است، رهبران ایران، آیت‌اله خمینی و علی خامنه‌ای را رهبر خود دانسته، برپایی نظامی اسلامی-شیعی را تنها راه برون‌رفت از فقر و بی‌عدالتی در یمن برمی‌شمرند. و به قول علی اکبر ولایتی در مقام وزیر امور خارجه وقت ایران، نسخه‌ی موفق حزب‌اله لبنان در یمن در پیش‌برد دکترین نظام اسلامی ایران است.

حوثی‌ها که فرزندان انصاراله و پیروان حسین بدرالدین الحوثی  هستند، و غالب آن‌ها را شیعیان اثنی عشری یا زیدی‌های متمایل به شیعیان دوازده امامه در استان صعده، در شمال غربی یمن،  تشکیل می‌دهند، از سال ٢٠٠۴، پس از کشته شدن رهبرشان، حسین الحوثی، از شاگردان و مریدان آیت‌اله خمینی، وارد فاز جدیدی از مبارزه شده‌اند. آن‌ها که پیشتر در ادغام دو یمن نقش‌آفرینی کرده، در سرکوب استقلال‌طلبان سنی یمن جنوبی موفق ظاهر شده بودند، در سال ٢٠١١، زمانی که قیامی با سازماندهی اتحاد اپوزسیون یمنی که شامل احزاب یمن جنوبی و متشکل از حزب الاصلاح (حزب اسلام‌گرای اصلاح‌طلب ضدمارکسیستی سنیان، شاخه‌ی یمن اخوان المسلمین مصر) حزب سکولار سوسیالیست یمن (همپیمان با بازماندگان دولت سکولار جمهوری یمن جنوبی سابق)، حزب الحق ( حزب نیمه مذهبی سنی)، حزب اتحادیه‌ای (حزب ائتلاف اتحادیه‌های کارگری) و حزب اتحادیه نیروهای خلق، بوده و بزرگ‌ترین اتحاد اپوزسیون یمن متشکل از گرایشات اصلاح‌طلب، سوسیالیست، ناصریست، خلقی و کارگری را شکل داد، انقلاب یمن به پیروزی رسیده و علی عبداله صالح، از زیدی‌های یمن را از ریاست‌جمهوری خلع کرده و دولت ائتلافی را تشکیل دادند، انصاراله سیاستی دوگانه در پیش گرفت.

 

hosi


تا آن زمان که حوثی‌ها از مداخله‌ی مستقیم در سازمان‌دهی اعتراضات و مناقشات و مذاکرات برای انتقال قدرت از دولت صالح به دولتی برگزیده پرهیز کرده بودند، خلاف جریان دست بالای اپوزسیون چپ که به انتقال صلح‌آمیز قدرت از صالح به جانشین او، یعنی عبدالربه منصور هادی، رضایت داده بودند، شورش بزرگی را سازمان داد.

در حالی که یمن، انقلاب خود را جشن می‌گرفت، انصاراله، با همزمانی انقلاب مصر و پیروزی اخوان المسلمین در جذب نیروهای انقلابی مصر، در برابر هژمونی حزب الاصلاح در اپوزسیون پیروز یمن که به شدت با تندروی‌های مذهبی انصاراله سر نزاع داشت، دست به سازماندهی ضدانقلابی زد. به سرعت سیطره‌ی خیزش‌های سازماندهی شده توسط حوثی‌ها از شمال غربی یمن به سمت جنوب غربی تا خلیج عدن، و از شرق تا صنعا، پایتخت وقت یمن گسترش یافت. خیزشی که با در دست داشتن نبض اقتصادی یمن، رییس جمهوری تازه‌ی یمن، منصور هادی، که طی رفراندومی مورد توافق احزاب و نیروهای اپوزسیون انقلابی بر سر کار آمده بود، را فراری داد. حوثی‌ها به رهبری عبد الملک الحوثی، با اعلام سقوط دولت هادی، و مجلس یمن، پرچم پیروزی خود را در صنعا پایتخت وقت یمن برافراشت.

در برابر این تحرک حوثی‌ها و به دست گرفتن قدرت در غرب یمن و نیز پیش‌روی روز افزون آن‌ها به سمت شرق، دو اپوزسیون دیگر به مقابله با آن‌ها برخاستند. اپوزسیون سنی مذهب با نیروی اصلی آن‌ها یعنی حزب الاصلاح از یک سو و القاعده که با نام انصار الشریعه از سمت شمال شرقی با حمایت عربستان سعودی به مقابله برخاسته است از سوی دیگر. در این میان، در حالی که حوثی‌ها امروز بیش از ١٠٠هزار نفر نیروی مسلح دارند، مجهزترین و مسلح‌ترین شاخه‌ی داعش از القاعده‌ی یمن جدا شده، و به عنوان شبه نظامیان تندروی دیگری در مقابل حوثی‌ها از شمال به سمت جنوب و غرب یمن شروع به پیشروی کردند.

صحنه‌ی جدال امروز در یمن، صحنه‌ی خونین ارتجاعی‌ترین گروه‌های مسلح است که هر یک از سوی یکی از جبهه‌های دول متخاصم در منطقه به طور مستقیم حمایت می‌شوند: حوثی‌ها از سوی جمهوری اسلامی، سوریه و حزب‌اله لبنان، ندای حکومت اسلامی رادیکال می‌دهند، زنانشان با نقاب‌هایی که تنها چشمانشان در هاله‌ای پیداست به میدان می‌آیند و در برابر حزب سلفی الاصلاح که افتخار رهبری زنی برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل ٢٠١١ _ توکل کرمان را به یدک می‌کشد، می‌ایستد، القاعده که بیشتر یمن جنوبی را تحت سیطره‌ی خود قرار داده است، و مبرزترین شبه نظامیان داعش که ارتجاع خلافت را تا درون جنبش دانشجویی یمن کشانده اند، و هر دو از سوی عربستان و ایالات متحده حمایت می‌شوند. عربستان، حتا در برابر شکست‌های داعش در برابر حوثی‌ها، راسا وارد عمل شده و اقدام به حمله‌ی نظامی کرده است.

این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران با جلوه‌ دادن چهره‌ای مظلوم از سرکوب حوثی‌ها با نام انقلابیون تحت ستم، حمایت جریانات ضد امپریالیستی، ضد جنگ و حقوق بشری را با خود همراه کرده است، بیشترین برد را در این سناریوی سیاه حقیقی داشته است.

11

محموله کمک های بشردوستانه ایران به سومالی

 

هم‌پیمانی جمهوری اسلامی ایران با عمان، سودان و جیبوتی، پایگاه رسمی جمهوری اسلامی ایران مستقیما از طریق دفتر رهبری جمهوری اسلامی به بهانه‌ی کمک‌های بشردوستانه به گرسنگان سومالی در این کشور از سوی دیگر و چانه‌زنی‌های موفق با اسراییل بر سر منابع گازی اریتره و هم‌پیمانی در بخش‌های گسترده‌ی تجاری-اقتصادی-سیاسی با این کشور، خیال جمهوری اسلامی ایران را از در اختیار گرفتن کامل نبض شاهراه ارتباط تجاری تنگه باب المندب و دریای سرخ راحت کرده است. آخرین نقطه‌ی کسب کامل قدرت عظیم جمهوری اسلامی ایران، در یمن، و به خصوص غرب و جنوب غربی یمن است که امروزه در دست حوثی‌هاست. قدرتی که جمهوری اسلامی در منطقه کسب کرده است فراتر از موفقیت‌هایش در سناریوی سیاه و خونین در عراق و سوریه، فلسطین و لبنان است. با در دست گرفتن قدرت در تنگه‌ی باب المندب، می‌تواند ایالات متحده، اتحادیه اروپا و اعضای پرقدرت اوپک مانند قطر و عربستان را بر سر میز مذاکره با خود بنشاند. کافی است که اراده کند تنگه‌‌ی باب المندب را ببندد. دیگر قدرت مصر به عنوان هم‌پیمان ایالات متحده در گرو کشی کانال سوئز کیش و مات می‌شود.

جمهوری اسلامی ایران، به عنوان بخش بلامنازع شکل‌دهی سناریوی سیاه منطقه‌ی خاورمیانه، از دل این دریای خون در منطقه است که سناریوی سفید مذاکرات هسته‌ای را بیرون می‌کشد، و خود را قهرمان جهان مبارزه با امپریالیسم برای همان توده‌های تحت ستمی می‌کند که در ویرانی شیرازه‌های مدنیت آن‌ها نقش بازی کرده و می‌کند.

مطلب قبلی از این مجموعه

چه کسی رابطه‌ی جنسی شما را کنترل می‌کند

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,