شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
06 October 2016
نمایشگاهی از امیر فرهاد

«گالری / جنبه‌های متنوعی از فرهنگ عامه را در قالبی نامتعارف بروی دیوار‌ها»

۱۳۹۴ اردیبهشت ۳۰

گزارش / رادیو کوچه

 

«رژه» عنوان نمایشگاهی است از امیر فرهاد که این‌بار جنبه‌های متنوعی از فرهنگ عامه را در قالبی نامتعارف بروی دیوار‌ها برده است. آثار همان‌طور که در نقدهایی جراید ایران نوشته شده «ترکیبی است هزلی، با گرایشی پاپ که در مرکز زدایی تبدیل به عرصه‌ای گفتمانی شده‌اند». هنرمند، این مفاهیم را در تجربه‌ای شبه گرافیتی بروی دیوارهای سفید برده است. زمینه‌های بی‌رنگ تابلو‌ها به قول فرهاد «ارجاعی است به هنر عامه، هنری که بی‌رنگ و لعاب و بی‌هیچ ژست از منویات مردم کوچه و بازار می‌گوید.»

با وجود این ادعا، سخت است بپذیریم این‌ها آثاری هستند برای توده‌های مردم. شمایل اسید فانکی و الیت‌پسند مجموعه رژه در ادامه‌ی آثار سری «شکوفه نو» یا قبل‌ترش مجموعه «تقدیر آلبوکرک»، می‌کوشند نخبگان ایرانی را به ظرایفی متوجه کنند که در واقع از ناهنجارهای عامه برای جذب بورژوازی تهرانی آگراندیسمان کنند. احتمالن اقبال هنرمندانی چون امیر فرهاد و قبل‌ترش خسرو حسن‌زاده، صادق تیرافکن و فرهاد مشیری در راستای همین توجهات طبقاتی شکل گرفته است.

در «رژه» عناصر مشترکی مثل لمپن‌ها، پینوکیو، ماسک‌ها، عجایب المخلوقات، هشت پا‌ها، گیاهان، کلاه سیلندری‌ها، کبوتر‌ها، متل‌ها و گزین گویی‌ها، بی‌هیچ نظم و ترتیبی کنار هم قرار می‌کیرند تا فضای آخرالزمانی تهران را توصیف کنند. به همین دلیل عجیب نیست که نرگس فرشی در مقدمه این کاتالوگ نمایشگاه رویه‌ی امیر فرهاد را با نظریه کارناوالی میخاییل باختین مرتبط می‌داند. او در بخشی از این نوشتار می‌نویسد: «یکی از جنبه‌های اصیل این ارتباط (کارناوال) افشای حقیقت عریان و بی‌پیرایه‌ای است که ورای اداعای کذب و دسته بندی‌های قرادادی وجود دارد.» امیر فرهاد و قطعاتش در تقابل با فرهنگ رسمی هستند تا اقبال و اعتبار هر آنچه رسمی است را به سخره گیرند.

بی‌دلیل نیست که خریداران هنر خاورمیانه‌ای، در تصاحب آثاری که جنبه‌های مضر و نامتعارف زیست شرقی را نشانه گرفته‌اند با یکدیگر رقابت می‌کنند. جامعه ایرانی به عنوان یک بافتار کهنه و صنعتی، رودروی عرصه‌ی تمدنی نوتکنولوژیکی قرار دارد و گریزی از آن نمی‌بیند. این نمایش امیر فرهاد را باید یک جامعه‌شناسی اشاره‌ای و نه مفهومی به فضای مشوش و پرتنش و در حال گذار از زندگی در تهران دانست. آن‌جایی که اژدهایی در یکی از تابلو‌ها فریاد می‌زند: من می‌خاهم یک اژدهای دیجیتال باشم.

این نمایشگا‌ها از تاریخ ۱۸ اردیبهشت (۹ می‌) تا ۲۸ اردیبهشت (۱۹ می‌) در گالری هما در تهران برپا بود.

1

0

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

18

19

20

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , , , , , , , , ,