Saturday, 18 July 2015
04 December 2020
سنگ‌مفت و گنجشک‌مفت

«سهم ما از گوشی‌های رایگان چند میلیونی»

2015 June 16

مهرداد نیک‌نژاد / مقاله وارده / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

شاید روزی که انسان‌های اولیه با دود و آتش و اصوات ارتباط برقرار می‌کردند تصور ظهور اپلیکشن‌های موبایل برای‌شان مقدور نبود. حتا روزی که گوتنبرگ حروف سربی را در گارسه‌های دستگاه چاپ اختراعی‌اش چیدمان می‌کرد تا پیشگام عصر جدیدی از ارتباطات باشد بازهم در مخیله‌اش نمی‌گنجید که با لمس یک صفحه هزاران لغت در کسری از ثانیه به هزاران کیلومتر دورتر ارسال شود.

و حتا شاید تیم برنرز لی (پدر اینترنت) وقتی در سال ١٩٨٩ پایه‌های بزرگ‌ترین پدیده ارتباطی قرن را نهاد به دشواری پیش‌بینی می‌کرد در کمتر از بیست و پنج سال ارتباطات مجازی از میزهای محل کار و خانه‌ها به صفحه باریک موبایل‌ها در همه جای دنیا کشانده شود.

حالا دنیای مجازی موبایل‌ها و اپلیکیشن‌ها چنان با شتاب می‌تازد که حتا محققان علوم ارتباطات و جامعه شناسان فرصت واکاوی دقیق یک پدیده را نمی‌یابند و تا به خود بجنبد و یک جستار علمی را فراهم کنند یک اتفاق تازه بسیاری از معادلات را تغییر می‌دهد.

اما در این میان دنیای تجارت و کسب و کار بیش از پیش متوجه ظرفیت بالای شبکه‌های اجتماعی شد و به هر موبایل به چشم یک بازاریاب حرفه‌ای شبکه‌ای نگاه می‌کند. از نخستین روزهای پیدایش نرم افزارهای وایبر و واتس‌اپ و لاین و شبکه‌های دیگر، مبلغان و مدیران فروش و بازاریابی شرکت‌ها، خود را در دریایی از سکه و طلا دیدند که برای ماهی‌گیری از آن باید چاره‌ای اندیشه می‌کردند و طرحی نو می‌انداختند.

Screenshot_2015-06-13-00-56-44

روزهای گذشته شبکه اجتماعی لاین که یکی از رقبای موبایلی فیس‌بوک به شمار می‌رود شاهد تکثیر ویروس گونه پیام‌هایی بود که جمع زیادی از ایرانیان را شگفت‌زده و البته فعال کرد.

ماجرا از آنجا آغاز می‌شود که یکی از دوستانتان در این شبکه‌ها به شما پیام می‌دهد که اگر در لینک زیر ثبت نام کنید شرکت سامسونگ یا اپل یک گوشی چند میلیون تومانی جدید را به شما اهدا می‌کند.

این پیام را اگر در خیابان و لابه‌لای آگهی روزنامه‌ها ببینید احتمالن با نیشخندی بی‌تفاوت از کنار آن می‌گذرید، اما حالا که دوست عزیزتر از جانی شما را به باشگاه موبایل‌داران میلیونی فرا می‌خواند ترجیح می‌دهید ضرب‌المثل سنگ مفت گنجشک مفت را بیازمایید.

تبلیغ شرکت سامسونگ اول از همه سوالاتی از شما می‌پرسد و بیش‌تر اطلاعات شخصی شما را؛ و تبلیغ اپل حتا آدرس شما را می‌گیرد تا به زودی یک گوشی آیفون اس ۵ برایتان ارسال کند.

اما شرط‌شان این است که همین پیام تبلیغاتی را به حداقل ده تا بیست نفر از دوستانتان ارسال کنید. بعد تنها کاری که باید بکنید این است که منتظر باشید تا یک کد برایتان ارسال کنند.

سامسونگی‌ها برای دریافت گوشی گلکسی اس ۵ خود باید به یکی از نمایندگی‌ها بروند و اپلی‌ها برای آیفون ۵ خود منتظر باشند تا مامور خوش خبر پست زنگ در را به صدا درآورد و با لبخند یک گوشی رایگان به شما تقدیم کند.

جالب آن‌جاست که تعدادی از کاربران شبکه‌ها هم در بخش نظرات همین فراخوان ها تایید می‌کنند که گوشی رایگان دریافت کرده‌اند. کاربرانی که هیچ‌وقت به آن‌ها دسترسی نداریم و تنها یک نام مستعار و عکس هستند. یا کاربرانی که می‌گویند فریب تبلیغات را خورده‌اند و پیامی را فرستاده‌اند که از آن‌ها خواسته شده.

همین موج پیش‌رونده کافی بود تا کنجکاو شوم برای یافتن حقیقت به خیل عظیم کسانی بپیوندم که می‌خواهند گوشی جدید داشته باشند و صد البته که سر از کار این شرکت‌ها دربیاروم.

برای شروع کاری را کردم که معمولن کاربران شبکه‌های اجتماعی در ایران کمتر آن را انجام می‌دهند. سری به وب‌سایت نمایندگی‌های اصلی شرکت سامسونگ و عاملین توزیع اپل در ایران زدم… اما خبری از کمپین گوشی‌های رایگان نبود.

APP6

همین شروع شک و دو دلی کافی بود تا با یکی از این شرکت‌ها تماس بگیرم.

دفتر مرکزی شرکت سامسونگ در ایران هیچ پاسخ روشنی نداد و تنها به تکذیب و دروغین بودن این پیام‌ها بسنده کرد. (فایل صوتی گزارش را نیز بشنوید)

به هر حال دفتر مرکزی سامسونگ با این‌که پرسش من را به بوق‌های اشغال اپراتور ارجاع داد تا لحظه تنظیم این خبر هیچ تایید یا تکذیبی را در سایت خود منتشر نکرده است. برای اطمینان بیش‌تر سری هم به سایت شرکت سامسونگ زدم و تنها بیانیه‌ای که تا ١١ خرداد پیدا کردم ابراز ندامت سامسونگ از پخش یک کلیپ در یک شبکه اسراییلی بود.

نخستین سوالی که ذهن من را به خود مشغول کرد این بود که اگر سامسونگ و اپل یا فروشندگان آن در ایران‌بانی این کمپین‌ها و تبلیغات نیستند چه کسانی و با چه اهدافی یک برند موبایل را تبلیغ می‌کنند؟

برای یافتن پاسخ این پرسش و چند سوال دیگر با یکی از شرکت‌هایی که در زمینه تبلیغات شبکه‌های اجتماعی فعال بود تماس گرفتم.

آقای فتحی که در شرکت‌شان امور تبلیغات شبکه‌های اجتماعی را انجام می‌دهد دل پری داشت و می‌گفت این حرکت‌ها متاسفانه اعتماد عمومی به شبکه‌های اجتماعی را کم می‌کند.

او در پاسخ به این‌که چه کسانی و چرا این صفحات و تبلیغات را راه می‌اندازند گفت:

معمولن جوان‌هایی کم سن و سال برای سرگرمی یا کسب درآمدهای متوسط صفحاتی را راه‌اندازی می‌کنند که کاربران زیادی را در لیست‌های خود داشته باشند. معمولن با این روش هزاران نفر یک صفحه را دنبال می‌کنند یا در آن عضو می‌شوند. پس از آن نام این صفحه را تغییر می‌دهند و آن را با قیمت‌هایی نه چندان زیاد می‌فروشند.

فتحی در پاسخ به این پرسش که آیا راه‌اندازی این صفحات هزینه یا تخصص ویژه‌ای نیاز دارد گفت: کار پیچیده‌ای نیست و شما می‌توانید با نصب یک اپلیکیشن رایگان در برنامه لاین کمپین‌های مشابهی را راه بیاندازید.

a-a

به نظر او مقابله با این صفحات راه خاصی ندارد جز آگاه‌سازی مردم و افزایش اطلاعات آن‌ها در مورد جعلی بودن وعده‌هایی که داده می‌شود.

اما این‌که از نظر حقوقی چنین تبلیغاتی که بیشتر جنبه فریب افکار عمومی را دارد چگونه قابل رسیدگی است و اساسن چه راه‌کارهایی برای مقابله با این روش‌های غیراخلاقی تبلیغات است موضوعی بود که با دکتر افشین محمدی عضو شورای سیاست‌گذاری روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت ارشاد مطرح کردم.

افشین محمدی که استاد حقوق ارتباطات نیز هست در این خصوص معتقد است: چون در کشور ما به دلیل عدم وجود زیرساخت‌های لازم و عدم دسترسی به منابع اصلی شبکه‌های اجتماعی ضعف‌های جدی وجود دارد امکان رسیدگی حقوقی نیز فراهم نیست.

در عین حال این عضو شورای سیاست‌گذاری روابط عمومی وزارت ارشاد معتقد است با وجود اینکه می‌توان برخی از این شبکه‌ها را فیلتر کرد، اما راه‌کار اصلی این مشکل راه‌اندازی شبکه‌های اجتماعی بومی است که امکان برخورد با سواستفاده کنندگان را فراهم کند.

این استاد علوم ارتباطات می‌گوید در کشور ما بر خلاف کشورهای غربی که با این موارد به شدت برخورد می‌شود به دلیل عدم دسترسی به زیرساخت‌های لازم برخورد قانونی نیز امکان پذیر نیست.

تا همین جای کار برای ذهن جستجوگر من مشخص شده بود که سواستفاده از اعتماد کاربران و سهم پایین سواد رسانه‌ای اغلب کاربران شبکه‌های اجتماعی در کنار ضعف‌های قانونی و تکنولوژیک امکان بهبود این وضع را دشوار می‌کند.

android-entrada

اما این همه ماجرا نیست!

فرض کنید خوش‌باورانه در انتظار دریافت گوشی باشید و برای کار کردن با آن لحظه شماری می‌کنید. اما درست مانند کسی که یک شکست عشقی خورده همه تلاش‌های شما نقش بر آب می‌شود. این‌که این موج روانی چه تاثیر بر روحیات یک فرد می‌گذارد و ممکن است چه عوارضی داشته باشد سوالی بود که با المیرا آقازاده کارشناس ارشد روانشناس بالینی از دانشگاه پونای هندوستان مطرح کردم.

آقازاده معتقد است؛ دو نتیجه از منظر روانشناسی در این ماجرا رخ می‌دهد. اولین موضوع ترویج فرهنگ ” یک شبه به چیزی رسیدن” یا بدون زحمت به دست آوردن نیازهای افراد جامعه است. اما اتفاق دومی که می‌افتد سلب اعتماد اجتماعی و خانوادگی است. در بُعد اجتماعی کاربران فریب‌خورده اعتماد خود را به شبکه‌های اجتماعی از دست می‌دهند و در بُعد خانوادگی اعتماد اعضای خانواده به کسی که فریب‌خورده خدشه‌دار می‌شود. علاوه بر این آسیب جدی دیگری که این روانشناس به آن اشاره می‌کند خطر تلاش برای به دست آوردن کالایی است که نیاز به آن کم است اما کاربران تلاش خواهند کرد به هر قیمتی آن را بدست بیاورند.

حالا با کنار هم گذاشتن همه قطعات پازل باید به این واقعیت تلخ اعتراف کنیم که سواد رسانه‌ای شهروندان ایرانی در مواجه با برخی پیام‌های شبکه‌های اجتماعی در حد ایده‌آلی قرار ندارد و شاید هر چند وقت یک‌بار باید منتظر موج‌سواری و سوءاستفاده اشخاص، برندها یا گروه‌هایی باشیم که از این فضا بهره می‌جویند.  در این میان شاید اگر زمینه‌های اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی در رسانه‌ها بیش‌تر مورد توجه قرار بگیرد و دست‌کم برخی برندها مانند سامسونگ که از نام آن‌ها استفاده می‌شود واکنش به موقعی داشته باشند شاهد کاهش این قبیل جریان‌سازی‌های جعلی باشیم.

به قول خودم که برای تهیه این گزارش و یافتن حقیقت مجبور شدم در کمپین دروغین گوشی‌های سامسونگ و اپل شرکت کنم: اگر گوشی را به من ندهند هیچ کاری نمی‌توانم بکنم جز نفرین.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. mohsen
    1

    شرکت سامسونگ ایمیل یاهو به مشتریاش نمیده