شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
06 September 2016
تاثیر دستگاه‌های دولتی

«هویت غیردولتی در سه دهه اخیر»

۱۳۹۴ تیر ۱۰

ابراهیم رشیدی / مقاله وارده / رادیو کوچه

 

هویت معمولا به وسیله معیارهای عینی مثل ملیت، جنسیت، طبقه و غیره تعریف می شود. اما خودآگاهی تفاوت ظریفی با هویت دارد و بیشتر مقوله ای ذهنی یا تصور شده ای است که ممکن است بر همان تکیه گاه های عینی استوار باشد و یا با واقعیت عینی فاصله داشته باشد.

خودآگاهی به مجموعه ارزشها، نمادها و جهان بینی هایی اشاره دارد که مردم آگاهانه برای معنا بخشیدن به زندگی خود بدان ها متوسل می شوند و یا آنها را تولید می کنند.

در جوامعی مانند ایران دستگاه های دولتی بیشترین تاثیر را در تشکیل و یا تغییر خودآگاهی ها دارند. به عنوان مثال خودآگاهی غالب بر روشنفکران ایران در دوره ی پهلوی غرب گرایی، سکولاریسم و آزادی بود در حالیکه در سالهای استقرار جمهوری اسلامی ارکان هویت سیاسی مردم به غرب ستیزی، بازگشت به اسلام و عدالت تغییر یافت و هر دو دولت خود را در قبال فارسی سازی غیر فارس های ایران مسئول میدانستند. دولت سازنده ی اصلی هویت و خودآگاهی مردم در هر دو دوره بود و از آنجا که این سازنده ی خودآگاهی سعی در بی ارزش جلوه دادن هویت ها و خودآگاهی هایی مانند خودآگاهی فرهنگی- زبانی و هویت جنسی داشت. پذیرندگان این هویت های دولت ساز نیز با مفاهیم و اندیشه های فوق بیگانه بودند.

دولت جمهوری اسلامی از همان آغاز استقرار به عنوان دولتی مکتبی در پی ایجاد تحول در خودآگاهی ها و هویت های فردی و جمعی برآمده و به ایجاد و تقویت خودآگاهی مدنظر خود پرداخته و علاوه بر اینکه سکان هدایت مردم را در امور سیاسی و اقتصادی بر عهده گرفته است، داعیه هویت سازی و شکل دهی به خودآگاهی افراد را نیز دارد تا تصور ما را از خویشتن خویش برسازد. همه ی مسئولین دولتی بارها و بارها فرهنگ سازی(هویت سازی) را وظیفه اصلی نهادهای دولتی و رسانه های رسمی عنوان کرده اند.

resaneh

استدال اصلی ما در این نوشتار این است که ایران دارای دولت قوی(strong satete) و جامعه ضعیف(weak society) است. یعنی ضعف جامعه مدنی و نهادهای غیردولتی و انحصار منابع اقتصادی توسط دولت باعث شده است دولت به بازیگر تمام عیار همه ی عرصه های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه تبدیل شود. نهادهای غیردولتی موجود نیز امکان بقای خود را به میزان انتفاع از منابع دولتی منوط می دانند. با این تفاسیر هرگز نافی وجود هویت ها و خودآگاهی های غیردولتی در جامعه نیستیم بلکه بدلیل دست برتر دولت در جامعه ضعیف فعلی، خودآگاهی های ساخته شده از طرف دولت به عنوان خودآگاهی غالب گسترش می یابد و خودآگاهی های دیگر را تحت الشاع قرار می دهد.

مفهوم ایده آل انسان متعهد و مکتبی تصویر انسانی است که همه ی خودآگاهی ها و هویت های متنوع خود را به منظور تقویت هویت سیاسی- اسلامی خویش رها ساخته و یا بی ارزش پندارد. انسان ایده آلی که هویت مدنظر روحانیت سنتی حاکم بر اوایل انقلاب بود. این تصویر خیالی و خودآگاهی مبتنی بر مفاهیمی چون امت اسلامی، ملت مسلمان، وحدت است که نقطه عزیمت ما در تحلیل هویت های برساخته شده توسط دولت جمهوری اسلامی می باشد. این خودآگاهی جمعی توسط طبقه سنتی روحانیت به سطح عمومی جامعه نشر داده شد و جایگزین همه ی نگرش های سیاسی و خودآگاهی های جمعی دیگر از قبیل خودآگاهی های ملی، قومی، فرهنگی، زبانی، طبقاتی و جنسی گردید و فرصت ظهور و خودنمایی را از همه ی نیروهای اجتماعی دیگر گرفت. مفهوم وحدت امت هرگونه تمایز و خودآگاهی بر اساس زبان، جنس، طبقه و مذهب را فرعی و انحرافی می دانست.

این اندیشه در دوره های بعدی حیات جمهوری اسلامی با انتقاداتی مواجه شد. اما منتقدان نیز با درانداختن طرحی نو سازندگان هویت و خودآگاهی فراگیر جدیدی شدند که با حمایت منابع دولتی در همان راستای تضعیف جامعه و تقویت دولت حرکت نمودند. دولت ها از لحاظ شیوه عمل، با ترویج ایدئولوژی واحد و ایجاد تمرکز در منابع قدرت سیاسی، مراکز اقتدار و قدرت دیگری را که می توانست مردم را بر حول خودآگاهی ها و هویت های دیگر بسیج و سازماندهی کند منقاد ساختند و در نتیجه احزاب سیاسی، اتحادیه های کارگری، تشکیل هویت طلبی قومی، انجمن های حقوق زنان و دیگر اشکال جامعه مدنی تضعیف شده حوزه عمومی صرفا عرصه ظهور و گسترش خودآگاهی سیاسی مدنظر دولت ها شده است.

3sadart

ما بر این باوریم که دوره ی ریاست جمهوری روحانی، نسبت به دوره های پیشین پتانسیل و ظرفیت بیشتری برای ظهور خودآگاهی های غیردولتی دارد. جدای از مباحث جهانی شدن و گسترش روزافزون رسانه های ارتباط جمعی، اعتدال گرایی روحانی را در ساختن هویت و خودآگاهی جمعی جامعه ناتوان می دانیم. شاید دولت سازان اعتدال گرا خود نیز تصمیمی به ساخت خودآگاهی جمعی جامعه بر اساس نگرش و اندیشه های خود ندارند و اگر چنین باشد فرصت تاریخی تقویت هویت ها و خودآگاهی های دیگر و در نتیجه تقویت جامعه ضعیف ایران در برابر دولت قوی در برابر کنشگران عرصه های اجتماعی رخ داده است.

نگارنده نگاهی بسیار گذرا به مراحل اساسی خودآگاهی و هویت بخشی سیاسی جامعه ایران را به عنوان مقدمه ای جهت طرح مبحث ضروری می داند.

دوره سازندگی:

در این دوره سعی شد خودآگاهی مبتنی بر انسان متعهد دوره ی اول انقلاب به نحوی واقع بینانه بازتعریف شود. کارگزاران سازندگی که حول آقای رفسنجانی گرد آمده بودند سعی می کردند با عبور از انحصار گرایی نیروهای وفادار به اصول انقلاب مشارکت سیاسی را گسترش دهند. به همین منظور به تخصص گرایی نسبت به تعهدگرایی برتری داده شد. خودآگاهی سیاسی دوره اول انقلاب مردم ایران را در مقابل کل تجدد جهانی شده ی غرب قرار داده بود اما خودآگاهی سیاسی دوره ی سازندگی تنش زدایی در روابط خارجی را توصیه می نمود. جدای از تغییرات مثبت بوجود آمده در عرصه ی خودآگاهی مردم ایران، برساخته شدن دوباره ی هویت توسط دولت مدنظر ماست. این دوره به سیطره و غلبه خودآگاهی اسلامی- سیاسی دوره ی اول پایان داد تا زمینه برای رشد خودآگاهی های دیگر و هویت های دیگر فراهم گردد. همان هویت هایی که بصورت سیل دوم خرداد خود را نشان داد.

دوره اصلاحات:

این دوره با درهم جوشی هویت ها و خودآگاهی های متکثر و مختلف موجود در جامعه ظاهر گردد اما خیلی زود مفهوم جامعه مدنی آنهم با ماهیتی همگن ساخته شده به خودآگاهی تبلیغ شده از طرف دولت تبدیل شد. مفهوم گفتگوی تمدن ها نیز برای بازشناسی اهیمت و ایجاد هویت تازه در سطح جهانی مطرح گردید. هرچند تلاش اصلاح طلبان در جهت نفی هویت سازی ایدئولوژیک و فراگیر بود اما جذابیت مفهوم وسیع و متکثری از هویت ایرانی – اسلامی برای نخبگان جامعه، باعث پذیرش همگانی و فراگیری گفتمان اصلاح طلب به منزله ی آلترناتیو هویت اسلامی- سیاسی دوره ی قبلی شد و امکان رشد هرگونه خودآگاهی جمعی دیگر، خارج از بوق و کرنای دولتی اصلاح طلبی را عملا غیرممکن ساخت.

دوره اصول‌گرایی:

دوره ای که با وعده ی مبارزه با مفاسد کلان اقتصادی آغاز شد و با رفتارهای رابین هودگونه به پایان رسید. پوپولیسمی که در جهت راضی نگه داشتن طبقه پایین قدم برمی داشت با عنوان مقابله با اشرافیت دوره های قبلی تخصص گرایی را به حاشیه راند.

11

مخاطبان خود را برای بار دوم در برابر کل جهان متجدد قرار داد و زمانی می توانست از هویت سازی خود رضایت خاطر داشته باشد که مخاطبان خود را در برابر اشرافیت داخلی نیز قرار دهد. هویت های دیگر بیشتر از ترس سرکوب و اطلاق خس و خاشاک پایان دوره ی پیکار با جهان را به انتظار نشستند. آرام و بی سر و صدا در انتخابات سال نود و دو به گزینه ای که شعار مقابله با جهان متجدد را سر نداده بود رای دادند.

دوره فعلی:

باید خوشحال باشیم که شاهد رشد هویت هایی هستیم که از یک سو کاملا وابسته به هدف های نظام حاکم نیست و از سوی دیگر از جانب نظام حاکم تحمل می شود. مردمی که به اعتدال گرایی روحانی رای دادند، در پس پرده ی اعتدال به ساختن هویت های متکثر و انواع خودآگاهی های جمعی امیدها داشتند و برای همین اکثر هویت ها و خودآگاهی های جمعی مانند خودآگاهی جنسی، زبانی- فرهنگی و غیره با او همراه شدند. آنها به دنبال رئیس قوه ی مجریه ای هستند که امور اجرایی کشور را سامان دهد و در صدد ساختن هویت و خودآگاهی جمعی جدید نباشد. چنین رئیسی تیم مذاکره کننده را سراغ جهان غربی می فرستد و جامعه ایران را برای حمایت از مذاکرات به خیابان ها نمی کشد و با ساختن هویت سیاسی جدیدی با عنوان مذاکره با جهان درصدد نفی هویت ها و خودآگاهی های دیگر نخواهد بود. در دوره ی فعلی برخلاف دوره ی هاشمی، نیازی به مقابله با اسلام سیاسی وجود ندارد زیرا همگان به تنش زدایی در عرصه جهانی واقفند و از آنجا که اعتدال گرایی روحانی نزد نخبگان جامعه چیزی بیشتر از محافظه کاری و ملاحظه کاری ترجمه نشده است، جذابیت جامعه مدنی و گفت و گوی تمدن های خاتمی را نخواهد داشت تا سرآغازی برای یک هویت سازی دولتی دیگر محسوب نگردد. از این منظر انتخاب آقای روحانی سلامی بود دوگونه. سلام اول، سلام بعداز تشهد نماز بود به معنای اتمام نماز و اتمام همه ی آنهاییکه جدی و خشن می نمود. جامعه ی ایران در طول سی و پنج سال گذشته همواره سعی در جدی و عمیق بودن داشته است. انقلاب، جنگ، سازندگی، اصلاحات و مبارزه با اشرافی گری همه و همه جدیت می خواست و اینک مردمی به حمایت از عدم جدیت به میدان آمده است، اما خود نیز در این مطالبه جدی نیست. مردمی که اباذری آنها را به عدم فهم بتهوون متهم می نماید به شعری پناه برده اند که وصف حالشان باشد.

از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت

یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم

این سلام آخر نماز وداع با هر چیزی است که سرشار از آموزه های فلسفی، عرفانی و اخلاقی است. برای همین ساعتها به تماشای مستند حیات وحش و زندگی ماهی های اعماق دریا می پردازد و گوشه چشمی نیز به فیلم های سینمایی عمیق که نیازمند فکر کردن است ندارد و چه بسا به حال خرسی که در حاشیه رودخانه مشغول صید ماهی است غبطه می خورد.

سلام دوم سلامی به زندگی است منهای فرهنگ سازی و هویت سازی رسانه های رسمی و غیررسمی، زندگی به معنی فرار از حق و تکلیف تعریف شده از جانب دولت های مدرن. زندگی به معنی فرار از فرهنگ سازی و پذیرش فرهنگ سازی. او قصد ندارد نه بخاطر قهرمان کشتی و فوتبال و نه به خاطر موعود هخا به فرودگاه تهران برود. همان نصفه استقبالی نیز که از جواد ظریف در پایان اولین دوره ی اجلاس ژنو به عمل آمد اشتباهی جوگیرانه بود.

zarif

شهر موش ها ٢ ، طبقه حساس، معراجی ها و آتش بس ٢ چهار فیلم پر فروش سینمای ایران در سال ٩٣ می باشد که همگی کمدی و عدم جدیت را چاشنی خود ساخته اند. این حکایت فرار مردم از فیلم های جدی و رئال در ایران است.

اگر به مانند دستگاههای رسمی این خودآگاهی نوظهور را دنباله روی اجانب بدانیم به همان اندازه مرتکب اشتباه شده ایم که مانند اباذری آنها را هم آغوش دولت فرض کنیم. اتفاقا نکته باریکتر از مو اینجاست آنها در صدد شکل دادن به هویت ها و خودآگاهی هایی هستند که تا به امروز مغفول مانده است و در صورت گرایش به هریک از خودآگاهی های نسلی، سبک زندگی، جنسی، فرهنگی- زبانی و … می خواهند آن را خارج از دایره های رسمی دولت و مخالفان دولت و خارج از فرهنگ سازیهای متداول گذشته محقق نمایند.

از طرف دیگر جامعه نیز تمایل خود را برای میدان دادن به هویت ها و خودآگاهی های دیگر نشان داده است که تحلیل این امر با نگاه به جهانی شدن و افزایش رسانه های ارتباط جمعی میسر خواهد بود. اما آنچه که به ضرس قاطع قابل رویت است امکان رشد خودآگاهی های غیردولتی در جامعه ایران است خصوصا امر مبارک عدم استخدام دولتی برای تحصیل کردگان امکان رهایی از هویت های دولت ساز را فراهم کرده است. رشد خودآگاهی های محلی با تماشای لیگ برتر فوتبال ایران قابل فهم است. هیاهوی صدا و سیما درخصوص دربی تهران جذابیتی برای هواداران فولاد خوزستان و تراکتور آذربایجان ندارد. فرار از هرگونه هویت سازی دولتی به حدی شایع است که با وجود کسب مدال های بسیار با ارزشی در بازی های آسیایی، استقبال از قهرمانان بصورت حیرت انگیزی کم فروغ بود، زیرا مردم نمی خواهند ساخت خودآگاهی جمعی خود را به دست صدا و سیما داده باشند. آنها به مقابله با هویت ها و خودآگاهی های دولت ساز نیز برنمی خیزند، بلکه هویت های دیگری را که تا امروز فرعی و بی ارزش می نمود خارج از دایره دولت تقویت می کنند تا شاید شاهد جامعه قوی تری باشند. در جریان تعیین استاندارها توسط وزارت کشور کسی با خواست دولت مقابله نکرد بلکه در استان های آذربایجان نخبگان محلی در کنار شایسته سالاری فاکتور بومی بودن را نیز از مشخصه های یک استاندار مورد قبول عنوان نمودند. درحالیکه در دوره های قبلی بیشتر به اصلاح طلبی یا اصول گرایی مشخص معارفه شده توجه داشتند. یعنی خودآگاهی محلی بر خودآگاهی های سیاسی و جناحی پیشی گرفته است.حتی زمانیکه فرهنگستان زبان فارسی در برابر احتمال تدریس زبان تورکی در مدارس که از ناحیه اعتدال گرایان مطرح شده بود موضع سفت و سختی گرفت برخی چهره های اصول گرای آذربایجان در برابر حدادعادل واکنش نشان دادند تا تمایل به رشد خودآگاهی فرهنگی- زبانی را خاطر نشان سازند.

خیابانهایی که به درگذشت مرتضی پاشایی اشک ریخت نه در راستای هویت دولتی و نه در تقابل با آن بود بلکه برای اولین بار خودآگاهی سنی و هویت مبتنی بر سبک خاص زندگی آنهم خارج از هویت سازی ها و فرهنگ سازی های رسمی را به نمایش گذاشت. اینک جدال بر سر طرفداری از یک جناح سیاسی و مخالفت با جناح دیگر نیست اینک تلاش برای تقویت جامعه در برابر قدرت در حال افزایش دولت است. اتفاقا طرفداران روحانی خودشان به ایشان مهلت صد روزه تعیین کرده و روزشمار معکوسی با عنوان روحانی سنج به راه انداختندو این همان هویت مطالبه گری است که در بیستم خرداد سال نود و سه در تبریز و اورمیه دست به تجمعات خیابانی زد تا وعده های انتخاباتی روحانی مبنی بر نجات دریاچه اورمیه و تدریس زبان ترکی در مدارس را به وی گوشزد نماید. جناح مخالف روحانی هیچ نقشی در این تجمعات نداشت. زیرا ماهیت این هویت ها خارج از دایره خودآگاهی های ساخته شده توسط دولت هاست.

اخیرا اعضای شورای شهر مشکین شهر به اتفاق آراء شهرداری را که  سال های پیش خود برگزیده بودند عزل نمودند. در این نصب و عزل گرایش سیاسی هیچ گونه دخالتی نداشت، امری که در دوره های هاشمی و خاتمی ممکن بود با لشکرکشی های جناحی همراه باشد.تقویت خودآگاهی زیست محیطی شهردار مشکین شهر را به خاطر قطع درختان معزول ساخت، فقط همین.

و در نهایت باید گفت عکس العمل هایی که به اسیدپاشی های اصفهان در عرصه عمومی جامعه ایران صورت گرفت نوید تقویت هویت جنسی و خودآگاهی جمعی زنان را در سال های نه چندان دور به همراه دارد و تقویت همه ی این هویت ها و خودآگاهی های مغفول مانده و بی ارزش تلقی شده جامعه را از حالت زبونی و دولت را از ادبیات زورگویی نجات خواهد داد.

شاید دوره فعلی، دوره پایان هویت های دولت ساز و فرهنگ سازی دولتی در ایران باشد.

این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,