حمید جعفری / رادیو کوچه
یکی از اتفاقات ادبی تازهی خوشایند، به دست آمدن ۹ دستنوشتهی سرگذشتواره از «عارف قزوینی» است که به تازگی به همت «مهدی نورمحمدی» منتشر شده است و ما را از جزییات زندگی و روحیات عارف آگاه میسازد. این کتاب به همراه اشعار چاپنشدهی عارف قزوینی و با مقدمهی «ایرج افشار» و به همت انتشارات سخن در دسترس علاقهمندان به ادبیات عصر مشروطه قرار گرفته است.
عصر روز سهشنبه، هفدهم فروردین ماه، نشست نقد و بررسی کتاب «خاطرات عارف قزوینی» با حضور «مهدی نورمحمدی»، مؤلف اثر، «محمدعلی سپانلو» و «سید فرید قاسمی» در محل مرکز فرهنگی شهرکتاب تهران برگزار شد.
فایل صوتی را از اینجا بشنوید
نورمحمدی در ابتدا با اشاره به مشخصات ظاهری ۹ دست نوشته نویافته عارف قزوینی، عنوان کرد: «این یادداشتها با خط تحریری و بدون استفاده از نقطه و علایم سجاوندی به نگارش در آمدهاند و همین مساله خواندن آنها را دشوار میکرد.»
وی با بیان اینکه من این یادداشتها را در طی چهار سال تنظیم و تدوین کردم گفت: «از جمله مطالب بسیار ارزشمندی که در این دستنوشتهها به چشم میخورد، اظهار نظر و شرح مشاهدات عارف از وقایع مشروطه و جریان مهاجرتش به استان لرستان است.»
به گفته نورمحمدی به دست آمدن یادداشتهای شخصی عارف از کیفیت ارتباط او با رضا شاه پرده برداشت و ابهاماتی را که در این زمینه وجود داشت برطرف کرد.
وی اضافه کرد: «تا پیش از این خاطرات ما تنها به دو سه شعری که عارف در ستایش رضا شاه سروده بود، دسترسی داشتیم و چون این اشعار مربوط به دوران پیش از سلطنت پهلوی اول بود به درستی نمیدانستیم که دیدگاه او راجع به رضا شاه در دورانی که به حکومت رسیده بود چه بوده است.»
نور محمدی همچنین افزود: «عارف از نحوه اداره امور در دوران سلطنت رضا شاه به شدت ناراضی بوده و مسبب تمام آن اتفاقات ناگوار را هم شخص رضا شاه میدانسته است و خطاب به او میگوید اگر مردی برو و مثل نادر هندوستان را فتح کن نه اینکه شکار مرغ خانگی کنی و مردم کشور خودت را مورد تجاوز و ظلم قرار دهی.»
وی با اشاره به شرح دیدار عارف با رضا شاه در محل ساختمان نخست وزیری خاطرنشان کرد: «توصیفی که خود عارف از این دیدار به دست داده بسیار قابل توجه است و از جمله فرازهای درخشان خاطرات او به شمار میآید.»
مولف کتاب «سرگذشت موسیقیدانان قزوین» عارف را فردی میهنپرست و عاشق معرفی کرد و متذکر شد: «او به شدت از پان ترکیستها و مورخانی که میخواستند لرها را غیر ایرانی معرفی کنند در رنج بود و اشعار شدیدی بر علیه آنها سروده که گواه دل پر خونش است.»
نور محمدی مهمترین بخش کتاب خاطرات عارف را مطالبی که او درباره نسیم شمال قلمی کرده است دانست و گفت: «او به ادعای سیادت نسیم شمال پرداخته و گفته است که اشرفالدین سید نیست و حتا لفظ «نا سید» را برای او به کار برده است که به گمان من باید این مساله آسیبشناسی شود و ببینیم چرا در دورهای این همه ادعای سیادت در ایران رواج پیدا کرده بود.»
وی در پایان به مجادلات قلمی میان عارف و «ملک الشعرا بهار» و «وحید دستگردی» اشاره و تاکید کرد: «عارف ملقب به «شاعر ملی» بوده و این صفت زمینهساز ایجاد تنشهایی میان او سایر شعرایی که خودشان را شایسته این لقب میدانستهاند شده است و دامنه این تنشها به یادداشتهای شخصی عارف هم کشیده شده است.»
محمدعلی سپانلو، سخنران دوم بود. سپانلو در این جلسه با اشاره به اهمیت «پدیده عارف قزوینی» گفت: «من در سال ۶۷ کتابی به عنوان «چهار شاعر آزادی» منتشر کردم که در آنجا به چهار تیپی که یک انقلاب میزاید، پرداختهام.»
وی عارف، میرزاده عشقی، ملک الشعرا بهار و فرخی یزدی را چهار شاعر آزادی و چهار تیپ مولود انقلاب معرفی کرد و یادآور شد: «وطن و آزادی دو ارزش مقدس و مشترک میان این چهار شاعر ارزشمند است که جابه جا در آثارشان از آنها یاد میشود.»
وی اضافه کرد: «من ابوالقاسم لاهوتی و نیما یوشیج را به عنوان دو شاعر ذخیره در نظر گرفتم و هنوز هم معتقدم که اگر چه نیما اساسن دخالتی در سیاست نداشت اما محصول مستقیم مشروطیت بود و باید او را هم در همین گروه دستهبندی کرد.»
سپانلو مشروطه را بزرگترین حادثه اجتماعی ایران معرفی و خاطرنشان کرد: «کسانی که به این رویداد بزرگ انتقاد دارند و آن را دست کم میگیرند باید توجه داشته باشند که اگر مشروطه نبود هنوز هم محمدعلی شاه بر ایران حکومت میکرد در واقع این مشروطیت بود که رعیت را تبدیل به ملت کرد.»
وی با بیان اینکه در میان چهار شاعر آزادی، عارف برای من از دیگران جذابیت بیشتری دارد، توضیح داد: «نقش بزرگ او در مشروطه این بود که پیامهای انقلاب را برای ملت بیسواد یا کمسواد آن روزگار به صورت تصنیفهای سادهای در میآورد که آن تصانیف دهان به دهان میگشت و در جامعه پخش میشد.»
وی با اشاره به نبود یا کمبود دستگاههای ارتباطی و رسانهای در عصر مشروطه، تصریح کرد: «در آن دوره گرامافون ابزاری نبوده که هر کسی به آن دسترسی داشته باشد اما چهطور میشود که در عرض چهار ساعت تصانیف عارف بین مردم پخش میشد و همه آن را از بر میخواندند.»
وی با اشاره به رویدادهای تلخی که عارف در طول دوران زندگیاش از سر گذرانده، تاکید کرد: «شخصیت او به قدری عجیب است که گویی از دل یک رمان بیرون آمده و بر زندگی ملی و آموزش ما اثر گذاشته است.»
سپانلو به اشعار ستایشآمیز عارف در حق سردار سپه اشاره کرد و گفت: «او درست در روزگاری که رضا شاه به سلطنت رسید و در حال تاجگذاری بود از او کنارهگیری کرد و حتا از شهر خارج شد تا مراسم تاجگذاری نباشد در حالی که میتوانست حق دوستی قدیم را از او طلب کند.»
وی شرح ملاقات عارف با رضا شاه در خاطرات شخصی عارف را بسیار درخشان و قدرتمند توصیف کرد و متذکر شد: «ای کاش مورخان ما هم با همین دقت مشاهدات خودشان را مینوشتند تا ما میتوانستیم صحنههای تاریخی را زنده ببینیم.»
سپانلو با نقل قولی از مصدق ادامه داد: «من این حرف او را که میگوید ایران ملیت است و اسلامیت قبول دارم و به همین دلیل وقتی که پس از انقلاب احساس کردم کفه ملیت سبکتر شده است، به چهار شاعر آزادی پرداختم و از عارف و دیگر شاعران وطن خواه نوشتم.»
وی شیوه مهدی نور محمدی در تنظیم خاطرات عارف را روشمند و همراه با دقت ارزیابی کرد و از او خواست که با برطرف کردن برخی اشکالات موجود به همین شیوه کارش را ادامه دهد و دیوان کامل اشعار عارف را فراهم کند.
وی در ادامه با بیان اینکه من سالها قبل از طریق پدر «بهرام بیضایی» با «هادی حائری» (کوروش) آشنا شدم، یادآور شد: «آن مرحوم به رغم تمامی زحمانی که کشید متاسفانه در تنظیم شعرهای عارف برخی دخالتهای استادانه کرده و چون ما دیگر به اصل اشعار عارف دسترسی نداریم نمیدانیم نحوه دقیق ضبط کلمالت به شیوه عارف چگونه بوده است».
در ادامه این جلسه سید فرید قاسمی، روزنامهنگار و مورخ مطبوعات با ابراز خرسندی از انتشار کتاب خاطرات عارف از مدیر نشر سخن جهت اهتمام به شناسایی و شناساندن چهرههای فرهنگی تشکر کرد.
قاسمی عدم انسجام در یادداشتهای عارف را موجب سرگردانی مخاطبان دانست و گفت: «به دلیل همین عدم انسجام برخی از خاطرات تکرار مکررات است و به صورت پراکنده عینن تکرار میشوند.»
وی از نور محمدی خواست که در چاپ بعدی کتاب مشخصات جغرافیایی برخی نام _جاهای استان لرستان را به صورت دقیق ذکر کند.
وی همچنین آغاز کتاب را نامناسب و بد عنوان کرد و توضیح داد: «متاسفانه نزدیک به ۱۴۰ سال است که تهرانستیزی در ادبیات ما رواج پیدا کرده است و نویسندگان نارضایتی از اشخاص را به مکان نسبت میدهند اما این مساله باید در جایی شکسته شود.»
قاسمی همچنین از جفا کاری عارف در حق پدرش انتقاد کرد و گفت: «ای کاش این جفا کاری در این یادداشتها نبود و این خاطرات نوشته نمیشد چون در حقیقت اگر هادی قزوینی نبود ما هرگز از وجود عارف بهرهمند نمیشدیم.»

وی در پایان نگاه عارف به روزنامه و روزنامهنگاری را شخصی و غیر قابل استناد دانست و تصریح کرد: «چنین نیست که هر که را عارف بد نامیده بد باشد و هر که ردپای خوبی از خودش در یادداشتهای او به جا گذاشته است، خوب باشد.»
در این جلسه جمعی از شخصیتهای فرهنگی از جمله «احمد سمیعی گیلانی»، «امیناله رشیدی»، «احمد مسجدجامعی» و «سهیل محمودی» حضور داشتند. امیناله رشیدی، خواننده و آهنگساز در سخنان کوتاهی طنز و خودستایی را دو مقوله مهم در اشعار و خاطرات عارف ارزیابی کرد و به بیان خاطرهای از او پرداخت..وی همچنین آلبوم «دلم تنگ است» به آهنگسازی و خوانندگی خودش را به پاس زحمات «مهدی نورمحمدی» در راستای تنظیم و تدوین یادداشتهای عارف به وی اهدا کرد. احمد سمیعی گیلانی نیز با مهم ارزیابی کردن مقوله تصنیف به منظومه «عارف نامه» ایرج میرزا اشاره کرد و گفت: «تصنیف از نظر اهمیت دست کمی از شعر ندارد و حتا گاهی از شعر هم تاثیرگذارتر است بنابراین وقتی ایرج میرزا به عارف میگوید: تو شاعر نیستی تصنیف سازی، عارف هم میبایست به او میگفت: تو تصنیف ساز نیستی، شاعری!»
«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

پنجشنبه ۱۸ شهریوماه ۱۳۸۹ – ۹ سپتامبر ۲۰۱۰
شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران
گزیده اخبار مطبوعات پنجشنبه ایران
میکروفن – «پاپ اسمیر چیست» - شکوفه
دایرهی شکسته – «صحرای محشر موزیک راک» – مهشب تاجیک
روزنگاشت – «شیر درهی پنجشیر» - محبوبه
رادیو لیچار – «من هم زن دارم هم دوست دختر» – (قست۸۵) – فرورتیش
پسنشینی تند – «سرود رفتن» – اکبر ترشیزاد
به مناسبت سالمرگ کلنل علینقی وزیری – «نیمای موسیقی ایران» – شهنوا
محمدرضا / رادیوکوچه
mohamadreza@koochehmail.com
به نقل از سایت جهانورزش [...]