شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
25 August 2016
به بهانه سال‌روز درگذشت سهراب سپهری

«به سراغ من اگر می‌آیید؛ پشت هیچستانم»

۱۳۸۹ اردیبهشت ۰۳

سروش / دفتر ترکیه / رادیو کوچه

[email protected]

روز پنج‌شنبه مصادف با بیست و نهمین سال‌روز درگذشت سهراب سپهری شاعر و نقاش ایرانی بود. سهراب در پانزدهم مهرماه سال 1307 در روستای گلستانه شهر کاشان زاده شد. دوران کودکی وی با فراز و نشیب فراوانی همراه بود. پدرش، اسدالله سپهری، کارمند اداره پست و تلگراف کاشان بود و البته دستی هم بر هنر داشت و خط و نقاشی کار می‌کرد. در سه سالگی سهراب پدرش طی حادثه‌ای فلج می‌شود. این امر سبب می‌شود که اوضاع معیشتی وی نابسامان شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در سال 1312 سهراب وارد دبستان خیام می‌شود: « مدرسه، خوابهای مرا قیچی کرده بود . نماز مرا شکسته بود . مدرسه، عروسک مرا رنجانده بود . روز ورود، یادم نخواهد رفت : مرا از میان بازی‌هایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند.  خودم را تنها دیدم و غریب … از آن پس و هربار دلهره بود که به جای من راهی مدرسه میشد»
سپهری  پس از فارغ‌التحصیلی در دوره ‌دوساله دانش‌سرای مقدماتی پسران به استخدام اداره‌ فرهنگ کاشان درآمد.


در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکده  هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد اما تنها پس از ۸ ماه استعفا داد.
علاقه به شعر و نقاشی در سهراب به موازات هم رشد یافت چنان که پا به ‏پای مجموعه شعرهایی که از او به چاپ می‏رسید، نمایشگاه‌‏های نقاشی او هم در گوشه و کنار تهران برپا می‏شد و او گاهی در کنار این نمایشگاه‏‌ها شب شعری هم ترتیب می‏داد؛ تلفیق شعر و نقاشی در پرتو روح انزوایی و متمایل به گونه‏ای عرفان قرن بیستمی، هم به شعر او رقت احساس و نازک بینی هنرمندانه‌‏ای می‌‏‏بخشید و هم نقاشی او را به نوعی صمیمیت شاعرانه نزدیک می‏کرد.
سال 1326 و در سن نوزده سالگی، منظومه‌ای عاشقانه و لطیف از سهراب، با نام «در کنار چمن یا آرامگاه عشق» در 26 صفحه منتشر شد.
در سال 1330 مجموعه شعر «مرگ رنگ» منتشر گردید. برخی از اشعار موجود در این مجموعه بعدها با تغییراتی در «هشت کتاب» تجدید چاپ شد.
در این ایام بود که او در اداره‌ی کل هنرهای زیبا  در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت. در مهرماه سال ۱۳۳۴ خورشیدی ترجمه‌ی اشعار ژاپنی از وی در مجله‌ی «سخن» به چاپ رسید. دو سال بعد  از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به لندن و سپس پاریس رفت و  در مدرسه هنرهای زیبای پاریس در رشته‌ی لیتوگرافی نام نویسی کرد.

بسیاری بر این اعتقادند با آن که شعر وی حاوی فضیلت‏های گمشده انسانی بود در زمان حیاتش مقبولیت عام پیدا نکرد، اما بعد از انقلاب و به ویژه از دهه 1360 به بعد گروهی از شاعران و منتقدان به شعر وی روی آوردند و بر شعرش نقد و تفسیر نوشتند.

وی هم‌چنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. سهراب سپهری مدتی در اداره کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکده‌ی هنرهای تزیینی تهران نمود. در اسفند همین سال بود که از کلیه مشاغل دولتی به کلی کناره‌گیری کرد.
سهراب تا سال 1348 ضمن سفر به کشورهای آلمان، انگلیس، فرانسه، هلند، ایتالیا و اتریش، آثار نقاشی خود را  در نمایشگاه‌های متعددی به نمایش در آورد و تا سال 1357، چندین نمایشگاه از آثار نقاشی‌اش در سوییس، مصر و یونان برگذار شد.
اوایل سال 1358 خورشیدی بود که علایم سرطان خون در سهراب آشکار شد. وی در زمستان سال 58 جهت درمان به انگلستان سفر می‌کند اما مدت کمی پس از سفر به ایران باز می‌گردد. گویی که تقدیر خود را پذیرفته است.
در نهایت سهراب سپهری در اول اردیبهشت ماه سال 1359 خورشیدی ساعت 6 بعد ازظهر در بیمارستان پارس تهران و بر اثر سرطان خونی که یک‌سال گریبان‌گیرش بود درگذشت.
بسیاری بر این اعتقادند با آن که شعر وی حاوی فضیلت‏های گمشده انسانی بود در زمان حیاتش مقبولیت عام پیدا نکرد، اما بعد از انقلاب و به ویژه از دهه 1360 به بعد گروهی از شاعران و منتقدان به شعر وی روی آوردند و بر شعرش نقد و تفسیر نوشتند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,