Saturday, 18 July 2015
26 November 2020

«پاسخ به کیهان و حمید روحانی»

2010 May 13

این مطلب از وبلاگ آن‌سوی بی‌سو گرفته شده است.

در پی درج مطالبی کذب توسط روزنامه‌های کیهان و وطن‌امروز، عمادالدین باقی در جوابیه‌ای که در سایت وی منتشر شده است به این مطلب مندرج  پاسخ داده است.

متن این جوابیه در ذیل آمده است :

مدیر شریعت‌مدار روزنامه فخیمه کیهان

با سلام

هرچند که رویه مرسوم شما همواره این بوده است که به دیگران دروغ و افترا ببندید و پاسخ آنان را از ترس این‌که خوانتده‌گانتان ماهیت‌تان را بشناسند چاپ نکنید چنان‌که بارها تکذیبیه فرستاده‌ایم و چاپ نکرده‌‌‌اید و وقتی هم شکایت کردیم سه سال گذشت تا وقت رسیدگی به یکی از آن‌ها ابلاغ شد و مدیر مسوول روزنامه حضور نیافت. در عین حال بازهم بر خود فرض دیدم پاسخ به دروغ دیگرتان را ارسال کنم .

روزنامه کیهان مورخ پنج‌شنبه 29 مرداد 1388 در بخشی از یک خبر ویژه تحت عنوان «تحرکات بقایای باند مهدی هاشمی برای انتقام از امام» آورده است :

«چند تن از عناصر افراطی به ملاقات آقای منتظری در قم رفتند‌. براساس اخبار منتشره در این ملاقات، عبداله نوری، غلام‌حسین کرباسچی، محمود حجتی، عبدالمجید معادی‌خواه و علی حکمت حضور داشته و خواستار تحرک بیشتر در قم نسبت به وقایع اخیر کشور شده‌اند. این ملاقات در حالی انجام می‌شود که باند مهدی هاشمی معدوم تحرکات خود را شدت بخشیده و کسانی چون منتظری، صانعی و بیات را وادار به ایفای نقش در سناریوی اتهام پراکنی و ایجاد التهاب در فضای سیاسی کرده است. باند مذکور در تهران نیز تلاش کرده با واسطه‌هایی خود را به کروبی و موسوی نزدیک کند و از طریق شبکه ایجاد شده، انتقام حرکت شجاعانه حضرت امام در جراحی غده نفاق لانه کرده در بیت آقای منتظری را از نظام و انقلاب بگیرد. در این راستا عناصری نظیر ع . باقی در اطراف آقای کروبی بشدت فعالند و گفته می‌شود بخشی از مقدمات جوگرفتگی آقای کروبی نیز توسط همین طیف فراهم شده است به نحوی که ع.باقی در گفت‌وگو با مجله صهیونیستی اشپیگل تایید کرد من و کروبی اطلاعات مذکور را با هم به دست آورده‌ایم».

در این رابطه چند نکته قابل ذکر است :

1.‌این‌جانب همواره افتخار ارادت و شاگردی حضرت آیت‌اله منتظری را داشته‌ام اما با مرحوم مهدی هاشمی که سال‌هاست از او چماقی علیه شخصیت‌های مختلف ساخته‌اید هیچ نسبتی نداشته‌ام چنان‌که در سال1365 که ده‌ها نفر را در ارتباط با او دست‌گیر کردند که برخی از آن‌ها در حد یک جلسه چای خوردن با او بوده‌اند ولی علی‌رغم جوسازی‌های برخی مغرضین در همان زمان علیه این‌جانب در این رابطه چنین برخوردی با من صورت نگرفت و نهادهای امنیتی علی‌رغم مشکلاتی که با نگارنده داشتند مانند همگان شخصیت مستقلی برایم قائل بودند. حتا در سال‌های بعد هم همین وضعیت ادامه داشت اما سال‌ها پس از آن شما هنوز از تکرار این دروغ‌ها دست بر نمی‌دارید و توجه ندارید که انتساب چهره‌های فرهنگی و حقوق بشری به مهدی هاشمی بیش از آن‌که باعث تخریب آنان شود سبب تطهیر مهدی هاشمی خواهد شد.

جالب آن‌که خبر از تحرکات بقایای باند مهدی هاشمی داده‌اید و در صدر خبر نام کسانی را آورده‌اید که در آن سال‌ها به مخالفت با مرحوم مهدی هاشمی شهره بودند.

2. من متاسفانه در هفته‌های اخیر جز یک مهمانی بزرگ عمومی برای صرف نهار با جناب آقای کروبی توفیق ملاقات با ایشان و این‌که به شدت در اطراف ایشان فعال باشم را نداشته‌ام. این جمله را برای نشان دادن دروغ شما می‌نویسم نه برای این‌که اگر می‌توانستم در کنار ایشان به شدت فعال باشم ایرادی بر آن مترتب بود.

3. ادعا کرده‌اید که «‌ع.باقی در گفت وگو با مجله صهیونیستی اشپیگل تایید کرد من و کروبی اطلاعات مذکور را با هم به دست آورده‌ایم» اما مطلقن چنین نگفته‌ام. عبارت دقیق من در مصاحبه این است که «‌متاسفانه من مدتی است ایشان (آقای کروبی) را ندیده‌ام و به همین دلیل نمی‌دانم که اطلاعات ایشان دقیقن چیست اما با شناخت طولانی که از آقای کروبی دارم می‌دانم شخصیتی نیستند که نسنجیده حرف بزنند و به‌خصوص با توجه به این‌که خودشان از پایه‌گذاران نظام جمهوری اسلامی هستند و دغدغه جدی برای آبروی آن دارند به سادگی هر ادعایی را نمی‌پذیرند و به خاطر همین تعلق خاطر به نظام موجود بوده است که خواهان تحقیق در این زمینه شده‌اند تا اگر صحت دارد با آن برخورد جدی شود»، «‌پیش از انتشار نامه آقای کروبی در برخی وبلاگ‌ها توسط افرادی که آزاد شده بودند گزارش‌هایی درمورد این نوع برخوردها منتشر شده بود. یکی از آن‌ها پدر یکی از افراد بازداشت بود که استاد دانشگاه است و من او را می‌شناسم که شخصی موجه بوده و اساسن فردی آکادمیک است و در جریانان سیاسی فعال نبوده. او در وبلاگ خود آورده است که پسرش را پس از دست‌گیری به مکانی بردند و دستور دادند همه افراد همه لباس‌هایشان حتا شورت‌ها را در بیاورند و جلوی دیگران به مدت 15 دقیقه نشست و برخاست کنند‌. نمونه دیگری را نیز دیده‌ام که پرونده پزشکی هم تشکیل داده است».

این خبرسازی‌ها نشان می‌دهد که شما همان‌طور که خود به خوبی در مقاله (چه ارزان خریدند‌؟ کیهان مورخ کیهان چهارشنبه 21 مرداد 1388) توضیح داده‌اید آگاهانه از منبع سیاه استفاده می‌کنید. نمی‌دانم شما چه پدر‌کشتگی با صدها تن از شخصیت‌های علمی و فرهنگی و سیاسی و خدوم کشور دارید که هر روز یکی را به چوب تهمت و دروغ می‌نوازید‌. گویی ماجرا را وارونه ساخته و هر‌کس در جرگه انگبین شما نباشد ننگین است .

با آرزوی انس با گفتار نیک ، کردار نیک ، پندار نیک و اعاذنااله من شرور انفسنا

عمادالدین باقی

جمعه30مرداد1388

—————————————–

جناب آقای بذر‌پاش با سلام

احترامن مستدعی است وفق ماده 23 قانون مطبوعات دستور فرمایید جوابیه زیر نسبت به نوشته آقای سید‌حمید زیارتی (روحانی) که به عنوان مطلب تیتر یک روزنامه وطن‌امروز ﺳﻪشنبه، 27 مرداد 1388 منتشر گردیده است در همان صفحه و ستون درج گردد .

با تشکر و آرزوی موفقیت

عمادالدین باقی

پنج‌شنبه29مرداد1388

جناب سید حمید زیارتی(روحانی)

با سلام

هرچند هیچ‌گاه بنا نداشتم با کسی چون جناب‌عالی دهان به دهان شوم به ویژه که چندین سال است از حوزه سیاست‌ورزی (که آن‌چه برخی مدعیان انجام می‌دهند نه سیاست‌ورزی که شناعت‌ورزی است) دوری گزیده و دغدغه‌های خود را در حمایت از حقوق زندانیان و اعدامیان خلاصه کرده‌ام، اما توهم پراکنی‌های شما در ادامه سنت همیشگی‌تان در روزنامه وطن‌امروز ﺳﻪشنبه 27 مرداد 1388 مرا بر آن داشت که برای ثبت در تاریخ چند کلامی را به عنوان پاسخ بنویسم .

مشکل اساسی امثال جناب‌عالی و روزنامه‌های فخیمه کیهان و غیره این است که اسیر قیاس به نفس هستید و چون تمام صحنه زندگی سیاسی و اجتماعی را مانند صحنه عروسک خیمه‌شب‌بازی که خود در آن گرفتارید می‌بینید هر یک از شخصیت‌های موجه کشور که بر خلاف میل شما سخنی گفت بی‌درنگ به جستجوی کسانی بر می‌آیید که آنان را اغوا کرده‌اند و یک عمر تجربه مبارزه و سیاست را در آن‌ها نادیده می‌گیرید و گویی همه آدم‌ها آلت دست دیگران هستند (به‌جز خود شما) در حالی که اگر همین افراد در جرگه شما بودند و به جای نقد شما مجیز می‌گفتند، تراز بلند صداقت و دانش و اجتهاد و فهم و دیانت و ….را داشتند.

چنان‌که آقای کروبی در آن زمان که نامه معروف سه نفره (با امضای شما و ایشان‌) را علیه آیت‌اله منتظری منتشر کردند از نگاه شما چنین بودند و چون شما جای‌گاهی نداشتید تنها امضای ایشان بود که به نامه سه نفره اهمیت می‌داد‌. اگر ایشان آن‌قدر تاثیر‌پذیر هستند که بیست سال پس از آن نامه سه‌نفره، ادعا کرده‌اید، آیا می‌خواهید القا کنید در آن زمان که نامه سه نفره منتشر شد نیزکسانی جناب آقای کروبی را اغوا کرده بودند؟ اگربه زعم شما امضای نامه سه نفره در بیست سال پیش ناشی از پختگی بوده است هر طلبه ابجد‌خوانی می‌داند که پختگی یا علمیت از صفات ثبوتی است نه اثباتی لذا در گذر زمان زایل نمی‌شود بلکه عالم، عالم‌تر و پخته‌، پخته‌تر می‌شود و امروز کروبی پخته‌تر از دیروز است و نیازی به توجیه تاثیر پذیرفتن از دیگران ندارد.

جناب‌عالی با آن ادعای‌های کذب، ناخواسته تاریخ گذشته را و خودتان را زیر سوال می‌برید. شما با همین منش و نگاه توهم آلود به ارزیابی جناب حجت‌الاسلام والمسلمین کروبی و آیت‌اله منتظری پرداخته‌اید. جالب این‌که عده‌ای چون شما خود را شاقول حقیقت و معیار راه مستقیم و کژ‌راهه دانسته و به آقای کروبی نوشته‌اید: «‌بر این امید بودم که نامبرده (کروبی) به خود آید و از کژراهه برهد و به انتشار این نامه هیچ‌گاه نیازی نباشد» سپس به دنبال دست‌های مرموز گشته و افزوده‌اید:«‌لیکن چه توان کرد که دست‌های مرموز عناصر پشت‌پرده، رخصت اندیشیدن را از او سلب کرده‌اند و او را به ورطه‌ای افکنده‌اند که راه بازگشت ندارد و هر روز بیش از پیش از اسلام و امام سلام‌اله علیه دور می‌شود». بدین ترتیب درآمدی را بر حمله به این‌جانب و جمعی دیگر از موجهین گشوده‌اید.

جناب واقعن روحانی، شما در دهه60 ازنزدیک‌ترین یاران جناح روحانیون مبارز بودید و اگر امکان داشت توضیح دهم که چرا روحانیون مبارز از شما فاصله گرفتند و نگران بودند که ترکش چه مسایلی در کارنامه شما دامن‌شان را بگیرد و اکه چرا جناب‌عالی که تا پیش از رهبری آیت‌اله خامنه‌ای تعابیر موهن درباره ایشان به‌کار می‌بردید و اندکی از آن ناشی از حکمیتی بود که به ریاست آقای خامنه‌ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی علیه جنجال دروغین شما در مورد کتاب درسی تاریخ دبیرستان رخ داد و اگر می‌توانستم توضیح دهم که چرا ناگهان شما برای پیدا کردن حاشیه امن ناچار شدید مدافع سینه چاک رهبری و ولایت شوید و اگر می‌توانستم توضیح دهم که چرا مقامات ارشد نظام شما را به آرامی ازمرکز اسناد انقلاب اسلامی کنار گذاشتند و نیز دست باز شما را در مرکز اسناد محرمانه کشور بستند، آن‌گاه همه می‌فهمیدند که که چرا شما مصاحبه‌هایی از این دست را علیه دوستان دیروز خود مانند آقای کروبی و خاتمی و دیگران و علیه کسانی چون بنده که خوشبختانه هیچ سابقه مودت با شما نداشتم انجام می‌دهید تا برای خود حاشیه امن درست کنید. شگفت این‌که در نامه‌تان دیگران را به پناه بردن از شر نفس به خداوند توصیه کرده و آورده اید: «‌اعاذنااله من شرور انفسنا».

نمی‌خواهم به برخوردهای دوگانه اشاره کنم که برای مثال ده سال پیش در جلسه‌ای که در دانشکده امام خمینی داشتیم فرمودید کتابی را نوشته‌اید که یک‌سال است نگه داشته‌اید تا به نظر بنده برسانید و از نظراتم استفاده کنید که من هم تمایلی نداشتم همین را بهانه تماس با جناب‌عالی کنم. هم‌چنین نمی‌خواهم درباره جناب‌عالی سخنانی را بنویسم که در دفتر خاطراتم به تفصیل نوشته و نزد شخص امینی در ماورای بحار نهاده‌ام تا روزگاری در اختیار عموم قرار گیرد .

اصلن می‌خواهم فرض را براین بگذارم که همه آن‌چه امثال شما و کیهان‌نشینان علیه حجت‌الاسلام والمسلمین کروبی و مهندس موسوی و حضرات آیات صانعی وب یات و هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی‌، تمام مجمع روحانیون مبارز و مجمع محققین و مدرسین حوزه و عده‌ای از اعضای محترم جامعه مدرسین و صدها تن دیگر از شخصیت‌های برجسته انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی که هم‌راهی میلیون‌ها تن از مردم و هزاران تن از خانواده شهدا و جانبازان را دارند (چنان‌که اغلب زندانیان کنونی از خانواده شهدا و جانبازان هستند‌) مر حقیقت است و همه این‌ها به نحوی توسط دیگران اغوا شده‌اند اما یک لحظه از خود نمی‌پرسید که شما با آنان چه کرده‌اید که به این وادی گم‌راهی، (به زعم شما) افتاده‌اند. اگر طلحه و زبیر (رضی‌اله عنهما) دو نفر و جزو استثنائات صحابی بوده‌اند، نمی‌شود که شما این همه را که به استثنای بزرگ‌تر از قاعده تبدل شده‌اند بازهم طلحه و زبیر بخوانید و خودتان را با این قیاس‌های ناروا فریب دهید چنان‌که در نهایت شما خود تبدیل به استثنا شوید و از پاسخ به پرسش فوق طفره بروید .

جناب‌عالی خواسته‌اید مهدی هاشمی را مذمت کنید اما از او به عنوان یک انسان با تسامح و تساهل نسبت به همه جریانات و گرایش‌ها یاد کرده و گناه اصلی‌اش را همین دانسته‌اید و البته یک‌جا هم او را مهدی قاتل خوانده‌اید و من نفهمیدم که قصد شما مذمت بود یا مدح‌؟ زیرا به دنبال آن افزوده‌اید که تز تسامح مهدی هاشمی را امروز باقی در کنار آقای کروبی دنبال می‌کند .

آیا شما وهم‌اندیشان تان برای یک لحظه نیز نمی‌خواهید در روش خود که هر روز جمعی را از قافله قدرت پیاده کرده است شک کنید؟

با آرزوی انس با گفتار نیک ، کردار نیک ، پندار نیک و اعاذنااله من شرور انفسنا

عمادالدین باقی

شنبه – 31 مرداد 1388

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,