Saturday, 18 July 2015
28 September 2020

«دشمن»

2009 September 02

برگرفته از وبلاگ آرش نورآقایی

سوالی مطرح کرده‌اند که «این «دشمن» که در ادبیات سیاسی ایران از آن استفاده می‌شود، کیست یا چیست؟»

جواب من: این «دشمن» واژه‌ای نیست که فکر کنیم تنها همین امروز از آن استفاده می‌شود. این «دشمن» همان «لولوخورخوره» کودکی ماست. «لولوخورخوره» نمرد، بلکه با ما بزرگ شد.

قبل از این‌که ما به دنیا بیاییم هم این «دشمن» وجود داشت. «اهورامزدا این کشور را از «دشمن» بپاید.» می‌بینید که مرحوم داریوش کبیر هم در کتیبه‌هایش واژه «دشمن» و نگرانی از آن را برای ما به یادگار گذاشته.

فکر می‌کنید چرا در اسطوره‌های ما فریدون ضحاک را نکشت و تنها او را در کوه دماوند زندانی کرد؟ جوابشان این است که اگر ضحاک می‌مرد، دنیا پر از «خٍرَفَستَر» می‌شد. اما جواب من این است: “که همیشه این احتمال وجود داشته باشد تا ضحاک بندهایش را بگسلد و به ما حمله کند. ما باید از این بابت نگران باشیم.”

و در دنیای امروز ما ایرانی‌ها…همین است که طاقت خوشبختی نداریم و همیشه نگرانیم از آینده.

وقتی دشمن وجود دارد ما می‌ترسیم و وقتی می‌ترسیم، پناه می‌بریم. به چه کسی پناه می‌بریم؟ به بزرگترمان، به مادرمان که ما را از لولوخورخوره می‌ترساند. مادر چه می‌کند؟ ما را به انجام کاری که دوست دارد مجبور می‌کند و الخ…

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|