Saturday, 18 July 2015
28 September 2020
مهارت‌های زندگی

«تعادل»

2009 September 04

مریم انجیدنی / رادیو کوچه

خداوندا

آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی‌توانم تغییر دهم ، شهامتی که تغییر دهم آنچه را می‌توانم و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم …

برطبق تعاریف سازمان جهانی بهداشت، سلامت تنها به مفهوم نبود بیماری یا ناتوانی نیست بلکه دارای ابعاد مختلف جسمی، روانی و اجتماعی است، براساس این نگرش سلامتی وقتی حاصل می‌شود که  فرد به لحاظ جسمی و روانی در حد تعادل قرار دارد، بنابراین تعادل، کلید حفظ سلامت است.

20090904-soc-equiliberium

از این رو نقش فرد در برقراری تعادل در زندگی یکی از مهارت‌های مهم است زیرا مشکلات، رویدادها و تنش‌های مختلف، انکارناپذیر و واقعیات زندگی هستند و ما هستیم که با آگاهی، توانایی و دیدگاه‌های واقع‌بینانه می‌توانیم تعادل را برقرار و حفظ کنیم.

افراد متعادل تک‌بعدی نیستند و به همه امور زندگی اعم از مادی، معنوی، خانوادگی و اجتماعی فکر می‌کنند، آنان قادرند ضمن شناخت مسایل زندگی خود، برخورد منطقی را پیشه‌سازند، افراد متعادل انتقادپذیر بوده و حرف منطقی را می‌پذیرند، در برابر زشتی و بدی‌ها حساسیت داشته و قادرند به خواسته‌های نامطلوب، جواب منفی بدهند.

افراد متعادل چارچوب و حریم‌ها را حفظ‌کرده و در کشش‌ها و جاذبه‌ها فردی متعادل هستند، آنان بین احساس و منطق، بین کار و زندگی، نظر و عمل و سازگاری و انتقادگری تعادل دارند، فرد متعادل با یک ضربه و شکست در زندگی بلافاصله در سقوط قرار نمی‌گیرد،بلکه با مقاومت و ایستادگی نسبت به آن پاسخ می‌دهد.

افراد متعادل چارچوب و حریم‌ها را حفظ‌کرده و در کشش‌ها و جاذبه‌ها فردی متعادل هستند

به گفته صاحب‌نظران، نبود تعادل در زندگی و شکست در حفظ آن، علاوه بر تهدید سلامتی و ایجاد بیماری‌های مختلف جسمی و روحی، بستر روی‌آوری به سمت انحرافات و ناهنجاری‌های مختلف اجتماعی را فراهم می‌کند.

از جمله فاکتورهایی که در برهم زدن تعادل فرد نقش دارند می‌توان به کمبودها  و نداشتن‌ها، نگرش منفی نسبت به رویدادها، افراط در بسیاری از جنبه‌ها اعم از رفاه‌طلبی، آزادی‌های افراطی، تعصب و سخت‌گیرهای افراطی و هم‌چنین قرارگرفتن در محیط نامطلوب و معاشرت با دوستان ناشایست اشاره کرد.

روان‌شناسان افراد را از نظر تعادل و داشتن کنترل به  دو دسته «درونی و بیرونی» تقسیم‌بندی می‌کنند، بر این اساس افرادی که مسوولیت وقایع رخ‌داده برا ی خود را می‌پذیرند، درونی‌ها نامیده می‌شوند، زیرا آنان دارای کانون کنترل درونی هستند و بر عکس کسانی که معتقدند بیشتر مسایلی که برایشان اتفاق می‌افتد، خارج از کنترلشان است، بیرونی‌ها نامیده می‌شوند زیرا آن‌ها دارای کانون کنترل بیرونی هستند و نکته مهم این است که ما به عنوان  افراد درونی یا بیرونی به دنیا نمی‌آییم بلکه کانون کنترل مبتنی بر ادراکات فرد است و بر اساس یادگیری و تجارب در جریان رشد ایجاد می‌شود.

بدین سبب درونی‌ها در مقایسه با بیرونی‌ها بیشتر مستقل هستند و از پیشرفت زیادی برخوردارند زیرا  آنها در مقابل شکست‌هایشان واکنش منفی کمتری از خود نشان می‌دهند و از موفقیت‌هایشان رضایت شخصی بیشتری کسب می‌کنند، درونی‌ها بیشتر تمایل دارند تا با رویدادهای تنش‌زای زندگی با روش مسئله‌گشایی مقابله‌کنند، اما بیرونی‌ها به رویدادهای قابل کنترل از طریق تخیل و تفکر آرزومندانه واکنش نشان می‌دهند.

سرزنش‌کردن خود به خاطر اتفاقات، فجایع و یا حتی ناکامی‌های کوچکی که مسوولشان نیستیم، کار درستی نیست

در پایان دانستن این نکته خیلی مهم است که خیلی از رویدادهای مختلف زندگی را ما نمی‌توانیم کنترل کنیم و سرزنش‌کردن خود به خاطر اتفاقات، فجایع و یا حتی ناکامی‌های کوچکی که مسوولشان نیستیم، کار درستی نیست، بلکه بهترین برخورد این است که آن‌ها را به عنوان واقعیت زندگی بپذیریم و ضمن پذیرش تقدیر الهی و توکل به خدا با استفاده از کانون کنترل درونی، انطباقی‌ ترین راه‌ها برای سازگاری با  آنها را پیداکنیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,