Saturday, 18 July 2015
03 December 2021
22 خرداد 1389

«مشاهدات عینی من»

2010 June 14

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا بر اساس تقاضای مدیر وبلاگ و یا انتخاب دبیر روز است و نگاهی بی‌طرفانه در آن حاکم است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. این رادیو باز نشر وبلاگستان را فرصتی برای نقد و بررسی آن می‌داند. این بخش با هدف ایجاد فرصت نقد و بررسی در فضای رسانه‌ای وب منتشر می‌شود و بی‌شک نظر نویسندگان آن است و نه رادیو کوچه. کوچه خود را موظف به انتشار عمده نظرهایی می‌داند که در وبلاگستان منتشر می‌شود و از آن مطلع می‌شود.

مشاهدات من بر اساس ترتیب زمانی و میان ساعت 5 عصر تا 6:30 دقیقه بوده است.

من از سمت میدان انقلاب به سمت چهارراه ولی عصر حرکت کردم‌. در مسیر حرکت بر جمعیت افزوده می‌شد و به تدریج شاهد عصبانیت نیروی انتظامی و موتورسواران آن بودیم که با عصبانیت در مسیرهای پر ازدحام با سرو صدا عربده‌کشان حرکت می‌کردند و در میان مردم ایجاد وحشت می‌کردند. به تدریج در فاصله‌ی بعد از بازارچه کتاب‌ یک دسته از سربازان یگان امداد در مسیر پیاده رو شروع به حمله به جمیعت کردند تا آن‌ها را متفرق کنند و به جهت زیادی جمعیت متوقف شده بودند و به کندی پیش می‌رفتند. جلوتر شاهد درگیری یک نیروی شخصی با یک جوان بودیم که از خود دفاع می‌کرد.

چند نیروی شخصی دیگر از نقاط مختلف ظاهر شدند و برای گرفتن جوان اقدام کردند. جمعیت ناگهان شروع به هو کردن لباس شخصی‌ها کرد و برخی به جوان مذکور کمک کردند و در نهایت قاعله ختم شد و فرار کرد. اما از پشت نیروهای یگان امداد حمله می‌کردند و جمعیت را مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند. بخشی از جمعیت زنان و کودکان بودند که در این حمله موفق به فرار از ضرب و شتم نبودند.

روبه‌روی بازاچه کتاب خانمی با ظاهری شرقی که ظاهرن خارجی بود لحظه‌ای تلاش کرد تا تصویری از جمعیت تهیه کند که فورا توسط لباس شخصی‌ها دستگیر و برده شد.

نیروهای شخصی متصدی شناسایی کسانی بودند که اقدام به تهیه تصویر می‌کردند و کوچک‌ترین حرکتی برایشان مشکوک جلوه می‌کرد. چندیدن دوربین در مسیر‌ها کارگذاشته شد بود. بخشی از نیروهای انتظامی نیز در وسط میدان انقلاب مشغول به فیلم برداری از مردم و تظاهر به این کار در جهت ایجاد وحشت در آن‌ها بودند.

در فاصله میان خیابان جمال‌زاده و میدان انقلاب جوانی حدود هفده ساله با تی‌شرت سفید که لحظه‌ای در مقابل یکی از مخفی‌گاه‌های نیروهای شخصی ایستاده بود ظاهرن مشکوک به نظر رسیده بود و مورد جلب یکی از نیروهای انتظامی قرار گرفت و با وساطت مردم نیز رها نشد. در نهایت به صورت تحقیر‌آمیزی از پشت دست‌بند زده شد و وی را در مقابل مردم که مورد حمله لباس شخصی‌ها قرار می‌گرفتند با خود بردند. پسرک التماس و گریه می‌کرد. ولی به جهت کمی جمعیت کاری از کسی ساخته نبود.

مردم به آرامی در پیاده رو ها حرکت می‌کردند و میزان جمعیت آن‌ها به ویژه در حول و حوش میدان انقلاب کاملن معنا‌دار و غیر‌عادی به‌نظر می‌رسید و همین موجب عصانیت و پرخاش‌گری گاه و بی‌گاه نیروهای انتظامی و موتورسواران آن‌ها در خیابان و پیاده رو بودیم. به تدریج نیرو انتظامی خیابان‌های منتهی به دانشگاه و میدان انقلاب را بست تا جمعیت کاهش یابد و همین روش تا حدودی در کاهش التهاب در خیابان‌های منتهی به میدان مؤثر بود.

جز نیروهای شخصی که در میان مردم قدم می‌زدند و در هر قائله‌ای ناگهان ظاهر می‌شدند، مردم عمومن همه برای بیان حضور خود آمده بودند. پارک‌ها در این ساعت از روز به طور غیر‌معمولی پر بود. خیابان‌های این محدوده ترافیک سنگین داشت و جمعیت زیادی در گرم‌ترین ساعت روز در خیابان قدم می‌زدند. در برخی جاها عملن تظاهرات سکوت را می‌توانستیم مشاهده کنیم، جمعیت به صورت متراکم و به آرامی در سکوت  قدم می‌زدند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,