Saturday, 18 July 2015
26 September 2020
به بهانه‌ی دوازدهمین سالمرگ مادر ترزا

«هدیه پدر آسمانی برای فقرا»

2009 September 05

20090905-teresa-koocheh

سروش / رادیو کوچه

اگنس گونکسا بوجاکسیو (مادر ترزا) دختر یک خواربار فروش آلبانیایی بود که در سال ۱۹۱۰ در یوگسلاوی به دنیا آمد. او را هدیه پدرآسمانی برای فقرا نیز می‌نامند،‌در نوجوانی به گروه خواهران لورتو ملحق گردید و نام ترزا را برای خود برگزید. در سن هجده سالگی به عنوان مبلغ و راهبه به هندوستان فرستاده شد. پس از سال‌ها خدمت در این کشور در سمت‌های مختلف، همچون مدیر و معلم، در سال ۱۹۴۶ ماموریت جدید خود را دریافت کرد. در مورد این ماموریت ویژه استناد به سخن وی کافیست که بیان داشت: «روزی وقتی در یکی از قطارهای محلی نشسته بودم، احساس کردم خدا مرا به محله‌های کثیف و پرجمعیت می‌راند، بدین طریق ماموریت جدیدی به من محول شد». در سال ۱۹۵۰ یعنی سال پس از بازگشت به زادگاه، مریدانش را به دور خود گرد آورده و گروه مستقلی به نام «مبلغین مسیحیت» را در کلکته تشکیل داد. آنها کار خود را از معبد کالی (الهه تخریب) آغاز نمودند، بدین‌صورت که سال‌خوردگان آواره خیابان‌ها را در زیر پناه‌گاه این معبد جمع کرده و به پرستاری آنها می‌پرداختند، تا شاید بدین طریق از بیماری رهایی یافته و یا حداقل از مرگی سزاوار برخوردار گردند. «مادر ترزا» بهترین عبادت را، خدمت به فقرا و نیازمندان می‌دانست ومعتقد بود که عشق به مسیح را درچهره آنان دیده است. او می‌گفت: «کمکی که به فقرا می‌شود همانند قطره‌ای است در یک اقیانوس، اما بدون وجود قطره‌ها اقیانوس بوجود نمی‌آید. آری کمک‌های ما همچون قطره‌ای است دراقیانوس عشق و محبت پدر آسمانی. »

کمی بعد در دهه ۱۹۷۰ به عنوان یکی از سمبل‌های بشردوستی در سراسر جهان مطرح شد. در سال 1979 برنده جایزه صلح نوبل شد که آن‌‌را در نهایت عشق ومحبت به فقرا تقدیم کرد. هنگام دریافت جایزه از او پرسیدند که نظرش در مورد صلح چیست؟ او گفت: «ما همیشه در مورد صلح صحبت می‌کنیم اما به نظرمن امروزه بزرگترین خطر برای صلح همان خفه  یا از بین بردن صلح است که مسبب آن می‌تواند جنگ، مرگ، قتل و آدم‌کشی باشد»

مادر ترزا هنگام دریافت نوبل چنین بیان نمود که: «من به نام یک فقیر این جایزه را دریافت می‌کنم» و در پایان مراسم از برپایی ضیافت مخصوص جلوگیری به عمل آورد و خواهان خرج هزینه‌های آن برای نیازمندان گردید.

جالب توجه اینکه هنگام دریافت نوبل چنین بیان نمود که: «من به نام یک فقیر این جایزه را دریافت می‌کنم» و در پایان مراسم از برپایی ضیافت مخصوص جلوگیری به عمل آورد و خواهان خرج هزینه‌های آن برای نیازمندان گردید.
در چهره او با آن قد خمیده همواره سادگی فقیرترین انسان‌ها مشاهده می‌شد و با وجود برخورداری شهرت بسیار نه سخن‌رانی و نه نظریه‌‌پرداز بود. چهره تابناک وی، چین و شکنهای بسیار، پژواک رویارویی با انسان‌های تیره روز مکان‌هایی همچون بوپال،بیروت،چرنوببل،منطقه زلزله زده آمریکا، ساکنین سیاه‌پوست آمریکای جنوبی و آسایشگاه ایدز شهر نیویورک بود. در حال عبور از خیابان‌های اصلی شهر کلکته مانند فرشته‌ای با ساری آبی و سفید به یاری آوارگان شهر می‌شتافت. مادر به کمک مریدانش به همراه یکدیگر شبکه مشتعل بر ۳۵۰ خط سیر را راه‌اندازی نمودند، که هر یک از آن‌ها به مراکز مختلف اعزام می‌شدند. «مادر ترزا» با توجه به برکتی که ازمسیح و توسط روح القدس بدست آورده بود می‌گفت: «شما نباید به من فخر کنید، بلکه به آنچه که خدای پدر از طریق من انجام داده  فخر نمایید»

سالهاست که نام او بر زبان‌ها جاریست واقدامات خیرخواهانه‌اش مرزهای هند را پشت سر گذاشته و او را شهره عالمیان نموده، اما خودش معتقد بود که هیچ چیزی نیست و تنها ابزاری است دردست خداوند پدر.

مادر ترزا در 5 سپتامبر سال ۱۹۹۷ در شهر کلکته به دلیل سکته قلبی در سن 87 سالگی با همه خاطراتش از این دنیا خداحافظی کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|