Saturday, 18 July 2015
15 January 2021
سعدی‌نامه

«تاثیر شاهنامه بر آثار سعدی»

2010 June 22

حمید جعفری / رادیو کوچه

hamid@koochehmail.com

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

شکست عهد مودت نگار دلبندم

برید مهر و وفا یار سست پیوندم

به خاک پای عزیزان که از محبت دوست

دل از محبت دنیا و آخرت کندم

تطاولی که تو کردی به دوستی با من

من آن به دشمن خون خوار خویش نپسندم

اگر چه مهر بریدی و عهد بشکستی

هنوز بر سر پیمان و عهد و سوگندم

بیار ساقی سرمست جام باده عشق

بده به رغم مناصح که می‌دهد پندم

من آن نیم که پذیرم نصیحت عقلا

پدر بگوی که من بی‌حساب فرزندم

به خاک پای تو سوگند و جان زنده دلان

که من به پای تو در مردن آرزومندم

بیا بیا صنما کز سر پریشانی

نماند جز سر زلف تو هیچ پابندم

به خنده گفت که سعدی از این سخن بگریز

کجا روم که به زندان عشق دربندم

«ظهور سعدی حادثه‌ای مهم در فرهنگ فارس است اما این حادثه زاییده فرهنگ و تفکر ایرانی است. سعدی در سخنش قرینه‌هایی نشان می‌دهد که روشن می‌سازد که او از آغاز با فرهنگ ایرانی آشنایی داشته است. معلم او در این راه، بی‌گمان، فردوسی است. سعدی با چنان احترامی از فردوسی یاد می‌کند و نام او را بر زبان می‌آورد که گویی برای او نام فردوسی مقدس است. او می‌گوید «چنین گفت فردوسی پاکزاد». سعدی هم این‌که نام فردوسی را می‌آورد، در کنارش صفت پاکزاد را هم می‌گذارد. این «پاکزادی» تنها یک لغت خاص برای نشان دادن تبار خانوادگی فردوسی نیست. بلکه سعدی این پاکزادی را در «ایران زادی» و مفخر ایرانی بودن می‌شناسد. این شیفتگی به فردوسی نشان دهنده دل‌بستگی فراوان سعدی به آن شاعر بزرگ زبان فارسی است.

خط فکری و سبک هنری سعدی از 2 سرچشمه و زاویه متفاوت ایران پیش از اسلام و ایران پس از اسلام سیراب می‌شود. معمولن همه ما سعدی بعد از اسلام را خوب می‌شناسیم. سعدی در مقدمه‌هایش شیفتگی‌اش به ابعاد دینی را نشان می‌دهد اما همین سعدی از شاهنامه بارها یاد می‌کند و تاریخ درخشان گذشته ایران را با اخلاق و حکمت عصر خود ترکیب می‌سازد. این راه متفاوتی است که سعدی در پیش می‌گیرد.»

آن‌چه بازگو شد بخشی از سخنان دکتر «منصور رستگار فسایی»، استاد ادبیات دانشگاه تهران بود که در یکی دیگر از مجموعه‌ درس‌گفتار‌هایی درباره‌ی‌ سعدی که به «تاثیر شاهنامه بر آثار سعدی» اختصاص داشت بیان شد.

دکتر رستگار فسایی در ادامه ی سخنان خود: «عنوان کرد که  در زبان ما بسیاری از سخنان سعدی به صورت ضرب‌المثل در آمده‌اند. شگفت است که بسیاری از این ضرب‌المثل‌ها، اشاره‌های آشکاری به قهرمانان و شخصیت‌های شاهنامه دارند. یک نمونه‌اش آن‌جایی است که به سرگذشت بهمن و رفتن او به زابل اشاره می‌کند و می‌گوید «چو بهمن به زابلستان خواست شد/ چپ افکند آواز و از راست شد». این بیت که حکم ضرب‌المثل پیدا کرده، الهام گرفته از یکی از داستان‌های شاهنامه است.  سعدی به اهمیت ضرب‌المثل در روان و جسم ایرانی، آشناست و می‌داند، چگونه این مثل‌ها روح او را تسخیر می‌کنند، چرا که پشت هر کدام از این ضرب‌المثل‌ها، واقعیت‌های فرهنگی و تاریخی نهفته است.

این جا است که حکمت جاری و زنده سعدی با حکمت باستانی شاهنامه درآمیخته می‌شود. او در حکایت‌هایش از پهلوانان و پادشاهان شاهنامه یاد می‌کند تا فرهنگ ملی خود را زنده نگه‌دارد. در حکایات سعدی به موارد بسیاری می‌توان برخورد که او در قالب داستانی کوتاه، خصوصیات نیک و بد پادشاهان را نقل می‌کند و زمینه‌ای فراهم می‌آورد تا رفتار آنان را نقد کند. او تاریخ را به چشم عبرت می‌نگرد تا سرگذشت پیشینیان برای مردم روزگارش درس زندگی باشد. سعدی در مدایحش هم همین شیوه را برمی‌گزیند. شیوه او برای فهم گذشته و استفاده از آن برای زمان حاضر، راه و روشی است که در ادبیات پس از او بارها به‌کار رفته است.

حکایتی که در سعدی نامه‌ی امروز خواهید شنید از باب اول گلستان، «در سیرت پادشاهان»، انتخاب شده است.

پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده گریه و زاری در نهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد چندان که ملاطفت کردند آرام نمی‌گرفت و عیش ملک ازو منغص بود چاره ندانستند. حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت اگر فرمان دهی من او را به طریقی خامش گردانم گفت غایت لطف و کرم باشد.

بفرمود تا غلام به دریا انداختند باری چند غوطه خورد مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند بدو دست در سکان کشتی آویخت چون بر آمد گفتا ز اول محنت غرقه شدن ناچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمی‌دانست هم‌چنین قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.

ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید               معشوق من است آن که به نزدیک تو زشت است

حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف                  از دوزخیان پرس که اعراف بهشتست

فرقست میان آن که یارش در بر                    تا آن که دو چشم انتظارش بر در

هم‌چنین موسیقی‌ای که در سعدی نامه‌ی امروز خواهید شنید از آلبوم «خورشید آرزو» کاری از گروه «دستان» به خوانندگی «همایون شجریان» در بیات اصفهان انتخاب شده است. این آلبوم در مهرماه سال 87 منتشر شده و نوازندگان آن عبارتند از:

حمید متبسم: تار

سعید فرجپوری: کمانچه

پژمان حدادی: تنبک

حسین بهروزی نیا: عود

بهنام سامانی: دف

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,