شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
03 September 2016
در پاسخ به مطلب «آواتار» استاد ایلیا،

«شناخت ایلیا نیاز به ارتباط دارد»

۱۳۸۹ تیر ۱۷

در پی انتشار مطلبی در تاریخ 16 تیرماه 1389 توسط اردوان طاهری در رادیوکوچه با عنوان «استاد ایلیا، آواتار، رابط روح‌اله یا اسم رمز رام‌اله–حزب‌اله» برخی از خوانندگان این مطلب نظرات خود را ارسال کرده که در راستای سیاست‌های رادیو کوچه اقدام به انتشار این نظرات کرده‌ایم. لازم به ذکر است کلیه نظراتی که دارای وزن لازم بوده و توهین‌آمیر نباشد رادیو کوچه آن‌را منتشر خواهد کرد.

جناب آقای اردوان طاهری

با سلام

وقتی مقاله شما با عنوان «استاد ایلیا، آواتار، رابط روح‌اله یا اسم رمز رام‌اله–حزب‌اله» را خواندم در ابتدا تصور کردم که از روی حسادت و این‌که استاد ایلیا، طرف‌داران بسیار دارند، مقاله را نوشته‌اید و خیلی به موضوع بها ندادم چون مقالاتی این چنین زیادند. نه تنها مقاله، بلکه وبلاگ‌های متعددی هم وقتی استاد ایلیا دومین دوره حبس خود را گذراند به‌صورت انبوه در تخریب او به‌صورت زنجیره‌ای تولید شد. اما وقتی زندگی‌نامه‌تان را خواندم و دیدم که در زمینه‌های زیادی فعالیت حرفه‌ای داشته‌اید از جمله موسیقی، ادبیات، هنرهای رزمی، روزنامه‌نگاری و هم‌چنین مطالعاتی نیز در زمینه‌های فلسفه و سیاست داشتید و به‌قول معروف دنیادیده هم هستید، راضی نشدم که این مطلب را برایتان ننویسم.

محقق گرامی، به نظرم در استدلال‌هایی که آوردید، خطاهایی وجود دارد که منجر به نتیجه‌گیری اشتباه خواهد شد. این استدلال‌های نادرست عبارتند از:

1 -گفته‌اید که استاد ایلیا بعد از سال‌ها مشاهده خانواده خود، نمی‌تواند بر انسان‌شناسی تسلط پیدا کند. در رد این استدلال شما: اول این‌که تفکر علمی مبتنی بر تجربه و مشاهده است. مگر دانشمندان به‌غیر از تجربه و مشاهده، روش اصلی دیگری داشته‌اند؟

دوم این‌که اگر مدعی هستید استاد ایلیا در انسان‌شناسی تسلط ندارد، باید بر اساس تشکیک در نظریاتشان که قسمت قابل توجهی از آن در سایت مرکزی استاد ایلیا قرار دارد، حرف خود را ثابت کنید. اگر کسی بگوید من یک‌شبه شاعر یا موسیقی‌دان یا رزمی کار شده ام، ساده ترین کار برای محک این ادعا این است که بخواهید شعری بسراید، سازی بزند یا با یک رزمی‌کار مبازه کند.

سوم این‌که به فرض آن‌که صحبت شما درست باشد که هیچ انسانی نمی‌تواند با مشاهده خانواده خود یک انسان‌شناس شود و تسلط بر انسان‌شناسی نیازمند خیلی چیزهای دیگر است، با این حال چطور خودتان بدون داشتن تخصص در روانشناسی (بر اساس زندگی‌نامه‌تان) تشخیص داید که ایشان «پارانویا» دارند؟ بگذریم که از القاب نابجایی هم‌چون شیادی نیز استفاده کردید که علاوه بر جنبه‌های غیراخلاقی که  در شان یک روزنامه‌نگار نیست، بار حقوقی هم دارد.

2 – در مورد آمدن با شلوار راحتی به تهران، اول این‌که تا آن‌جا که بازجوهای دایره مذاهب وزارت اطلاعات در وبلاگ‌هایشان نوشته‌اند، ایشان با  شلوار کردی  به تهران آمده بودند . البته حدس می‌زنم که استاد ایلیا برای این‌که اهانتی به هم‌وطنان کرد نشود، آن‌را شلوار راحتی ذکر کرده است. دوم این‌که، خدای نکرده اگر برای یکی از نزدیکان شما اتفاقی بیفتد و شما احساس کنید که اگر سریع اقدام کنید، می‌توانید او را نجات دهید حتمن به‌جای تلف کردن وقت و پرداختن به لباس و ظاهرتان، تمام تلاشتان را مصروف نجات او می‌کنید.

3 – در ادامه شما ابداع روش‌های ماورایی و متافیزیکی را بدون دلیل منکر شدید. آیا گواهی صدها شاهد در مورد توان‌مندی خارق‌العاده ایشان را هم منکرید؟ آیا جواب‌های خلاقانه استاد ایلیا به هزاران پرسش درباره علوم باطنی را هم منکرید؟ این‌که کسی نبوده که در زمینه علوم باطنی با استاد ایلیا مناظره کند را هم منکرید؟ شاید برایتان جالب باشد که یکی از اتهاماتی که دایره مذاهب وزارت اطلاعات به استاد ایلیا زد این بوده که چرا به رایگان تعلیم می‌دهد. درست است، اگر ایشان هم برای خود موسسه‌ای راه می‌انداخت و مردم را به رایگان تعلیم نمی‌داد و از شفایافتگان مبالغ هنگفتی را طلب می‌کرد( هم‌چون برخی مدعیان دروغین که حتا از حمایت حاکمیت هم برخوردار شدند)، کسی به توانمندی ایشان شک نمی‌کرد.

4 – شما در مورد طرح‌های ایشان به عناصر به اصطلاح حزب‌اللهی، ایشان را متهم به هم‌کاری با نیروهای سرکوب‌گر می‌کنید. جهت اطلاع شما باید بگویم: اول این‌که، موضوع مربوط به اواسط دوران ریاست‌جمهوری آقای رفسنجانی می‌شده (حدود سالهای 73و 74)، یعنی وقتی که ستاد امر به معروف و نهی از منکر در کشور شکل گرفت و این موضوع به لحاظ زمانی ارتباطی به جنبش سبز و همین‌طور نیروهای سرکوب‌گر کنونی ندارد. دوم این‌که استاد ایلیا به‌صورت آشکار مخالفت خود را با روش‌های خشونت‌آمیز در امر به معروف بیان کردند و به‌عنوان مشاور نیز موفق شدند کمکی در اجرای درست این موضوع باشند و حتا منجر به آزادی برخی متهمان بی‌گناه هم شدند. به‌نظر من روش استاد ایلیا موثرتر بوده تا این‌که به صورت علنی با آن‌ها مخالفت می‌کردند. توجه هم داشته باشید که بسیاری از نیروهای بسیجی در آن زمان افراد مخلصی بودند اما به علت ناآگاهی، رفتار نادرستی با مردم داشتند. سوم این‌که نتیجه‌گیری شما از این‌که استاد ایلیا  را با امیر فرشاد ابراهیمی مقایسه کرده‌اید نادرست است زیرا امیرفرشاد ابراهیمی در زمان هم‌کاری با انصار حزب‌اله تصور می‌کرده کار درستی  انجام می‌دهد و اوامر آن‌ها را اجرا می‌کرده است. اما استاد ایلیا نه تنها با آگاهی و با قصد ایجاد تغییر و برای مدتی محدود وارد جریان‌های حزب الهی شدند بلکه اوامر نادرست آن‌ها را هم انجام نمی‌دادند. در ضمن این‌که استاد ایلیا با گروه‌های گوناگونی از مردم از جمله افراد مذهبی، غیر مذهبی، اهل تصوف، دانشگاهیان و نخبگان و … زندگی کرده‌اند و شیوه زیستن آن‌ها را از نزدیک مشاهده کرده و شناخت خوبی از زندگی آن‌ها به‌دست آورده‌اند و به این ترتیب بر علم انسان شناسی خود افزوده‌اند.

5 – در مورد زندانی شدن استاد ایلیا و این‌که بعد از آزادی از یک‌سال انفرادی از هرگونه فعالیت اجتماعی، سخن‌رانی، نوشتن، سفر به خارج از کشور، ارتباط با شاگردان، نامه به مسوولان، شکایت و هر گونه حقوق حداقل شهروندی محروم شدند، چه نکته عجیبی دیدید که اتهام فریب اذهان عمومی را به استاد ایلیا زدید؟ آیا در کشوری زندگی می‌کنیم که نمونه این وقایع اتفاق نیفتاده است؟ هیچ‌کس به‌خاطر عقیده زندانی نشده است؟ کسی در زندان شکنجه نشده است؟ از هیچ‌کس اعترافات دروغین گرفته نشده است؟ حق تظلم و دادخواهی برای همه وجود دارد؟ درست است که شما خارج از کشور زندگی می‌کنید اما بعید است که ندانید در ایران چه می‌گذرد و واقعن زندانیانی که فریادرسی ندارند و دردها و مصیبت‌هایشان  انعکاس نمی‌یابد، سال‌ها در زندان می‌پوسند یا به چوبه‌دار سپرده می‌شوند. اگر هواداران استاد ایلیا هم از وی حمایتی نمی‌کردند ممکن بود که تصمیم های جنون‌آمیزی در مورد ایشان گرفته می‌شد.

6 – این‌که دایره مذاهب وزارت اطلاعات، عده‌ای را اجیر کرده که برای تخریب شخصیت استاد ایلیا مطلب بنویسند و فیلم تهیه کنند یک توهم نیست و عین واقعیت است. این‌را می‌گذارم به حساب ناآگاهی شما چون از آبان 1385 که خانم آذر نجفی مطلبی را در روزنامه کیهان علیه استاد ایلیا نوشت، تاکنون یک مقاله تمام صفحه دیگر در کیهان به قلم آقای کوروش فلاح در سال 88 و یک مقاله در روزنامه جمهوری اسلامی با عنوان «خدایی که فرزند سیزدهم است» در سال 88، هم‌چنین دو ویژه‌نامه جام‌جم به‌نام «کژراهه» در سال 86 و «سراب» در سال 88، کتاب «آفتاب و سایه‌ها» (چاپ حوزه علمیه قم و نوشته آقای فعالی) که شبیه شما «رام الله» را ترکیب رام هندوها و الله مسلمانان تلقی کرده بود و فکر می‌کرد چه کشف بزرگی کرده)، کتاب «قبیله حیله» که توسط جامعه روحانیت مبارز منتشر شد و قبل از ماه رمضان 87 به طلاب داده شد تا در شب‌های ماه رمضان در منابر بازگو کنند و هم‌چنین سه برنامه زنده تلویزیونی یک ساعته به‌نام «این شبها» در تخریب شخصیت استاد ایلیا پخش شد. برای تخریب کدام‌یک از شخصیت‌های معنوی این همه برنامه تلویزیونی، مقاله و کتاب تهیه شده است؟ آیا همه این‌ها به‌صورت خودانگیخته (مانند شما) احساس تکلیف کرده‌اند؟ جالب این که برخی از این مزدوران به اصطلاح روزنامه‌نگار، جزییاتی از زندگی استاد ایلیا  و مدارک پزشکی و خانوادگی را ذکر کرده‌اند (از جمله در ویژه‌نامه سراب) که از شنودها و مدارک ضبط شده توسط ماموران دایره مذاهب وزرات اطلاعات به‌دست آمده بود. خلاصه این‌که تخریب شخصیت استاد ایلیا توسط رسانه‌های وابسته به حاکمیت یک توهم نیست و به‌عنوان یک ترفند پیش‌دستانه برای قلم به‌دستانی که ناآگاهانه مطالبی را می‌نویسند گفته نشده است.

در خاتمه این‌که به رسم روزنامه‌نگاری و آزاداندیشی، خواستار آنم که این مقاله را نیز در سایت خود بگنجانید و به‌این ترتیب اعتقاد به آزادی بیان خود را ثابت کنید.

به امید آشکاری حقیقت

علیرضا مولائی

16 تیر 89

این نیز یکی از نظرات خوانندگان این مطلب بوده که در پایان متن اردوان طاهری قرار دارد.

بنده هم حدود ۲ روز پیش به‌صورت اتفاقی در فیس‌بوک کلیپی را دیدم که بعد از خواندن کامنت‌های پایین اون به‌ حال عده‌ای از هم‌وطنان تاسف خوردم و از طرفی بعد مشاهده مطلب روشن‌گر آقای طاهری در رادیو کوچه بسیار از ایشان ممنون شدم که مثل همیشه در مقابل جهل و نادانی ایستادگی کردن و در راه کنکاش واقعیت گام نهادند. در این راستا لازم می‌بینم چند نکته رو خدمت به اصلاح طرف‌داران پیمان فتاحی که چشمان خودشان را بسته‌اند و به ناحق اقدام به توهین به طاهری عزیز کردند عرض نمایم:

۱-کلیپ مذکور تنها از زبان یک خانم نقل می‌شد که حین قدم‌زدن در حال توضیح به دوربین بودن شایان ذکر هست این‌جانب هم اگر رفیقی زحمت بکشد و دوربینی فراهم کند حاضرم برای شادی عزیزان طرف‌دار آقای فتاحی که معتقدم به شدت عاشق تخیل، دروغ و رویا هستند داستانی را نقل کنم که کسی را می‌شناسم ۷ نوع پرنده را کشت، تکه تکه کردشان، بعد هر کدام را سر قله کوهی نهاد و ناگهان با یک ندا همه را دوباره زنده کرد..و البته اگر بعد از تعریف این واقعه عزیزی پرسید چرا دروغ می‌گویی؟و یا این‌که مگر دوست تو از انبیا الهی هست که این نیرو را داراست به او بگویم شما حتمن مزدور و عامل بیگانه و حقوق بگیر جمهوری اسلامی هستی.

۲-در کلیپی که من مشاهده کردم دختر خانومی که ماجرا را تعریف می‌کرد تمام تلاشش بر این بود تا به‌هر نحو به بیننده بقبولاند که آقای فتاحی این‌کار را انجام داده هست. چنان‌که چند بار تکرار نمود که آقای فتاحی از ایشان پرسیدند ما قادر به انجام کارهای دیگری هم هستیم فقط قبلش به‌ما اعلام کن..سوال من این‌جاست که جناب فتاحی با این قدرت خارج از توان بشری چه نیازی دارد تا از این خانم بارها تقاضا کند که تو را خدا از من بخواه تا معجزه دیگری را برایت نشان دهم.

ایشان در قسمتی از سخنانش می‌گوید: «در آن زمان از نظر خودم آن‌قدر می‌‌توانستم که قادر بودم مردگان را هم زنده کنم، اما این، ‌واقعیت نداشت و تصور انبساط یافته‌ای از یک واقعیت کوچک‌تر بود که حالا بعدی بزرگ‌تر به خود گرفته بود. همین تصور باعث شد که وقتی امام که جدن او را دوست داشتم فوت کرد، شتاب‌زده به تهران آمدم تا بلکه بتوانم به خیال خودم او را زنده کنم. آن‌قدر شتاب‌زده بودم که با شلوار راحتی به تهران آمدم … همین شلوار راحتی که به زیر شلواری شبیه بود، علت مضاعفی شد برای مورد تمسخر قرار گرفتنم و این‌که کسی به حرفم گوش نکند.»

سوال این‌جاست که ایشان دقیقن از چه زمانی بعد از این تصور باطل ابتدایی که متوجه شدند قادر به زنده کردن مردگان نیستند مجددن در خود توان این‌کار و همین‌طور اراده انجام هر کار دیگری را یافتند؟ آیا در طول دورانی که به قول خودشان در بازداشت نیروهای حاکمیت بودند ناگهان این نیرو در ایشان زنده شد؟ یا زمانی‌که مجرمان را فراری می‌دادند تا از لحاظ روحی خود را ارضا کند و حس کند قادر به رهایی بخشیدن موجودی دیگر هست؟

۴-سوال دیگر این‌جاست که دقیقن از چه زمانی ایشان به فاز درگیری با رفقای خود در گروه انصار حزب‌اله رسیدند؟ یا لزومن چه دلیلی برای این برخورد خشن نظام با ایشان وجود داشت؟ یعنی ایشان ناگهان در خود این منبع نامحدود انرژی را یافتند و با دیگران در میان گذاشتند و آن‌ها از ترس قدرت ایشان به بدترین نحو ممکن برخورد نمودند..اما سوال اساسی این‌جاست که ایشان برای این امر نخستین بار کدام موجود را مجددن زنده نمودند که موجبات ترس اطرافیان را فراهم آوردند یا بهتر بگویم چرا آن‌ها باید از این موضوع بترسند بلکه می‌توانستند شما را در گوشه‌ای حفظ کنند تا چندین نقش را برایشان بازی کنید:۱ – مرده‌هایشان را زنده کنید

۲-وقایع را سال‌ها قبل برایشان پیش‌بینی کنید تا بر اساس آن در مناسبات بین‌المللی به‌راحتی موضع تعیین کنند و به سمت قدرت پیشاپیش جهت‌گیری کنند و بسیاری مسایل دیگر..

و اما نکته ای دیگر.. جناب فتاحی که تا این اندازه به سرچشمه و جوهره هستی بخش و مخزن اسرار الهی وصل هستند چرا به یک خانم متوسل می‌شوند تا ماجراهای ایشان را در کلیپ‌ها بازگو کنند؟ ایشان که قصد روشن‌گری دارند خیلی راحت بیایند جلوی دوربین و چند قلم از توانایی‌هایشان را برای عموم نشان دهند. آن‌وقت دیگر نیرویی جلودارشان نخواهد بود. مردم خرافی ما که حاضرند به یک درخت متوسل شوند تا شفا پیدا کنند یا مبالغ گزافی هزینه کنند تا از آینده خود با خبر شوند مطمئن باشید شما را اگر به کره ماه هم بروید پیدا خواهند کرد و با تمام وجود از وجودتان مراقبت خواهند کرد. البته وجودتان هم که خوش‌بختانه آسیبی نخواهد دید زیرا همانند بازی‌های کامپیوتری قادرید دوباره از منبع نیروی درونتان عضو آسیب دیده را سریعن بازسازی نمایید.

در پایان از همه طرف‌داران آقای فتاحی می‌خواهم چشمان خود را باز کنند و احیانن اگر خودشان عمدن از جهالت لذت می‌برند توقع نداشته باشند دیگران هم از آنان پیروی کنند و همین‌طور از آقای طاهری عزیز بی‌نهایت سپاس‌گزارم و امیدوارم همیشه این جسارت و حس آشکار‌سازی حقیقت را علی رغم تهدیدهای موجود حفظ کنند.

موید باشید

«استاد ایلیا، آواتار، رابط روح‌اله یا اسم رمز رام‌اله–حزب‌اله»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۱ Comment