اردوان طاهری/ رادیو کوچه
a.taheri@koochehmail.com
پس از کودتای ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ بسیاری از سیاستها و رفتارهای نظام جمهوری اسلامی دستخوش تغییرات گستردهای شده است. یکی از این تغییرات در زمینهی موضع نظام نسبت به دانشگاهها و دانشگاهیان است که با سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی ایران در روز هشتم شهریور سال ۱۳۸۸ در جمع اساتید و اعضای هیت علمی، نخبگان و روسای دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به صورت عمومی مطرح شد. آقای «خامنهای» با اشاره به تحصیل حدود دو میلیون دانشجو در رشتههای علوم انسانی گفت: «بسیاری از علوم انسانی، مبتنی بر فلسفههایی است که مبانی آنها مادیگری و بیاعتقادی به تعالیم الاهی و اسلامی است و آموزش این علوم موجب بیاعتقادی به تعالیم الاهی و اسلامی میشود و آموزش این علوم انسانی در دانشگاهها، منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد.»[۱] همین نظریهی صریح رهبر نظام، سبب شد تا بسیاری از تندروهای حاکمیت – یا به تبعیت از رهبر و یا به دلیل منویات درونی – کینهی خود را از دانشگاه و دانشگاهی آشکارا مطرح کنند.
فایل صوتی را از اینجا بشنوید
«کامران دانشجو» که در زمان برگزاری انتخابات ساختگی دهمین دورهی ریاستجمهوری، به عنوان معاون سیاسی وزارتکشور «صادق محصولی»، ریاست ستاد انتخابات کشور را عهدهدار بود و به غایتی که توانست، در رای مردم دست برد و شد بادبانکش کشتی کودتا، به عنوان وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، از پرکارترین و پرحرفترین افراد در زمینهی اجرای سیاست پاکسازی دانشگاهها از دگراندیشان و مخالفان دولت کودتا است.
«کامران دانشجو» در روز چهارم اردیبهشت سال ۱۳۸۹ در جمع اعضای تشکل دانشجویی تحکیم وحدت گفت: «برای برخورد با اساتید سکولار برنامه داریم و در حال برنامهریزی برای اجرای برنامهها هستیم.» او در این زمینه افزود: «به اساتیدی که جهانبینی اسلامی را قبول ندارند نیاز نداریم.»[۲] در همین راستا و به شکل مبسوطتری، وزیر علوم در سومین نشست اعضای هیت اجرایی دانشگاهها به چگونگی جذب اساتید پرداخت و تصریح کرد: «اساتیدی باید جذب هیت علمی شوند که قایل به مسیری باشند که مردم در ۹ دی و ۲۲ بهمن ترسیم کردهاند.»[۳]
کامران دانشجو با این سخن پایانی، معیار تشخیص اساتید سکولار و مخالف با جهانبینی اسلامی را راهپیماییهای نمایشی و حکومتی ۹ دی و ۲۲ بهمن عنوان کرده است، بنابراین معنی مخالفت با علوم انسانی و سکولاریسم در دانشگاهها به صورت واضح برمیگردد به مخالفت با دانشگاهیانی که با دولت کودتا و بخشهایی از نظام که حامی این جریان تمامیتخواه هستند، بیعت نکردهاند
البته به آقای«دانشجو» و همفکرانش در اتاق فکر دولت کودتا باید حق داد که از دانشگاهیان چنین خشمگین باشند، چرا که یکی از درخشانترین نقشهای دانشگاههای ایران در اعتراض به دیکتاتوری و تمامیتخواهی در همین دوران رقم خورده است.
آقای «حائریشیرازی»، عضو مجلس خبرگان رهبری نیز در نشست ماهیانهی بسیج جامعهی پزشکی که در یکم مرداد ۱۳۸۹ برگزار شد، دانشگاه را راه ورود شیطان عنوان کرد و گفت: «شیطان در عصر ما از طریق دانشگاه وارد میشود و فسادش را عملی میکند. امروز یهود از راه علوم انسانی وارد شده است، مسایل را علمی میکند و از این راه نفوذ پیدا میکند.»[۴]
در همین راستا «حسن نادریمنش»، معاون آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در جایی گفته است: «در صورتی که عضو هیت علمی در حین استخدام نیز با مشکلات اعتقادی و امنیتی مواجه شد باید پاسخگو باشد و تمام مقررات مربوط به این موضوع در دانشگاهها رعایت میشود.»[۵]
برای من جای سوال داشت که این نظریات سازماندهی شده از کجا ریشه دارد. از آنجایی که در دورهای از زندگی با اندیشهها و عملکرد دکتر «رضا داوری اردکانی» آشنا شده بودم، حدس زدم شاید یکی از نظریهپردازانی که آقای «خامنهای» به نظریات او اعتماد دارد، آقای «اردکانی» باشد و در جستوجویی، شاهد مثال را یافتم.
«رضا داوری اردکانی»، استاد فلسفه دانشگاه تهران و رییس فرهنگستان علوم ایران میگوید: «لفظ دانشگاه اسلامی در نگاه اول به نظر میرسد که دارای پارادوکس باشد. دانشگاه اگر چه به شکل ماهوی ضد دین نیست، اما ذاتن غیردینی و مستقل از دین است. دانشگاه تاسیس شده است برای کارهای دنیا و همهی علوم در آن تدریس میشود.»[۶]
«رضا داوری اردکانی»، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد تقابل دین و دانشگاه میگوید: «دانشگاه وقتی تاسیس شده است برای ضدیت با دین نبوده، اما باید توجه داشته باشیم که دانشگاه یک مفهوم سکولار است. دانشگاه جایی است که در آن علم با روش تدریس میشود و نتیجهاش هر چه باشد، برایش قید نمیگذارند؛ یعنی در آن هر چند با اعتقادات ممکن است منافات نداشته باشد، ولی در نهایت در حین تحقیق و پژوهش، اعتقادات را باید به کناری بگذاریم، اما آیا نمیتوان از علمآموزی دینی صحبت کرد؟»[۷]
«رضا داوری اردکانی»، شاگرد مکتب «فردید» در بخشی از تبیین ویژهگیهای دانشگاه غیردینی بیان کرده است:
«فردی که در دانشگاه غیردینی تحصیل میکند، به ویژه در علوم انسانی – حتا اگر متدین باشد – قادر به برقراری ارتباط بین احکام و قضایایی که تحصیل کرده است، و دین نمیباشد.»[۸]
اندیشهی آقای داوری اردکانی در تضاد با اساس و ماهیت «فلسفه» به عنوان – دست کم – مادر علوم انسانی، کلید گفتارهای رهبر جمهوری اسلامی است
«دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی» در کتاب «نصیرالدین طوسی، فیلسوف گفتگو» در صفحهی ۳۸۷ در موضوع دفاع از فلسفه آورده است: « [...] از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی دفاع از فلسفه، دفاع از شخص خاصی نیست و فلسفه چیزی نیست که به شخص وابسته باشد.»[۹]
وقتی فلسفه – که اسباب تعمق در چیستی و چگونگی پدیدههاست – به شخص وابسته نیست، چگونه میتواند به خواستههای ناحق یک نظام ملتهب سیاسی وابسته باشد؟ ماشین حذف جمهوری اسلامی با اخراج و دستگیری دانشجوها و اساتید دانشگاهها، به راه افتاده و عجب نیست که این حذف به نام ایدئولوژی و حفظ نظام است، اما اینکه تا کجا میتوانند با این حذف گستردهی دانشگاهیان، اعتراضات دانشگاهها و جنبش دانشجویی را کنترل کنند، پاسخ روشنی دارد که تاریخ گواه آن است.
[2] - فرارو، http://www.fararu.ir/vdchmvnk.23n-xdftt2.html
[3] – همان.
[۴] – رادیو کوچه، http://radiokoocheh.com/article/46760
[5] – فرارو، http://www.fararu.ir/vdchmvnk.23n-xdftt2.html
[6] – جهان نیوز، http://www.jahannews.com/vdcefz8z7jh8wpi.b9bj.html
[7] – همان.
[۸] – همان.
[۹] – غلامحسین ابراهیمی دینانی، نصیرالدین طوسی فیلسوف گفتگو، هرمس، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۶، ص ۳۸۷٫
«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

جمعه ۱۲ شهریورماه ۱۳۸۹- ۳ سپتامبر ۲۰۱۰
شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران
مهارتهای زندگی -«قدم به حریم خصوصی دیگری نگذار» - سیمین
روزنگاشت -«رهبری برای قیام» - محبوبه
کوچه سلامتی - «برخی از حقایق اسپیاف» - آویده مطمئنفر
رادیو لیچار – «گزیده هفته» - فرورتیش
گفتوگوی روز - «با شدت این درگیری حتا احتمال کشته شدن کروبی وجود دارد» - اردوان روزبه
محمدرضا / رادیوکوچه
mohamadreza@koochehmail.com
به نقل از سایت جهانورزش [...]
«کوچه مهتابی» | Radio Koocheh
[...] «طعم تلخ اولین شکست قرمز و آبی»«علی نامور هنرمند تصویرگر درگذشت»«یادم تو را فراموش»«رییس جدید اطلاعات ترکیه حامی ایران است»«بازار تهران همراه یا در مقابل دولت» سه شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۸۹ ۰۲ August 2010 «کوچه مهتابی» ۱۳۸۹ تیر ۲۴اردوان طاهری / رادیو کوچه………………………………………..«جنگ با دانش انسانی»پس از کودتای ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ بسیاری از سیاستها و رفتارهای نظام جمهوری اسلامی دستخوش تغییرات گستردهای شده است. اندیشهی آقای «داوری اردکانی» در تضاد با اساس و ماهیت «فلسفه» به عنوان – دست کم – مادر علوم انسانی، کلید گفتارهای رهبر جمهوری اسلامی است.………………………………………. «مجسمهسازی ویران و دوستداشتنی»تابستان گرم سال ۲۰۱۰، هشتم جولای، ساعت هفت بعدازظهر، در محوطهی مقابل خانهی هنرمندان (Künstlerhaus) شهر وین، با سخنرانی «یواخیم لوتار گارتنر» (Joachim Lothar Gartner)، رییس خانهی هنرمندان، سه مجسمهی آهنی رونمایی شد.……………………………………….. «یک سفر ناگهانی»سفر از آنجا آغاز شد که به دورترهایی از امروز نگریستم؛ یعنی به گذشتههایی که دورند و بر آن تاریخ نام نهادهاند. به قول استاد ایتالیایی ما که «گذشته سرزمین غریبی است». و به واقع وقتی به گذشته مینگریم، بسیاری از مفاهیم – حتا بنیادین – انسان با آنچه امروز رایج و شایع است، تفاوتهای فاحشی دارد، آنچنان که برداشت منطبق با واقعیت از یک پدیده یا مفهوم، در گذار زمان همسان نخواهد بود.……………………………………… «آواتار، رابط روحاله یا اسم رمز راماله–حزباله؟»همهی ماجرا از آنجا شروع شد که کسی در فیسبوک، مرا در فیلمی از شخصی به نام «استاد ایلیا میم راماله» «تگ» کرد. دختر جوانی در این فیلم، از نخستین دیدارش در یک شب برفی با این استاد «علومباطنی» میگفت. این که استادش پرندهی مردهای را که بر زمین افتاده و دختر نیز سر آن را جدا کرده بود، در دستان گرفت و پس از آنکه پرهای آن را جدا کرد و بر زمین ریخت، پرنده را به زندگی بازگرداند و بر درختی نهاد.……………………………………… «یک تز از مهردادپاکباز»«مهردادپاکباز، آهنگساز و نوازنده گیتار مقیم اتریش، در دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی شهر وین، از رسالهی دکتری خود با عنوان «ساختارهای مایهگی (مدال) در موسیقی ایران و منابع دوران اولیه اسلامی» دفاع کرد و موفق به دریافت دکترای تئوری موسیقی با درجه ممتاز شد.»……………………………………. «نه یک توهم از ترنگ عابدیان»«[داخلی، شب، سالن نمایش، جمعه ساعت ۲۱]: پردهی مخملی قرمز سالن «مترو کینو» (Metro Kino) در مجاورت کنسرواتوآر وین کنار میرود؛ انانس (Announce) آرشیو فیلم اتریش پخش و بعد فیلم «نه یک توهم»، فیلمی به کارگردانی «ترنگ عابدیان»، آغاز میشود.»…………………………………….. «عکاسی که نشان هنری را نپذیرفت»«مریمزندی»، عکاس سرشناس ایرانی، چند روز پیش، پاسخی به دعوت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با ارسال نامهای خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشت.………………………………………. «در شب، که فریادی طولانی است»«به دنبال کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، مردم ایران، از رنگها و گروههای مختلف و با باورها و افقهای گوناگون، در فریادی مشترک، به تقلب بزرگ انتخاباتی زورمداران اعتراض کردند و آنگاه که سکوت بلندشان در همهمهی هراس مزدوران شب به خون غلتید، جوانههای سبز امید، به دولت بیداری ایران شکفته شد.………………………………………. «آنها که نمایندگان مردم نبودند»«سال گذشته، پس از گذشت ۲۲ روز از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، به عنوان یک شهروند ایرانی، از حق قانونی خود استفاده کردم و در شکواییهیی که خطاب به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی نوشتم، از به اصطلاح نمایندگان مردم خواستم تا «محموداحمدینژاد» را به دلیل چندین مورد نقض قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مورد پیگرد قانونی قرار دهند.………………………………………. «روزگار غریبی است نازنین»«روزگار غریبی است نازنین – به قول شاملوی شاعر – که البته من میگویم: ماییم که در روزگار، غریبی میکنیم. دوران روشنگری را در تاریکی گذراندهایم و اینک به کورسویی از روشنایی، در افق قهرمانپروری و نجاتبخشآفرینی، به انتظار نشستهایم و باز غریب زمانهی خودیم.»…………………………………………. «ندا آقا سلطان یا ارغوان رضایی»«از روزی که ارغوانرضایی، تنیسباز فرانسوی ایرانیتبار در آخرین دقایق نخستین فیلم تبلیغاتی «محموداحمدینژاد» در انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران ظاهر شد و پس از ابراز احساسات نسبت به «محموداحمدینژاد» با چشمانی اشکآلود، به دوربین تهیهکنندگان فیلم تبلیغاتی رییسجمهوری وقت پشت کرد و در تصویر بعدی محو شد، مورد توجه رسانههای داخلی و وابسته به حکومت قرار گرفت. »………………………………………… «سرباز صلح یا ژنرال کاغذی»«وقتی میبینم که برخی از همکاران روزنامهنگار – که به قول قدیمیها «از بد حادثه» نام و نشانی یافتهاند و در هیاهوی جلوهفروشی روزمرهگیهای خبری، حد خود را فراموش کردهاند و از خبرنگاری به نصیحت مردم روی آوردهاند – خستهتر از همیشه، صدای خفتهی چند سالهام را فریاد میکنم تا پیش از خبرنگار بودن، آدم باشم.»………………………………………….. «هدف، تحریک مردم و ایجاد فضای نظامی بود»بامداد روز یکشنبه، ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ خبر اعدام «فرزادکمانگر»، معلم اهل کردستان و چهار شهروند دیگر کرد، چنان در میان خبرهای دیگر، سر و صدا کرد که گویی پیشدرآمدی بود بر سالگرد حوادث خردادماه سال گذشته و در پی آن، اعتراضات گستردهای در داخل و خارج از ایران صورت گرفت که همچنان ادامه دارد………………………………………….. «مسئله، حفظ منافع است»«جمعه شب گذشته، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ برابر با ۳۰ آوریل ۲۰۱۰ «حسنیوسفیاشکوری»، روحانی سرشناس مقیم ایتالیا در یکی از کلاسهای درس دانشکده شیمی دانشگاه فنی شهر وین به ایراد سخنرانی پرداخت. اشکوری که پس از شرکت در کنفرانس برلین در سال ۱۳۷۹ و در پی اظهاراتش در خصوص اجباری نبودن حجاب در اسلام به جرم ارتداد محکوم به اعدام شده بود، در مراحل بعدی و توسط دادگاه ویژه روحانیت به هفت سال حبس و خلع لباس روحانیت محکوم شد.……………………………………….. «جذب مخاطب یا جلب مشتری»«گاهی اوقات آدمهای بزرگ و نامدار، حرفهایی میزنند و نوشتههایی را منشتر میکنند که تصور میرود درددلهای شخصی و آرزوهاشان را بازتاب کردهاند. البته هر انسانی – چه شناختهشده و نامدار و چه ناشناس و گمنام – آزاد است، هر چه را که میخواهد و میداند بیان کند، اما حصاری هم اینجا واقع است و آن، مرز شعور و دانش دیگران است.»………………………………………… «و از خزان بهار تا قطار ترمز بریده»«غبار و خاکستر آتشفشان موسوم به «ایافیالایوکول» در ایسلند به ارتفاع ۱۱ کیلومتر به آسمان برخاسته و حریم هوایی کشورهای شمالی اروپا را پوشانده است. کارشناسان هشدار دادهاند که ذرات کوچک سنگ، شیشه و شن موجود در غبار و خاکستر آتشفشانی، موجب انسداد موتور هواپیما و از کار افتادن آن خواهد شد. پروازهای بسیاری در حریم هوایی اروپا لغو شده و مسافران در فرودگاهها درماندهاند. من که به یاد فیلمهای هالیوود افتادم.»……………………………………… «سفر در سفر، با یک کارتون خواب گرگانی»«طبق روال چند سال گذشته که هر از گاهی در یک کلاس مربیگری یا داوری تکواندو خودم را از همهی بود و نبود پشت سر و ابهامهای آینده رها میکنم، آمدهام به یک شهر کوچک، در ۲۸ کیلومتری شمالغرب وین به نام اشتوکراو (Stockerau). تکواندو – شاید – راهی شده برای گذار از درگیریهای ذهنی و اجتماعی من در این دوران آشفتهی ایران. »………………………………………. «هیچ!»«در لغتنامه دهخدا سرک میکشیدم تا معادلی برای واژهی «هیچ» پیدا کنم. مرحوم دهخدا «هیچ» را با «چیزی» برابر دانسته، اما به یاد آوردم که بر خلاف شاهد مثالهای پیدرپی استاد، ما در گپوگفتهای روزمره «هیچ» را نبود و نیستی و عدم فرض میکنیم. حالا فکر کنید که اگر من روزنامهنگار، هیچ موضوعی پیدا نکنم، روزم را چگونه به شب برسانم؟!»………………………………………. «خیلی از پنجرهها هنوز بیشیشهاند»«هر از گاهی که به حوادث ایران فکر میکنم، دلم میگیرد. به یاد کسانی که برای حفظ ایران، در پهنهی خاک پاکش جانبازی کردند و اینک در گوشهای در همین خاک، خفته و از یاد رفتهاند. سرکشیهای «نو دولتان» جمهوری اسلامی و مقابلهی بیفرجام آنها را با خواستههای به حق مردم ایران میبینم. به قول حضرت حافظ، بیمعرفتاند و فراموش کردهاند که «در من یزید عشق، اهل نظر معامله با آشنا کنند». آنان که خاک ایران را به نظر کیمیا کردهاند، اینک ما را نگاه میکنند!»……………………………………….. «بهاریه خواندن یا بهانهی سرودن شادمانی»«بهاریه گفتن یا سرودن اشعاری در وصف بهار، در میان شعرای پارسی زبان رسمی فراگیر است و کمتر شاعری را میتوان یافت که شعری با مضمون بهار در سرودههایش به جای نمانده باشد. شاید فرا رسیدن فصل بهار و سرزندگی دوبارهی طبیعت، بهانهیی است برای نگاه دوباره به زندگی و امیدواری به شادیهای آینده، در برابر ناکامیها و دشواریهای سالهای گذشته.……………………………………….. «جاسوسی یا خبرچینی اینترنتی …؟»«همواره در جریان دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی، موضوعات و بحثهای نوینی بین مردم مطرح میشود که بیشتر اوقات نیاز به بررسی و واکاوی دارد تا همهی ابعاد آن روشن شود. به عنوان نمونه، انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران و پیامد آن، شکلگیری و گسترش موج سبز، تحولات عظیمی در جامعه ایران به وجود آورد.………………………………………. «سفر به خیر، مسافر غمگین پاییز پنجاهوهشت»«دلم هوای شعر کرد. میروم سراغ نامههای سیدعلیصالحی. دفتر دهم و خوانش شعر دلپذیر سید و اشک خمیدهای – از شرم چشمهای در چشم – با من و شعر صالحی و صدای گرفته از غبار راه و سفر، همراه میشود. »………………………………………. «و جشنوارهی دوبارهی موسیقی فجر»شاید خیلی ساده بتوان بیان کرد که بهتر است سرمایهدارن، آنها که البته به دولت وامدار اخلاقی! نیستند – به جای خروج سرمایههای خود از چرخه تولید و سرمایهگذاری به صورت ملک و زمین و سپرده در بانکهای داخلی و خارجی، به فکر گسترش اقتصاد غیردولتی باشند.……………………………………….. «این خانه قشنگ است، ولی خانه من نیست»«رفتن دشوار است، اما وقتی راهی نداری؛ نه دفاعی و نه یاری، تنها گریز، رفتن به عمق حادثه است. برای این که سرسپرده نباشی، هزینه بسیار است. پذیرش شکست هم پیروزی است. وقتی با روزهای روشن خداحافظی میکنی و سرزمینات را به یزدان پاک میسپاری، در هر کجای سفر که باشی، با زنهای در زندان و مردان بر دار، همراه خواهی بود.»………………………………………. «ایرانیان خارج از کشور، میتوانند صدای ایرانیان داخل باشند»آویدهمطمئنفر، پزشک و متخصص استئوپاتی(Osteopathy) است که از ۱۴ سالگی و پس انقلاب اسلامی، ایران را در سال ۱۳۶۲ به مقصد بلژیک ترک کرده و اکنون حدود پنج سال است که در تورونتو کانادا زندگی میکند.………………………………………. «آفاق نظامی، ندای امروز ماست»نادر مشایخی که متولد سال ۱۳۳۷ تهران است و فرزند «جمشیدمشایخی»، هنرمند پیشکسوت عرصه تئاتر و سینما، تحصیلات خود را در زمینه آهنگسازی، موسیقی الکترونیک و رهبری در دانشگاه موسیقی وین به پایان برده است و اکنون سالهاست که در زمینه موسیقی فعالیت میکند. مشایخی در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶ رهبری ارکسترسمفونیک تهران را عهدهدار بود و پس از آن، ارکستر مجلسی و ارکستر فیلارمونیک تهران را بنا نهاد. نادر مشایخی، آهنگساز و رهبر ارکستر مقیم اتریش، این روزها در حال آمادهسازی اپرای «ندا» برای اجرا در شهر «ازنابروک»(Osnabrück) آلمان است.……………………………………….. «ورزش افلاطونی و سیاست ایرانی»سیاست به عنوان آیینشهرداری و کشورداری، همواره با ورزش ارتباط تنگاتنگ داشته است. اگر نخستین دوره برگزاری المپیک در یونان باستان را تا همین المپیک پکن در نظر بگیریم، همواره حضور سیاست را – دست کم سایه سنگین سیاست را – بر ورزش و ورزشکار مشاهده میکنیم. در یونان باستان، ورزشکارانی امکان حضور در بازیهای المپیک را داشتند که آزاد بودند؛ به عبارتی، بردگان از حضور در بازیهای المپیک محروم بودند.………………………………………. «رادیکالهای آرمانگرا»انتشار نامه عزتالهسحابی خطاب به ایرانیان خارج از کشور و تذکرات وی برای جلوگیری از رادیکالیزه شدن و به سوی خشونت رفتن اعتراضات مردم، واکنشهای متفاوتی را در داخل و خارج از ایران در پی داشت. او با اشاره به این که «افراد و جناحهای تندرو در حاکمیت اکنون خود طالب خشونتآمیز شدن اعتراضات هستند تا راحتتر بتوانند آن را سرکوب کنند»، «شبیهسازی حوادث کنونی ایران با دوران انقلاب» را اسباب «تحلیلهای تند و اغراقآمیز و احساسی» و در نتیجه، اعمال بیپشتوانه و بینتیجه میداند.…………………………………………. «از پاریز تا پاریس و شاید تا تاریخ»«از پاریز تا پاریس»، شرح سفرهای متعدد استاد«محمدابراهیمباستانیپاریزی» به شرق و غرب کرهی خاک است که با شیوایی تمام ما را در سفرهای خود سهیم میکند. آنهایی که با نوشتار استادباستانیپاریزی آشنایی دارند، میدانند که او علاوه بر این که تاریخدان، مورخ زبردست و نویسندهیی تواناست، یک مشاهدهگر برجسته در حوزههای تاریخ، فرهنگ و هنر است. استادباستانیپاریزی در سفرهای بیرون و درون، و در بازدید از مکانها و بناها و در برخورد با جمعیتهای انسانی، به ژرفای تاریخی و فرهنگی، نفوذ و ابعاد پنهانی را رصد میکند که اگر خود ما – به عنوان مسافر – به آن مکانها سفر کنیم، به قطع تا به این اندازه قادر به کندوکاو در مسایل فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی نیستیم.…………………………………………. «موسوی مدبرانه برخوردکرد ونتیجه آن تردید درجناح مقابل بود»بیانیه هفدهم میرحسینموسوی که در روز جمعه منتشر شد، بازتاب گستردهای در رسانههای ایران و جهان داشتهاست و پس از آن افراد بسیاری از درون و بیرون نظامجمهوریاسلامی نسبت به آن واکنش نشان دادهاند. برخی آن را عقبنشینی موسوی دانستهاند و بعضی دیگر آن را در ادامهی مطالبات و خواستههای پیشین وی ارزیابی کردهاند و گروهی دیگر، از جمله روحالهحسینیان، نماینده مجلس شورای اسلامی و رییس مرکز اسناد انقلاباسلامی، آن را شامل خواستههای غیرقانونی و هماهنگ با مرکزی خاص میدانند.…………………………………………. «عشق در دل ماند و یار از دست رفت»برای او نوشتن کارساز نیست و از او گفتن دشوار است. کسی نیست که موسیقی ملی ایران را دوست بدارد و اثری از پرویز مشکاتیان را همدم نداشته باشد. تحلیل دلنوازترین سنتورنوازی و نابترین تصنیفهای ایرانی نیز، بیش از مجال آه میطلبد. اکنون تنها میتوان حس تهیشدن از بودن بزرگمردی از اهالی هنر را فریاد کرد. همنشینی و دوستی چندساله با مشکاتیان که هم استاد بیبدیل موسیقی بود و هم در رفاقت صاحب شیوه، خاطراتی بر دلهای ما نشانده که داستان شیدایی یک خرقه گرو نهاده در دیر دوروییهای زمانهی ماست.………………………………………… «از قائممقامی رهبری تا حصرخانگی»آیتالهحاجشیخحسینعلىمنتظرى، اندیشمند و متفکر بزرگ اسلامى بود که علیرغم نقش بنیادین در مهمترین حادثهی ایران در قرن حاضر، یعنى تأسیس جمهورىاسلامى، مورد بىمهرى مقامات این جمهورى قرارگرفت. وى به دستور برخی از شاگردان خویش به جرم نصیحت و خیرخواهى، بیش از پنج سال در منزل مسکونىاش زندانى بود و در سالهای اخیر بیشترین محدودیتها نسبت به او اعمال شد.………………………………………… «ایمان یا ارتداد مسئله این است»تغییر دین یا خروج از یک دین و گرویدن به دینی دیگر، موضوع تازهای نیست. از همان روزی که مسیحیت به کجفهمی برخی از یهودیانقدرتمدار مصلوب شد و حدود شش قرن پس از آن، زمانی که محمدابنعبدالله پیامآوری خویش را اعلام و به عنوان آخرین پیامآور اولوالعظم، دین اسلام را معرفی کرد، تغییر دین، موضوع تنازع و جنگ میان پیروان ادیان بوده است. «نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»فید مطالب مرتبط | انتشار مطلب TAGS: اردوان طاهری, رادیو کوچه, لینک های نوشتاری, کوچه مهتابی Click here to cancel reply. [...]