مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.
سید حسین جاودانی
تصویر متفاوت و تکان دهنده عیسا سحرخیز در هنگام اعزام به دادگاه که احتمالن از بیمبالاتی مامورین زندان منتشر شده، به گمانم بیش از هر کنش سیاسی دیگری در فضای سیاسی و به خصوص رسانهای تاثیرگذار بوده است. قدرت بیمانند این تصویر در نشان دادن استبداد خشن، کریه و شریر، بیمانند است و احتمالن باید این عکس را در زمره یادگارهای تاریخی و ماندگار این دوران محسوب کرد.ظاهرن این تنها عکسی است که از زندانیان سیاسی در دوران زندان به دست آمده و سوگمندانه همه آنچه را که از فشار و سختی زندان در ذهنها متبادر میشود، تایید میکند.
نگاه ویژه و معنادار سحرخیز به دوربین او را که قهرمانانه در مقابل فشارها مقاومت کرده متمایز میکند و تکیدگی قامت، وی را به مثابه نمادی برای دوران کنونی برجسته میسازد
اگر آن برش کوچک از تصویر سرباز مراقب او که اونیفرم سازمان زندانهای ایران را بر تن دارد نبود، میتوانستیم سحرخیز را زندانی سیاسی مثلن دهه ۳۰ شوروی استالین بدانیم و تصور کنیم که در چارچوب درب آهنی زندان مخوف لوبیانکا ایستاده و ماموران چکا (سازمان مخوف امنیتی بریا) او را تا حد مرگ کتک زده و به شنیعترین شیوههای ممکن شکنجه کردهاند.
البته شوربختانه ساعاتی پس از انتشار همین عکس فاش شد که سحرخیز در دادگاه از شکنجه شدید خود سخن گفته و عالیترین مقامات مملکت را در مقابل آن مسوول دانسته است. صاحب تصویر تکاندهنده این روزها البته در دستان خود مجموعهای کاغذ به هم فشرده دارد که میتوان حدس زد دفاعیات وی در برابر انواع اتهاماتی است که او را نشانه گرفتهاند و طرفه آنکه خود در سالیانی پیش سمتی در دستگاه مطبوعاتی دولت داشته است و به جای لایحه دفاعیه، پوشهای از مطبوعات را به همراه داشته است.
در دوران پس از انتخابات پرماجرای گذشته، در اهمیت منحصر به فرد تصاویر در انتقال مفاهیم سخن بسیار گفته شده و امروز و پس از انتشار این عکس، بار دیگر معجزه تصویر را نمایانتر میتوان احساس کرد.
تاریخ نظامهای استبدادی و توتالیتر در دوران معاصر از نزاع گسترده و معنادار آنان با انتقال تصویر غیر کنترل شده سرشار است.
بیهوده نیست که کره شمالی را کشور بیتصویر مینامند و حتا استفاده از موبایل در این کشور ممنوع است و توریستها در بدو ورود علاوه بر پاسپورت، باید تلفنهای خود را نیز تحویل دهند تا مبادا عکسی بر خلاف نظر حاکمان پیونگ یانگ منتشر شود.
شوروی کمونیستی و چین مائویی هم نشانههای روشنی از مقابله با تصویر داشتند و تحلیلگران یکی از علل سرکوب گسترده دانشجویان چینی را در میدان تیان آنمن در سال ۱۹۸۹، پوشش گسترده تجمع آنان در رسانههای جهانی میدانند.
در ایران هم که پیگرد عکاسان و خبرنگارانی که برنامههای جریانات منتقد را پوشش تصویری میدهند تقریبن عادی شده و حکم محکومیت بسیاری از آنان تنها به همین اتهام صادر شده است
گویی نحوست نهفته در ذات استبداد به گونهای است که تنها تصویر قدرت انتقال همه مفهوم آن را دارد و این البته از نگون بختی دیکتاتورهای معاصر است که لنز دوربینها، شرارتهای آنان را شکار و آشکار میکند؛ اتفاقی که همتایان گذشته آنان، آسوده از آن بودند.
به گمانم دوربینهای که به جنگ تمامیت خواهی رفتهاند از این فرصت بهرهمند شدهاند که علاوه بر صورت، سیرت آن را به نمایش گذارند و این احتمالن ظرفیت جدیدی است که کشف شده است.
میتوان در رخسار رنگ پریده، تکیده و نحیف، اما مقاوم سحرخیز، سیرت بدسگال استبدادی را به تماشا نشست که او را اینچنین به بند کشیده است.
«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

پنجشنبه ۱۸ شهریوماه ۱۳۸۹ – ۹ سپتامبر ۲۰۱۰
شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران
گزیده اخبار مطبوعات پنجشنبه ایران
میکروفن – «پاپ اسمیر چیست» - شکوفه
دایرهی شکسته – «صحرای محشر موزیک راک» – مهشب تاجیک
روزنگاشت – «شیر درهی پنجشیر» - محبوبه
رادیو لیچار – «من هم زن دارم هم دوست دختر» – (قست۸۵) – فرورتیش
پسنشینی تند – «سرود رفتن» – اکبر ترشیزاد
به مناسبت سالمرگ کلنل علینقی وزیری – «نیمای موسیقی ایران» – شهنوا
محمدرضا / رادیوکوچه
mohamadreza@koochehmail.com
به نقل از سایت جهانورزش [...]