Saturday, 18 July 2015
20 September 2020

«آسیب‌شناسی جشن‌واره نقش بهشت»

2009 September 17

سید مجتبا خاتمی در وبلاگ خود من و عکس چنین می‌نویسد: «اگر اهل شرکت در مسابقه و جشنوارههای عکس هستید و در روزهای اخیر ترددی به مراکز مرتبط با عکاسی داشتهاید بهگمانم پوستر مربوط به فراخوان جشنوارهی نقش بهشت را دیدهاید. همچنین سایتهایی مثل چیلیک و پرو پیکنت نیز متن فراخوان آنرا منتشر نمودهاند؛ حتی روزنامهی شهرآرا هم خبرش را چاپ کرد.

آنچه از ظاهر امر پیدااست، این جشنواره همآن است که سال پیش با نام «پرده دوم» برگزار شد و اکنون دومیناش، با تغییر نام و افزوده شدن بخش نقاشی بهآن، در حال آنجام است.
پارهای مسایل که در پی برگزاری جشنوارهی پردهی دوم بهوقوع پیوست و اکنون نیز در جریان فراخوان و برگزاری جشنوارهی نقش بهشت مشهود است، مرا برآن داشت تا نظرات شخصیام را یادداشت کنم.
لازم بهذکر است که این نوشته بههیچوجه در پی تخطئهی اشخاص نیست، بلکه اشاره به معضلات و مشکلات پیرامون این جشنواره (و البته جشنوارههای مشابه) و ساز و کار ارگآنیک آنها دارد، که موضوعات مهمی هم هست و متاسفانه خیلی اوقات همهی ما بهسادگی و با سکوت از کنار آن میگذریم.
20090917-weblog-koocheh
مطالبات عکاسان
گرچه من خودم در مسابقهی پردهی دوم شرکت نکردم اما چون در جریان برگزاری آن بودم و هماکنون با تعدادی از دوستانی که در آن شرکت کرده بودند، پیرامون آن همصحبت شدهام و سخنانی را نیز بهنقل از طرف مقابل شنیدهام، با کمال تاسف اینرا بیان میکنم که تعهدات مالی آن جشنواره به عکاسان محترم پرداخت نشده است.
اینکه کسی بگوید، مطالبات مزبور، مبالغ ناچیزی است و یا هنرمند نباید کاسبمابانه برخورد کند (متاسفانه این سخنان را شنیدهام) اصلا توجیه منطقیای نیست و نوعی فرافکنی و فرار بهجلو است. طلب هرچهقدر که باشد طلب است و بدهکار، «مدیون» و مکلف به ادای دین. چهگونه ما میتوآنیم نام ارگآنی اسلامی را بر خود داشته باشیم و ذیل نظام جمهوری اسلامی عمل کنیم، اما بهاین مهم، اینگونه بیتوجه و بیپروا باشیم؟ چیزی که در ممالک گبر هم به آن بیتوجهی نمیشود!
از سوی دیگر تیم برگزار کنندهی امسال هم نمیتوآند با این توجیه که برگزارکنندهی پارسالی افراد دیگری بودهاند، شآنهی خود را از زیر بار مسوولیت خالی کند؛ بههرحال این تداوم همآن جشنواره است و وقتی اعتماد هنرمندآن سلب شده باشد، نمیشود که آن ها را زور کرد؛ آن وقت که آمار شرکتکنندگآن پایین بیاید، اثر عمل آن تیم بر سرنوشت کار این تیم نیز مستولی خواهد گشت.
و بدتر از همه این است که کارگزاران جشنواره گناه را به گردن کسی بیاندازند که هیچ نقش رسمیای در آن جشنواره نداشته و احیانا بگویند ما سند داریم که پول را به ایشان دادهایم و او طلب عکاسان را نمیدهد! خب اصلا چرا پول را بهایشآن دادهآند؟ مگر عکاسآن عکسهایشآن را تحویل این فرد داده بودند؟!
بر کمتر کسی پوشیده است که متاسفآنه در چند سال اخیر، این روال معمول بسیاری از جشنوارهها شده است که دیون خود به عکاسآن را پرداخت نمیکنند.

پروپاگاندای مدیرآن
عکاسآن پیگیر جشنوارهها، کاملا با امار و ارقام و صفات اینگونه مسابقات اشنایند و میدآنند صفت «جشنوارهی ملی» به چهگونه مسابقهای اطلاق میشود. کسآنی که در سال گذشته دریافت کنندهی CD اثار پذیرفته شدهی پردهی دوم بودند، احتمالا بهیاد دارند که در آن، صفت «ملی» برای این مسابقه ذکر شده بود؛ مسابقهای که غیر از عکاسان مشهدی، فقط یکی از عزیزان اهل قوچان اثر پذیرفته شده در آن داشت! (جالب اینکه این صفت، در هیچکدام از اخبار بهکار نرفت و فقط در CDای که منتشر شد و البته بهعنوالن کارنامه در اختیار مقامات مافوق و صاحبمنصبان قرار میگیرد، ادعا شده بود)
با این اوصاف بهنظر میرسد گویا برپایی برخی از این جشنوارهها بیشتر بهکار اماردهی و ارتقاء بیلان کار پارهای از مدیران میآید تا فعالیتی در جهت جریانسازی فرهنگی! این ذهنیت وقتی تقویت میشود که یک خبرگزاری، بهنقل از یک مدیر، بهفاصلهی 18 روز، خبری را با دو آمار عکس رسیده منتشر سازد، در اولی 600 عکس و در دومی 460 عکس (که البته هماین میزان هم محل سوال و خدشه بود وقتی لیست اسامی شرکتکنندگان که گفته میشد 60 نفر هستند در جایی منتشر نشد)، یا اینکه هماین مدیر در جایی ، از «استقبال گستردهی هنرمندان» تشکر میکند! (این چهجور جشنوارهی ملی با استقبال گسترده است، که شرکتکنندگان در آن حتی از تعداد شرکتکنندگان در یک جشنوارهی داخلی یک تشکل عکاسی – کانون عکس مشهد – کمترند؟)

کار را باید به کاردان سپرد
تصور نمیکنم نیاز به ارایهی دلیل برای بیان این امر محتوم باشد که وقتی قرار است جشنوارهای هنری برگزار شود، لازم است دبیر و تیم برگزارکنندهی آن، از اهالی همان هنر و افرادی کاربلد و مدیر باشند تا شاهد برگزاری هرچه حرفهایتر آن جشنواره باشیم، که البته بدیهی است این امر به جلب اعتماد هنرمندآن نیز خواهد آنجامید.
نکته اینجا است که در حالی برگزاری یک مسابقهی عکس به فرد و مجموعهای غیرمرتبط با عکاسی سپرده میشود که ما در مشهد تشکلهای عکاسیای را داریم که اتفاقا افراد باتجربهای در زمینهی برگزاری جشنوارهها، بر آن مدیریت میکنند مآنند آنجمن عکاسآن خراسآن رضوی، کانون عکس مشهد (وابسته به آنجمن سینمای جوان)، پاتوق عکاسان مشهد (وابسته به دفتر عکس حوزهی هنری)، خانهی عکس مشهد (نشست تخصصی عکس) و … و حتی اگر بنااست کار به بخش خصوصی سپرده شود، بازهم هستند از این دست کسانی که واگذار کردن کار بهآنان، نتیجهی بسیار بهتری را حاصل خواهد کرد همچون تیم آقای کیارنگ علایی و یا آقای اسحاق ریگی و یا موسسهای همچون آگاه فیلم.
حال اینکه چه اصراری است که کار به افرادی سپرده شود که دارای کمترین اطلاع از فضای حاکم بر جریان عکاسی کشور هستند؟ و از همهجا موسسات اگهی تبلیغاتی؟! سوالی است که باید مدیران سازمان برگزارکنندهی این جشنواره بهآن پاسخ دهند (البته اگر دلشان بخواهد)

جایزه یا … ؟
چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بپسندیمو چه نپسندیم، چه خوب باشد یا بد، یکی از عوامل انگیزشی در حضور افراد در جشنوارهها، میزآن جوایز و حقالتصویر منظور شده در آن است!
آنگونه که در صفحهی جوایز سایت این جشنواره معین گردیده، این مسابقه برای مقامهای اول تا سوم، بهترتیب یک، نیم و ربع سکهی بهار ازادی را بهعنوان جایزه در نظر گرفته است.
همینجا لازم است بهاین نکته اشاره شود که اگر متولیان مسابقهی اخیر، با این میزان جایزه، تصور «استقبال گسترده!» را دارند، بایستی حتما در محاسباتشآن تجدیدنظر کنند تا مبادا در پایان کار مجبور به ارایهی امارهای متناقض و پیچاندن موضوع شوند.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|