Saturday, 18 July 2015
25 November 2020
گروه‌های محروم در ایران،

«تاریخچه محرومیت از تحصیل»

2010 August 05

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.

صفورا الیاسی

آنچه که محرومیت از تحصیل نامیده می‌شود، سابقه‌ی طولانی در جهان دارد. آن‌چنان که می‌توان از برتراند راسل فیلسوف، منطق‌دان، ریاضی‌دان، مورخ، صلح طلب و منتقد اجتماعی بریتانیایی نام برد که در طول جنگ جهانی اول به دلیل مبارزات ضد جنگ از دانشگاه اخراج و زندانی شد.

در اولین بیانیه‌های جمهوری شوراها و قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی مصوبه ۱۹۳۶ سلسله‌ای از حقوق اجتماعی بنیادین مانند حق کار و حق آموزش و فرهنگ برای مردان و زنان به مساوات تضمین شد. شاید این اولین گام در راه مبارزه با تبعیض در حق تحصیل می‌باشد.

اولین اعلامیه حقوق بشر جهانی در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ حق تحصیل را برای همه انسان فارغ از نژاد، رنگ، عقیده، مذهب و جنسیت برابر می‌داند.

هر کس حق تحصیل دارد. تحصیل دست کم در مقطع ابتدایی و پایه، باید رایگان باشد. تحصیل ابتدایی باید اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه‌ای باید در دست‌رس عموم قرار گیرد و آموزش عالی باید بر اساس استحقاق، به یکسان در دست‌رس همه باشد» (بند ۱ ماده‌ی ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر(

محرومان از تحصیل در ایران را می‌توان به سه گروه تقسیم کرد:

۱- افرادی که در آستانه‌ی ورود به دانشگاه از حق تحصیل محروم می‌شوند. (مانند بهایی‌ها(

– 2 دانشجویانی که در حین تحصیل با گرفتن احکام تعلیق به طور موقت از تحصیل محروم می‌شوند یا از دانشگاه اخراج می‌شوند. (حداکثر ۵ سال محرومیت از دانشگاه(

۳- دانشجویانی که از ادامه تحصیلی در مقاطع بالاتر (کارشناسی به کارشناسی ارشد، کارشناسی ارشد به دکترا) از تحصیل محروم می‌شوند. (دانشجویان ستاره‌دار)

گروه اول عمدتن شامل دانشجویان اقلیت مذهبی می‌شود که اکنون طیف گسترده‌ای از این گروه را افراد با اقلیت مذهبی بهایی تشکیل می‌دهند.

عدم ارایه کارنامه به علت موهوم نقص پرونده، عدم اعلام قبولی و حذف داوطلبانی حتا با رتبه‌های یک و دو رقمی، قبولی گزینشی چند نفر معدود از میان صدها نفر و مردود اعلام نمودن بی‌دلیل بقیه، همگی از موانعی بوده که این شهروندان با آن روبرو بوده‌اند

پس از انقلاب اسلامی ایران در کنار انواع محرومیت و فشار بر جامعه بهایی ایران، محرومیت از تحصیلات عالی و فشار بر دانشگاهیان بهایی، مقارن با انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹ آغاز گردید. این محرومیت شامل اخراج کارمندان و استادانی که پیرو آئین بهایی بودند، و هم‌چنین اخراج کلیه دانشجویان بهایی وجلوگیری از ورود به دانشگاه در سال‌های بعد می‌شود.

از سال ۱۳۵۸ تا شروع انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹ به تدریج کلیه استادانی که هنوز مشغول خدمت بودند، با حکم اخراج از دانشگاه مواجه شدند و تاکنون علی‌رغم پی‌گیری آنان در سطوح ملی و بین المللی، تغییری در وضعیت آنان رخ نداده است.

از سال ۱۳۵۹ دانشگاه‌های ایران به مدت ۳ سال به مناسبت انقلاب فرهنگی تعطیل بود وپس از بازگشایی دانشگاه‌ها در سال ۶۱ و درزمان ثبت نام مجدد در تیرماه ۱۳۶۲، دانشجویان بهایی دانشگاه ها، نام خود را در فهرست محرومین از تحصیل بر تابلوهای اعلانات مشاهده کردند.

در طی سال‌های ۶۲ تا ۶۷ علی‌رغم پیگیری این دانشجویان و مراجعه به مراجع گوناگون قانونی و انعکاس وضعیت آنان در رسانه‌ها و مجامع بین‌المللی، و با وجودی که تعداد بسیاری از دانشجویانی که به اتهام گرایش‌های سیاسی اخراج شده بودند، به تدریج به دانشگاه بازگشتند، هیچ یک از دانشجویان بهایی امکان بازگشت به دانشگاه را نیافتند چرا که شرط این بازگشت، اعلام عدم اعتقاد به آیین بهایی عنوان شده بود، در حالی‌که بهاییان، اساسن کتمان عقیده را مجاز نمی‌دانند.

در ۱۵ سال بعد تا سال ۱۳۸۳، هیچ تغییری در وضعیت دانشجویان اخراجی و ده‌ها هزار جوان بهایی که هر سال به سن تحصیلات عالی می‌رسیدند و خود را محروم می‌یافتند، حاصل نشد و کم کم نسلی از ایرانیان محروم از تحصیل، در پشت درهای دانشگاه‌های ایران شکل گرفت. تا سال ۱۳۸۳ در برگه‌ی ثبت نام کنکور گزینه‌ای به‌نام مذهب وجود داشت که در آن مذهب بهایت را به رسمیت نشناخته و شهروندان بهایی به علت نبودن دینشان در لیست ادیان از حضور در کنکور محروم می‌ماندند.

در بین سال‌های ۸۳ تا اکنون سال گذشته، پیگیری جامعه بهایی ایران برای احقاق حق تحصیل دانشجویان و شهروندان بهایی، با فرازو نشیب‌هایی ادامه داشته است.

در سال ۱۳۸۳ نهایتن با حذف «پرسش از مذهب داوطلب در فرم ثبت نام کنکور»، امکان ثبت‌نام در کنکور سراسری برای شهروندان بهایی فراهم شد و نزدیک به ۱۰۰۰ نفر از بهاییان، اکثرن بدون آمادگی کافی در کنکور این سال شرکت نمودند و در واقع فقط از حق ثبت‌نام در کنکور سراسری (و نه دانشگاه آزاد) برخوردار شدند. اما صرف نظر از پله اول، در سایر پله‌ها هر سال تا کنون مواجه با مانعی جدید بوده‌اند. عدم ارایه کارنامه به علت موهوم نقص پرونده، عدم اعلام قبولی و حذف داوطلبانی حتا با رتبه‌های یک و دو رقمی، قبولی گزینشی چند نفر معدود از میان صدها نفر و مردود اعلام نمودن بی‌دلیل بقیه، همگی از موانعی بوده که این شهروندان با آن روبرو بوده‌اند.

صرفن در سال ۱۳۸۵، در حدود ۲۰۰ نفر از آنان در دانشگاه‌ها پذیرفته شدند که بسیاری از آنان نیز طی روندی دایم، در حال اخراج از دانشگاه ها هستند. در این میان دانشجویانی بهایی وجود دارند که یک بار در سال ۱۳۶۲ و بار دیگر درزمان حاضر از دانشگاه اخراج شده‌اند و برای احقاق حق خود، مجددن در کنکور ثبت‌نام می‌کنند. شرکت در کنکور و عدم راه‌یابی به دانشگاه به دلایلی غیراز صلاحیت علمی، و یا اخراج بعد از قبولی به‌دلیل اعتقاد مذهبی، مجموعن وضعیت جدید و ناامنی را به‌وجود آورده که آن دسته از جوانان و شهروندان ایرانی که پیرو آئین بهایی هستند در این سال‌ها تجربه می‌کنند.

گروه دوم را اغلب فعالین دانشجویی تشکیل می‌دهند که به‌عنوان فعالیت دانشجویی و با نام اغتشاشات دانشجویی بین یک تا چهار ترم متوالی می‌توانند از تحصیل محروم بشوند.

در قسمت تنبیهات بند ب آورده شده 1 :

تنبیهاتی که‌ فقط‌ با حکم‌ کمیته‌ مرکزی‌ انضباطی‌ در مورد دانشجو می‌تواند اعمال‌ شود.

• منع‌ موقت‌ از تحصیل‌ حداکثر تا ۴ نیمسال‌ «با احتساب‌ مدت‌ آن‌ به‌عنوان‌ سنوات‌ تحصیلی‌ یا بدون‌ احتساب‌ آن‌ در سنوات‌«

• تغییر محل‌ تحصیل‌ دانشجو « انتقال‌ اجباری‌ به‌ دانشگاه‌های‌ دیگر»

• محرومیت‌ از تحصیل‌ در کلیه‌ دانشگاه‌های‌ کشور «تا ۵ سال»

که در سال‌های اخیر محرومیت برای ۶ ترم هم برای دانشجویانی مثل علیرضا داوودی هم داده شده است

مشکل زمانی شکل جدی‌تر پیدا می‌کند، که با این‌که قوانین انضباطی دانشجو را موظف می‌کند که برای هرگونه فعالیت در زمان تحصیل به دانشگاه پاسخ‌گو باشد، در زمان توبیخ یا تنبیهات دولتی از دانشجو دفاع نمی‌کند و قوانینی را می‌گذارد که بیش‌تر به دانشجو آسیب وارد می‌کند.

تبصره‌ی سوم همین بند می گوید: هرگاه‌ دانشجویی‌ در خارج‌ از محوطه‌ دانشگاه‌ مرتکب‌ خلافی‌ شود که‌ بنابر قوانین‌ کشور مستوجب‌ کیفر باشد، پس‌ از اعمال‌ مجازات‌ توسط‌ مقامات‌ و مراجع‌ قضایی‌ سابقه‌ کیفری‌ در پرونده‌ دانشجویی‌ وی‌ ضبط‌ خواهد شد و در این‌ موارد حکم‌ مراجع‌ ذیصلاح‌ در مورد صلاحیت ‌ادامه‌ تحصیل‌ دانشجو برای‌ کمیته‌ انضباطی ‌لازم‌‌الاتباع‌ خواهد بود.

این بدین معنا است که اگر دانشجویی مثلن با توجه به جریانات اخیر دستگیر شود، کمیته‌ی انضباطی نیز می‌تواند با توجه به حکم وارده برای او حکمی صادر کند و با توجه به این‌که دانشجو در زمان داده شدن حکم در دانشگاه حضور ندارد، نمی‌تواند به حکم وارده اعتراض کند.

پس از انتخابات ۲۲ خرداد سال گذشته، فعالان کمپین یک میلیون امضا و دانشجویان فعال در ستادهای انتخاباتی کروبی و موسوی نیز به این محرومان از تحصیل پیوستند

و یا حتا اگر کمیته‌ی انضباطی تشکیل نشود، با توجه به زندانی بودن دانشجو و عدم توانایی ثبت نام در دانشگاه، منصرف از تحصیل تلقی می‌شود.

عدم مراجعه (ماده ۳۵): چنانچه دانشجوی مجاز به تحصیل در موعد مقرر برای انتخاب واحد (ثبت‌نام) مراجعه نکند و از مرخصی تحصیلی (با موافقت دانشکده) نیز استفاده ننماید، منصرف از تحصیل محسوب شده و حکم مربوط برای وی صادر می‌گردد.

و حتا اگر دانشجو تقاضای مرخصی کند، این مرخصی بیش از دو ترم نمی‌تواند باشد و در سنوات دانشجویی نیز محسوب می‌شود. در جریانات اخیر دانشجویانی که حکم‌های دو یا سه سال دریافت می کنند عملن از تحصیل نیز محروم می‌شوند.

طول دوره و محدودیت آن(ماده ۱۳) : چنانچه سنوات تحصیلی دانشجو به اتمام برسد از ادامه تحصیل محروم می‌شود.

مرخصـی‌ تحصیلی (ماده ۳۵): دانشجو بدلیل مشکلات خانوادگی و غیره به شرط ارایه درخواست و تکمیل فرم مربوط در موعد تعیین شده ( از دو هفته قبل از ثبت‌نام تا زمان حذف و اضافه) می‌تواند از مرخصی تحصیلی با موافقت دانشکده استفاده کند.

در واقع بعد از انتخابات ما با محرومیت بی‌سابقه‌ای مواجه شدیم. در جایی که دولت نمی‌توانست مانع از تجمعات دانشجویی شود، کمیته‌ی انضباطی وارد جرایانات دانشجویی شده و حکم‌های سنگین و بی سابقه‌ای را صادر می‌کند.

در واقع کمیته‌ی انضباطی هم‌راه دولت، دست به دست هم می‌دهند تا دانشگاه را با دادن احکامی که از هر سو تشدید می‌شود تصفیه کنند.

گروه سوم شامل دانشجویانی است که تحت نام ستاره دار شناخته می‌شوند.

موضوع دانشجویان ستاره‌دار از سال ۸۵ و پس از کنکور کارشناسی ارشد سال ۸۴ آغاز شد. در سال ۸۵ جمعی از دانشجویان قبول شده کارشناسی ارشد، به اصطلاح ستاره‌دار شدند. بدین معنا که علی رغم کسب نمره علمی قابل قبول از تحصیل در مقاطع عالی تحصیلی محروم می‌گردند. این ستاره‌ها که بعدن دانشجویان محروم از تحصیل با آن‌ها نام‌گذاری شدند علامت‌های ستاره‌ای بودند که در کنار نام برخی از دانشجویان قبول شده در آزمون کارشناسی ارشد قرار داشت. دانشجویان ستاره‌دار از یک تا ۳ ستاره داشتند. در آن سال بسیاری از دانشجویان یک و دو ستاره با دادن تعهد کتبی به حراست وزرات علوم یا دانشگاه‌های مربوطه، مبنی بر عدم فعالیت سیاسی در دوره کارشناسی ارشد، جواز ورود به دانشگاه را یافتند اما بنا به اطلاعاتی که دفتر تحکیم وحدت جمع‌آوری کرده بود، ۱۷ دانشجوی سه ستاره هرگز امکان ادامه تحصیل نیافتند.

در سال ۸۶ آمار دانشجویانی که به این ترتیب از تحصیل محروم شدند چند برابر شد. با این تفاوت که وزارت علوم برای در امان ماندن از انتقادات به این دانشجویان کارنامه نداد تا ایشان نتوانند که ادعا کنند در کنکور پذیرفته شده‌اند. در همان زمان بیش از ۳۰ تن از این دانشجویان از وزارت علوم در دیوان عدالت اداری شکایت کردند. دیوان عدالت اداری نیز پس از ماه‌ها یکایک شکایت‌ها را رد کرد. نکته قابل توجه این که دیوان در احکامی که در این پرونده‌ها صادر کرده به روشنی به مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و استعلام از دستگاه‌های مربوطه درباره صلاحیت‌های این دانشجویان اشاره کرده است و به این ترتیب شکی نیست که صلاحیت‌های علمی این دانشجویان هرگز ملاک داوری نبوده است.

این روند در سال ۸۷ هم ادامه داشت و باز هم تعداد دانشجویان ستاره‌دار بیش‌تر شد. در این سال هم تعداد زیادی از دانشجویان بدون کارنامه به دیوان عدالت اداری شکایت بردند اما هیچ یک نتیجه‌ای نگرفتند.

پس از انتخابات ۲۲ خرداد سال گذشته، فعالان کمپین یک میلیون امضا و دانشجویان فعال در ستادهای انتخاباتی کروبی و موسوی نیز به این محرومان از تحصیل پیوستند. دانشجویان محروم از تحصیل امسال خود تعداد ستاره‌داران جدید را بسیار بیش‌تر از سال‌های گذشته تخمین می‌زنند.

روند ستاره‌دار کردن دانشجویان کارشناسی ارشد از سال ۸۵ تا ۸۸، تا به امروز سه شکل گوناگون به خود گرفته است:

۱- در سال ۸۵ فعالان دانشجویی قبول شده در دانشگاه‌های مورد نظر، پس از مراجعه برای ثبت‌نام، با ستاره‌هایی در فرم ثبت‌نام مواجه شدند. یک و دو ستاره‌ای‌ها با دادن تعهد می توانستند به تحصیلات خود ادامه دهند، اما سه ستاره‌ای‌ها به طور کل از ادامه تحصیلات عالی باز ماندند.

۲- سال ۸۶ و ۸۷ با دانشجویان به گونه‌ای دیگر برخورد شد. فعالان دانشجویی که حائز رتبه‌های قابل قبولی شده بودند، به‌طور کلی از دریافت کارنامه علمی در مرحله اول نتایج کنکور محروم شدند و حتا اجازه انتخاب رشته هم نیافتند. در اینترنت به اطلاع این افراد رسانده بودند که برای پیگیری کار خود باید به سازمان سنجش مراجعه کنند. این سیاست دولت به منظور از میان بردن هرگونه مدرکی مبنی بر تبعیض و نقض آشکار حقوق بشر، انجام پذیرفت .

۳- سال ۸۸، با توجه به هم‌زمانی دریافت کارنامه اولیه با تبلیغات انتخاباتی، تمام دانشجویان موفق به دریافت کارنامه و انتخاب رشته شدند، اما پس از انتخابات عده‌ای از دانشجویان که برای مشاهده نتایج نهایی، مراجعه نمودند، با گزینه «مردود علمی» مواجه شدند. خبری از ستاره روی فرم‌های ثبت‌نام نبود بلکه ستاره‌ها این بار به شکل «مردود علمی» خود را آشکار کرده بودند.

این در حالیست که بر اساس قانون، در کنکور کارشناسی ارشد، هیچ‌گونه مرحله مصاحبه یا گزینش وجود ندارد و پذیرش و رتبه بندی فقط بر اساس نمره علمی و معدل دوره کارشناسی ارشد محاسبه می‌شود.

اما آن‌چه بیش از همه موجب شگفتی ست، پنهان نمودن و حاشا کردن دانشجویان ستاره‌دار توسط مسوولین دولت است. مسوولان وزارت خانه علوم عنوان می‌کنند که «ما دانشجویی که در کارنامه یا فرم پذیرش دانشگاهش ستاره درج شود، نداریم.»

دانشجویان ستاره‌دار به هر مرکزی که مراجعه می‌کنند از اخذ جواب باز می‌مانند. سازمان سنجش و وزارت علوم علت ممنوعیت را دستور وزارت اطلاعات قلم‌داد می کنند وزارت اطلاعات هم عنوان می‌کند که طرف حساب دانشجو نیستیم و وزارت علوم باید جوابگو باشد.

و این دانشجو است که هر روز باید در راه‌روهای این وزارت‌خانه و آن سازمان، این سو و آن سو بدود تا حق اولیه‌اش را طلب نماید.

شاید در انتها لازم باید که به اسامی دانشجویان محروم از تحصیل که در زندان هستند و یا با قید وثیقه خارج از زندان به سر می‌برند اشاره‌ای شود.

اعضای شورای دفاع از حق تحصیل (که خود از دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیلند) که در زندان به سر می‌برند:

سید ضیاالدین نبوی ۱۰ سال حبس + تبعید به ایذه (دانشجوی بدون کارنامه سال ۸۷)

مجید دری ۶ سال حبس + تبعید به ایذه (دانشجوی تعلیقی دانشگاه علامه طباطبایی)

مهدیه گلرو ۲ سال حبس بدون اجازه‌ی مرخصی (دانشجوی تعلیقی دانشگاه علامه)

شیوا نظرآهاری بازداشت بدون تشکیل دادگاه (محروم از تحصیل دانشگاه آزاد)

از گروه اول (جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، کمیته‌ی حق تحصیل سابق)

نوید خانجانی وثیقه ۱۰۰ میلیون تومان

درسا سبحانی وثیقه ۵۰ میلیون تومان

ایقان شهیدی وثیقه ۵۰ میلیون تومان

سما نورانی وثیقه ۳۰ میلیون تومان

سارا محبوبی وثیقه ۳۰ میلیون تومان

از گروه سوم

مهسا جزینی وثیقه ۱۰۰ میلیون تومان

سمیه رشیدی قرار کفالت

سعید جلالی‌فر وثیقه ۱۰۰ میلیون تومان

علی‌رضا خوشبخت وثیقه ۵۰ میلیون تومان

زهرا توحیدی وثیقه ۵۰ میلیون تومان

حسام سلامت وثیقه ۱۰۰ میلیون تومان ۳ سال حبس تعزیری

پیمان عارف وثیقه ۱۰۰ میلیون تومان

علی قلی‌زاده وثیقه ۱۰۰ میلیون تومان

صفورا الیاسی عضو شورای دفاع از حق تحصیل

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۱ Comment


  1. aref dehghan
    1

    salam.khaste nabashid. mikhastam bedunam nevisandeye in asar che kasie? mamnoon misham