Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
مروری بر حوادث گذشته،

«فاشیسم یا انقلاب؟ مسئله این است»

2010 August 08

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.

احمد فارسی

به خبری که دیروز در سایت «کلمه» قرار گرفته و بسیاری از سایت‌های لیبرال و حامیان امپریالیست شان انعکاس دادند دقت کنید: «میرحسین موسوی، نخست وزیر سابق ایران، در دیدار با جمعی از ایثارگران گفته است که نظام جمهوری اسلامی، در شرایط بحران کنونی دو راه کاملن متضاد پیش روی دارد. وی از این دو راه با عناوین «روی‌کرد اقتدارگرایانه» و «راه مردم» یاد کرده است. بنا بر گفته‌های میرحسین موسوی در «راه اقتدارگرایانه» از دین به عنوان ابزار و از زندان، سرکوب و تعطیلی قانون اساسی بهره‌برداری می‌شود و در «راه مردم» زندانیان سیاسی آزاد می‌شوند و حق انتخابات آزاد، رقابتی و غیر گزینشی نیز به رسمیت شناخته می‌شود. این کاندیدای اصلاح طلب در انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری، هم‌چنین گفته است که آن‌چه در کهریزک، زندان‌ها و کوی دانشگاه رخ داده، نتیجه اندیشه دبیر شورای نگهبان است. موسوی افزوده به خوبی در چنین نگاهی سبعیت و زشتی همه گرایش‌های اقتدارگرایانه و فرعونیت را می‌توان دید.»

این تحلیل آقای موسوی تا چه اندازه می‌تواند صحت داشته باشد؟

از یک‌طرف می‌بینیم که جناح حاکم امنیتی – نظامی بر تمامی فضا و زوایای حکومتی مسلط گشته و یک تنه با تمامی جناح‌های طبقه و هیت حاکمه درگیر شده و حاضر نیست حتا با راست‌ترین بخش اصول‌گرایان نیز کنار بیاید.  این جناح، در احزاب دیگر بورژواها را، از لیبرال اصلاح‌طلب گرفته تا اصولگرا، تخته کرده و دم از جامعه «تک حزبی» می‌زند. از تصمیمات و قوانین مصوبه در مجلس و شورای نگهبان پیروی نکرده و فقط آیین‌نامه‌های مصوبه درون دولت را اجرا می‌کند. قانون اساسی نیمه تعطیل را در تمامیتش به مرخصی فرستاده و با قهر عریان در مقابل طبقه کارگر و دیگر اقشار بورژوا و جناح‌های طبقه حاکمه ایستاده است. آن‌چنان غره گشته که حتا در مقابل این‌که صدها میلیارد دلار درآمدهای نفتی واریز شده به حساب «ذخیره ارزی» چه کرده است؟ به بهانه «سری بودن» فعالیت‌های این حساب، حتا در مقابل بیت رهبری هم خود را پاسخگو نمی‌داند.  بعبارت ساده‌تر و بقول خودشان، آن‌چنان محو قدرت گشته است که هیچ خدایی را بنده نیست.  اما چنین موقعیتی برای فاشیست خواندن این جناح کافی نیست.

زمانی یک جناح از هیت حاکمه را فاشیست می‌خوانیم که علاوه بر بدست گرفتن انحصار قدرت سیاسی، انحصار امکانات اقتصادی یک کشور را نیز در دست گرفته باشد. خوب، ببینیم که این جنبه از قدرت اجتماعی را تا چه اندازه صاحب گشته‌اند؟  به صدقه سر «میهن پرستی» حضرت محمد مصدق، امام ناسیونالیسم بورژوازی، مالکیت نفت و درآمدهای آن، تمامن دولتی گشته و همان‌طور که سوار بودن بر چنین خر مرادی، شاه را از تایید مردم ایران بی نیاز ساخته بود، این گردن کلفت‌های قداره بند را نیز به شاهی و سلطنت نشانده است. زیر لوای عمران مملکت، بودجه عمرانی را هر سال به جیب خود سرازیر می‌کنند و به‌غیر از چند طرح روی کاغذ و پروژه‌های نیمه تمام، شاهد عمرانی از ایشان نبوده‌ایم. اثبات مدعای ما همین کمبود و قطعی‌های مکرر آب و برق، ویران شدن کشاورزی، نیمه تمام بودن سدها و پالایشگاه ها و تصفیه خانه‌ها و غیرو می‌باشد. خنده‌دار آنکه، بعد از سال‌ها صحبت از این پروژه‌ها، هنوز کلنگ شان را نزده، قول تغییر کاربری آن را به مردم داده و به‌عنوان ابزاری برای تهدید رقبایشان در جامعه سرمایه‌داری جهانی استفاده می‌کنند. آیا شما اعلان وزیر نفت در مورد تغییر کاربری «پروژه‌های پتروشیمی» به تولید بنزین را شنیدید؟

البته با استفاده از همین پول‌های زبان بسته و زیر لوای اجرای اصل 44 قانون اساسی که شامل «خودی سازی» مالکیت های دولتی می شود، تمامی معاملات کلان و سودآور در بورس و از صنایع تولیدی کوچک و بزرگ، از مخابرات و ماشین سازی گرفته تا واردات و صادرات کالاهای مصرفی و قاچاق کالا و مواد مخدر و فروش برده را بزیر بلیط خود برده‌اند. بیهوده نیست که صدای هاشمی و ناطق و کروبی و خاتمی و موسوی و بازمانده‌های خمینی و حتی خرده فروشان بازاری هم در آمده است! این پاپتی‌های گرسنه که دیر آمده و زود می خواهند بروند، آن‌چنان به سفره حمله برده و می برند که حتا خورده نانی هم برای بقال سر کوچه نمی‌گذارند، چه رسد به کبابی برای «خان‌های» گذشته!

بنظر می‌آید که هر چه جلوتر می‌رویم به صحت گفته‌های موسوی نزدیک‌تر می‌شویم. اما گول ظاهر و «نظر» را نخورید. چرا که، آقای موسوی چنین شرایط حی و حاضری را به شکل پیش‌بینی آینده و حق انتخاب هیت حاکمه طرح کرده است.  درصورتیکه جناح امنیتی – نظامی، هم اکنون راه فاشیسم (اقتدارگرایی) را برگزیده و با تمام نیرو در تلاش استقرار آن می‌باشند. اما آقای موسوی نباید زیاد نگران باشند.  چرا که فاشیسم دوران حاکمیت خودشان در زیر عبای خمینی، در شرایط کنونی، قابل بازسازی نیست.

در دوران دهه 60، تمامی شرایطی را که در بالا توضیح دادیم مهیا بود. اما، با قدری تفاوت! و آن‌هم توهم توده‌ها نسبت به حسن نیت خمینی و بوکالت از او، شما و مفتخوران دیگر بود.

تمامی جناح‌های سرمایه‌داری دارای خصلتی انحصاری و در نتیجه فاشیستی هستند. آن‌ها همواره در رقابت برای تسخیر بازار رقیب و شریک‌شان می‌کوشند. تب انباشت سرمایه و انحصار قدرت جانشان را می‌سوزاند و تا زمانی‌که به آن دست نیابند از هیچ کار انسانی و حیوانی (برایشان فرقی ندارد) دریغ نمی کنند تا بدستش آورند. تنها چیزی که جلویشان را می‌گیرد این واقعیت است که با تنگ‌تر کردن حلقه خودی‌ها، در مقابل دیگر اصحاب ثروت و قدرت، ضربه پذیرتر می‌شوند. مگر آن‌که، هم‌چون سال‌های دهه 60، اقدامات فاشیستی خود را از طریق توده هایِ فریب خورده به اجرا در بیاورند.  ممکن است که جامعه کنونی ایران جوان باشد و آن دوران را در خاطر نداشته باشد، اما، ما مسن‌ترها به یاد داریم که عنوان «سربازان گمنام امام زمان»، در دوران جولان شما، به مردم گمنامی گفته می شد که خبر کارهای همسایه و فامیل و حتا خانواده خود را بگوش قداره بندان شما می‌رساندند. و در صورت مواجه شدن قداره‌بندان شما با مقاومت عده‌ای از مبارزان، با فتوای «هیتلر» شما، خمینی، به صحنه درگیری آمده و سپر بلای شما می‌شدند. مبارزان بیچاره هم که نمی‌توانستند خود را راضی کنند که خونی از مردم ریخته شود، مجبور به ترک مقاومت می‌شدند. البته به استثنای آن سازمان مسلمانی که خودش هم با شما فرقی نداشت و هنوز که هنوز است، از هر ابزاری برای رسیدن به قدرت استفاده می‌کند.

پس، درست است که جناح حاکم امنیتی – نظامی هم‌چون دیگر جناح‌های سرمایه‌داری دارای خصلت فاشیستی(اقتدارگرایی) است. اما، دارای ابزار اصلی تثبیت قدرت انحصاری خود به کل جامعه نیست.  درست است که شما و هم پالگی‌هایتان را از قدرت و ثروت محروم ساخته، اما تا زمانیکه مردم در شکل عمومی خود، و کارگران و انقلابیون در مقابل آن ایستاده باشند، قادر به تحمیل خود بر جامعه نخواهد بود. احمدی‌نژاد درهمان دور اول به یاد و با هدف بازسازی «دوران اقتدار» دهه 60 شما و خمینی به صحنه آمد، اما تا به امروز در مقابل «کاشتن باد، طوفان درو کرده است». و تا زمانی‌که نتواند به خواسته‌های مردمی پاسخ دهد، یا حداقل، شکمشان را سیر کند، قادر به حفظ قدرت نخواهد بود و با این تاخت و تازهای بی‌عقبه، خود و نظام سرمایه‌داری را ضربه پذیرتر می‌کند.

پیش به‌سوی انقلاب

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,