Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
میکروفن

«بنویس خبرنگار، بخوان عاشق»

2010 August 09

شکوفه / دفتر ترکیه / رادیو کوچه

shokufeh@koochemail.com

17 مرداد؛ سال‌روز کشته شدن یکی از خبرنگاران ایرانی، «محمود صارمی» در افغانستان است. این روز در ایران، به روز خبر‌نگار نام‌گذاری شده است. به همین مناسبت؛ برنامه‌ی امروز یا بهتر است بگویم، ویژه برنامه‌ی امروز؛ در مورد خبرنگاری و رسالتی است که در پی دارد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

خانم ش.سهی؛ روزنامه‌نگاری که حدود پانزده سال پیش، از رشته‌ی ارتباطات دانشگاه علامه‌ی تهران،  فارغ التحصیل شده‌ است، در مورد این رشته می‌گوید:

«خبر یعنی اطلاع‌رسانی که مسولیتش با خبرنگاران است. خبرنگاران کانال ارتباطی مردم بامسایل جامعه هستند و اگر آن‌ها نباشند بی‌خبری بدترین آفت است. خبرنگاران زبان گو‌یای شادی‌ها، غم‌ها، دردها، حرف‌ها و درد‌ دل‌ها‌ی جامعه هستند. سرشان همیشه شکسته است و برای همین درد کشیده هستند.

شاید بشود آن‌ها را دو دسته کرد؛ خوب‌هاشون انسان‌های خلاقی هستند که به زندگی معنا می‌دهند و برای بداهایشان جز تاسف چیزی نمی‌شود گفت. خبر‌نگاری یعنی تنوع و تازگی و نو‌آوری هیچ تکراری در این کار نیست.

هر روز با پدیده‌ای جدید رودر رو می‌شوی و هیچ‌وقت مثل خیلی از حرفه‌های دیگه با تکرار روبه‌رو نمی‌شوی. همه چیز نو و واقعی است. سکون در این حرفه معنی ندارد. تا پایان زندگی، خبرنگار دنبال اطلاع‌رسانی است و مهم‌تر این‌که خود را مسوول می‌داند و از سکوت بیزار است.

شغل شیرین و فوق‌العاده‌ای است و باید روابط عمومی خوبی راشته باشد تا موفق باشد. مهم‌تر از همه این‌که شغلی است که نسبت به زندگی و نعمت‌هایی که در اختیارش هست و گذاشته شده بی‌تفاوت نیست و باعث روشنی و آگاهی بسیاری از انسان‌های بی‌انگیزه می‌شود و خیلی از بی‌هدف‌ها را امیدوار به زندگی می‌کند.

بدون وجود خبرنگاران متعهد، جامعه در سکون و بی‌خبری خواهد بود. درود برهمه‌ی زحمات رسانه‌های خبری که سهم برزرگی در هر جامعه دارند و بار آگاه شدن دیگران را به دوش می‌کشند.»

علاوه بر کسانی که تبریکات روز خبرنگار را پذیرا بودند، عده‌ی دیگری این روز را اصلن قبول نداشتند. سلیمان؛ یکی از روزنامه‌نگاران ایرانی، برایمان از این روز و از مشکلاتش می‌گوید:

«از اول بگویم که شان نزول بحث رو قبول ندارم و این روز هم به عنوان روز خبرنگار قبول ندارم. با همه احترامی که برای آقای محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری دولت ایران به عنوان قربانی ترور قائلم، معتقدم کشته شدن ایشان نمی‌تواند مبنایی برای روز خبرنگار باشد، چرا که قبل از 17 مرداد 77 هم خبرنگارانی از جمله آقای صارمی وجود داشتند که به این ترتیب روزی نداشتند.

بزرگ‌ترین مشکل فعلی روزنامه‌نگاری در ایران نداشتن امنیت است. گیرم که امروز روز خبرنگار هم باشد، وقتی در تحریریه‌ها به جای بسیاری از دوستان‌مان تنها عکس‌هایشان را روی دیوار می‌بینیم، وقتی هم‌کارمان از زندان فریاد می‌زند که هتک حرمت شده است، این روز و نامش چیزی جز زجر مضاعف برای ما ندارد.

روزنامه نگاران ایران مشکلات زیادی دارند، از همان نداشتن امنیت گرفته تا دریافت حقوق هر چهار ماه یک بار. البته این مشکلات مخصوص کسانی است که در روزنامه‌های غیر‌دولتی کار می‌کنند. اما سرمنشا همه این مشکلات ریز و درشت روزنامه‌نگاران می‌تواند به یک جا ختم شود، روزنامه‌نگاران ایران هیچ تشکل صنفی ندارند. چاره روزنامه‌نگاران ایرانی تشکیل یک سندیکای واقعی و قوی است، در این شرایط است که یک توان جمعی می‌تواند سخن از حل مشکلات بگوید. سندیکای نیم‌بند روزنامه‌نگاران دوسال است که در تعطیلی موقت به سر می‌برد.

روزنامه نگاری ایران فراز و فرود زیادی داشته است اما در دو سال گذشته جدی‌ترین ضربه‌ها را خورده است، توقیف‌های مکرر، تعطیلی نشریان، بازداشت خبرنگران و در نهایت خوردن ضربه جدی از مهاجرت اجباری خبرنگران است. بهترین نیروی‌های مطبوعات ایران یک سال گذشته به دلیل بی‌کاری، شرایط سخت، نبود امنیت و … مجبور شده‌اند ایران را ترک کنند.»

از سلیمان پرسیدم اگه برگردی به روزی که می‌خواستی برای آینده و حرفه‌ات تصمیم بگیری آیا بازهم این شغل را انتخاب می‌کردی؟

«نه هرگز پشیمان نیستم و دوباره هم اگر برگردم همین زندگی را انتخاب خواهم کرد. به هر کس هم نمی‌خواهد دچار روزمرگی شود و شم و علم این کار را هم دارد، پیشنهاد می‌کنم درنگ نکند، همه این تلاش‌ها و دودندگی‌هاست که زندگی کریه این روزها را قابل تحمل کرده است.»

«احمد مسعود» که یکی از خبرنگاران افغانی تبار است هم نظرش را این‌طور بیان می‌کند:

به نظرم خبرنگار بودن مخصوصن در کشورهای جهان سوم خیلی یکی از مشکل‌ترین کارها است.

رسالت خبرنگار این است که باید حقایق و واقعیت‌ها را نشر کنی ولی در کشورهای جهان سوم چون زیر فشار هستی نباید زیاد اخبار نزدیکی به واقعیت داشته باشه چون در این صورت یا به خودت یا هم به فامیلت آسیب خواهند رساند.

نمی‌دانم، من تا حالا تمام تلاشم را کردم خبرنگار بی‌طرف باشم، هر چند هیچ گونه تهدیدی در این‌جا یعنی افغانستان بر علیه خبرنگاران از سوی دولت موجود نیست و افغانستان یکی از دست‌آورد‌های مهمش همین آزادی بیان است، ان هم در حدی که روزانه ده‌ها بار رسانه‌ها و گاه‌گاهی بعضی مردم رییس جمهوری را توهین می‌کنند اما هیچ گونه عکس‌العملی دیده نمی‌شود از سوی دولت با آن هم گروه‌های تروریستی و بعضی از دولت‌مردان از تهدید خبرنگاران دریغ نمی‌کنند.

من از وظیفه‌ام راضی‌ام و خوشحالم که خبرنگار بودم و هستم، اما امیدوارم روزی برسه که دیگه مجبور نباشم برای نشر حقایق از چیزی یا کسی بترسم.

در برنامه‌‌ی امروز می‌شنویم از نظرات کسانی که از تلخی، شیرینی؛ رسالت و مشکلاشان  می‌گویند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۱ Comment