Saturday, 18 July 2015
15 January 2021
سعدی‌نامه

«نسبت میان عقل و عشق از منظر سعدی»

2010 August 11

حمید جعفری / رادیو کوچه

hamid@koochehmail.com

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

می‌برزند ز مشرق، شمع فلک زبانه               ای ساقی صبوحی درده می شبانه

عقلم بدزد لختی، چند اختیار دانش؟              هوشم ببر زمانی، تا کی غم زمانه؟

گر سنگ فتنه بارد، فرق منش سپر کن                    ور تیر طعنه آید، جان منش نشانه

گر می به جان دهندت، بستان، که پیش دانا    ز آب حیات بهتر خاک شراب‌خانه

آن کوزه بر کفم نه کاب حیات دارد                  هم طعم نار دارد، هم رنگ ناردانه

صوفی چگونه گردد گرد شراب صافی؟            گنجشک را نگنجد عنقا در آشیانه

دیوانگان نترسند از صولت قیامت                   بشکیبد اسب چوبین از سیف و تازیانه

صوفی و کنج خلوت، سعدی و طرف صحرا       صاحب هنر نگیرد بر بی‌هنر بهانه

کسانی که اندکی از عالم معنا و جرعه‌ای از ساحت معنا نوشیده‌اند، دریافته‌اند که غزلیات سعدی را نمی‌توان به زبان عقل سرود و دور از ساحت عقلانی است. نسبت به معنا، سه ساحت ادراکی داریم. نخست شنود معناست، مرحله دوم تحلیل و تاویل معناست و ساحت سوم تجربه است. مرحله عشق، ساحت گفتن از دریا و ترسیم صورت آن نیست بلکه در دریا غرق شدن را به تصویر می‌کشد. این را تنها عاشق می‌تواند بگوید و کسی که این ساحت را تجربه کرده باشد. برخی به دل، شاعرند و برخی به زبان؛ ولی مخاطب باید در تجربه عاشقی قرار گیرد تا بتواند این مرحله را دریابد.

عاشق حق محک و امتحان معشوق را ندارد ولی معشوق می‌تواند عاشق را محک بزند

در آثار سعدی، هم حرمت عقل وجود دارد، هم حرمت بی‌نظیر حضرت عشق. آیا کلام سعدی تاثیر از رساله عقل و عشق نجم رازی است؟ نجم رازی می‌گوید کمال آن است که عاشق، عاقل باشد و عاقل، عاشق، به گاه عاشقی عاشقی کردن و به گاه عاقلی عاقلی کردن. خواننده آثار سعدی تضاد و مغایرت عقل و عشق را در او نمی‌بیند، بلکه هر دو مراتب در ساحت‌های مختلف مطرح و گاهی مغایرت، تضاد و هم سویی بین عقل و عشق مشاهده می‌شوند.»

آن‌چه بازگو شد بخشی از سخنان دکتر «حسن بلخاری» بود که در یکی دیگر از مجموعه درس‌گفتارهای درباره‌ی سعدی که  «نسبت میان عقل و عشق از منظر سعدی» عنوان داشت  بیان شد.

دکتر بلخاری در ادامه این‌گونه بیان کرد که عاشق حق محک و امتحان معشوق را ندارد ولی معشوق می‌تواند عاشق را محک بزند. این معشوق است که عاشق را انتخاب می‌کند. عرفا، عشق را از جمله احوال و الطاف می‌دانند و مولانا و سعدی هر دو جزو سرداران اتحاد قبیله عشق‌اند. باید عقل را تبیین کنیم و به بررسی تطبیقی عقل و عشق بپردازیم تا دریابیم از معنای مشترک عقل، کدامین عقل با عشق تضاد دارد و کدام عقل یار عشق است. حضرت عقل نیز مانند خیال متصل و منفصل، عقل منفعل و عقل متصل دارد. حکمای اسلامی در بحث تبیین ماهیت خیال و تخیل معتقدند ما یک خیال متصله و خیال منفعله داریم و مبنای این اتصال و انفصال انسان است. خیالی که به انسان متصل باشد و در ساحت قوای باطنی نفس او عمل کند بنا به اتصال جان انسان، متصله نامیده می‌شود.

حکایتی که در سعدی نامه‌ی امروز می‌شنوید از باب چهارم گلستان، «در فواید خاموشی» انتخاب شده است.

یکی را از حکما شنیدم که می‌گفت هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد هم‌چنان ناتمام گفته سخن آغاز کند.

سخن را سر است اى خداوند و بن                میاور سخن در میان سخن

خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش                    نگوید سخن تا نبیند خموش

موسیقی‌ای که در سعدی‌نامه‌ی امروز خواهید شنید از آلبوم «خون پاش و نغمه ریز» انتخاب شده است که تکنوازی دو تار استاد «حسین سمندری» است به هم‌راه صدای «ابراهیم شریف‌زاده».

هفته‌ی آینده، آخرین قسمت سعدی‌نامه را خواهید شنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,