Saturday, 18 July 2015
30 November 2020
توماس استوکمآن،

«دشمن ملت»

2010 August 12

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.

منبع: معمای مردان رقصان

شبای تابستون می‌رفتم بالای پشت‌بوم خونه‌مون می‌خوابیدم. آسفالت پشت‌بوم هنوز از آفتاب جهنمیِ تابستون‌های قم گرمای دلچسبی داشت که وقتی با وزش باد خنک کویری می‌آمیخت، لذت‌اش دوچندان می‌شد، اون روزها هنوز اطراف خونه ما رو نساخته بودند و نورافکن‌های اتوبانی که از جلوی خونه مون می‌گذشت پشت‌بوم رو کمی‌ روشن می‌کرد، آن‌قدر که می‌شد مجانی‌ (یا به قول معروف با برق امام) کتاب خواند.

اون روزها یک رادیو دوموج قوه‌ای هم داشتم و نمایش‌نامه‌های رادیویی «رادیو فرهنگ» رو که هفت روز هفته سر ساعت دو بعد از نیمه شب پخش می‌شد رو گوش می‌کردم.

من با خیلی‌ از شاه‌کارهای ادبیات نمایشی اون شب‌ها آشنا شدم. «اتوبوسی به‌نام هوس، ناگهان تابستان گذشته، گربه روی شیروانی داغ، باغ‌وحش شیشه‌ای اثر تنسی ویلیامز، تصویر دوریان‌گرِی اثر اسکار وایلد، گوشه‌نشینان آلتونا اثر ژان پل‌سارتر، آنتیگون سوفوکل، رومئو و ژانت، دختر وحشی اثر ژان آنوی و البته آثار هنریک ایبسن.»

شاه‌کارهای مثل «روسمرهولم، اتحادیه جوانان و خانه عروسک.»

اما از میان همه این شاه‌کار‌ها دشمن ملت چیز دیگری بود.

«دشمن ملت» داستان پزشکی است در شهر ساحلیِ کوچکی در نروژ به‌نام «توماس استوکمآن.» پزشکی که بر علیه واقعیت اجتماعی‌ برای درخشش حقیقت عصیان می‌کند. اقتصاد این شهر کوچک از شهرت چشمه‌های شفابخش آب معدنی‌اش می‌گذرد. پیتر استوکمآن برادر دکتر اسوتکمان نیز شهردار شهر است.

دکتر استوکمآن که در واقع مشاور پزشکیِ پروژه چشمه‌های شفابخش آب معدنی است در تحقیقاتش به این نتیجه می‌رسد که آب این چشمه‌های شفابخش در واقع حاوی باکتریا است و باعث بیماری‌های پوستی می‌شود و برای حل این مشکل باید کل سیستم این حمام‌ها تعویض شود.

دکتر استوکمآن که از کشف خود بسیار هیجان‌زده شده و انتظار برخوردی مثبت از سوی مسوولین شهر و به‌خصوص برادراش را دارد، با واکنشی دقیقن معکوس روبه‌رو می‌شود. برادرش به او هشدار می‌دهد که به‌خاطر آینده حیات اقتصادی شهر و پر هزینه‌بودن پیشنهاد تعویض سیستم آب‌رسانی برای شهرداری و طبیعتن مردمی که مالیات می‌دهند، باید نتایج تحقیقات‌اش را فراموش کند و به او می‌گوید:

(Peter Stockmann, Act 1.)”Acquiesce in subordinating himself to the community.”

باید به هماهنگی با عموم جامعه تن بدی. (پیتر اسوتکمان، پرده اول.)

اما دکتر استوکمان این توصیه نه چندان دوستانه را رد می‌کند. تلاش‌های دکتر برای انتشار نتایج تحقیقاتش در روزنامه شهر پیک ملت نیز به جایی‌ نمی‌رسد؛ هرچند بیلینگ معاون سردبیر روزنامه در ستایش دمکراسی و در برابر بی‌تفاوتی کاپیتان هورستر نسبت به انتخابات آینده شهرداری در خانه دکتر گفته بود:

“.A community is like a ship; everyone ought to be prepared to take the helm” ()Billing, Act 1

جامعه مانند یک کشتی است؛ که هرکسی باید برای هدایتش آمادگی داشته باشد.(بیلینگ، پرده اول)

اما او و دیگر مسوولین روزنامه نیز به‌خاطر آینده شغلی خود و رونق اقتصادی شهر از انتشار نتایج تحقیقات دکتر اِسوتکمآن طفره می روند. دکتر استوکمان فراخوان جلسه‌ای عمومی در خانه دوستش کاپیتان هورستر را می‌دهد، اما آن‌جا هم شهردار، ناشر روزنامه، سردبیر و معاونش و دیگر مسوولین شهر و مردم عادی در واقع اجازه بیان نظراتش را به او نمی‌دهند و در یک فرایند کاملن دمکراتیک با نتیجه: دو نفر در برابر بقیه مردم شهر، دکتر استوکمآن ملقب به دشمن ملت می‌گردد.

تنها کاپیتان که دریانوردی فارغ از زد و بند‌های سیاسی است و پیرمرد همیشه مست شهر که ظاهرن عقل درستی‌ هم ندارد با دکتر استوکمآن می‌مانند.

دکتر استوکمآن تصمیم می‌گیرد به هم‌راه خانواده‌اش با کشتی کاپیتان هورستر شهر را به مقصد آمریکا ترک کند اما مالک کشتی کاپیتان را اخراج می‌کند و دکتر تصمیم‌اش را عوض می‌کند و در شهر می‌ماند و می‌گوید:

A minority may be right; a majority is always wrong. The majority is never right. Never, I tell you! That’s one of these lies in society that no free and intelligent man can help rebelling against. Who are the people that make up the biggest proportion of the population – the intelligent ones or the fools? I think we can agree it’s the fools, no matter where you go in this world; it’s the fools that form the overwhelming majority.Dr. Stockmann, Act 4

شاید حقیقت گاهی با اقلیت باشد اما اکثریت همیشه در اشتباه است. هرگز حق با اکثریت نیست، هرگز! خواهم گفت چرا این یکی‌ از همان کژی‌های اجتماع‌ است که هیچ مرد آزاد و آگاهی را یارای شوریدن بر آن نیست. ملت کیست؟ قسمت اعظمی از جامعه که نمی‌دانند یا نوابغ؟ تصور می‌کنم احمق‌ها، ملت باشند، تفاوتی‌ هم نمی‌کند کجا باشی‌، احمق‌ها معمولن در اکثریت‌اند. ( دکتر استوکمان، پرده چهارم.)

دکتر استوکمآن بعد از جلسه مردم شهر نیز در جایی‌ می‌گوید:

“The most dangerous enemy of truth and freedom is our society is the compact majority. Yes, the damned, compact, liberal majority.”(Dr. Stockmann, Act 4.)

خطرناک‌ترین دشمن حقیقت و آزادی توده بی‌شکلی از اکثریت اعضای جامعه است. بله، اکثریتی سردرگم، بی شکل و لیبرال.( دکتر اسوتکمان، پرده چهارم.)

مردم شهر که پافشاری دکتر استوکمآن را بر عقایداش می‌بینند، عرصه را برای او و خانواده‌اش تنگ تر و تنگ‌تر می‌کنند، شیشه‌های خانه‌اش را می‌شکنند و شیشه‌بر از ترس اتهام هم‌کاری با دشمن ملت حاضر به تعویض شیشه ها نیست.

فردا صبح، بعد از جلسه خانه کاپیتان هورستر در حالی‌‌که دکتر استوکمآن و همسرش از سرما می‌لرزنیدند، همسر دکتر متوجه پارگی زانوی بهترین شلوار شوهرش می‌شود، و دکتر رندانه می‌گوید:

You should never wear your best trousers when you go out to fight for freedom and truth (Dr. Stockmann, Act 5)

وقتی برای جنگیدن به‌خاطر آزادی و حقیقت از خانه بیرون می‌روی، هرگز بهترین شلوارت را مپوش. (دکتر استوکمآن، پرده پنجم)

دختر جوان دکتر نیز از کارش اخراج می شود و دو پسر کوچک اش را معلم مدرسه و دیگر شاگردان اذیت و آزار می کنند اما دکتر حاضر به قبول این اشتباه اجتماعی‌ نیست. دکتر با افتخار از دشمنی با ملتی یاد می کند که نه تنها آب شان آلوده است بلکه اخلاقیات شان نیز مسموم گشته و با خود می‌گوید:

(The strongest man in the world is he who stands most alone.Dr. Stockmann, Act 5)

قوی‌ترین مرد دنیا کسی است که در پایداری بر باورهایش تنهاتر باشد. (دکتر اِستوکمآن، پرده پنجم.)

و نمایشنامه در حالی‌ پایان می‌یابد که نیمی از مردم شهر خانه دکتر استوکمآن را احاطه کرده‌اند و می‌خواهند خانه را بر سر او و خانواده‌اش و کاپیتان هورستر خراب کنند.

پی‌نوشت:

دشمن ملت توسط انتشارات علمی و فرهنگی‌ با ترجمه علیرضا ثنایی در تهران به چاپ رسیده است (اطلاعات کتاب را این‌جا ببینید) هم‌چنین متن انگلیسی‌ نمایش‌نامه را می‌توانید این‌جا دانلود کنید.

تله تاتر دشمن ملت در سال 1966 که توسط آرتور میلر بازنویسی شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,