Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
زیر باران

«بزن آن زخمه …»

2010 August 13

مارال/رادیو کوچه

maral@koochehmail.com

«حسین علی‌زاده» ردیف‌دان، پژوهش‌گر و نوازنده تار و سه‌تار ایران در شهریور سال 1330 در منطقه «سید نصر الدین» بازار تهران متولد شد. در هنرستان موسیقی ملی نزد «هوشنگ ظریف»، «علی‌اکبر شهنازی» و «حبیب اله صالحی» به فراگیری تار پرداخت. پس از دریافت دیپلم از هنرستان در سال 1349 به گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران راه یافت و نزد اساتیدی «حبیب‌اله صالحی»، «محمود کریمی»، «علی‌اکبر شهنازی»، «داریوش صفوت»، «نورعلی خان برومند»، «سعید هرمزی»، «یوسف فروتن»، و «عبداله‌خان دوامی» نکته‌های نوازندگی تار و سه تار و ردیف موسیقی سنتی ایران در سطوح عالی را فرا گرفت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

علی‌زاده در سال ۱۳۴۷ عضو ارکستر رودکی به رهبری «حسین دهلوی» بود. دو کنسرت او در جشن هنر شیراز، آغاز راه او، به عنوان یکی از وزنه‌های موسیقی ایران بود. او با عضویت در گروه چاووش همراه با دیگر استادان موسیقی ایران از جمله «محمدرضا لطفی» و «پرویز مشکاتیان» آثار جاودانه‌ای در موسیقی ایران اجرا کرد و نیز با آموزش به هنرجویان موسیقی اثری مهمی در تربیت موسیقی‌دانان و نوازندگان پس از انقلاب گذاشت.

علی‌زاده از سال‌های ابتدایی دهه پنجاه به تدریس در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پرداخت و  به شکل دهی گروه مرکز حفظ و اشاعه و شیدا و عارف و گروه سازهای ملی و حضور در برنامه‌های موسیقی جشن و هنر شیراز را دنبال کرد که حاصل آن تدوین و اجرای دستگاه ماهور توسط گروه مرکز حفظ و اشاعه (جشن هنر شیراز 1354) و  کنسرت نوا با خوانندگی «پریسا» (فاطمه واعظی – 1355 همین جشن) بود. در این سال‌ها علی‌زاده با ساخت و اجرای  قطعاتی چون «سواران دشت امید» و «حصار» فرمی تازه را به موسیقی ایرانی اضافه  کرد که نبوغ وی دراین زمینه را نشان داد.

ساخت کنسرتوی نی و  ارکستر با عنوان «نی‌نوا» در سال‌های ابتدایی دهه شصت نام علی‌زاده را بیش از گذشته بر زبان ها جاری ساخت. این قطعه که با نی «جمشید عندلیبی» به عنوان تک‌نواز نی اجرا شد، از جمله شاخص‌ترین قطعات تاریخ موسیقی ایران به شمار می‌رود که علی‌زاده آن را با الهام از تحولات سال‌های ابتدایی دهه شصت تصنیف کرد.

نی‌نوا در سال 1362 ضبط و انتشار یافته است. اگرچه آهنگ‌ساز ایده اصلی نی‌نوا را مربوط به جشن هنر شیراز در سال 1355 می‌داند که با هم‌نوازی سازهای ایرانی اجرا شد با این تفاوت که فرم اصلی اثر کاملن مبتنی بر ردیف سازی و آوازی بنا شده بود. در خلق این اثر «جمشید عندلیبی» (نی)، «خاچیک باباییان» (ویولن)، «فرشید بصیری» (ویولا) و «محسن تویسرکانی» (ویولنسل) نقش داشته‌اند. نی‌نوا در دستگاه نوا و با استفاده از گوشه‌های این دستگاه تصنیف شده است. چنین استفاده‌ایی از ردیف در موسیقی ارکسترال ایرانی بی‌سابقه بود (قبل از آن «فکرت امیراف» در موغام سمفونیک شور چنین تجربه‌ایی را با استفاده از شعبات موغام های شور و اووشاری موسیقی آذربایجان در قالب ارکستر سمفونیک انجام داده بود). جالب آن‌که دستگاه نوا در زمان خلق اثر در قیاس با سایر دستگاه‌های موسیقی ایرانی کمتر شناخته شده بود و یکی از اجراهای نادر این دستگاه به وسیله گروه حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی به سرپرستی علی‌زاده در سال 56 انجام شده و مورد توجه عموم نیز قرار گرفته بود.

پس از تعطیلی و توقف موسسه چاووش، علی‌زاده برای ادامه تحصیل موسیقی به دانشگاه آزاد برلین رفت و به عنوان تز دوره آهنگ‌سازی قطعه «عصیان» را ساخت. در سال‌های میانی دهه شصت به ایران بازگشت و گروه «شیدا و عارف» را بازسازی کرد که حاصل آن کنسرت «شور انگیز» با صدای «شهرام ناظری»، «صدیف تعریف» و «بیژن کامکار» در تالار وحدت بود. این کنسرت بعدها با صدای شهرام ناظری در آلبومی به همین نام انتشار عمومی یافت. هم‌چنین در سال شصت و هفت به اجرای «شورانگیز» و «ترکمن» پرداخت که دریچه‌ای جدید به روی موسیقی ایران گشود.

حسین علی‌زاده از سال‌های پایانی دهه 70 هم‌کاری خود را با «محمدرضا شجریان» و «کیهان کلهر» و «همایون شجریان» آغاز کرد که حاصل آن اجرای کنسرت‌های مختلف در اروپا و آمریکا و کنسرت «هم‌نوا با بم» در تهران (تالار کشور) بود. حاصل همکاری شجریان و علی‌زاده آلبوم‌های «فریاد»، «هم‌نوا با بم»، «داد و بیداد»، «زمستان و نوا» بود.

علی‌زاده در سال 83 با «ژیوان گاسپاریان» هم‌کاری مشترکی داشت که حاصل آن کنسرتی در کاخ نیاوران بود که بعدها این کنسرت در قالب آلبومی به نام به «تماشای آب‌های سپید» انتشار عمومی یافت و تا مرحله نهایی جایزه گرمی برای بخش موسیقی جهانی پیش رفت. حسین علی‌زاده در کمک به ساخت سازهای تازه  تجربه‌های موفقی داشت که از آن میان می‌توان به ابداع سازهای «سلانه» (سازی با صدایی بم و نزدیک به عود که توسط «سیامک افشاری» و زیر نظر شخص علی‌زاده ساخته شده است)، و «شورانگیز» اشاره کرد که هم‌اینک نیز در کنسرت‌هایش از آن بهره می‌گیرد. هم‌چنان‌که در معرفی سازندگان سازها نیز پیش‌گام بود و درکنسرت‌های خود از سازندگان سازهایی که خود با آن‌ها تک‌نوازی می‌کرد در بروشور کنسرت یاد کرده است.

علی‌زاده همیشه در جست و جوى راه‌هاى دیگرى بوده که دیگران نرفته‌اند و استعداد خود را محدود به تقلید و تکرار فرم‌هاى گذشته‌گان نکرده و در جست‌و‌جوى راه‌هاى تازه‌تر بوده است. استاد علی‌زاده بر‌خلاف بسیاری دیگر از هنرمندان که فقط به اجرای موسیقی به شکل کاملن سنتی آن می‌پردازند، نوآوری‌هایی داشته است؛ مانند ابداع مقام «داد و بیداد» ( گوشه داد از ماهور و بیداد از همایون، آلبوم‌های «راز نو» با همکاری گروه هم‌آوایان، و «زمستان است» با صدای استاد شجریان) هم‌چنین اجرای پلی‌فونیک آواز ایرانی ( رازنو، آوای مهر و …)

تمام آثار او الهام از موسیقی ایرانی، و حس و حالی ایرانی دارند و این کیفیت حتی در قالب موسیقی فیلم‌هایی که می‌سازد نیز مشهود است که از نمونه‌ی این آثار می‌توان به موسیقی مجموعه تلویزیونی «زیر تیغ» اشاره کرد. او از همان اولین آثار خود دست به نوآوری زده است که همین تجربیات او و هم‌نسلانش موجب شد زبان دیگری برای بیان موسیقی ایران گشوده شود. به عنوان مثال در «ژاله خون شد» که در بحبوحه انقلاب و پس از واقعه روز 17 شهریور در آواز بیات اصفهان تصنیف شده است، گروه کر در برابر ارکستری متشکل از سازهایی قرار می‌گیرد که کل ایرانی هستند؛ یا قطعه «حصار» که در آن علاوه بر تنبک زورخانه، سنج نیز در ترکیب سازهای ایرانی قرار می‌گیرد. در «نو بانگ کهن» گوشه‌های دستگاه شور به روایت آوازی «محمود کریمی» و روایت سازی «میرزا عبداله» در قالب ارکستری کاملن متفاوت و با استفاده از سرنا، کرنا و گروه هم‌آوایان به اجرا در می‌آیند. این تفاوت‌ها در شیوه تک‌نوازی علی‌زاده نیز مشهود است (آلبوم ترکمن). او هم‌چنین برای رسیدن به بیانی نو دست به ابتکار دو ساز «سلانه» و «شورانگیز» زده که تاکنون در آلبوم‌ها و کنسرت های متعدد از آن‌ها استفاده کرده است.

علی‌زاده در زمینه موسیقی فیلم هم تجربه‌های موفقی داشت که از جمله آن‌ها می‌توان به موسیقی فیلم‌های «چوپانان کویر» (حسین محجوب)، «دل‌شدگان» (علی حاتمی)، «گبه» (محسن مخملباف)، «عشق طاهر» (محمدعلی نجفی)، «ایران سرای من است» (پرویز کیمیاوی)، «زمانی برای مستی اسب‌ها» (بهمن قبادی)،« ابر و ‌آفتاب» (محمود کلاری)، «میراث کهن» (سیدمحمد میرسلطانی)، «زشت و زیبا» (احمدرضا معتمدی)، «لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند» (بهمن قبادی)، «نیومانگ» (بهمن قبادی)، و موسیقی متن سریال تلویزیونی «زیر تیغ» اشاره کرد؛ او هم‌چنین درزمینه انتشار کتاب و آلبوم‌های آموزشی تجربه‌های موفقی داشت که انتشار «ده قطعه برای تار» (در 4 جلد)، «ردیف میرزا عبداله» (اجرا باتار و سه تار)، «دستور تار و سه تار» دوره متوسطه تا پیشرفته (کتاب ونوار)، «بوسه‌های باران» (مجموعه تصانیف) و «پارتیتور قطعه نوا» از جمله کارهای وی در این زمینه است.

حسین علی‌زاده تا به حال سه بار نامزد جایزه گرمی برای کارهای  «فریاد»، «بی تو به سر نمی‌شود»، و «به تماشای آب های سپید» شده است. گفتنی است که جوایز گرمی معتبرترین جایزه صنعت ضبط و پخش موسیقی در آمریکا محسوب می‌شود.

حسین علی‌زاده دارای دو فرزند به نام‌های «صبا» (نوازنده‌ی کمانچه) و «نیما» (نوازنده‌ی رباب و تار) است که هم اکنون در گروه هم آوایان زیر نظر استاد علی‌زاده فعالیت دارند. هم‌چنین کارهای فعلی وی، اجرای کنسرت در کشورهای مختلف به همراه محمد رضا شجریان و کیهان کلهر است.

حسین علی‌زاده از زبان خودش برگرفته از وبلاگ همایون شجریان: «از سال ۱۳۴۳ موسیقی را شروع کردم… شاید فراز و نشیب‌هایی که قبل از انقلاب به‌وجود آمد، آدم‌هایی مثل مرا آزرده کند، اما خسته نمی‌کند. چون هدف هنر است… در آن سال‌ها ما با تحولات اجتماعی و سیاسی ایران روبه‌رو شدیم. من آن زمان دانشجو بودم و سعی می‌کردم این تحولات را بشناسم و یک قدم جلوتر از نسل گذشته باشم. موقعی با موسیقی ایران عجین شدم که در جامعه به دو شکل با آن برخورد می‌شد: یک نوع موسیقی که فقط به محافل خصوصی محدود بود و هیچ ربطی به مسایل اجتماعی نداشت و نوع دیگر موسیقی آکادمیک بود که سر کلاس آن را آموزش می‌دادند و بیرون از کلاس‌ها این موسیقی جریان نداشت. اوایل دهه‌ی پنجاه این مشکل به اوج خود رسید تا جایی که موسیقی‌ای که معرف فرهنگ ما باشد به طور رسمی وجود نداشت. به همین خاطر مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی به وجود آمد که هم حافظ موسیقی ایرانی گذشته باشد و هم جوانان بتوانند زیر نظر استادان بزرگ تعلیم ببینند و خود تبدیل به استادان آینده شوند.

آن زمان جوانانی مثل من، لطفی، شجریان و بقیه‌ی موسیقی‌دانانی که حالا صاحب‌نام هستند در مرکز حفظ و اشاعه زیر نظر استاد برومند کار می‌کردیم. آنچه به صورت افسانه از موسیقی قدیم در ذهن ما بود، کم‌کم عینیت پیدا کرد. این مرکز چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن هم نقش تحول آکادمیک موسیقی ایرانی را به عهده گرفت و هم تحول سیاسی و اجتماعی را. کسانی‌که از این مرکز بیرون آمدند، بعدها در جامعه شیوه و سبک خود را دنبال کردند؛ چون قالب‌ریزی نشده بودند. ما در عصری موسیقی را شروع کردیم که با تحولات و اتفاقات اجتماعی فراوانی همراه بود و در نتیجه به تفکر متفاوت حتی در موسیقی ایرانی رسیدیم. این دوران سپری می‌شد و در آن سال‌ها از فکر اینکه «باید برای موسیقی ایران چه کرد»، خواب راحتی نداشتم.

نسل ما باعث شد موسیقی جایگاه دیگری در جامعه پیدا کند. همچنان که جامعه هم تغییر می‌کرد، موسیقی‌دانانی کارشان از نظر هنری دارای ارزش بود که همراه مردم بودند

نه اینکه اجتماع را راضی کنند، بلکه آن را ارتقا دهند. در آن سال ها و با بروز چنین تحولات اجتماعی، فکر می‌کردم چطور می‌توانم ارتباط اجتماعی را با موسیقی حفظ کنم. به خاطر می‌آورم سال‌ ۵۵ که تحولات سیاسی و مخالفت با رژیم شدت می‌گرفت، سرباز بودم و می‌خواستم از راه هنر با مردم سهیم باشم. در همان موقع قطعه‌ی «حصار» را نوشتم و به زندانیان سیاسی تقدیم کردم.

آن دوران تحولات اجتماعی و حرکت‌های دانشجویی انگیزه‌ی بیشتری در هنرمندان ایجاد می‌کرد. شب‌های شعر آن سال‌ها را هیچ‌کس فراموش نمی‌کند. در آن شب‌ها شاعران علیه رژیم شاه اشعارشان را می‌خواندند و من فکر می‌کردم چرا موسیقی مثل شعر نمی‌تواند باشد، چه باید کرد؟ ما در کشوری زندگی کرده‌ایم که قبل از انقلاب آزادی معنی نداشته، حتی ما برای ذهن خود آزادی قایل نبوده‌ایم و وقتی می‌خواهیم کاری کنیم خود را با سنت‌هایی درگیر می‌کنیم که فقط حرفش هست و عینیت ندارد. اتفاقن من در چنین شرایطی از طرف استادان بزرگم تشویق شدم. بزرگ‌ترین معلمم در درجه‌ی اول کارم بوده است و هیچ‌وقت از این ترس و نگرانی نداشتم که دیگران درباره‌ی کار من چه خواهند گفت. در اولین حرکت‌ها باید مطالعه کنید، با مردم مشورت کنید و ببینید سنت و گذشتگان چه می‌گویند. انقلاب چیزی است که می‌جوشد و با نیازهای زمان پیش می‌رود اما انقلاب در موسیقی ایرانی از این هم پیچیده‌تر است. قبل از انقلاب این سؤال مطرح بود که اگر موسیقی ایرانی بخواهد با تحول جامعه همگام باشد، آیا باید شعاری شود یا جنبه‌های هنری هم مطرح است؟ البته که صددرصد جنبه‌های هنری مطرح بود و آثاری که از آن دوران مانده، این را تایید می‌کند.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,