Saturday, 18 July 2015
28 September 2020
مروری بر زندگی فائقه آتشین به بهانه کنسرت کوالالامپور

«گوگوش، صدایی برای چهار دهه خاطره»

2009 September 25

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan.roozbeh@gmail.com

روزنامه‌نگاری برایم می‌گفت: «وقتی می‌خواستم از مرز تاجیکستان به شکل غیر قانونی برای تهیه گزارش در منطقه بدخشان وارد خاک افغانستان شوم. قاچاق‌چی که مارا می‌برد می‌گفت: حتمن برای عبور از مرز با خودتان نوار گوگوش بیاورید.»

آن روزها به نظرم این داستان اغراق‌آمیز می‌آمد. اما وقتی روزگار مرا به آن سرزمین کشاند، شبی را تا صبح به پای حرف‌‌های جوانی نشستم که روز به روز احوال این خواننده ایرانی را می‌دانست و با صد‌ها عکس این آدم سال‌ها زندگی کرده‌بود، باور کردم گوگوش خواننده ایرانی چیزی فراتر از حد یک خواننده روز است. البته بگذارید روایت آن دوست را هم برایتان کامل کنم که می‌گفت وقتی می‌خواستند از مرز تاجیکستان در روزهای جنگ داخلی عبور کنند. برای گذر از پاسگاه‌های مرزی کارشان با یکی دو کاست از ترانه‌های این خواننده راه می‌افتاده است.

KOO_1827

به هر حال فائقه آتشین چه این روزها در نیویورک در برابر سازمان ملل باشد و چه نباشد، بخشی ماندگار از تاریخ موسیقی معاصر ایران است

به هر حال فائقه آتشین چه این روزها در نیویورک در برابر سازمان ملل باشد و چه نباشد، بخشی ماندگار از تاریخ موسیقی معاصر ایران است. کسی که از سن هفت سالگی بر روی سن رفت و خواند. می‌گویند این ناشی از تاثیر پدر بود. صابر آتشین هنرمندی بود که بیشتر بر روی صحنه تاتر خود را نشان داد و صابر بود که در همان سنین کم توانمندی دخترک هفت ساله‌اش را کشف کرد و او را به روی سن خواند.

اما شاید حتا خود او نیز نمی‌دانست روزی فائقه، گوگوش خواهد شد و یکی از بهترین‌های موسیقی پیش از انقلاب در ایران. گوگوش آن قدر مورد توجه قرار گرفت که بعد‌ها نوع لباس پوشیدنش یا کوتاه کردن مویش هم الگوی جوانان پیش از انقلاب بود. قدیمی تر‌ها یادشان می‌آید که آن روزها موی گوگوشی را بیشتر جوانان می‌پسندیدند.

از هفت سالگی آغاز شد

گوگوش در پیش از انقلاب فقط نخواند، این دختر که زاده محله سر چشمه تهران بود، خیلی زود پایش به سینما هم باز شد. در هفت سالگی پرتگاه مخوف اولین حضورش در سینما بود – سال 1342- و بعد فیلم هایی نظیر پنجره که حال و هوای همان روزهای دهه پنجاه را داشت گوگوش را محبوب تر کرد.

مادر و پدر او از مهاجران منطقه قفقاز بودند. آن‌ها در سنین خردسالی فائقه از یکدیگر جدا شده بودند. او متولد بهمن ماه سال 1329 بود. اما چرا گوگوش، گوگوش نامیده شد هم داستانی دارد. می‌گویند او دایه‌ای ارمنی داشته است که او را با این نام ارمنی پسرانه صدا می‌کرده است و شاید این خواننده با بازگشت به نوستالوژی کودکانه، این نام هنری را نیز برگزیده است. اما گوگوش اقبالش را فقط مدیون صدا و مویش نبود. آهنگ ساز‌هایی چون مرحوم واروژان و یا شماعی زاده که در قالب دادن به شعرهای شهریار قنبری و ایرج جنتی عطایی نقش ویژه‌ای داشتند، سهم عمده‌ای در موفقیت او داشتند. چیزی که خود این خواننده در برنامه هایش هنوز از آن یاد می‌کند. به هر حال این خواننده پاپ ایرانی بعد‌ها الگوی شمار دیگری از خوانندگان نسل جوان تر نیز شد.

20090925_googoosh1

انقلاب 57 اما چون تند بادی از حوادث بود. گوگوش بعد از انقلاب دیگر خانه نشین شده بود. روزهای فریاد‌های زنده باد و مرده باد دیگر مجالی برای خواندن او نمی‌گذاشت. از طرفی او چون برخی دیگر از هم دوره‌ای‌های خود مانند داریوش اقبالی و یا ابراهیم حامدی (ابی) و یا شه‌بال و شهرام و هایده نتوانست از ایران خارج شود. او هیچ وقت در هیچ مصاحبه‌ای از روزهای خانه‌نشینی‌اش در خانه‌ای در ده ونک تهران گفت‌و‌گویی نکرده است. او در این دوران با کارگردان فیلم سرب، مسعود کیمیایی ازدواج کرد. پیش از انقلاب سه بار دیگر نیز ازدواج کرده بود. بار اول با محمود قربانی صاحب کاباره میامی و پدر کامبیز تنها فرزندش، بعد با بهروز وثوقی و در نهایت در واپسین سال‌های پیش از انقلاب با داریوش اقبالی. بعد از انقلاب او تا سال 1364 تنها زندگی می‌کرد.

در مورد دوران ماندن در ایران بعد از انقلاب فقط چند عکس جسته و گریخته از حضورش در میهمانی‌های خصوصی دیده می‌شود. اما او در این دوره فعالیت رسمی از خود نشان نمی‌دهد و در اساس نمی‌تواند که نشان بدهد. بعد از دوره‌ای 21 ساله با تغییر روشی که در سیاست‌های دولت ایران به وجود می‌آید به نوعی چراغ سبزی به خوانندگان دوران پیش از انقلاب داده می‌شود که اگر بخواهند، ایران را ترک کنند. برخی این پروژه را ایده سعید امامی معاون امنیت وقت وزارت اطلاعات ایران می‌دانند، به هر حال گوگوش در سال 1379 راهی کانادا شد.

در مورد دوران ماندن در ایران بعد از انقلاب فقط چند عکس جسته و گریخته از حضورش در میهمانی‌های خصوصی دیده می‌شود

بعد دو دهه دوباره ادامه راه نیمه تمام

شک نباید کرد که محبوبیت مجدد او بخش عمده‌اش مدیون خاطرات و دل‌مشغولی‌های نسل خودش در دوران پیش از انقلاب به حساب می‌آید. گوگوش دوباره بر روی صحنه می‌آید آن هم در دورانی که تک‌و‌توک هم دوره‌ای هایش دیگر حرفی برای گفتن دارند. این نسل دیگر نسل کم سنی به حسای نمی‌آید. خواننده‌های نو می‌آیند و البته اگر چه کثیر هستند اما نمی‌توانند هنوز چون خوانندگان این نسل باشند. انگار آن‌ها در خاطرات این مردم حک شده‌اند.

وی در سال ۲۰۰۴ آلبوم «آخرین خبر» و در سال ۲۰۰۵ آلبوم «مانیفست» را ضبط و پخش کرد. گوگوش در دوران پس از خروج از ایران کنسرت‌هایی نیز برگزار کرد که در برخی موارد هنوز حرف و حدیث‌های درگیری‌اش با علی‌رضا امیر قاسمی نقل محافل است. اما برگزاری کنسرت برای گوگوش کار آسانی نبود و نیست. گوگوش به دلیل استقبال بالایی که مردم از او دارند در عمل نیاز به یک برنامه ریزی جدی و روال حرفه‌ای دارد.

او در سال 1387 یعنی سال گذشته به بهانه عید در مدیا‌سیتی دبی کنسرتی برگزار کرد، بعد از آن نیز در سیدنی استرالیا و در نهایت آخرین کنسرت او در سالن «KLCC Convention Center» شهر کوالالامپور از اقبالی بالا برخوردار بود.

این جا کوالالامپور است

کنسرت گوگوش در این شهر به نظر می‌رسید باید دچار بلای نوشته‌هایی می شد که پیش از این سایت تابناک زده بود. این سایت با اشاره به این که چرا یک خواننده لس آنجلسی باید در شب عید فطر بخواند. برگزاری این کنسرت را در مالزی زیر سوال برده بود. اما بنابر گفته شرکت برگزار کننده این کنسرت بخش عمده بلیت‌ها پیش از برگزاری کنسرت فروخته شده بود. شبی که برگزار شد، سالن انتظار شلوغ بود و به نظر می‌رسید این حال و هوای منتظران حال خود را دارد.

راستش دیدن برخی آدم‌ها برایم احساس عجیبی داشت. خانمی به همراه همسرش از تهران آمده بود، او فقط برای این کنسرت تا این سوی دنیا آمده بود و فردایش هم بر می‌گشت. می‌گفت فقط دو روز مرخصی توانسته است بگیرد. به قول خودش: «یک ساعت هم می‌بود ارزشش را داشت تا گوگوش را ببینم.»

در بین بقیه هم شاید همین شرایط بود. کم نبودند ایرانی‌هایی که از ایران و یا دبی برای دیدن این خواننده ایرانی تا کوالالامپور آمده بودند. در طول دو سال گذشته کوالالامپور باب برگزاری کنسرت درش باز شده و شاید این روزها برخی برگزار کننده‌ها دیگر تجربه لازم را یافته‌اند. از شلوغی‌ها و بی‌برنامه‌گی‌های روزهای اول دیگر خبری نیست.

KOO_1870

برنامه که آغاز می‌شود مردم ایستاده‌اند تا یکی از مهم‌ترین خواننده‌های پاپ ایران در چهل سال گذشته بر روی سن بیاید و می‌آید. زنی که در رفتار و گویشش انرژی دختری بیست ساله را می‌بینی در حالی که در آستانه شصت سالگی است. شاد و پر انرژی و روی سن به راحتی در شروع پیش از آن که گروه موسیقی چند ملیتی‌اش از آرژانتین، آمریکا، پورتوریکو و ژاپن بخواهند بنوازند گریه می‌کند.

«باور نمی کنم این همه ایرانی در مالزی باشد»

در بین دو آهنگ می‌زد به خواندن یک تکه نوشته: شهر هرت چطور جایی است؟ شهر هرت جایی است که زنان می‌توانند در فرودگاه برادرانشان را و یا پدرشان را ببوسند اما همسرشان را نه…

این اولین جمله‌ای است که می‌گوید و بعد می‌رود سراغ خواندن. آهنگ‌های قدیم و گروه خوب موسیقی و صدای خوب سالن که برگزار کننده‌اش می‌گوید حدود سی‌هزار دلار برایش پرداخته است و دل داده‌هایی که می‌بینم دست در دست هم نشسته‌اند هم‌خوانی می‌کنند، برایم متفاوت است. دوست ندارم این طور بهت زده باشم اما این رابطه‌ای غیر قابل انکار است بین او و کسانی که مخاطبش هستند. ترکی می‌رقصد، بالا و پایین می‌پرد و کمی هم در لابلای خواندن‌ها لطیفه تعریف می‌کند.

«شنیدم مردم دیروز شعار می‌دادند نه غزه، نه لبنان، جان فدای ایران…» قبل از خواندن یکی از ترانه‌های بخش اولش می‌گوید. دست بند سبزی که به دست دارد خودش خبر می‌دهد که او هم دوست دارد کنار دیگران در این روزها نظرش را ابراز کند.

برنامه ادامه می‌یابد و گوگوش در بخش دوم برنامه باز هم می‌خواند، پشت هم و به شوخی می‌گوید: «من که خسته نشدم، شما چطور؟» این طور است که دو ماهی را هم می‌خواند. زنی میان‌سال را می‌بینم که سر بر شانه مردی مسن گذارده است. با رضایت و لبخند انگار مرور سال ها خاطره است.

راستی سالیانی می شود که دیگر این ابراز احساس بی‌تکلف را در بین مردمم نمی‌بینم. در بین دو آهنگ می‌زد به خواندن یک تکه نوشته: «شهر هرت چطور جایی است؟ شهر هرت جایی است که زنان می‌توانند در فرودگاه برادرانشان را و یا پدرشان را ببوسند اما همسرشان را نه.»

خیلی انگاری رنگ عوض کرده‌ایم، نه؟ کنسرت گوگوش در شب نوزدهم سپتامبر کوالالامپور بیشتر فرصتی بود برای تجدید خاطرات برای آن‌هایی که با این خواننده خاطره داشتند و آن‌هایی که فرصتی یافتند برای آشنایی با یکی از پر طرفدار‌ترین خوانندها‌ی ایرانی.

KOO_1909

بیشتر از گوگوش:

گالری عکس های برنامه کنسرت مالزی

هم چنان چشم براه گوگوش

فیلموگرافی:

           ۱۳۵۷ – امشب اشکی می‌ریزد

           ۱۳۵۶ – در امتداد شب

           ۱۳۵۵ – نازنین

           ۱۳۵۵ – ماه عسل

           ۱۳۵۴ – همسفر

           ۱۳۵۴ – شب غریبان

           ۱۳۵۳ – ممل آمریکایی

           ۱۳۵۱ – بی تا

           ۱۳۵۰ – احساس داغ

           ۱۳۴۹ – پنجره

           ۱۳۴۷ – سه دیوانه

           ۱۳۴۷ – ستاره هفت آسمون

           ۱۳۴۵ – گدایان تهران

           ۱۳۳۹ – بیم و امید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|



۵ Comments


  1. PeDRaM
    1

    Besiar Mamnoon Az in Neveshteye Ziba va Doost dashtani, Vagh’an Iran bayad be Dashtane Googoosh eftekhar kone… Chon Mesle Oon Nayoomade va Nakhahad Amad…
    Va In Gozaresh Bi nazir bood!!!
    Mooohaye Tanam Hame Sikh shodan!!
    Be Omide Behtarin ha baraye Googooshe Nazanin
    Faghat nokatei ro doost daram begam ke Dar matn Eshtebah hast va bayad Eslah beshe.
    ۱٫ Googoosh Baraye Avalin bar dar Sene 3 salegi be rooye Sahne Raft!
    va 2 inke Tavalode Vaghei ishoon 15e Ordibeheshte va oon chizi ke dar Shenasnamashoone Tarikhe Asli nist.
    Ba Omide Movafaghiat baratooon va Merc kheili Ziad


  2. Saeed
    2

    گوگوش ستاره ای بی افول و بی غروب است که ریشه های عشق خود را در عمق قلب مردم کشورش کاشته است و امروز آنچنان نهال عشقش در دلها ریشه دوانده که هیچ دستی یارای قطع این دلبستگی را ندارد .

    گوگوش نه فقط صدا و سیمایی خوش دارد بلکه زنی است فهیم و بااحساس که آنچه را می خواند با تمام وجود احساس می کند و به زیباترین شکل ممکن با حنجره و نگاه و حرکاتش به شنونده و بیننده القا می کند .

    او یکی از شاهکارهای خلقت است که صفات زیبایی را در حد کمال در وجود خود داشته و دارد .

    برایش سلامت و سربلندی و موفقیت روز افزون آرزو دارم

    سعید

  3. 3

    فقط بعضی ها ماندگار می شوند

    ای عشق ای ترنم نامت ترانه ها
    مهشوق آشنای همه عاشقانه ها
    ای معنی جمال به هر صورتی که هست
    مضمون و محتوای تمام ترانه ها

  4. 4

    name googoosh chun khalij fars va bahre khazar peyvand khorde dar name Mihane azizeman Iran va ta abad niz mandegar khahad bood …

  5. 5

    نازنینی که این متن را نوشته ، گوگوش هرگز با داریوش اقبالی ازدواج نکرده ، همسر سوم شاه ماهی همایون مصداقی روزنامه نگار بوده و همینطور روز میلاد نازنین درست در نیمه بهار است ۱۵ اردیبهشت