Saturday, 18 July 2015
02 June 2020
نغمه‌های ایرانی، عارف قزوینی

«خنیاگر نغمه، سکوت و آزادی»

2010 September 12

آرش و آوا / دفتر آمریکا / رادیو کوچه

arash.ava@koochehmail.com

«ابوالقاسم‌ عارف قزوینی» در سال 1259 در قزوین به دنیا آمد. وی شاعر و تصنیف‌ساز ایرانی و پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فرا گرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد حاج «صادق خرازی» فرا گرفت.  مدتی به اصرار پدر در پای منبر «میرزا حسین واعظ»‌، یکی از وعاظ قزوین‌، به نوحه‌خوانی پرداخت و عمامه می‌بست ولی پس از مرگ پدر عمامه را برداشت و ترک روضه‌خوانی کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

عارف در ۱۷ سالگی به دختری به‌نام « خانم بالا» عشق و علاقه پیدا کرد و با او در پنهان ازدواج کرد. و تصنیف دیدم صنمی … را در وصف او سرود. فشارهای خانواده دختر پس از این‌که مطلع شدند زیاد شد و عارف به ناچار به رشت رفت و پس از بازگشت با وجود عشق بسیار آن دختر را طلاق داد و تا آخر عمر ازدواج نکرد.

عارف در سال ۱۳۱۶ هجری قمری به تهران آمد و چون صدای خوشی داشت با شاه‌زادگان قاجار آشنا شد و «مظفرالدین شاه» خواست او را در ردیف فراش خلوت‌ها درآورد اما عارف به قزوین بازگشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در سال ۱۳۲۳ هجری قمری در زمان آغاز ۲۳ سالگی عارف زم‌زمه مشروطیت بلند گشته بود‌، عارف نیز با غزل‌های خود به موفقیت مشروطیت کمک کرد. «ایرج میرزا» شاعر طنز‌سرای معروف‌، منظومه عارف‌نامه را در هجو وی سروده‌است.

در سال ۱۳۳۵ هجری قمری یکی از دوستان عارف به‌نام «عبدالرحیم خان»  خودکشی کرد و عارف بر اثر این به جنون مبتلا شد و «نظام‌السلطنه مافی» او را برای مداوا به بغداد برد.  پس از چندی با شروع جنگ جهانی اول هم‌راه نظام السلطنه به استانبول رفت.  وی از این سفر پشیمان شد و در سال ۱۳۳۷ هجری قمری به تهران بازگشت و کنسرت با‌شکوهی ترتیب داد.

در اواخر عمر به افسردگی دچار شد و در روز یک شنبه یکم بهمن ۱۳۱۲ خورشیدی در هنگام تبعید در همدان درگذشت. مقبره عارف در میدان «ابن‌سینا»ی همدان است.

او تا اواخر عمر تصنیف‌ها و شعرهای ملی سرود. تصنیف‌های او از دوران مشروطیت و جنگ‌ جهانی اول تا امروز نیز برسر زبان‌ها است. به دلیل سادگی و نداشتن اوج در تصنیف‌های عارف و این‌که غالب تصنیف‌ها قابل اجرا روی یک یا دو گوشه ‌است، تصنیف‌های عارف را به سادگی مردم می‌توانستند بخوانند، از زمان سروده شدن تصنیف‌ها تا به امروز به وسیله خوانندگان غیرحرفه‌ای و حرفه‌ای بارها این تصنیف‌ها خوانده شده، از جمله خوانندگان پرآوازه که برخی تصنیف‌های عارف را اجرا کرده‌اند« قمرالملوک وزیری»‌، «عبداله دوامی»‌، «محمدرضا شجریان»، «صدیق تعریف»‌ و «محسن کرامتی» هستند.

تصنیف‌های او عبارتند از:

از خون جوانان وطن لاله دمیده

دیدم صنمی، سرو قدی، روی چو ماهی، آواز افشاری، ۱۲۶۵

ای امان از فراقت امان، دستگاه شور، ۱۲۷۵ (هم‌زمان با ورود مشروطه خواهان به تهران)

نمی‌دانم چه در پیمانه کردی، آواز افشاری

نکنم چاره اگر دل هر جایی را، آواز افشاری، ۱۲۷۶

افتخار همه آفاقی و منظور منی ،دستگاه سه‌گاه ، (برای افتخارالسلطنه ، دختر ناصرالدین شاه)

توای تاج، تاج سر خسروانی، آواز افشاری، ۱۲۷۷ ، (برای تاج السلطنه ، دختر ناصرالدین شاه)

هنگام می‌فصل گل و گشت چمن شد‌، آواز دشتی‌، (به مناسبت افتتاح دوره‌ی دوم مجلس‌شورای‌ملی‌ایران)

دل هوس سبزه و صحرا ندارد، آواز ابوعطا

نه قدرت که با وی نشینم، نا طاقت که جز وی ببینم، آواز افشاری

ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود، آواز دشتی، ۱۲۸۸ ، (به مناسبت اخراج مورگان شوستر آمریکایی از ایران)

باد فرح بخش بهاری وزید، آواز بیات‌زند

بلبل شوریده فغان می‌کند، دستگاه ماهور، ۱۲۸۹

گریه را به مستی بهانه کردم، آواز دشتی، ۱۲۸۷

از کفم رها شد مهار دل، آواز افشاری، ۱۲۸۸

ترک چشمش ار فتنه کرد راست، گوشه حجاز،۱۲۹۴

چه شورها که من به پا ز شاه‌ناز می‌کنم، دستگاه شور‌، ۱۲۹۵

بماندیم ما، مستقل شد ارمنستان، دست‌گاه سه‌گاه‌،۱۲۹۷

جان برخی آذربایجان باد، آواز دشتی، ۱۲۹۷ (برای آذربایجان‌، در جواب تفرقه‌افکنان)

شانه بر زلف پریشان زده‌ای، به‌به و به، آواز دشتی‌، ۱۲۹۷

رحم‌ ای خدای دادگر کردی نکردی، آواز بیات‌زند، ۱۲۹۷

امروزای فرشته‌ی رحمت بلا شدی، آواز افشاری، ۱۲۹۹

گریه کن که گر سیل خون گری ثمر ندارد، آواز دشتی، ۱۳۰۰ (به مناسبت مرگ کلنل محمد‌تقی‌خان پسیان)

تا رخت مقید نقاب است، آواز بیات‌اصفهان – ۱۳۰۱

ای دست حق پشت و پناهت بازآ، دستگاه شور ،۱۳۰۰(برای سید ضیا)

بهار دل‌کش رسید و دل به جا نباشد، آواز ابو عطا

گو به ساقی کز ایاغی ترکی و ماغی

باد صبا بر گل گذر کن، آواز شوشتری

چه آذرها به جان از عشق آذربایجان دارم، ۱۳۰۳ (به یاد ستارخان و باقر‌خان)

باد خزانی زد ناگهانی، کرد آن‌چه دانی، دستگاه شور ، ۱۳۰۳ (برای آذربایجان)

منبع: فرهنگ و ادب

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,