Saturday, 18 July 2015
26 September 2020
به بهانه مرگ نورمان بورلاگ

«معنای انسان بودن»

2009 September 26

پیام جهانگیری

داشتم فکر می‌کردم این روزها آنقدر گرفتار آدم‌های حقیر و کوچک شده‌ایم که کلن معنای انسان بودن از سر من یکی پریده‌بود. یعنی آدم‌های فرومایه که این روزها مدام با آنها روبرو می‌شوم چه در تلویزیون و منابر، چه در خیابان و معابر، و چه در اطراف و زندگی شخصی، نقش انسانیت و انسان‌بودن را در ذهنم در مسیر فراموشی قرار داده‌بودند.

حافظۀ فراموشکارِ ما انسان‌ها، برای از یادنبردنِ معنای انسان، به‌راستی نیاز به تمرین، بازخوانی و بازسازیِ تصویر انسانیت دارد. هرچند عمیقن فراموشی را یک درمان می‌دانم تا یک درد، اما از یادبردنِ انسان‌های بزرگ، بیماریِ بزرگ و مزمن شده‌ای است که شاید در دوران مدرن همه‌گیریِ آن بیشتر شده‌است.

20090926-weblog-borlog

اما مرگ نورمان بورلاگ (Norman Borlaug) به مثابۀ شوکی بود که مرا از این آلزایمرِ دردناکِ ویران‌ساز به خود آورد و هم‌چون ناقوسی پرطنین، از هم‌زیستیِ با فرومایگان برحذر داشت.

او را پدر «انقلاب سبز» نامیده‌اند. دانشمندی که با تلاش‌ها و پژوهش خود در حوزۀ کشاورزی و اصلاح غذایی توانست جان ملیون‌ها انسان را در مکزیک، چین، هند، پاکستان، خاورمیانه، آفریقا و دیگر مناطق دنیا از گرسنگی نجات دهد.

او که در بین جوایز بی‌شمارش، در 1970 برای «خدمت به انسانیت» جایزۀ صلحِ نوبل را بدو بخشیدند و کنگرۀ ایالات متحده در سال 2007 بالاترین نشان افتخار شهروند آمریکا را به او داد، در دالاسِ آمریکا، در منزل‌اش و در آرامی، به دلیل سرطان، در 95 سالگی درگذشت تا ما را با سرطانِ فرومایگی و انگلِ روزمرگی که بدان دچاریم وابگذارد.

زندگیِ این انسانِ بزرگ، نمونه‌ای ‌است برای زیستنی متفاوت، که در آن، زندگی، معنای فرصتی بنظور تلاشی عملی برای کاستنِ از دردهای بشریت به خود می‌گیرد.

حالا نورمان بورلاگ جدای از تلاش‌های حیات بخش‌اش برای ما یک جملۀ نجات بخش نیز به یادگار گذاشته است:

«تلاش کن به ستارگان دست یابی. هرچند هرگز آن‌ها را لمس نخواهی کرد، اما اگر کوشش‌ات را بکنی، درخواهی یافت که در این مسیر به کم‌ترین گرد و غبارِ فضایی با آن ستاره رسیده‌ای.»

»Reach for the stars. Although you will never touch them, if you reach hard enough, you will find that you get a little ‘star dust’ on you in the process«.

اندیشیدن به او، راه و هدف اش، که ایجاد جهانی بهتر برای ما بود آرامش بخش ذهن خستۀ من است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|