Saturday, 18 July 2015
22 October 2021
وکلایمان، برادران و خواهران زندانیمان را آزاد کنید،

«نسرین ستوده، قاعده‌ها و استثناها»

2010 October 06

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.

طلعت تقی‌نیا

منبع: مدرسه فمنیستی

قاعده: نسرین ستوده 13 شهریورماه در پی احضار به دادسرای ویژه مستقر در اوین، پس از مراجعه بازداشت شد. منزل و محل کار او، هفته پیش از بازداشت توسط نیروهای امنیتی بازرسی شده بود و در جریان آن، بخشی از اسناد و مدارک دفتر و منزل او و همین‌طور مدارک شخصی وی، همسر و دو فرزند خردسالش (پسر ۳ ساله و دختر ۱۱ ساله) ضبط شد.

استثناء: نسرین ستوده دومین فرزندش را باردار است. با این حال، روزها و هفته‌ها بدون توجه به طفل کوچولویی که در رحم‌اش دارد رشد می‌کند مدام از پله‌های دادگاه انقلاب بالا و پایین می‌رود تا در کنار موکلانش از حقوق آنان دفاع کند. در یکی از روزهای مراجعه به دادگاه انقلاب بازپرسی انجام نشد. هنگام ظهر بازپرس‌ها و کارکنان برای نماز و ناهار رفتند و این مادر باردار ناگزیر شد که به دفتر خود بازگردد تا مجددن فردا صبح برای پیگیری پرونده‌ها به دادگاه انقلاب برگردد. زمان خروج از دادگاه، مامور از خارج شدن ستوده به‌دلیل آن‌که برگه خروجش توسط بازپرس امضا نشده بود جلوگیری کرد.

ستوده گناهی جز دفاع بی‌دریغ از آن‌چه انسانی است ندارد

هر چه هم‌راهان وی می‌گفتند خانم ستوده وکیل است و نه متهم و قرار بازپرسی برای موکلش صادر شده نه برای او، اما مامور دربان، قبول نمی کرد. نسرین ستوده که از دست رفتارهای این چنینی عصبانی بود به هم‌راه طفل معصومی که در رحم داشت و بعدها پس از تولد، نیما نام گرفت بر نیمکتی در سالن دادگاه انقلاب نشست. نیمکت از قضا شکسته بود و نسرین ستوده ناگهان به زمین خورد و پشت سرش محکم به زمین اصابت کرد. نسرین بی‌اختیار، فریادی از درد برکشید ولی بلافاصله از جا برخاست و فریاد بعدی ستوده فریاد اعتراض بود به بی حقوقی متهم و موکل و بی احترامی به وکلای قانونی. بارها و بارها موکلین ستوده شاهد اعتراض های قانونی او و گوشزد به اجرای قانون بودند.

قاعده: نسرین ستوده به‌طور طبیعی باید آخرین ماه‌های بارداریش را به روال بیش‌تر زنان پا به ماه، در استراحت و آرامش به سر می‌برد. اما برای نسرین ستوده استراحت و در خانه نشستن معنا نداشت او در هر شرایطی از حقوق موکلانش دفاع می کرد. شجاعت، جسارت و صداقتش در دفاع از حقوق متهمان زبانزد همه موکلان اوست. چرا که نسرین خود با آرمان های عدالت خواهانه موکلانش هم‌راهی می‌کند و به آنان جسارت می‌بخشد. نسرین ستوده آن زمان که پروانه وکالت نداشت با فعالیت‌های رسانه‌ای و انتشار مقالات در ترویج گفتمان حقوق بشر و حقوق زنان در ایران می‌کوشید. بعد از دریافت پروانه وکالت هم هر جا که لازم بود تبعات بی‌قانونی و بی‌حقوقی زنان را شرح می‌داد. در جریان طرح «لایحه حمایت از خانواده» در مجلس هفتم، دو هفته مانده به تولد نیما در نشست هایی که فعالان حقوق زنان برگزار می‌کردند فعالانه شرکت می‌کرد و به نقد لایحه‌ای که قرار بود حقوق زنان را باز هم به عقب برگرداند، با همان متانت و دقت همیشگی‌اش سخن می‌گفت.

نسرین ستوده از جمله وکلایی است که با فعالیت داوطلبانه و رایگانش، امکان دست‌رسی به وکیل را برای افراد بیش‌تری فراهم کردند. او تنها وکیل کنش‌گران حقوق زنان و حقوق بشر نبود. موکلان گمنامی داشت که آن‌گاه که ازیاد همه رفته بودند، می‌دانستند که کسی هست که حفظ حقوق و زندگی شان دغدغه اوست و از هر ابزار قانونی و اخلاقی و انسانی‌ای که می‌تواند برای دفاع از آنان استفاده می‌کند. او یکی از وکلای پی گیر حقوق کودکان زیر 18 سال بود که در آستانه اعدام قرار داشتند و ستوده از هر امکانی برای نجات جان‌شان استفاده می‌کرد، هرچند که او می‌دانست که تغییر قانون می‌تواند نجات‌گر جان این کودکان باشد و همه تلاشش در جهت تاثیر بر افکار عمومی برای درخواست قانونی بود که سن مسوولیت کیفری کودکان را به 9 سال و 15 سال تقلیل می‌داد.

قاعده: نسرین ستوده‌ها شایسته تقدیرند نه بازداشت، نه لغو پروانه‌های وکالت‌شان، نه انحلال کانون مدافعان حقوق بشر آن‌ها که چنین وکلای داوطلب و مردمی را به دور هم جمع می‌کرد تا حقوق بشر را در جامعه عینیت بخشند. جرم نسرین و هم‌کاران جسورش جز عشق به انسان‌ها و برابری شهروندان و آرمان‌های بشر دوستانه نیست.

نیما با خط‌های کنارِ گونه‌اش چه زیبا می‌خندید اما با نگاه آگاه مهراوه چه می‌شود کرد تشویش و ناامنی را می‌توان در نگاهش حس کرد. آری داشتن مادری استثایی در این کشور آرامش به هم‌راه ندارد ولی حتمن افتخار به هم‌راه دارد

قاعده: نسرین ستوده روز قبل از سال‌گرد تولد نیمای 3 ساله‌اش، از زندان اوین با یک تماس تلفنی کوتاه با مهراوه دخترش از سلامت خودش گفت. نسرین نتوانست تولد نیما را جشن بگیرد و او را در تجربه‌های دلنشین کودکانه‌اش هم‌راهی کند. اما دوستان و موکلان نسرین ستوده، تولد نیما را جشن گرفتند تا جای خالی مادر، نتواند نیمای کوچولو را بیش از این، بی‌تاب کند. به راستی یاران و موکلان نسرین چقدر توانستند این روز را بدون حضور مادر تا حدودی طبیعی جلوه دهند؟ باید از دل نیمای 3 ساله پرسید؟

استثناء: نسرین ستوده کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل، وکیل بسیاری از فعالان سیاسی و مطبوعاتی و متهمان بازداشت شده در حوادث پس از 22 خرداد و هم‌کار شیرین عبادی در کانون مدافعان حقوق بشر است. او برنده جایزه حقوق بشر کمیته بین‌المللی حقوق بشر ایتالیا در سال 2008 است. جایزه‌ای که به دلیل ممنوع‌الخروج بودن نتوانست برای گرفتنش رهسپار ایتالیا شود.

قاعده: نیما با خط‌های کنارِ گونه‌اش چه زیبا می‌خندید اما با نگاه آگاه مهراوه چه می‌شود کرد. تشویش و ناامنی را می‌توان در نگاهش حس کرد. آری داشتن مادری استثایی در این کشور آرامش به هم‌راه ندارد ولی حتمن افتخار به هم‌راه دارد.

استثناء: با وجود مراجعه و پی‌گیری‌های خانواده‌ی نسرین ستوده، اما او اجازه نیافت برای خاک‌سپاری و شرکت در مراسم ختم پدرش در مراسم حضور یابد. مسوولان امنیتی و قضایی پرونده، از دادن مرخصی به وی پرهیز کردند. نسرین ستوده در تنهایی مطلق تمام نشدنی سلولش چه‌گونه سوگواری می‌کند در حسرت لحظه‌های آخرین دیدار پدر.

قاعده: نسرین ستوده یک وکیل شناخته شده است و سابقه کاری درخشانی به هم‌راه دارد نه فرار می‌کرد و نه پنهان می‌شد. او خانواده و دو فرزند خردسال دارد، طبیعتن باید اجازه می‌یافت در آخرین دیدار و هم‌چنین مراسم ختم پدرش شرکت کند.

مشق هفته: نسرین ستوده کنش‌گر، وکیل با جسارت، مادر و همسر، زندانی است. ستوده گناهی جز دفاع بی‌دریغ از آن‌چه انسانی است ندارد.

سیاه مشق: وکلایمان، برادران و خواهران زندانیمان را آزاد کنید. آن‌ها سرمایه‌های اجتماعی و فرهنگی ما هستند. خواسته آنان چیزی جز رفع تبعیض و نابرابری و اجرای عدالت نیست. وای به کشوری که موکلان تنهایند وکلا یا در زندانند و یا در غربت. وای به مردمی که قاعده استثنایشان به‌هم ریخته است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,