Saturday, 18 July 2015
26 October 2020
به بهانه درگذشت «عبدالکریم شریعتی»

«همیشه افکار شریعتی را بزرگ می‌دانست»

2010 October 11

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

خبر کوتاه و مختصر بود. «عبدالکریم شریعتی‌مزینانی» روز چهارشنبه سی‌و‌یکم شهریور ماه در مشهد درگذشت. عبدالکریم شریعتی که پسر عموی دکتر «علی شریعتی‌مزینانی» بود، یکی از مفسران قرآن و محققان در حوزه علوم دینی بود که هم خواست‌گاه حوزوی داشت و هم دانش‌گاهی. او به رغم تلاش بسیاری که او را در تضاد با اندیشه علی شریعتی معرفی می‌کردند به نقل از فرزندش هم‌راه در تلاش برای حفظ اندیشه علی شریعتی اندیش‌مند حوزه علوم دینی داشته است. چنان‌چه پسر وی می‌گوید: «مرحوم عبدالکریم شریعتی با وجود دغدغه‌ها و مشکلاتی که در زندگی داشت تمام تلاشش را برای زنده نگه‌داشتن نام و اندیشه دکتر علی شریعتی انجام می‌داد.»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سعید شریعتی‌مزینانی پسر عبدالکریم شریعتی، در خصوص شخصیت این محقق اشاره به دقت و تلاشش در حوزه فعالیت تحقیقی‌اش می‌کند و او را فردی خیرخواه و دل‌سوز می‌داند.

عضو هیت علمی جهاددانش‌گاهی مشهد در خصوص رابطه‌ پدرش با دکتر علی شریعتی اظهار می‌کند: «این رابطه فامیلی خیلی قابل توجه بود و دل‌بستگی و اهتمام او نسبت به دکتر علی شریعتی بسیار زیاد بود تا آن‌جاکه در تمام مناسبت‌هایی که مربوط به دکتر بود حضور پیدا می‌کرد و یک انگیزه تمام ناشدنی برای اندیشه‌ها و آرمان‌ها و دفاع از دکتر داشت؛‌ او هم‌چنین کتاب‌هایی را هم در مورد آثار دکتر و پدرشان(محمد تقی شریعتی) به چاپ رساند.»

من ایمان دکتر شریعتی را در موردی دیدم که شکل اعجاز داشت

او ادامه می‌دهد: «تمام ذهن و دل‌بستگی‌اش این بود که دکتر علی شریعتی مطرح شود و در مقابل بی‌انصافی‌ها و داوری های از سر ناآگاهی، به شدت رنجیده و برافروخته می‌شد و سعی می‌کرد آن طوری که دکتر را می‌شناخت به همه معرفی کند و ثمره این شناخت آثار و مقالات متعددی است که در ارتباط با دکتر علی شریعتی و پدرشان از وی به چاپ رسیده است و هم‌چنین درباره‌ سال‌گرد پدر دکتر شریعتی نیز هر سال مقاله‌ای چاپ می‌کرد.»

به نقل از سایت سبزوار، سعید شریعتی با اشاره به رابطه‌ پدرش با پدر دکتر علی شریعتی می‌گوید: «ارتباط مرحوم دکتر عبدالکریم شریعتی با دکتر محمدتقی شریعتی یک ارتباط حضوری مستقیم و خیلی صمیمی و نزدیک بود و تا زمانی که پدربزرگم در قید حیات بود این ارتباط به گستره‌ اندیشه و فکر و رابطه‌ عاطفی و معنوی برقرار بود.»

عبدالکریم شریعتی مزینانی داماد محمدتقی شریعتی و پسرعموی دکتر علی شریعتی در تاریخ 1306در مزینان سبزوار متولد شد و از سن هفده سالگی وارد حوزه علمیه شد و به مدت ده سال دروس حوزه را تا آخر شرح لمعه آموخت. وی با مدرک لیسانس الهیات بازنشسته اداره آموزش و پرورش بود. و از او پنج جلد کتاب به جای مانده است.

مگر من در نماز به پیامبر سلام نمی‌کنم، سلام را انسان به مخاطب می‌دهد نه به مغایب و اولین سلام بر نبی است

عبدالکریم شریعتی در جایی می‌گوید: «بیست و نه خرداد هر سال یادآور درگذشت بزرگ معلمی است که دردمندانه به بازسازی و احیای هویت دینی نسل جوان اقدام کرد و سراسر عمر خود را به تحلیل و تبیین مسایل اسلامی گذراند، من ایمان دکتر شریعتی را در موردی دیدم که شکل اعجاز داشت، وقتی زندان‌بانش از او می پرسد شریعتی! ما هر کسی را این‌جا می‌آوریم بعد از چند ماهی یا از کرده‌اش پشیمان می‌شود و به سوی ما برمی‌گردد و یا بلایی سرش می‌آید که قدرت تحمل این جا را ندارد و به هر صورت خود را نجات می‌دهد اما تو در این مدت هیچ تقاضایی از ما نداشتی هفده ماه، تنها چگونه صبر کردی؟

دکتر می‌گوید: «مگر من در نماز به پیامبر سلام نمی‌کنم، سلام را انسان به مخاطب می‌دهد نه به مغایب و اولین سلام بر نبی است. سلام اول نماز پیامبر و نبی(ص) را احضار می کند و وقتی من در حضور پیغمبر هستم تنها نیستم و این ایمان مرا نگه داشته است که طرف تعجب می‌کند.»

در خصوص شخصیت و نوع نگاه عبدالکریم شریعتی که در برخی موارد او را رودروی اندیشه‌های شریعتی می‌خواندند با «ناصر آملی‌‌مقدم» روزنامه‌نگار و محقق گفت‌و‌گو کردم و خواستم نگاه خود را نسبت به این محقق حوزه علوم دینی بگوید.

آقای عبدالکریم شریعتی داماد استاد محمدتقی شریعتی و پسر عموی دکتر علی شریعتی چندی پیش در اواخر شهریور ماه درگذشت. در مورد ابعاد شخصیتی آقای عبدالکریم شریعتی برای ما توضیح دهید. او در چه حوزههایی فعال بود و ارزیابی شما به لحاظ فعالیت او در دوران حیاتش چیست؟

همان‌طور که گفتید آقای عبدالکریم شریعتی داماد استاد محمدتقی شریعتی و پسر عموی دکتر علی شریعتی بودند. معلم بودند و مدت‌ها بود که بازنشست شده بود. من از اولین سال‌هایی که با خانواده‌ی استاد شریعتی آشنایی پیدا کردم به این معنا که به خانه‌ی استاد  به‌ویژه یک سال قبل و بعد از انقلاب می‌رفتیم، هر‌گاه که من برای سوال یا پرسشی خدمت استاد می‌رسیدم می‌دیدم او علاوه بر این‌که داماد استاد شریعتی بود یکی از نزدیک‌ترین و محرم‌ترین افراد به پدر مرحوم دکتر شریعتی بود و همواره در کنار ایشان و تا آخر عمر هم با استاد شریعتی محشور بود.

از لحاظ فکری هم کاملن متاثر از اندیشه‌های استاد شریعتی بود. ایشان به دکتر شریعتی علاقه‌ی زیادی داشت اما به آن اندازه که ما با ایشان در ارتباط بودیم تاثیر بسیار زیاد اندیشه‌های پدر دکتر شریعتی را در ایشان می‌دیدم.

استاد محمدتقی شریعتی در واقع کارشناس مسلم تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه بود و در تمام عمرش آن‌چه بسامد واقعی اندیشه‌های استاد بود کم‌تر سخنی به جز درباره‌ی قرآن و نهج‌البلاغه گفت. آثار چنین همت و توجهی را در نزدیکان ایشان و به‌ویژه در آقای عبدالکریم شریعتی هم می‌شد دید. او در صحبت‌هایش کاملن بر قرآن و نهج‌البلاغه متمرکز بود. در استدلال‌ها و برهان‌های نقلی که در سخن‌رانی‌ها و نوشته‌هایش که کم و بیش منتشر شده هم، از قرآن و نهج‌البلاغه  سخن بود.  او کاملن تحت تاثیر استاد محمد تقی شریعتی بود.

آقای عبدالکریم شریعتی از نو‌اندیشی دینی، آقای طالقانی، مرحوم مهندس بازرگان و بیش‌تر از همه استاد محمدتقی شریعتی متاثر بود

من از سال 65 در روزنامه‌ی «خراسان» مشغول بودم و تا سال 69 سردبیر این روزنامه بودم. از همان سال‌ها تا زمانی که به روزنامه‌ی «توس» منتقل شدم و تا آخر دوره‌ای که در این روزنامه بودم به‌جز این‌که به منزل استاد شریعتی برای کسب فیض و عرض ادب می‌رفتم، خدمت آقای عبدالکریم شریعتی  هم می‌رسیدم. ایشان مقالاتی پیرامون تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه برای روزنامه‌ی خراسان و توس می‌آورد. من مطالب را می‌دیدم و برای چاپ آن‌ها را ارسال می‌کردم. البته ایشان هر ساله در سال‌گردهای دکتر شریعتی و پس از آن در سال‌گردهای ارتحال استاد محمدتقی شریعتی هم مطالب خوبی را می‌نوشتند و به دفتر روزنامه می‌آوردند و ما آن‌ها را چاپ می‌کردیم.

ایشان نام شریعتی را داشتند و متاثر از شریعتی‌ها بودند اما ارتفاع وجود نظری ایشان قابل قیاس با استاد شریعتی و فرزندش دکتر شریعتی نبود. البته شخص صدیق‌النفس و عنصر فرهنگی بود. بسیار تلاش می‌کرد و دغدغه‌ی دین، دانش، قرآن، نهج‌البلاغه و شریعتی‌ها را داشت.

به فعالیت‌های ایشان در قرآن و نهج‌البلاغه اشاره کردید.  ظاهرن ایشان در حوزه‌ی فلسفه‌ی دینی هم فعالیت‌هایی داشت. اگر صحت دارد بگویید نوع نگرش ایشان به فلسفه‌ی دینی، نگرش حوزوی بوده یا نگاه متفاوتی به فلسفه‌ی اسلامی داشت؟

من ندیدم. از ایشان چیزی هم در این زمینه منتشر نشده یا اگر شده من ندیدم. تحصیلات اصلی  ایشان تحصیلات حوزوی بود اما تحصیلات جدید ولی نه در دوره‌های آکادمیک هم داشت. ملبس به لباس روحانیت بود و بعد، از این لباس در‌آمده بود. به همین دلیل هم ایشان در مشهد به «شیخ عبدالکریم شریعتی» مشهور بود. لذا بیش‌تر گرایش و توجه او به آموزه‌های حوزوی معطوف بود. اما آموزه‌های حوزوی که تحت‌تاثیر نواندیشی دینی قرار گرفته بود و این تاثیر‌پذیری را هم بیش‌تر از رونسانسی گرفته بود که استاد شریعتی در خراسان، ایران و تا حدی جهان اسلام  ایجاد کرده بود.

آقای عبدالکریم شریعتی از «نو‌اندیشی دینی»، آقای «طالقانی»، مرحوم مهندس «بازرگان» و بیش‌تر از همه استاد «محمدتقی شریعتی» متاثر بود. می‌دانید که ذوق مذهبی در استان خراسان ذوق فلسفی نیست. استان خراسان یکی از پایگاه‌های مقابله با اندیشه‌ی فلسفی است. در خراسان مکتب تفکیک وجود دارد. استاد شریعتی و دکتر شریعتی هم خیلی میانه‌ی خوبی با فلسفه نداشتند. البته نمی‌توان گفت آن‌ها مکتب تفکیکی بودند. اما از آن فضا و گفتمانی که در معرفت دینی خراسانی حاکم بود آن‌ها نیز تاثیر پذیرفته بودند. لذا شیخ عبدالکریم شریعتی نیز تا آن‌جا که من با ایشان نشست و برخاست داشتم، آثار و مقالات و کتابی که اخیرن در رابطه با دکتر شریعتی منتشر کرده بودند را خواندم، هیچ ذوق فلسفی و معرفت‌شناسانه نداشت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,