Saturday, 18 July 2015
30 November 2020
پس از ارسال نامه‌ی اعتراضی به نمایندگان مجلس،

«محرومیت از تحصیل برای مرادی، فعال دانشجویی»

2010 October 13

خبر / رادیو کوچه

روز سه‌شنبه، سعید مرادی نقده دانشجوی رشته حقوق دانشگاه گیلان، از فعالان دانشجویی و مدیر مسوول سابق نشریه «قوپوز» از سوی هیت گزینش سازمان سنجش ممنوع‌التحصیل اعلام شده است.

به گزارش دانشجو نیوز، سعید مرادی نقده در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در ستاد اصلاح‌طلبان گیلان فعالیت می‌کرده است. وی هم‌چنین عضو شورای سردبیری نشریه «چاغری»، دبیر انجمن شهریار و انجمن اسلامی دانشگاه گیلان نیز بوده است.

این فعال دانشجویی اخیرن با ارسال نامه‌ای به نمایندگان مجلس اعتراض خود را از بی‌پاسخ ماندن پی‌گیری‌ها و تلاش‌هایش در مراجعه به سازمان سنجش، مقامات ومسوولان کشوری بیان داشته است.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم‌اله الرحمن الرحیم

اقرا باسمه ربک الذی خلق…

خدمت آقایان:

دکتر علی لاریجانی ،ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

دکتر جواد جهانگیرزاده ،نماینده محترم مردم ارومیه

علی زنجانی حسنلویی،نماینده محترم مردم نقده و اشنویه

با سلام

چندین بار قصد کردم که دست به قلم شوم و نامه‌ای از سر درد به شما بنویسم اما قلم مرا یاری نکرد. در این چند سالی که در منصب نمایندگی مجلس قرار دارید مطمئنن از اوضاع دانش‌گاهیان‌، اساتید و دانشجویان مطلع هستید‌؟ آیا کلماتی مانند نقلاب فرهنگی دوم، بازنشستگی اجباری اساتید دانش‌گاه، بازداشت وتعلیق دانش‌جویان منتقد دولت به گوشتان خورده است؟ از گرفتاری عزیزان دانشجوی فعال در نشریات، انجمن‌های اسلامی و کانون‌های فرهنگی که توسط وزارت علوم تحقیقات و فناوری دولت کریمه آقای احمدی‌نژاد ایجاد شده آگاهید؟ حتمن که مطلع و با خبرید که این‌ها خبرهای تازه‌ای نیستند. چرا که به فرموده امام (ره): «مجلس در راس امور است» و چه امری مهمتر از وضعیت دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی.

جناب آقای رییس ونمایندگان محترم مجلس،

چندماهی از پیروزی آقای احمدی‌نژاددر انتخابات ریاست جمهوری 84 نگذشته بودکه زمزمه‌هایی رسید مبنی بر ایجاد فضای امنیتی در دانشگاه‌ها وشروع انقلاب فرهنگی دوم، افزایش فشار بر دانشجویان فعال و منتقد، توقیف نشریات دانشجویی و این‌که در آزمون کارشناسی ارشد عده زیادی از داوطلبین علی‌رغم کسب رتبه‌های عالی توسط هیت گزینش سازمان سنجش ستاره‌دار شناخته شده و اجازه تحصیل در آن مقطع را به آن‌ها نداده‌اند.

این اتفاق در سال‌های بعد نیز با شدت وحدت بیش‌تری تکرار شد. دانشجویان ستاره‌دار و خانواده‌های محترمشان با بیان اعتراض و نامه‌نگاری به نمایندگاه محترم مجلس، مقامات و مسوولین عالی‌رتبه نظام و اعلام شکایت به دیوان عدالت اداری خواستار رفع تبعیض واحقاق حق قانونی خود شدند. اما علی‌الظاهر دولت مهرورز و وزارت علوم محترمشان عزمشان را جزم کرده بودند تا به هر طریقی که شده تفسیرهای مجعول نادرست وخلاف واقع خود از فرمایشات امام خمینی و رهبر انقلاب را صورت تحقق ببخشند. امری که در دور دوم ریاست پر حرف وحدیثشان به حدی رسیده که حتا صدای مراجع تقلید را نیز در آورده است.

مقام رهبری در وقایع تیر 78 فرمودند «خدا لعنت کند دست‌هایی را که نمی‌گذارند دانشجو سیاسی باشد». در سال‌های اخیر نیز در دیدارهای مختلفی که با جامعه علمی _دانشگاهی کشور داشتند بر مسوولیت اجتماعی_سیاسی دانشجویان تاکید داشته و دارا بودن بینش و تحلیل از اوضاع کشور بدون دنباله روی از گروه‌ها و جناهای سیاسی را از وظایف دانش‌گاهیان دانسته‌اند. اما متاسفانه آن‌چه در واقعیت به وقوع پیوسته خلاف این فرمایشات را میرساند. بازداشت وتعلیق صدها تن از فعالین دانشجویی آذربایجانی در سال 85 و تیر 87 به علاوه اتفاقات ناگوار خرداد 88 که دل هر ایرانی مسلمان را به درد می‌آورد تنها گوشه‌ای از واقعیات جامعه دانشگاهی است. دانشجویانی که اکثر آن‌ها متعهد و از خانواده‌های با ایمانی بودند که نتوانستند وجدان خود را در قبال اوضاع کشور خاموش نگهدارند و مسوولیت اجتماعی خود را از یاد نبردند اما چنان بلایی سرشان آمد که خود خبر دارید. به خدا شرمم می‌آید در حالی‌که دوستان و هم‌کلاسی‌های من ماه‌ها است که در بازداشت به سر می‌برند و عده کثیری هم در حال سپری کردن حبس‌های چندین ساله خود هستند در این اوضاع مدعای حق ادامه تحصیل خود را به شما عرضه کنم.

در هر حال جناب آقای رییس و نمایندگان عزیز،

بنده سعید مرادی نقده، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه گیلان و داوطلب کنکور کارشناسی ارشد سال 89 مثل چه بسیار از هم‌قطاران و هم‌ردیفانم در طول دوران تحصیل با سودای تعالی خود و میهن اسلامی بدون اندک غفلتی در علم آموزی وتحقیق و پژوهش در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی دانشجویی هم دستی داشته‌ام. سابقه بنده نیز گواه آن است که در مدت حضور در نهادهای و کانون‌های دانشجویی و یا ستادهای انتخاباتی به هیچ وجه از قوانین عادی ورسمی کشور و آیین‌نامه‌های دانشگاهی تخطئی ننموده‌ام.

به طوری‌که حتا یک اخطار کتبی هم از سوی کمیته انضباطی دانشگاه گیلان در‌یافت ننموده‌ام. جهت اطلاع می‌توانید از حراست دانشگاه استعلام بفرمایید. لازم به ذکر است اگر چه دو‌بار که مدت هر یک کم‌تر از یک ماه بود خدمت دوستان امنیتی بازداشت شده‌ام اما خوش‌بختانه از سر رافت بوده یا حکمت و یا تقدیر تا به حال حکمی از محاکم قضایی در یافت نکرده‌ام. تا این‌که در این اواخر جهت رفع به اصطلاح نقایص، پرونده کنکور کارشناسی ارشد به هیت گزینش سازمان سنجش کراجعه کرده بودم که اطلاع یافتم آن هیت مقرر فرموده‌اند که ادامه تحصیل به صلاح خود و خانواده‌ام نیست و بدین ترتیب مرا از ادامه تحصیل در مقطع فوق لیسانس بازداشتند.

آقایان نماینده مجلس،

شما خود در جای‌گاهی قرار دارید که وظیفه اصلی آن بعد از قانون‌گذاری‌، نظارت بر قوه مجریه وحسن اجرای قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی است. ابزار قانونی این امر توسط قانون‌گذار سوال، تذکر واستیضاح تعیین شده است. تکرار این جمله امام (ره) که در ابتدا عرض کردم شاید اساعه ادب خدمت نمایندگان باشد اما در این خزان پاییزی به نظر می‌رسد بیش از این بایستی مستمسک قرار گیرد که «مجلس در راس امور است». مطمئنن امور دانشگاه به‌ویژه وضعیت دانشجویان ستاره‌دار واجد اهمیت و ارزش و توجیه منطقی در محضر نمایندگاه مجلس هستند که لیاقت چند دقیقه سوال از ریاست جمهوری محترم‌، وزیر علوم و مسئولین سازمان سنجش داشته باشند.حال درخواست دارم اگر مایلید اعتماد سلب شده دانشجویان ستاره‌دار از نمایندگان مجلس، مسوولین وزارت علوم و مخصوصن جناب آقای احمدی‌نژاد بیش از این زایل نگردد چندین تذکر و سوال ذیل را در حق ما مبذول فرمایید:

مگر نه اینست که دانشگاه را مبدا تحولات می‌شناسیم و دانشجو باید سیاسی باشد، پس چرا فعالین دانشجویی منتقد دولت متحمل هزینه‌های زیادی شده و از حق طبیعی خود جهت ادامه تحصیل محروم می‌شوند؟ آیا با حق ادامه تحصیل آشنایی دارید و تا به حال به اصول 3،20،و 30 قانون اساسی ومواد 22 و 27 اعلامیه حقوق بشر و ماده 13 میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی اجتماعی و فرهنگی نگاهی انداخته‌اید؟ شاید این اصول را نیز هم‌چون قطع‌نامه‌های شورای امنیت بی‌ارزش و عبث می‌پندارید و اعتنایی به آن‌ها قائل نیستید؟ اما بدانید باعث تاسف بسیار است که در مناظره‌های انتخاباتی به ویژه در مقابل هم‌زبان عزیزم مهندس موسوی از پایبندی به قوانین دم میزدید اما به قوانین مصوب خودتان ترتیب اثر نداده و آن‌ها را نقض می‌کنید. حل و رفع این تناقض آشکار و تبعیض آمیز بر عهده نمایندگان محترم مجلس است اما از آن‌جایی که ایشان را نازلتر از خود می‌دانید چندان امیدی با آن هم ندارم.

مگر نه این‌که در تعالم مذهبی ما مقام عالم والاتر از شهید شناخته شده است و حق تحصیل جزو حقوق اولیه شناخته شده است که اگر در چین هم باشد بایستی در جستجوی آن دریغ نورزیم؟ سه سال است که برای دانشجویان ناصالح از نظر سازمان سنجش کارنامه هم صادر نمی‌کنند آیا لیاقت دریافت کارنامه‌ی آزمونی که در آن ثبت نام و شرکت کرده‌ایم نیز نداریم؟

آقای رییس جمهوری وزیر محترم علوم و مسوولین سنجش،

من دانشجویی که با شما سخن می‌گویم بیش از یک سال است که پدر و مادرم جدا ازهم زندگی می‌کنند و مادرم با 3.4 حقوق بازنشستگی پدرم زندگی من و برادر کوچکم را با خون دل و زحمات فراوان اداره می‌کند به امید آن‌که من و برادرم در دانشگاه‌های سراسری قبول شده و مدارج علمی را با افتخار طی کنیم. به همین دلیل تبعن بنده در کنار تحصیل و آماده‌سازی برای کنکورکارشناسی ارشد در این یک سال برای این‌که فشار زیادی به خانواده وارد نیاید مجبور بودم علاوه بر دانشجویی شغل شریف کار‌گری را هم تجربه کرده باشم. بنا‌براین چرا از همان ابتده صلاحیت من را بررسی نمی‌کنید تا این‌همه وقت و انرژی بی‌حاصل را به جای علم آموزی صرف کار بکنم که صلاحیت آن را دارم؟

راهی که در پیش گرفته‌اید نه به صلاح دانشجو نه دین و مذهب نه آینده انقلاب و نه حتا بشر است‌. دانشگاهی را که می‌خواهید با این اعمال و محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها اسلامیش کنید به نظر می‌رسد اندک مایه‌های انسانی خود رادر حال از دست دادن است.

مگر می‌شود دانشگاه را از روح آکادمیک آن یعنی آزادی و آزاد اندیشی ونقد علمی محروم کرد و انتظار داشت که رتبه‌های علمی جها از آن کشور ما باشد؟

سعید مرادی نقده دانشجوی ممنوع‌التحصیل کارشناسی ارشد سال 89

مهر ماه 1389 هجری شمسی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,