Saturday, 18 July 2015
24 October 2020

«گالری/به‌نام مرضیه و شب‌های مهتاب سرزمین‌مان»

2010 October 16

رضا دقتی

نمی‌دانم چندسال پیش بود دقیقن که خبر شدم به پاریس آمده است. پیغامی فرستاده بود که دلش می‌خواهد هم ببینمش و هم از او عکاسی کنم. می‌گفت که می‌دانم که پیر شده‌ام، اما پیری فقط در ظاهر است و در چین و چروک صورت. راست می‌گفت. قلبش هنوز با آوایی حتا بلندتر و دورتر از خاک وطن شب‌های مهتاب ایران زمین را می‌سرود.

قبل از آن‌که عکاسی را شروع کنم مثل همیشه خواستم آوازی بخواند تا حالت و حس درونی هنرمند را در هنگام اجرای هنرش ببینم و آن‌چه را که در درون آشفته و پرجوش هنرمند است، در خطوط صورتش به تصویر بکشم.

سپس عکسی از جوانی‌اش نشانم داد. نه برای آن‌که مثل بسیاری نشان دهد که چهره‌ی دیگر داشته است، بلکه از این سو که گذشت زمان را در تصویری واحد بیان کنم.

مرضیه و هزاران هنرمند ایران زمین، هزاره‌ها و قرن‌هاست که با آتش بانگ نای‌شان شعله‌ی این فرهنگ را در مقابل طوفان‌ها زنده نگه داشته‌اند و از نسلی به نسلی سپرده‌اند.

آری، هجوم این طوفان سیه دل بر دل این سرزمین همه‌ی ما را می‌خواند تا دوباره هم ندا شویم و با یاد مرضیه راهی را ادامه دهیم تا بار دیگر سرود عاشقانه‌ی شب‌های مهتاب را آزادانه در سرزمینمان فریاد کنیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , ,