Saturday, 18 July 2015
31 October 2020

«بیم و امیدهای شصت و نُه شبانه‌روزه‌ی یک جهان»

2010 October 16

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.

پیام جهانگیری

به‌راستی چقدر دنیا کوچک شده است، چقدر انسان‌ها به هم نزدیک شده‌اند و چقدر سرنوشت آن‌ها برای یک‌دیگر اهمیت یافته است. در این دنیای جدید که بی‌تردید محصول گسترش ارتباطات است، بسیاری از گزاره‌ها و مفاهیم، نیاز به بازتعریفی دوباره دارند. دیگر مسایل داخلی کشورها، تنها مربوط به خودشان نیست. همه چیز جهانی شده است. اصطلاح دهکده‌ی جهانی به مرور به واقعیتی گریزناپذیر تبدیل شده است. امروز دیگر، مرگ آبزیان خلیج مکزیک تنها امری مربوط به قاره‌ی آمریکا نیست؛ همان‌گونه که حوادث پس از انتخابات ایران نیز مسئله‌ای صرفن ملی محسوب نمی‌شد. اینها را گفتم تا به خبر مسرت‌بخش «پایان پیروزمندانه‌ی عملیات نجات سی‌و‌سه معدن‌چی در شیلی» برسم.

شاید تاکنون نجات جان انسان‌های گرفتاری، این‌چنین جهانی را با خود هم‌راه نکرده باشد. این تنها خانواده‌های معدن‌چیان نبودند که چشمان گریان و نگران‌شان به عملیات نجات جان عزیزان‌شان بود؛ تنها آن‌ها نبودند که در فاصله‌ی هفتصد متری از آن انسان‌های گرفتار در زیر زمین، شمع‌هایشان را به نشانه‌ی روشن نگاه داشتن امیدهایشان روشن نگاه می‌داشتند و هم‌راه با بیم و امید، روزها را به شب و شب‌ها را به روز می‌رساندند، در کنار آنان، میلیاردها انسان دیگر نیز در سرتاسر این کره‌‌ی خاکی با این بیم و امیدهای انسانی، سرنوشت هم‌نوعان گرفتار خویش را شصت و نُه شب و روز دنبال کردند.

براستی نجات جان آن سی و سه نفر جهانی را شادمان کرد و اشک شوق انسان‌های بشردوست را روان گردانید. اما در کنار این شادی مشترک، آن احساس زیبا و همدلی و هم‌بستگی جهانی، که فراتر از مرزها، اعتقادات و تفاوت‌هاست، پیامی انسانی را به یادها نشاند. پیامی که پژواک طنین دلنشین آن از پس سده‌ها به گوش می‌رسد.

آری، امروز پیام انسانی، روشن‌فکرانه و متعهدانه‌ی شارح فرزانه‌ی فرهنگ ما، سعدی بزرگ، پس از هفتصد سال به واقعیتی نویدبخش در سطح جهانی تبدیل گشته است:

بنی آدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی‌غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,