Saturday, 18 July 2015
29 October 2020

«نامه یک زن ایرانی»

2010 October 17

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.


پیاده از کنارت گذشتم، گفتی: «قیمتت چنده خوشگله؟»

سواره از کنارت گذشتم، گفتی: «برو پشت ماشین لباس‌شویی بنشین»

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود.

در صف فروش‌گاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود.

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی.

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من.

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی.

در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی: «زهرمار»

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود.

در پارک، به خاطر حضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم.

نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده می‌دادی.

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی.

مرا ارشاد می‌کنند تا تو ارشاد شوی.

تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است.

من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده‌ام.

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی.

عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد.

من باید لباس‌هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش‌تیپ.

من باید غذا بپزم و به بچه‌ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر.

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است.

وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است.

مردی به من نشان بده.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , 

۱ Comment


  1. کاوه
    1

    این جمله به نظرم درست نیست
    “در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی”
    اینکه زن توقع داشته باشه در اتوبوس یا مترو مرد جاش رو به اون بده
    چه فرقی می کنه مرد سرپا باشه یا زن؟!
    به نظرم اینم خودش یه نوع توجه تبعیض آمیز به زنه که پشتش همون تفکر ضعیفه بودن زن خوابیده. حالا شایدم در ظاهر احترام آمیز به نظر برسه…