Saturday, 18 July 2015
30 October 2020
دایره‌ی شکسته- آیین

«سرخ چونان خون سیاووش»

2010 October 18

مه­شب ­تاجیک/ رادیو کوچه

«پس اهورامزدا اراده کرد که آفریده‌اش آزاد باشد، تا حدی که بتواند آفریدگار خود را نیز انکار کند.»

مرگ سیاووش در ایران مترادف است با آیین سو‌گ‌واری و رویش و از نو متولد شدن.«مهرداد­بهار» اسطوره‌شناس، می­گوید حاجی فیروز بازمانده­ی آیین ایزد شهید شونده است و مراسم سوگ سیاووش نیز نموداری از همین آیین است. چهره سیاه او نماد بازگشت از جهان مردگان و لباس سرخ او نیز نماد خون سرخ سیاووش و حیات مجدد ایزد شهید شونده‌، و شادی او شادی زایش دوباره آن‌هاست که با خود رویش و برکت می­آورند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید


هم پایه­ی «دوموزی» بین­النهری، در ایران سیاووش را داریم که شهید می­شود و سپس در قالب کیخسرو باز زنده می­شود. یعنی همین داستان نو شدن جهان در جشن نوروز. سیاووش در افسانه­های ایرانی نماد مظلومیت و بی­گناهی است. از خون به ناحق ریخته­ی او هر بهار گیاه پر سیاووشان بر لب جوی­ها و آبگیرها می­روید. گمان می­رود سیاووش در افسانه­های بسیار کهن آریایی مظهر گیاه و سرسبزی باشد و مرگ جان‌گداز او فرا رسیدن فصل سرما و برخاک افتادن گیاه را خبر می­دهد. در فرهنگ ایرانی نخستین و روشن‌ترین سند عزاداری ثبت شده سوگ سیاووش است. بنابراین آن‌چه در «تاریخ­بخارای­نرشخی» آمده نقل است که «مردم بخارا را در کشتن سیاووش نوحه‌هاست چنان‌که در همه­ی ولایت‌ها معروف است و مطربان آن‌را سرود ساخته‌اند و قوالان آن را گریستن مغان خواندند و این سخن زیادت از سه هزار سالست».

مراسم خاص عزاداری سیاووشان یا سووشون که تا زمان های نه چندان دور، رایج بوده، دلیلی بر این باور است که خونی به ناحق ریخته شده و از آن خون دوباره انسانی به‌وجود آمده است. در این مراسم شبان گاه بر مرگ سیاووش نوحه و زاری می کردند و زنان دسته های موی خود را به نشان فرو ریختن برگ‌ها می بریدند و آن را بر درختان نظر کرده می آویختند. سو‌گ‌واری های محرم را نیز با این مراسم بی ارتباط نمی‌دانند. چنان‌که عاشورای روستای ابیانه به دلیل تاثیر آیین «سووشون»  «سوگ سیاووش» با عاشوراهای دیگر در ایران تفاوت دارد. مردم این روستا نخل 60 ساله ی ابیانه را چند روز پیش از تاسوعا‌، بیرون می آورند و در روز عاشورا با کمک چهار دسته ی بزرگ چوبی اش، در شهر حرکت می دهند. نخل‌گردانی در ابیانه به مراسم سووشون که در آن چادر حامل جنازه  سیاووش را دور شهر می‌گرداندند‌، باز می گردد.

«ذکر­بخارا» در شرح جنگ کیخسرو می‌نویسد:

اهل بخارا بر کشتن سیاووش سرودهای عجب‌ست و مطربان آن را کین سیاووش گویند، و «محمدبن‌جعفر» گوید که این تاریخ سه هزار سال است. به غیر از نقل‌قول نرشخی در نقش‌های دیواری که در نزدیک سمرقند کشف شده سو‌گ‌واری را نشان می‌دهد که در ظاهر بر سوگ سیاووش است. دراین تصویر یک عماری باز است و سیاووش و شبیه او برآن خفته و مردم بر سر روی خود می‌کوبند. سوگ سیاووش از جمله منابع «شبیه» یا «تعزیه» است. سیاوش ،سیاووش، سیاوخش، دارنده­ی اسب گشن سیاه نام فرزند کیکاووس و پرورده­ی رستم است که نامادری­اش سودابه بر او دل باخت و او را به خود خواند، اما سیاووش تن در نداد. پس به سعایت او با خشم کیکاووس روبه‌رو شد و ناگزیر برای اثبات بی‌گناهی خود از آتش گذشت. آن­گاه با سپاهی انبوه به جنگ افراسیاب رفت و با او صلح کرد. کاووس نپذیرفت و در نامه­ای او را سرزنش کرد و او رنجیده به توران رفت. افراسیاب و پیران وزیر، مقدم او را گرامی داشتند و دختران خود فرنگیس «فری­گیس» و جریره را به او دادند که دو فرزند او کیخسرو و فرود از آن‌هاست.

خبر قتل سیاووش در ایران غوغایی برانگیخت. مردم بر سر و صورت زدند و نوحه و زاری و خیرات کردند. گمان بردند که به­گاه کشته شدن او در کیهان بادی تند برخاست و غباری ستبر برانگیخت و تاریکی همه جا را گرفت. رستم و دیگران برهنه­سر، شصت روز به سو‌گ‌واری نشستند. در ماتم او لباس سیاه پوشیدند که روزی تاریک و سیاه است. گفتند او مظلوم به قتل رسید و از قتل خود آگاهی داشت و مصایب خود را در خواب دید. زنان، در نقش­ها، بر سر و سینه می­­زنند و عماری او را بر دوش می­برند و مهر و ناهید در سوگ او شرکت دارند. سپس رستم سودابه را به کین سیاووش کشت و توران زمین را ویران کرد. کیخسرو پسر سیاووش نیز کین پدر را از دشمنان گرفت، اما حدیث انتقام خون ناحق سیاووش در فرهنگ ایران هم‌چنان پایدار ماند.

در مراسم سوگ سیاووش عماری می­گرداندند، بر سر و سینه می­زدند و رندگی و مرگ او را حکایت می‌کردند و نیز مجالسی از زندگی او را شبیه­سازی می­کردند. در نقاشی­های دیواری پنج کنج می­بینیم که نقش این ایزد شهید شونده را که صورت سیاووش یافته است، کشیده­اند. مردان و زنان جامه­دریده و به سر و سینه می­زنند. عماری بر دوش چند نفر است و اطراف آن باز است و سیاووش و یا شبیه او در آن خفته است الهه­ای نیز در دنبال آن تابوت و جنازه گریه و زاری می­کند. سوگ سیاووش را «گریستن­مغان» نیز گفته­اند. در تاریخ بخارا آمده است که در مغان قبر سیاووش را عزیز دارند و هر سال هر مردی خروسی آن­جا بکشد، پس از سر زدن آفتاب در روز نوروز. کشتن خروس خون بر خاک ریختن است و می­توان آن را با مراسم قربانی گاو، برای زنده شدن زمین، در نخستین ساعات بامداد روز اول فروردین توسط مهرپرستان مقایسه کرد.

آسمان آبی­گون شد آن بالا / زمین سبز­گون شد آن بالا / هفت روز آن بالا / کاش آزاده باشم / تا از

دشمنانم کین بستانم / تا چشمان حسودشان را در آورم.

از آیین­های سوگ سیاووش در نقاط گوناگون نشانه­هایی باقی مانده است. به‌طور مثال در مراسم سو‌گ‌واری در کهکیلویه زنانی هستند که تصنیف­های خیلی قدیمی را با آهنگی غم‌ناک به مناسبت مجلس عزا می­خوانند و ندبه و مویه می­کنند. این عمل را سوسیوش «سوگ سیاووش» می­نامند در ایلام نیز در سوگ درگذشتگان مراسمی دارند که به آن «چمر» می­گویند و رنگی آیینی دارد. از ارتباط گیاه و خون نمونه­های دیگری نیز در فرهنگ عامه­ی ایرانیان دیده شده است. کاکلک گندم در کرمانشاه جای پای خضر نامیده می­شود. مشابهت یک افسانه­ی چینی نزدیک اسطوره­ی سیاووش با رسم قربانی کردن با کاکلک گندم در ده نودون کازرون قابل توجه است. خون قربانی را برای باروری در کشت‌زار می­ریزند. این افسانه­ی چینی حکایت از کشته شدن شاهزاده­ای دارد که دشمنان پدرش او را تا گردن در خاک فرو می‌کنند و سپس گاوآهنی بر سرش می­رانند. در نومندان تالش خون قربانی روز عید قربان را خشک می‌کنند و در آغاز تابستان به کشت زار می­دهند. آیین سیاووش در ماورا­النهر که خاست‌گاه اصلی اسطوره­ی اوست در تابستان آغاز انقلاب صیفی انجام می­شده است. سوگ سیاووش در آثار شعر و ادب و هنر ایران هزاران سال است که حضوری قدرت‌مند داشته و دارد. نمونه­ی آن جز انبوهی از اشعار شاعران دیروز ایران، تجلی این آیین در هنر و ادبیات امروز ایران است که از آن جمله می­توان به رمان «سووشون» نوشته­ی «سیمین دانشور» اشاره کرد.

گستردگی سوگ سیاووش در ایران از آن­جا معلوم می‌شود که علی‌رغم هزار و چهار صد سال نفوذ اسلام در وجوه مختلف زندگی ایرانیان در بسیاری از روستاها از هرات تا مازندران و جنوب آشتیان نام سیاووش وجود دارد و  هم‌چنین یک مسجد درشیراز هنوز نام سیاووش  را بر خود دارد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    wh0cd995586 buy propecia sildenafil adalat without prescription buy cafergot cheap viagra tabs