Saturday, 18 July 2015
26 October 2020
تهدیدی جدی علیه آمریکا،

«مبارزه‌‌ی جدید چین»

2010 October 20

سارا / واحد ترجمه / رادیو کوچه

نرخ ارز را فراموش کنید، واقعیت این است که «چین» در حال سرمایه‌گذاری بر روی مردم کشورش است. من ایده‌ی به هم پیوستن دو حزب را دوست دارم. حتا تصور به هم پیوستن دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه برای من شادی‌آور است. من به خودم می‌گویم: «بالاخره دولت آمریکا این‌کار را کرد.» اما پس از دیدن واقعیت این به هم پیوستن کاری جز غصه خوردن برایم نمی‌ماند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در 29 سپتامبر مجلس نمایندگان آمریکا لایحه‌ای را به تصویب رساند که به شدت از طرف دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه حمایت می‌شد. این لایحه در مورد چین بود که نرخ ارز خود در جواب تعرفه‌های تعیین شده برای کالاهای چینی پایین آورده‌بود. همه با این لایحه موافق بودند. اما در واقع این یک لایحه‌ی بی‌معنی بود که عوام فریبی می‌کرد. این لایحه هیچ مشکلی را حل نمی‌کرد. نگران‌کننده‌تر این‌که این لایحه بخشی از احساس رو به رشد ضد – چینی (Anti – chinese) در آمریکا است و باعث می‌شود که آمریکا فرصت رقابت کردن با چین را از دست بدهد. چین مرحله‌ی بعدی توسعه را در پیش دارد.

چین نرخ ارز خود را پایین نگه داشته است تا تولید کنندگان چینی بتوانند تولیدات خود مثل اسباب‌بازی‌ها، لباس‌‌ها و وسایل الکترونیکی را با قیمت ارزان در بازارهای خارجی مثل آمریکا و اروپا به فروش برسانند. اما این تنها یکی از عواملی است که چین را به یکی از تولید کنندگان اصلی جهان تبدیل کرده ‌است (بقیه‌ی عوامل: دست‌مزد پایین، سازمان‌دهی عالی، اتحادیه‌های هماهنگ و نیروی کار سخت‌کوش هستند).

هزینه‌ی تولید کالا توسط یک کمپانی چینی  25درصد کم‌تر از  هزینه‌ی تولید همان محصول در آمریکا است. حتا اگر این محصولات چینی 20 درصد هم گران‌تر فروخته شوند کمپانی‌ها آمریکایی نمی‌توانند با آن‌ها رقابت کنند. (منطقی است در نظر بگیریم که بدون دخالت دولت، نرخ پول چین حدود 20 درصد در برابر دلار بالا رفته است.) بنابراین بقیه‌ی کشورها مثل «ویتنام»، «هند» و «بنگلادش» که با دست‌مزد کم کار می‌کنند، شروع به تولید محصولاتی هم‌چون محصولات چینی می‌کنند. بنابراین فروش‌گاه «وال‌مارت»(Walmart) محصولاتش را با پایین‌ترین قیمت ممکن ذخیره می‌کند. بیش‌تر این محصولات از «ویتنام» و «بنگلادش» می‌آیند. کشورهای دیگری هم در آسیا هستند که نرخ ارز کشورشان را پایین نگه داشتند. همان‌طور که «هلمات ریزن» (Helmut Reisen) رییس پژوهش‌های سازمان تعاون و توسعه‌ی اقتصادی اخیرن در مقاله‌ای نوشت: «در جهان بیش‌تر از دو ارز وجود دارد.»

این ماجرا قبلن هم اتفاق افتاده بود. از جولای 2005 تا جولای 2008، زیر فشار دولت آمریکا «پکن» (Beijing) مجبور به افزایش 21 درصد ارز خود در برابر دلار شد. بر خلاف این افزایش سنگین، صادرات چین به آمریکا با توانایی هر چه بیش‌تر ادامه داشت. البته زمان رکود اقتصادی، صادرات چین کم شد ولی باز هم صادرات این کشور از کشورهایی که زیر بار افزایش ارز خود نرفته بودند بیش‌تر بود و در امر صادرات کالا از کشورهای صادر کننده‌ی دیگر بهتر عمل کرد.

با نگاهی به گذشته باز هم به همین نتیجه می‌رسیم. در سال 1985 آمریکا در جلسه‌ای که در «پلازا آکورد» (Plaza Accord) برگزار شد ژاپن را تحت فشار گذاشت تا نرخ ارز خود (Yen) را افزایش دهد. اما افزایش  50 درصد «ین» هم نتوانست به فروش کالاهای آمریکایی کمک زیادی بکند. واردات به کشور آمریکا خیلی بیش‌تر از صادرات این کشور است. آیا این به دلیل نرخ پول آن کشورهاست یا به دلیل این است که یک کشور ترجیح می‌دهد به جای سرمایه‌گذار و تولید کننده، مصرف کننده باشد؟

به زودی، چین جدید

واقعیت برنامه‌ی چین این نیست که صادرات کالاهای ارزانش را افزایش دهد، بلکه کاملن برعکس، چین در حال بالا بردن زنجیره‌ی ارزش تولید کالا است و این می‌تواند در آینده منجر به یک رقابت اساسی با اقتصاد آمریکا شود.

در سه دهه‌ی گذشته چین بر روی تقویت زیربنای اقتصادی‌اش تمرکز داشت و نیازی به سرمایه‌گذاری روی مردمش نداشت. هدفش تولید کالا با دست‌مزد و سود کم بود. این برای زمانی که کارگران با دست‌مزد کم کار می‌کردند کافی بود. اما کارخانه‌ها باید مدرن می‌شدند، جاده‌ها به سطح جهانی می‌رسیدند، بندرگاه‌ها و فرودگاه‌ها وسیع و مدرن می‌شدند و همه‌ی این‌ها با سرعتی باور نکردنی ساخته شدندکه در تاریخ بشر هرگز دیده نشده بود.

حالا چین می‌خواهد خدمات و کالاهایی با کیفیت بالاتر ارایه کند و این مرحله‌ی بعدی پیش‌رفت اقتصادی چین است که مقامات دولتی در موردش صحبت کرده بودند. در این مرحله بر روی سرمایه‌ی انسانی سرمایه‌گذاری می‌شود. از سال 1998، «پکن» (Beijing) در حال گسترش دادن آموزش و پرورش است. تعداد کالج‌ها در چین دو برابر شده است و تعداد دانش‌آموزان پنج برابر، یعنی از یک میلیون نفر در سال 1997 به 5.5 میلیون نفر در سال 2007 رسیده است. چین 9 دانش‌گاه برتر این کشور را معرفی کرد. زمانی که دانش‌گاه‌های اروپا و آمریکا به دلیل کم شدن بودجه در حال فروپاشی بودند، دانش‌گاه‌های چین دقیقن در مسیر عکس حرکت می‌کردند. رییس دانش‌گاه «یل (Yale)»، «ریچارد لوین (Richard Levin)» در یک سخن‌رانی گفت: «گسترش استعدادها در چین بی‌سابقه است. تقریبن در یک دهه چین توانست بزرگ‌ترین مکان برای تحصیلات دانش‌گاهی در جهان را بسازد. تعداد متقاضیان تحصیلات عالی در چین در این هزاره بیش‌تر از متقاضیان در آمریکا است.»

فواید استفاده از هوش و قوه‌ی ادراک

این سرمایه‌‌گذاری بی‌سابقه بر روی سرمایه‌ی انسانی برای چین و همین‌طور آمریکا چه معنایی دارد؟ «روبرت فوگل» (Robert Fogel) اقتصاددان از دانش‌گاه «شیکاگو» برنده‌ی جایزه‌ی نوبل، تاثیر کارگران آموزش دیده را بر روی اقتصاد یک کشور برآورد کرده است. در آمریکا کارگری که تحصیلات دبیرستانی دارد 1.8برابر و کارگری که تحصیلات کالج دارد 3 برابر کسی که سیکل دارد مهارت و توانایی دارد و سودآور است. چین در حال افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان دبیرستانی و کالج است. با این‌که چین هنوز از نظر بخش خدمات از هند عقب است، ولی چون دانش‌آموزانش  در یادگیری زبان انگلیسی و تکنولوژی بهتر هستند کارخانه‌های چین وارد بازارهای بزرگ خواهند شد. «روبرت فوگل» (Robert Fogel) بر این عقیده است که افزایش کارگران با مهارت به طور اساسی رشد سالانه را بالا می‌برد. یعنی تولید ناخالص داخلی در چین در سال 2040 به 123 تریلیون دلار می‌رسد. (بر اساس این برآورد در سال 2040 چین بزرگ‌ترین اقتصاد را در جهان خواهد داشت.)

به هر صورت این رقم تخمینی درست باشد یا خیر، (به نظر من «روبرت فوگل» (Robert Fogel) خیلی نسبت به رشد چین خوش‌بین است) چیزی که واضح است ترقی و پیش‌رفت چین در صنعت است. این پیش‌رفت به وسیله‌ی دست‌کاری نرخ پول یا سوبسیدهای پنهانی صورت نگرفته است بلکه به وسیله‌ی سرمایه‌گذاری استراتژیکی و سخت‌کوشی به دست می‌آید. بهترین و موثرترین راه برای رویارویی با پیش‌رفت چین تهدید و یا تعرفه نیست بلکه اصلاح و بازسازی اساسی و سرمایه‌گذاری‌های جدید است تا اقتصاد آمریکا را پویا کند و کارگران را برای رقابت آماده سازد. این‌جا است که ما به هم‌بستگی حزب‌ها نیاز داریم.

برگرفته از مجله‌ی تایم

نوشته‌ی فرید زکریا (Fareed zakaria)

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,