Saturday, 18 July 2015
26 October 2020
پس‌نشینی تند

«طناب سست چاه روحانیت»

2010 October 23

اکبر ترشیزاد / رادیو کوچه

در پی سفر «آیت‌اله‌ خامنه‌ای» به قم، تحرکاتی از سوی اصلاح‌طلبان از یک سو و طرف‌داران سنتی روحانیت از سوی دیگر صورت گرفت. نامه‌های فراوان به علما نوشته شد و سخنان بسیاری در برحذر داشتن مراجع از هم‌راهی با آقای خامنه‌ای و عدم تاییدش ایراد شد و مقالات بی‌شماری در سایت‌ها و وب‌لاگ‌ها انتشار یافت. با وجود تفاوت در نگاه و جای‌گاهی که این دو جریان برای روحانیت در جامعه و سیاست قایل هستند، هر دو هدف مشترکی را دنبال می‌کنند که چیزی نیست به جز دفاع از موجودیت روحانیت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پس از انقلاب اسلامی و در پی آن‌که بعد از قرن‌ها روحانیون توانستند به آرزوی دیرینه‌ی خود برای نشستن در راس قدرت واقعیت ببخشند، به تدریج دشواری‌های این راه خود را بر ایشان آشکار کرد. عدم توانایی حکومت در اداره‌ی جامعه با یاری گرفتن از تکنوکرات‌های تحصیل کرده اما متدین و پای‌بند به باورهای دین حکومتی تا اندازه‌ای رفع و رجوع شد اما با مرگ آیت‌اله‌خمینی و با تغییر رهبری نظام مشکلات روز به روز خود را نمایان‌تر کردند. با حذف نیروهایی از حاکمیت که به نحوه‌ی حضور روحانیون در حکومت انتقاداتی داشتند، راه برای قدرت گرفتن بیش‌تر نهاد روحانیت در حکومت هموارتر شد. فراموش نکنیم که این بخش از حاکمیت اعتقادی به حذف روحانیون از ساختار حکومتی جمهوری‌ اسلامی نداشتند و تنها انتقاداتی را به نحوه‌ی این اعمال قدرت وارد می‌کردند. پس از دوره‌ی دوم ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد و با اتفاقات پیش آمده بعد از انتخابات، محبوبیت روحانیون در میان عامه‌ی مردم به میزان زیادی کاهش یافت، چرا که آنان به نوعی روحانیت را نیز در این اعمال شریک جرم می‌دیدند. چیزی که نگرانی‌های عمده‌ای را در بین روحانیون و مذهبی‌ها از یک سو و اصلاح‌طلبان از سوی دیگر به‌وجود آورده است. اما ریشه‌های این نگرانی‌ها در کجاست؟

نگرانی از آینده‌ی نقش دین در جامعه به خصوص پس از تغییر نظام جمهوری‌اسلامی از دغدغه‌های عمده‌ی این دو گروه اصلی است. به اعتقاد اصلاح‌طلبان و حتا تا اندازه‌ی فراوانی روشن‌فکران دینی، ادامه‌ی روند کنونی از سوی حاکمان ضربه‌ی خود را تنها بر پیکر روحانیت وارد نخواهد کرد بلکه به نوعی به سبب وابستگی سنتی اسلام به نهاد روحانیت جای‌گاه مذهب اسلام را هم در میان مردم سست خواهد کرد. در واقع دفاع آنان از نظریه کناره‌گیری روحانیون از قدرت و به نوعی سکولارشدنش از سر سرسپردگی اعتقادی به اسلام است تا خود روحانیون.

اما خود روحانیون سنتی می‌دانند و آگاه شده‌اند که در صورت سرنگونی جمهوری‌اسلامی به نوعی باید فاتحه‌ی ساختار عریض و طویل نهاد روحانیت را بخوانند و دیگر نخواهند توانست به جای‌گاه سنتی پنجاه سال قبل خود باز گردند. البته این مراجع و علما به سبب برخورداری خود و بستگانشان از رانتهای بی‌حد و حساب به ثروت‌های هنگفتی رسیده‌اند که دست شستن از آن برایشان کار ساده‌ای نیست، اما ترجیح می‌دهند تا از بخشی از این امکانات چشم‌پوشی کنند تا تمامی‌اش را از دست دهند.

از سوی دیگر حتا اگر به فرض محال تصور کنیم که شرایط فعلی و نظام موجود بتواند چندین سال دیگر هم به وضعیت خود ادامه دهد، تضعیف محبوبیت روحانیون در میان مردم و ریزش بخشی از معتقدان سنتی آن‌ها و در پی آن کم شدن میزان پرداخت وجوهات شرعیه، پایه‌های اقتصادی بخش دیگری از این نهاد را که هنوز با همین روش سنتی ارتزاق می‌کنند را سست‌تر و موجبات ویرانی‌ کامل آن را فراهم خواهد کرد. آنان ترجیح می‌دهند از پله‌های قدرت پایین بیایند و در حاشیه‌ی قدرت و کنار حاکمان بمانند، اما بمانند و به روزگار خوش گذشته‌شان ادامه دهند.

شگفتی در این‌جاست که گویا آیت‌اله‌ خمینی نیز چنین روز و روزگاری را برای روحانیون می‌دیده است و به همین سبب مجوز شرعی و فقهی تغییر موضع روحانیت را نیز سال‌ها قبل صادر کرده است. آقای خمینی درباره نقش‌های متفاوتی که روحانیت می‌تواند در ساختار قدرت بگیرد و در مورد نمونه‌های عینی آن هم‌چون «خواجه‌نصیرالدین‌ طوسى»، «شیخ‌بهایى»، «علامه‌ مجلسى» و «میرداماد» می‌گوید: «یک طایفه از علما، این‌ها گذشت کرده‏اند از یک مقاماتى و متصل شده‏اند به یک سلاطینى، با این‌که مى‏دیدند که مردم مخالفند لکن براى ترویج دیانت و ترویج تشیع اسلامى و ترویج مذهب حق، این‌ها متصل شده‏اند به یک سلاطینى و این سلاطین را وادار کرده‏اند، خواهى نخواهى براى ترویج مذهب، مذهب دیانت، مذهب تشیع، این‌ها آخوند دربارى نبودند، این اشتباهى است که بعض نویسندگان ما مى‏کنند.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,