Saturday, 18 July 2015
31 October 2020
شعبده بازی که ما هم بازی‌گر و هم تماشاگر آن هستیم،

«شعبده‌ی نمایش»

2010 November 01

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

سید‌حسین جاودانی

سال گذشته دکتر سروش در نامه‌ای به آقای خامنه‌ای او را تذکار داد که این جمله‌ی وی که وقایع بعد از انتخابات موجب هتک حرمت نظام شد موجب ابتهاج آزادی‌خواهان را فراهم کرد و رهبر ایران احتمالن ناخواسته به دهشتناکی روی‌دادهای پس از انتخابات و رفتار تاسف برانگیز نظام جمهوری اسلامی اشاره کرده بود.

این روزها که شبکه‌های رادیو و تلویزیونی ایران از اخبار و تصاویری سرشار است که همان رهبر را در میان هوادارانش نشان می‌دهد و در حجمی عظیم و کم‌نظیر، مردم ایران را زیر بمباران تبلیغاتی عجیب خود گم کرده است، بیش‌تر از گذشته سخن فیلسوف علم ایرانی شنیدنی است.

نمایش ارادت‌ورزی مردم به رهبرانشان البته در این سرزمین قدمتی دیرینه دارد،اما شاید چنین حجمی از تولید خبر و پوشش رسانه‌ای حتا در دوران پس از انقلاب 57 نیز بی‌سابقه باشد.

نمایندگان مجلس، وزرا، مدیران و همه کسانی که صدا و سیمای ایران با آنان مصاحبه می‌کند و ما باید باور کنیم نماینده‌ی همه‌ی مردم ایران هستند. از اهمیت سترگ این سفر در تاریخ سخن می‌گویند و بلاهت تاسف‌انگیز این‌که رییس مجلس که دانش آموخته‌ی فلسفه است و منطقن در پاس‌داشت رشته‌ی که خوانده باید اصولی سخن بگوید ازتاثیرات این سفر بر جهان سخن می‌‌راند، رادیو و تلویزیونی که ذکر مستحب روزانه‌اش نمایش بدی‌های جهان غرب است و از جمله آن بدی‌های خود ساخته این است که رسانه‌های غربی مردم را اسیر هجمه‌های تبلیغاتی گسترده خود می‌کنند و اجازه تفکر به آنان نمی‌دهند، خود بالغ بر یک ماه است که آن‌چنان سفر معمولی یک مقام سیاسی به شهری در 200 کیلومتری پایتخت را _ که البته وظیفه اوست _ خارق‌العاده جلوه می‌دهد که گویی تحولی شگرف، جهان را در خواهد نوردید و مردمان و جهانیان باید دست به دعا بردارند که هرچه زودتر این سفر شگفت‌انگیز ادیسه‌وار رخ دهد. حیرت‌انگیز و البته شاید اندوه‌وار آن‌که به تعبیر شنیدنی آن شاعر چیره‌دست خودشان از گفته‌ی خویش خنده می‌کنند و بر هنرمندی خود غبطه می‌خورند، به واقع هیاهوی تبلیغاتی عظیمی که این روزها جمهوری اسلامی به راه انداخته- صرف‌نظر از ماهیت اصلی این سفر که بنا بر پاره‌ای تحلیل‌ها به منظور تحت فشار قرار دادن روحانیون مخالف و متنفذ صورت پذیرفته است – در تاریخ حکومت‌های ایدئولوژیک معاصر کم‌نظیر است و شاید اوج دستگاه استالینیستی شوروی سابق در دهه 30 و 40 را بتوان هم‌تای آن برشمرد؛ زمانی که رهبران شوروی که به ندرت به جایی سفر می‌کردند در سفری الهام بخش _ به تعبیر روزنامه‌های کمونیستی _ طبقه‌ی پرولتاریا را مدیون خود می‌کردند.

ن‌چنان سفر معمولی یک مقام سیاسی به شهری در 200 کیلومتری پایتخت را _ که البته وظیفه اوست _ خارق‌العاده جلوه می‌دهد که گویی تحولی شگرف، جهان را در خواهد نوردید

طرفه این‌که جناب پناهیان که سال‌هاست لقب کارشناس دینی را نیز یدک می‌کشد در توجیه به راه افتادن جمعی از قمیان. در استقبال از رهبری که بنا بر حدیثی متواتر و در شباهتی تاریخی امام اول شیعیان به شدت از این کار نهی کرده است و آن را وسیله ذلت دنیا و آخرت قلم‌داد نموده، می‌گوید: «که قبح آن کار در آن زمان به خاطر آن بوده است که ایرانیان آن‌روز آن‌را سنت خود می دانسته‌اند و ایرانیان امروز در استقبال از ولی الهی این چنین به خیابان می‌ریزند و اگر علی هم بود آن‌را مجاز می‌شمرد؟»

این چنین سخنان تهی مایه و شگفت‌انگیز و مضحکی است که به تعبیر سروش بهجت زاست و نشان می‌دهد که پایه‌های استدلال نظامی که روزگاری بر اندیشه شریعتی و مطهری و طالقانی و یزدی و… بنا نهاده شده بود این‌چنین چوبین و سخت‌شکننده شده است که از قیاسشان خلقی را خنده خواهد آمد‌. اما اکنون به نظر همان ابتهاج گفته‌ی سروش انسان را فرا می‌گیرد. گویی دیگر یار با اینان هم‌راه نیست و هرچه اصرار و ابرام دارند که بگویند ما و رهبرانمان محبوبیم، باز تاریخ راه خود را می‌رود و کار خود را می‌کند و گرنه چه نیازی است که این چنین هر بام‌داد و شام‌گاه و بر سر هر کوی و برزن فریاد ما خوبیم بزنند؟ اساسن ما در وضعیتی ناساز و تحیرانگیز زندگی می‌کنیم و دو وجه تراژیک و کمیک زندگی هر دو ما را احاطه کرده است. وقتی که حداد عادل رییس کنگره جهانی فلسفه‌ای می‌شود که ذات آن آزاداندیشی و نقادی است دیگر چه جای شکوه از سخن پناهیان است؟

آرامش دوست‌دار _ با همه‌ی انتقاداتی که به نامه‌ی وی به هابرماس وارد است – به درستی به شعبده‌بازی ما ایرانیان اشاره کرده است، شعبده بازی که ما هم بازی‌گر و هم تماشاگر آن هستیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,