Saturday, 18 July 2015
22 October 2020
به بهانه کشته شدن «نادیا انجمن»

«روزنگاشت/ غزلی ناتمام»

2010 November 05

محبوبه / رادیوکوچه

mahboobeh@koochehmail.com

چهاردهم آبان برابر با پنجم نوامبر مصادف با سال‌روز کشته شدن «نادیا انجمن» از شاعران جوان افغان است، که به سرایش غزل و شعر نو می‌پراخت و عضو انجمن ادبی مخفی کارگاه «سوزن طلایی» در زمان طالبان بود. او که زاده 1359 بود در سال 1384 و در سن 25سالگی به دلیل ضرب و شتم توسط شوهرش کشته شد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«نادیا انجمن» فرزند «منشی عبدالباقی» در سال 1359 خورشیدی، در یک خانواده متدین و روشن‌فکر در شهر «هرات» در غرب افغانستان زاده شد. او از پانزده سالگی سرودن شعر را آغاز کرد، اما آغاز شاعری او، مصادف بود با اشغال شهر هرات توسط گروه «بنیادگرای طالبان».

طالبان، هر گونه فعالیت اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و سیاسی زنان و دختران افغان را ممنوع کرده بودند. نادیای نوجوان نیز، سال‌های پرتب و تاب نوجوانی خود را در زیر سایه حاکمیت تندروهای طالبان گذراند. نادیا در آن سال‌ها که زنان بدون داشتن محرم، حق بیرون رفتن از خانه را نداشتند، در خانه به طور خصوصی درس می‌خواند و در جلسات خصوصی و مخفیانه ادبی هرات شرکت می‌کرد.

وی از دست پرورده‌های «کارگاه سوزن طلایی» است. این کارگاه، در زمان حاکمیت طالبان، توسط شماری از فرهنگیان هرات ایجاد شده بود و در پوشش آموزش خیاطی به زنان، جلسات نقد ادبی و شعرخوانی دایر می‌کرد. با سقوط طالبان در سال 2001 میلادی، نادیا انجمن هم به ادامه تحصیل در مکتب پرداخت و بعد وارد دانش‌گاه هرات شد و در دانش‌کده ادبیات به تحصیل پرداخت.

نادیا در مقاطع تحصیلی همیشه محصل ممتاز و شایسته بود، و روز بروز به کام‌یابی‌های چشم‌گیری می‌رسید و چندین تقدیرنامه و تحسین‌نامه را چه از طریق دانش‌گاه و چه از انجمن ادبی هرات بدست آورده بود.

نادیا انجمن در پاییز 1382 با «فرید مجیدنیا» که در یکی از شعب دانش‌گاه هرات کارمند بود ازدواج کرد. ازدواج او با این مرد، سرفصل سرد زندگی نادیا بود. او که به عنوان استعدادی نوین به عرصه‌ی ادبیات و شعر پا نهاده بود. بعد از ازدواجی ناخواسته، به علت ممانعت شوهرش از شرکت در محافل ادبی و شعرخوانی که همیشه یکی از علایقش بود، محروم شده بود.

نادیا انجمن این شاعر جوان سرانجام در چهاردهم آبان سال 1384 در سن بیست‌و‌پنج سالگی در حالی‌که یک‌ سال از ازدواجش می‌گذشت، در زیر ضربات مشت و لگد همسر خود جان باخت. همسرش دست‌گیر شده و به قتل اعتراف کرد و مادر شوهر که گویا در این قتل پسرش را یاری کرده بود، بعد از چند روز فراری بودن دست‌گیر شد.

تعدادی از شاعران و نویسندگان افغان مرگ نادیا را یک ضایعه بزرگ فرهنگی در افغانستان نامیدند و اشعار او را در نوع خود بی‌نظیر می‌دانند و معتقد بودند که خانم انجمن، دست بالایی در غزل‌سرایی داشت و می‌توانست یکی از زنان سرآمد شاعر در افغانستان باشد.

از او دو مجموعه شعر به‌نام‌های «گل دودی» و «یک سبد دلهره» به یادگار مانده است. اشعار وی  ‌نغمه‌ای بود به یاد ماندنی و فراموش ناشدنی در نغمه سار هستی وجود هر فرد افغان،‌ و از آن فراتر هر انسانی که به فرهنگ و ادب دری عشق می‌ورزد.

«نمونه‌ای از غزل نادیا انجمن»:

نیست شوقی که زبان باز کنم، از چه بخوانم؟            من که منفور زمانم، چه بخوانم چه نخوانم

چه بگویم سخن از شهد، که زهر است به کامم                   وای از مشت ستمگر که بکوبیده دهانم

نیست غم‌خوار مرا در همه دنیا که بنازم                   چه بگریم، چه بخندم، چه بمیرم، چه بمانم

من و این کنج اسارت، غم ناکامی و حسرت               که عبث زاده‌ام و مهر بباید به دهانم

دانم ای دل که بهاران بود و موسم عشرت                من پربسته چه سازم که پریدن نتوانم

گرچه دیری است خموشم، نرود نغمه ز یادم              زان که هر لحظه به نجوا سخن از دل برهانم

یاد آن روز گرامی که قفس را بشکافم            سر برون آرم از این عزلت و مستانه بخوانم

من نه آن بید ضعیفم که ز هر باد بلرزم            دخت افغانم و برجاست که دایم به فغانم

منبع‌ها:

گوگل

تقویم تاریخ

سایت ایران آزاد

ویکی پدیا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,