Saturday, 18 July 2015
31 October 2020
به بهانه زادروز «مایک نیکولز»

«روزنگاشت/نمایش روابط بحران‌زده»

2010 November 06

مریم/ رادیو کوچه

maryam.m@koochehmail.com

ششم نوامبر برابر است با زادروز «مایک نیکولز» کارگردان و فیلم‌ساز آمریکایی که در 1931 میلادی در آلمان به‌دنیا آمد. او چهار بار ازدواج کرده و صاحب سه فرزند شده است. وی جایزه اسکار بهترین کارگردانی سال ۱۹۶۷ را از آن خود کرده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«مایک نیکولز» با اسم کامل «میشل ایگور پشکووسکی» در ششم نوامبر 1931 در «برلین» آلمان متولد شد. در سال 1938 او و خانواده‌اش برای فرار از دست نازی‌ها به آمریکا مهاجرت کردند و او در آن‌جا به دانش‌گاه شیکاگو برای تحصیل بازیگری رفت و به رغم مرگ پدر و فقر مالی خانواده به تحصیل خود ادامه داد.

پس از مدتی آموزش بازیگری در نیویورک و زیر نظر «لی استراسبرگ»، دوباره به شیکاگو برگشت و در آن‌جا به هم‌راه چند بازیگر دیگر مثل «آلن آرکین» یک گروه بازیگری راه انداخت. از سال 1963 شروع به کارگردانی تاتر کرد و با کارگردانی دو اثر کمدی نیل سایمون یعنی «پابرهنه در پارک» و «گروه نخاله» مورد تشویق قرار گرفت و برای خود شهرتی دست و پا کرد.

در 1966 او با اقتباس از نمایش‌نامه «چه کسی از ویرجینیا ولف می‌ترسد» که راجع به زندگی متلاطم یک زوج ناسازگار بود پا به عرصه سینما گذاشت. نقش زن و شوهر را در این فیلم الیزابت تیلور و ریچارد برتون به عهده داشتند و نیکولز توانست به مدد آموزه‌های تاتری بازی‌های زیبایی از این دو در فضایی بسته و محدود بگیرد و در نهایت فیلم فروش موفقی را نیز پشت سر گذاشت و به علاوه، کاندیدای سیزده اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی شد که در نهایت موفق به کسب پنج اسکار شد.

در 1967 نیکولز با ساخت فیلم ماندگار «فارغ‌التحصیل» بار دیگر استعداد خود را به رخ کشید و این فیلم جزو اولین فیلم‌هایی بود که استعداد بازیگری داستین هافمن را به همگان نشان داد. اگر چه این فیلم اسکار بهترین فیلم را به «در گرمای شب» باخت اما اسکار بهترین کارگردانی را برای نیکولز به ارمغان آورد. پس این فیلم او به سراغ ساخت یک اثر جنگی رفت که در گیشه ناموفق بود.

در 1971 «معرفت جسم» را با بازی جک نیکلسون و آنه ماگریت ساخت که نگاهی به روابط عاشقانه یک نسل در چند دوره مختلف بود و سپس در 1973 فیلم «روز دلفین» را ساخت که هم‌کاری دوباره‌ای بود با باک هنری فیلم‌نامه‌نویس با داستانی علمی تخیلی راجع به دولفینی که صحبت کردن می‌آموزد.

نیکولز در 1975 کمدی «بخت و اقبال» را ساخت که از حضور جک نیکلسن بهره می‌برد و سپس تا هشت سال فیلم نساخت تا این‌که در 1983 «سیلک وود» را ساخت. فیلمی راجع به زندگی و مرگ و مصیبت‌های اتمی که یک کاندیدایی اسکار دیگر برای مایک نیکولز به ارمغان آورد. سپس دوباره به سراغ تاتر رفت و در 1984 برای اجرای نمایش «چیزهای واقعی» نوشته تام استوپارد برنده جایزه تونی شد. در 1986 کمدی رمانتیک «دل‌زدگی» را ساخت که نورا افرون فیلم‌نامه‌اش را نوشته بود که هم‌کاری مجددش با مریل استریپ (که برای سیلک وود کاندید اسکار شده بود) و جک نیکلسن نیز به شمار می‌رود.

در 1988 کمدی رمانتیک دیگری با نام «دختر کارمند» را ساخت که هم ملانی گریفیث را با کاندیدایی اسکار به شهرت رساند و هم یک کاندیدایی دیگر نصیب نیکولز کرد. فیلم بعدی نیکولز «کارت پستال‌هایی از لبه پرتگاه» محصول 1990 بر مبنای رمانی از کاری فیشر، داستان دختری بازیگر و معتاد است که با مادر دایم‌الخمرش زندگی متلاطمی دارد، یک کاندیداتوری اسکار دیگر برای مریل استریپ.

سال بعد او فیلم نه چندان موفق «مراقبت هنری» را می‌سازد و در 1994 فیلم متفاوت «گرگ» را در ژانر وحشت می‌سازد. فیلم بعدی نیکولز «قفس پرنده» نام دارد که برمبنای نمایش‌نامه‌ای به همین نام با بازی رابین ویلیامز در سال 1996 ساخته می‌شود.

نیکولز پس از اجرای یک نمایش در 1997 فیلم‌سازی را با ساخت «رنگ‌های اصلی» در 1998 ادامه داد. این فیلم طعنه‌ای به روابط نامشروع بیل کلینتون بود و با هوشمندی در دوره‌ای ساخته شد که حساسیت‌ها به این موضوع زیاد شده بود. حتا به شکلی که نمی‌توان عمدی بودن آن‌را انکار کرد گریم جان تراولتا بسیار شبیه به بیل کلینتون از آب درآمده بود.

در سال 2000 نیکولز کمدی دیگری با نام «اهل کدام سیاره هستی؟» را می‌سازد که راجع به هجوم مریخی‌ها به زمین و تلاش آن‌ها در تسخیر کردن زمین است که فیلم ناموفقی از آب در می‌آید. او در سال 2004 دوباره به دستمایه‌های اولیه‌اش که موفقیت‌های زیادی برایش به ارمغان آورده بودند برمی‌گردد و «نزدیک‌تر» را می‌سازد که اثری بسیار زیبا در نمایش خیانت و وفاداری و بحران روابط بین زن و مرد در عصر حاضر است. نیکولز با هوشمندی بدون نمایش صحنه‌های رابطه، تمامی بار احساسی فیلم را بر دوش دیالوگ‌ها می‌گذارد و با انتخاب خوب تیم بازیگری فیلم یکی از بهترین آثار کارنامه سینمایی‌اش را ارایه می‌دهد.

فیلم بعدی مایک نیکولز «جنگ چارلی ویلسون» نام دارد که در آن تام هنکس و جولیا رابرتز بازی دارند. داستان این فیلم راجع به زندگی چارلی ویلسون، یکی از نمایندگان زن‌باره و دایم‌الخمر کنگره آمریکاست که کنگره را قانع کرد تا گروه‌های مخالف افغانی را مسلح کنند و آموزش بدهند تا برای مقابله با شوروی سابق از آن‌ها استفاده شود، مبارزانی که بعدها به گروه‌های مخالف آمریکا و از جمله طالبان تبدیل شدند. در کارنامه نیکولز هم‌چنین چند اثر تلویزیونی نیز به چشم می‌خورد.

مایک نیکولز ثابت کرده که هر گاه به سراغ کندوکاو بین روابط زن و مرد و خصوصن نمایش بحران‌های آن‌ها رفته کاملن موفق بوده و بهترین فیلم‌هایش هم در این دسته جای می‌گیرند.

منبع

گوگل

سینما

لوح

ویکی پدیا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,