Saturday, 18 July 2015
31 October 2020
قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت

«سفر طولانی»

2010 November 07

شهره شعشعانی / رادیو کوچه

قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت برنامه‌ای است که به ادبیات داستانی و ادبیات مستند می‌پردازد. در این برنامه قصه‌هایی از نویسندگان ایرانی و خارجی می‌خوانیم و از خاطره‌هایمان می‌گوییم. قصه‌ها و خاطره‌های مشترکی که در پیچ و تاب تصاویر  تو‌در‌تویشان هر کدام ما چه بسا خود را در آینه‌ی زندگی و خیال دیگری باز یابیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«لئوناردو شاشا» نویسنده ایتالیایی در هشتم ژانویه 1921 درسیسیل به دنیا آمد و در بیستم نوامبر 1989 چشم از جهان فروبست.

نام‌ شاشا با وجود ترجمه آثارش به زبان انگلیسی در آمریکای شمالی هم‌چنان ناشناخته مانده، اما او نویسنده بزرگی‌ است که به‌خاطر داستان‌های کارآگاهی-سیاسی بسیار اصیل و جذابش از شهرت درخوری در اروپا برخوردار است. از حوادثی که بر زندگی شاشا تاثیر عمیقی گذاشت، خودکشی برادرش در 1948 بود.

شاشا نه تنها داستان‌نویس برجسته، بلکه رساله‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و سیاست‌مدار هم بود. بعضی آثارش مثل «به هر کسی سهم خودش»، «تودومودو»، «روز بوف» و «جسدهای عالی‌جناب‌ها(جسدهای عالی)» توسط کارگردان‌های برجسته ایتالیایی‌ «الیو پتری»، «دامیانو دامیانی» و «فرانچسکو رزی» به فیلم برگردانده شده‌اند. اثر دیگری از شاشا به نام «درهای باز» یک سال پس از مرگش در 1990 توسط کارگردان ایتالیایی «جیانی آملیو» به فیلم در آمد. داستان این کتاب و فیلم آن در پالرموی 1930 می‌گذرد.

نخستین اثر شاشا، «نمک بر زخم»، تصویری از زندگی معدن‌کارهای سیسیل در دوره‌ای‌ است که سوسیال رئالیسم سبک رایج نویسندگان ایتالیایی بود. این اثر در سال 1950 منتشر شد. پس از انتشار نخستین اثرش، زندگی سیاسی سیسیل هم‌چنان در‌ آثار بعدی شاشا پررنگ ماند. مجموعه داستان «دریای تیره شرابی» کاوشی است در دنیای ستیزه‌جویی که کلیسا، دولت و خانواده به یک‌دیگر اعلام جنگ می‌کنند، با این هدف که هیج کدام نتواند بر دیگری تفوق یابد.

جزیره «سیسل»، زادگاه و محل وقوع اغلب داستان‌های شاشا، ‌از نظر استراتژیک بر سر راه اروپا و آفریقا قرار دارد. این جزیره به خاطر موقعیت جغرافیایی خاص خود تقریبن بیش از 2000 سال زیر اشغال نیروهای خارجی بوده است. دوره‌های پیاپی سلطه‌ی ‌یونانی‌ها، رومی‌ها‌، اسپانیایی‌ها، فرانسوی‌ها و اعراب، پاسخ به این سوال را که سیسیلی واقعن چه نوع آدمی است بغرنج می‌کند. لوئیجی بارزینی روزنامه‌نگار در کتاب «ایتالیایی‌ها» می‌نویسد: «در همه جای ایتالیا زندگی کمابیش به علت هوش وافر ساکنینش آهنگ آهسته‌ای پیدا کرده، در سیسیل به همان علت کاملن فلج شده است.»

«سفر طولانی» داستان یک خیانت ماهرانه، به غایت مضحک و در همان حال غم‌انگیز است.  داستان از یک ساحل خلوت آغاز می‌شود. مسافرهایی که دار و ندارشان را  فروخته‌اند تا بتوانند سفری را به انجام رسانند. ریاکارترها با اطمینان به این که دیگر ناچار به ادای دین نیستند از نزول‌خوارها هر چه می‌توانستند وام گرفته‌اند. آقای «ملفا» برای رساندن آن‌ها به نیو جرزی، مقصدی که میان سال‌های 1890 تا 1920 یک چهارم جمعیت سیسیل را به خود جذب کرد، پول‌ها را به جیب می‌زند. سفر یازده روز به درازا می‌کشد و در مقصد آقای ملفا می‌پرسد، طرف‌های خودتان هیچ‌وقت چنین افقی دیده بودید؟….

زبان سیسیلی تنها زبان اروپایی است که زمان آینده در دستور زبان خود ندارد. میراث تلخ اشغال‌گری‌ها و شورش‌ها ظاهرن قدرت تصور زمانی خارج از  چرخه تکراری زمان حال را برای سیسیلی‌ها ناممکن کرده است.

داستان سفر طولانی از مجموعه «نویسندگان معاصر ایتالیا» و ترجمه «کامران شیردل» انتخاب شده است.

موسیقی متن:

تابلو‌های یک نمایش‌گاه اثر موسورگسکی

آبالاتی (سنتی) از کلکسیون سیسیلی‌ها‌، خواننده: ربرتو آلگانا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,