Saturday, 18 July 2015
29 November 2020
کوچه‌ی رندان- نور و هنر معماری

«نور در کاسه مس چه نوازش‌ها می‌ریزد»

2010 November 08

مهسا / رادیو کوچه

«نور» نماد عقل و منشا پاکی‌ها و نیکی‌ها است و خارج شدن انسان از تاریکی‌ها و تابیده‌ شدن نور معرفت بر وجودش همواره یک هدف نهایی بوده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نور همیشه پاسخ‌گوی حس کنجکاوی بشر است‌. گذار از یک دالان تاریک و امید رسیدن به روشنایی در انتهای مسیر‌، حس زندگی‌، حرکت و شوق دیدار ورای آن‌چه نهان است‌، همواره برای بشر حسی دل‌پذیر بوده است.

معماران نیز در خلق بناها با استفاده از تغییر در تابش نور‌، بر درک ناظر از فضا تاثیر می‌گذارند و نور را چنان در فضا به حرکت در می‌آورند که بیننده نیز به دنبال آن سیر و سلوک می‌کند.

نور تنها خود را در دستان تاریکی به نمایش می‌گذارد‌، چنان‌چه روزنه‌های متنوع بر جسم تاریک بناها.

انعکاس نور در فضا همواره به شیوه‌های مختلف صورت می‌گرفته است تا پاسخ‌گوی نیازهای انسان باشد. به‌طور مثال دالان نور و گذار از تاریکی به روشنایی در معماری کلیساهای قرون وسطا، حس نزدیک شدن به وجود و هستی را در بیننده ایجاد می‌کند و یا استفاده از آینه و طلا در مقابل منبع نور فضا را روشن کرده و نور را به درون می‌خواند همان‌گونه که در عمارت چهلستون اصفهان دیده می‌شود.

نور همیشه گونه‌ای از تزیینات در بناها بوده است‌، آن هنگام که با عبور از شیشه‌های رنگی و نقش‌دار به درون فضا راه می‌یابد و زیبایی بصری فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌کند که هم چشم‌نواز است و هم الهام‌بخش.

اگر به دنبال نور در معماری باشیم نخستین جلوه‌اش را در گذار تاریخ‌، می توانیم در مناره‌ها ببینیم.

مناره که به معنای محل نور و کانون نور است  قدمتش به قدمت نخستین سفرها و مسافران باز می‌گردد. مناره‌ها راهنمای کاروانان و ره‌گذران و نوید‌بخش مقصد بوده‌اند‌. اگر‌چه با گذشت زمان کاربردهای متنوع دیگری نیز به آن‌ها اضافه شده است.

هنر معمار ایرانی در طراحی سایه روشن‌ها جلوه‌گر بوده است‌، چرا که در معماری ایران همواره از راه‌یابی نور به‌طور مستقیم به داخل بنا پرهیز می‌شده و این هنر معماران بوده است که بتوانند نور را به گونه‌ای به درون بنا هدایت کنند که بر زیبایی بصری آن بیافزایند.

فرورفتگی‌ها‌، برجستگی‌ها‌، روزن‌ها و پنجره‌های مشبک با شیشه‌های رنگی و … همه و همه در ایجاد فضایی متنوع نقش داشته‌اند .

و اما نور در سطرسطر کلام آنان که وارثان آب و خرد و روشنی‌اند .

در اشعار شاعران همواره هماهنگی عمیقی میان واقعیت و خیال وجود دارد‌، به گونه‌ای که گاه با خیال ره واقعیت را می‌جویند و گاه با واقعیت خیال را نقش می‌کنند‌. نور را از روزن واژه‌ها به درون جان ما می‌خوانند و آن حس نهفته و خاموش را در وجود ما آشکار و روشن می‌کنند.

در فلسفه ذن‌، نور روشن‌گر بخشی از وجود است که در تاریکی نهان است.

شاعران گاه در هیاهوی ظلمت شبانه نوید صبحی روشن و نهفته در پشت دریچه‌ها را می‌دهند و از جنگ یک روزنه با خواهش نور می‌گویند و یا گاه هم‌چون «مولانا» با واژه‌هایشان راه را از بی‌راه نمایان می‌کنند. نور و گرمای آن همواره نشانی از محبت و عشق بوده است.

من زنی را دیدم‌، نور در هاون می‌کوبید

ظهر در سفره آنان نان بود

سبزی بود

دوری شبنم بود

کاسه داغ محبت بود

(سهراب سپهری)

و خلاصه آن‌که انتظارها با فرا رسیدن نور و روشنایی به پایان می‌رسد .

اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان

چراغ بیار و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچه خوش‌بخت بنگرم

(فروغ فرخ‌زاد)

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,