Saturday, 18 July 2015
24 October 2020
پس‌نشینی تند- تجارت پرندگان‌شکاری

«هم‌چون باد بر باد»

2010 November 07

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

تجارت پرندگان‌شکاری در بازارهای حوزه‌ی خلیج‌فارس داستان امروز و دی‌روز میراث‌طبیعی ایران زمین نیست، بلکه روایتی است از حراج گونه‌های ایرانی که سمبلی از اقتدار طبیعت منحصر‌به‌فرد ایران هستند. طبق آخرین آمارها نه‌صد‌و‌سی گونه از جانوران کشورمان در فهرست گونه‌های در حال انقراض قرار داده شده‌اند. شاید نکته جالب در این میان وجود پرندگان شکاری در این فهرست باشد. به‌طور طبیعی این نوع از پرندگان دشمنان طبیعی چندانی ندارند، پس دلیل این امر باید چیزی خارج از جریان طبیعت باشد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

حفاظت و نگه‌داری از تنوع زیستی کره زمین یکی از وظایف اخلاقی و انسانی است که اهمیت عمل به آن هر روز بیش‌تر از گذشته روشن می‌شود. نگه‌داری از چرخه‌ی زیستی باعث تضمین بقا و دوام آدمی در کره خاکی خواهد بود. امروزه شاید نگه‌داری از یک گونه حشره در یک منطقه‌ی دور افتاده‌ی آفریقا در نظر خیلی‌ها دیگر کار عبث و بیهوده‌ای نباشد، چون فرهنگ حفاظت از محیط زیست در جوامع بشری رسوخ کرده و در حال گسترش است. در کشور ما هرساله تعدادی از گونه‌های جانوری کشورمان که بعضی از آن‌ها در دنیا منحصر‌به‌فرد هستند، در لیست گونه‌های در معرض خطر انقراض قرارداده می‌شوند و امید به بازگشت آن‌ها به طبیعت هر روز کم‌رنگ‌تر از دی‌روز می‌شود. پرندگان و به‌خصوص پرندگان شکاری از این انواع هستند.

عرب‌ها پول‌دارند و خوش‌گذران و تاوان پول‌داریشان را حیات وحش بی‌زبان ما باید بپردازد. با توجه به این‌که پرندگان شکاری تربیت‌پذیر هستند، توسط اعراب حاشیه‌ی خلیج‌فارس آموزش داده می‌شوند تا پرنده «هوبره» را شکار کنند. عرب‌ها شکار «هوبره» را با پرندگان شکاری دوست دارند و این دوست داشتن بلایی شده به جان نیمه‌جان هوبره‌ها. اتفاقن پرندگان شکاری هم از ایران قاچاق می‌شوند و البته به قیمتی گزاف به عرب‌ها فروخته می‌شوند. آن‌ها پرندگان شکاری را به زیست‌گاه «هوبره» می‌برند تا این پرنده را برایشان شکار کنند. عمر برخی از این گونه‌ از پرندگان شکاری برای شکار کم و حدود سه‌سال است و بعد از آن در طبیعت رها می‌شوند.

اما حیوانی که بیش‌تر عمرش را در اسارت گذرانده و با شرایط محیط زیست طبیعی‌اش فاصله زیاد گرفته است، دیگر امکان سازگاری با محیط را نخواهد داشت ‌و به نوعی حیوان دیگر از دست رفته است. به دلیل این‌که منقار این پرندگان مانند ناخن انسان همیشه در حال رشد است، پرنده برای حفظ قدرت جنگندگی خود هر چند وقت منقارش را به سنگ‌ها و صخره‌ها می‌ساید تا حالت و فرم خود را از دست ندهد و بتواند حمله کرده و طعمه را بگیرد، در مدت اسارت پرنده این حالت را از دست داده و پس از رهاسازی احتمال زنده ماندن آن زیر پنجاه درصد می‌شود. به این دلیل جمعیت پرندگان شکاری به شدت در معرض خطر قرار گرفته است.

شکارچیان پول‌دار عرب بعد از آن‌که «هوبره» ایرانی را قاچاق کردند، سر از زیست‌گاه‌های پرندگان شکاری در آوردند و با هم‌راهی بومیان و مردم محلی آن‌ها را در فصل‌های مختلف شکار می‌کنند

شکارچیان پول‌دار عرب بعد از آن‌که «هوبره» ایرانی را قاچاق کردند، سر از زیست‌گاه‌های پرندگان شکاری در آوردند و با هم‌راهی بومیان و مردم محلی آن‌ها را در فصل‌های مختلف شکار می‌کنند. در برخی از استان‌های جنوبی در فصل مهاجرت پرندگان در زمستان و در برخی دیگر مانند لرستان در اواخر تابستان دست به زنده‌گیری و قاچاق می‌زنند. شکارچیان برای شکار پرندگان شکاری چاله‌هایی را به نام «کوخه» در سطح زمین حفر می‌کنند و با حضور در داخل این چاله‌ها و پهن‌کردن تورهایی که چند عدد کبوتر در داخل آن‌ها به عنوان طعمه گذاشته شده است، اقدام به زنده‌گیری این پرندگان می‌کنند. بسیار پیش آمده‌ است که در در جریان شکار این پرندگان برخی از پرندگان ماده شکار شوند که این امر موجب از بین رفتن تخم‌های این پرنده می‌شود.

چگونگی مبارزه با قاچاق و شکار این پرندگان و دیگر حیوانات در حال انقراض نیز حکایت دردناک دیگری است. قیمت فروش این گونه‌ها برای مثال برخی پرندگان شکاری در کشورهای عربی حاشیه خلیج‌ فارس بیش از بیست‌میلیون تومان و در برخی موارد تا پنجاه میلیون تومان بوده است. شکارچیان که از نظر اقتصادی و فرهنگی متعلق به طبقه‌ی محروم جامعه هستند، در ازای دریافت مبالغی دست به این کار می‌زنند و پس از بازداشت با پرداخت بدهی‌شان از سوی همان دلالان عرب به سر کار خود باز می‌گردند. در این میان کار شکارچیان عرب راحت‌تر است. «سعود‌عبدالعزیز‌بابتین» معروف‌ترین شکارچی عرب کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، هشت سال متمادی است که برای شکار به خوزستان می‌آید و هر بار پس از دستگیری آزاد می‌شود. روش پیش‌گیری از چنین کارهایی علاوه بر کار فرهنگی بر روی این افراد ایجاد کار و منبع درآمد جای‌گزین است، تا از میزان این خسارت‌ها کاسته شود.

از سوی دیگر شکاربانان نیز چه از نظر مادی و چه از لحاظ قانونی  یکی از مظلوم‌ترین اقشار جامعه‌ی ما هستند. آن‌ها از یک سو با دست‌مزدهای ناچیز به این کار سخت و خطرناک می‌پردازند که همین فقر مالی گه‌گاه باعث می‌شود که خود نیز به دام شراکت در این کار بیافتند و از سوی دیگر به لحاظ قانونی نیز حمایتی از آن‌ها صورت نمی‌گیرد. هنوز شکاربانان فراوانی به جهت درگیری منجر به کشته‌شدن شکارچیان، بدون هیچ حمایتی در زندان‌ها به‌سر می‌برند و خانواده‌هایشان بی‌سرپرست مانده است.

این بخش کوچک ماجرا است. سال‌ها است که مسوولان سازمان‌ محیط زیست کشور مجوزهایی را برای شکار گونه‌های مختلف جانوری برای خارجیان و البته بیش‌تر برای اعراب صادر می‌کنند و با شگفتی تمام از این کار خود دفاع می‌کنند. زیرا که بخشی از قانون اساسی ما است. در اساس اصل 138 قانون اساسی که توسط هیت وزیران به تصویب رسیده‌، آمده است: «اجرای برنامه‌های شکار توسط مقامات عالی‌رتبه کشورهای خارجی در ایران از شمول ضوابط و دستورالعمل‌های عمومی شکار مستثنا بوده و تابع مقررات این آیین‌نامه است. تمامی دست‌گاه‌های دولتی و مراجع ذیربط موظف به رعایت این مقررات هستند.» دکتر «معصومه ‌ابتکار» در زمان مسوولیتش در سازمان محیط‌زیست در گفت‌وگو با خبرنگار روزنامه «وقایع‌اتفاقیه» با افتخار می‌گوید: «صدور پروانه شکاربرای مقامات کشورهای خارجی و به خصوص کشورهای عربی، بیش‌تر به منزله هدیه‌ای است برای بهبود روابط دیپلماتیک تا به نوعی ما هم در کمک به تسهیل روابط با کشورهای خارجی با وزارت امورخارجه، وزارت‌اطلاعات و وزارت‌کشور سهیم باشیم.» او حتا آمار دقیقی از تعداد مجوزهای صادرشده توسط این سازمان برای سران عرب ندارد. وضعیت در دولت دهم از این هم اسفناک‌تر شده است و مسوولان در برخی موارد زحمت شیخ‌نشین‌ها را کم کرده و حیوانات را تر و تمیز و شکار شده و سالم در قفس تقدیم آقایان کرده‌اند. چه بر سر میراث گران‌بهای طبیعی این سرزمین می‌رود خدا داند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,