Saturday, 18 July 2015
25 November 2020
زخم- به بهانه روز «ازدواج» در ایران

«زوج‌هایی که خیلی زود طعم شکست را می‌چشند»

2010 November 09

افشان برزگر / رادیو کوچه

اول ماه ذی‌الحجه هر سال، که امسال مصادف است با دوشنبه هفدهم آبان و هشتم نوامبر، در ایران روز «ازدواج» نام‌گذاری شده که دولت هر‌ساله طی مراسمی این‌روز را که سال‌روز ازدواج «علی‌ابن‌ابیطالب»، امام اول شیعیان و «فاطمه»، دختر پیامبر اسلام است را جشن می‌گیرد.

یکی از برنامه‌هایی که قرار است امسال به این مناسبت و برای اولین‌بار در کشور اجرا شود، ممنوعیت صدور حکم طلاق است، چراکه به اعتقاد وزیر دادگستری ایران این امر باعث می‌شود که شعار «روز بدون طلاق» در حد شعار باقی نماند، این در حالی‌ است که آمارها نشان می‌دهد وضعیت طلاق در ایران بحرانی‌تر از آن است که مسوولان بخواهند با نام‌گذاری یک‌روز به‌نام ازدواج و یا خودداری از صدور حکم طلاق در یک روز، درمانی برای این موضوع که آسیب‌های فراوانی را به‌دنبال خود دارد، بیابند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

براساس اعلام سازمان ملی جوانان که تنها متولی امور جوانان در ایران معرفی شده است، هم اکنون بیش از 12 میلیون نفر از جمعیت کشور در سن ازدواج قرار دارند که بیش‌تر آن‌ها متولدان دهه 60 که انفجار جمعیت در آن رخ داد، هستند.

هم‌چنین اعلام شده است که سن ازدواج در میان جوانان ایرانی به بالای 30 سال رسیده است که مسوولان این امر را زمینه ساز بروز آسیب‌های جدی برای جامعه و خانواده می‌دانند.

در کنار افزایش سن ازدواج که نتیجه سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دولت‌ها در ایران است، موضوع دیگری نیز ذهن سیاست‌گذاران امر ازدواج و خانواده‌های ایرانی را به‌خود مشغول کرده و آن افزایش آمار تجرد قطعی زنان و مردان ایرانی در دهه اخیر است، به‌طوری که بر اساس آخرین آمارهای ارایه شده تعداد زنان مجرد 8.1 در هزار نفر جمعیت 50 سال به بالا و تعداد مردان مجرد چهار است که به‌نظر می‌رسد با توجه به وضعیت اقتصادی جامعه این آمار در آینده نزدیک به‌طور چشم‌گیری افزایش پیدا کند.

با این حال اگر جوانان بر تمام مشکلات پیش روی ازدواج هم‌چون انتخاب همسر، مشکلات شغلی، درآمد، مسکن، تامین لوازم زندگی، مخارج برگزاری مراسم عروسی و غیره فایق آیند و زندگی مشترک خود را آغاز کنند، سرنوشتی مبهم در انتظارشان است، چراکه زنگ خطر طلاق چندی است در ایران نواخته شده است.

آمارهای رسمی نشان می‌دهد که هر ساله فاصله میان رشد ازدواج و رشد طلاق کم‌تر می‌شود، هرچند برخی مواقع این موضوع از سوی بعضی از مسوولان انکار می‌شود، اما گزارش‌های سازمان ثبت احوال ایران به‌عنوان مرجع رسمی ثبت کننده وقایع حیاتی هم‌چون طلاق و  ازدواج در کشور بر این ادعا صحه می‌گذارد که روند طلاق در ایران به مرحله بحرانی خود نزدیک شده و اکثر خانواده‌ها این موضوع را به‌صورت مستقیم لمس کرده‌اند.

سازمان ثبت احوال در آخرین گزارش خود اعلام کرده است که در سه ماهه اول امسال 257 هزار و 718 ازدواج در کشور به ثبت رسیده است که بیش‌ترین میزان ازدواج‌ها یعنی 12.23 درصد آن مربوط به زوج‌هایی بوده که اختلاف سنی با هم نداشته‌اند. آمار طلاق نیز در این مدت 33 هزار و 65 مورد عنوان شده که اکثر افرادی هم که تصمیم به طلاق گرفته‌اند هم‌سن بوده‌اند.

بر اساس آمارها بیش‌ترین میزان ازدواج برای مردان و زنان در گروه سنی 20 تا 24 سال بوده، هرچند که ازدواج در گروه سنی 15 تا 19 سال برای زنان با رقم 49 هزار ازدواج قابل توجه است.

هم‌چنین بیش‌ترین میزان طلاق ثبت شده مربوط به گروه سنی 25 تا 29 برای مردان و 20 تا 24 سال برای زنان بوده است که بیش‌تر این طلاق‌ها در همان سال‌ها و حتا ماه‌های  اولیه زندگی مشترک صورت می‌گیرد.

بررسی‌های استانی درباره ازدواج و طلاق نیز گویای نکات جالبی است. این بررسی‌ها نشان می‌دهد که زنان و مردان استان‌های تهران، سیستان‌و‌بلوچستان، خراسان‌رضوی، خوزستان و فارس بیش‌ترین و مردان و زنان استان‌های سمنان، ایلام، خراسان جنوبی، چهارمحال‌و‌بختیاری، بوشهر و کهکیلویه و بویراحمد کم‌ترین تمایل به آغاز زندگی مشترک را داشته‌اند.

هم‌چنین بررسی‌ها نشان می‌دهد استان تهران با فاصله چشم‌گیری با سایر استان‌ها در صدر فهرست ثبت طلاق در کشور قرار دارد، به‌طوری که اداره ثبت احوال تهران از افزایش چهار درصدی آمار طلاق تنها در سه ماهه اول امسال خبر می‌دهد، البته شرایط سایر استان‌های کشور نیز جالب به‌نظر نمی‌رسد، به‌طوری که پس از تهران، استان‌های خراسان رضوی، فارس، اصفهان و خوزستان قرار دارند.

البته طبق معمول سالیان گذشته نیز میزان ثبت طلاق در استان‌هایی هم‌چون ایلام، چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، سمنان، کهکیلویه و بویراحمد و یزد پایین گزارش شده است که این امر نیز به‌دلیل شرایط فرهنگی این مناطق در مذموم شمردن طلاق است.

آمار نگران‌کننده دیگر افزایش میزان طلاق در مناطق روستایی ایران است، به‌طوری که بر اساس آخرین گزارش‌ها، آمار طلاق در مناطق روستایی که تا چند سال گذشته عددی تک‌رقمی بود به 15 درصد رسیده است که این خود نشان از نفوذ این پدیده اجتماعی در جوامع کوچک روستایی دارد.

هرچند همه می‌دانند بی‌کاری، هزینه‌های سرسام‌آور مسکن و مراسم عروسی، مسایل فرهنگی، افزایش تعداد دختران تحصیل‌کرده و پسران دانش‌گاه نرفته، استقلال مالی زنان، نبود اعتماد به جنس مخالف، مقاومت‌های اجتماعی، چشم‌و‌هم‌چشمی، تغییر نگرش جوانان نسبت‌به ازدواج، اعتیاد، خیانت، ازدواج مجدد مردان، نارضایتی جنسی و از همه مهم‌تر نبود مهارت برای انتخاب همسر از عوامل کاهش تمایل به ازدواج و افزایش طلاق در کشور است، باز مسوولان کشور علل غیرواقعی و یا راه‌کارهای اجرانشدنی برای این حل این مشکل ارایه می‌دهند، به‌طوری که چندی پیش یکی از مسوولان سازمان ملی جوانان اعلام کرده بود که داشتن روابط غیرمتعارف و نادرست قبل از ازدواج، در بروز 60 درصد از طلاق‌های کشور در سال‌های اخیر نقش مستقیم داشته است.

هرچند بعد از چندی مسوولان به این تیجه رسیدند که مهم‌ترین دلیل رشد طلاق در کشور وجود خطاهای شناختی در انتخاب همسر است، اما باز هم نتوانستند برای این مشکل نیز چاره‌ای بیندیشند و حاصل مطالعات و کارهای کارشناسی دولت، طرح جنجال برانگیز «ارایه اجباری گواهی‌نامه ازدواج» به جوانان بود، به‌طوری که افراد فاقد این گواهی‌نامه حق ازدواج نداشتند و جالب‌تر این‌که مشخصات و ویژگی‌هایی که برای افراد واجدالشرایط درنظر گرفته بودند، شامل بسیاری از جوانان ایرانی نمی‌شد که این امر موجب شد، خود‌به‌خود پرونده این طرح غیرکارشناسی بسته شود.

ارایه راه‌حل‌های دولتی به این‌جا نیز ختم نشد و سازمان ملی جوانان برای حل تجرد 12 میلیون دختر و پسر ایرانی صحبت از تشکیل خانواده‌های نیمه‌مستقل کرد، به گونه‌ای که دختر و پسر با یک‌دیگر ازدواج کنند، اما تا فراهم شدن شرایط زندگی مشترک، هر یک در خانه پدری خود بمانند و هزینه آن‌ها توسط خانواده‌ها تامین شود. حتا طراحان آن پا را فراتر گذاشته و عنوان کردند که زوج‌ها در طول زندگی نیمه‌مستقل خود می‌توانند بچه‌دار نیز بشوند.

طرح چنین راه‌کارهایی که غالبن با فرهنگ عامه کشور در تناقص بوده و پذیرفته شده نیست، نشان می‌دهد که دولت هیچ برنامه مدونی برای حل این مشکل ندارد و هر از گاهی تنها افزایش وام ازدواج و یا ساخت مسکن مهر برای زوج‌های جوان را مطرح می کند.

هرچند بحث ازدواج و طلاق به حوزه زندگی خصوصی افراد مربوط می‌شود، اما در جامعه‌ای مانند ایران که دولت در تمام عرصه‌های زندگی انسان‌ها از تولد تا مرگ نقش پررنگی دارد، ادامه این روند به‌طور یقین چالش‌های لاینحلی را در آینده کشور به‌وجود خواهد آورد، چراکه  ثبت 14 واقعه طلاق در هر ساعت و رسیدن سن طلاق به 34 سال برای مردان و 29 سال برای زنان، با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران، مسئله‌ای نیست که به‌توان به‌راحتی از کنار تبعات سنگین آن گذشت.

پس به‌تر است دولت‌مردان ایران که به گفته خودشان وضعیت ازدواج جوانان در وضعیت زرد و نزدیک قرمز قرار دارد، به جای نام‌گذاری یک روز خاص به نام «ازدواج» و خودداری از ثبت طلاق در این روز، هر روز سال به فکر ایجاد بسترهای افزایش ازدواج‌های موفق و پایدار در کشور باشند، شاید بتوانند از متلاشی شدن خانواده‌های بیش‌تر در آینده جلوگیری کنند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,